تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






شكر كه در مقابل كفران است به معناى سپاس در برابر كارى است كه اثر آن به غیر برسد و دریافت كننده اثر نیز همان شخص شاكر باشد و به عبارتى دیگر: شكر، سپاس بر نعمتى است كه از منعم به شاكر مى رسد، نه بر كمالاتى كه اثرش به دیگران نمى رسد یا به غیر شاكر مى رسد. بنابراین در شكر، هم وصول اثر به غیر نقش دارد و هم اتحاد متنعم و شاكر؛ در صورتى كه هیچ یك از این دو قید در حمد مطرح نیست و از این رو شكر از دو جهت اخص از حمد است و هر شكرى حمد است، ولى چنین نیست كه هر حمدى شكر باشد.

آنچه در فرق میان حمد و شكر گفته شد، ویژگیهایى است كه اهل لغت براى فرق گذارى میان این دو واژه گفته اند؛ اما با عنایت به كاربردهاى قرآنى واژه شكر باید گفت: وصول اثر نعمت و كمال به غیر، مقوم شكر نیست و گرنه اطلاق شكر بر خداى سبحان مجاز خواهد بود.

توضیح این كه، شاكر بودن گاهى به برخى از اسماى حق اسناد داده مى شود و مراد از آن تاءثیر اسماى الهى در یكدیگر است. در این صورت قید وصول اثر به غیر مى تواند در قوام شكر نقش داشته باشد؛ اما اگر شاكر بودن به ذات اقدس خداوند كه كامل محض و غنى صرف است اسناد داده شد، وصول اثر نقشى در گوهر شكر ندارد؛ زیرا ذات خداى سبحان نه تنها به غیر خود نیازمند و از او متاءثر نیست، كه به خود نیز نیازمند نیست و از خود نیز اثر نمى پذیرد. او غنى محض است، نه مستغنى و خودكفا، تا با فیض خود نیاز خویش را تاءمین كند: الهى تقدس رضاك اءن تكون له علة منك فكیف تكون له علة منى. الهى اءنت الغنى بذاتك اءن یصل الیك النفع منك فكیف لا تكون غنیا عنى (646)

بنابراین، وصول اثر به غیر ویژگى برخى از مصادیق شكر است و نه مقوم گوهر شكر و اگر در تعریف شكر مطرح مى شود از باب زیادت حد بر محدود است.

حاصل این كه، بر اساس این تحلیل در فرق حمد و شكر باید گفت: اگر مقصود امتیاز حمد از شكر در مورد موجودهاى امكانى باشد، فرق آن است كه در حمد، وصول اثر كمال محمود به حامد شرط نیست، ولى در شكر وصول اثر مشكور به شاكر معتبر است و اگر مقصود اعم از موارد وجوب و امكان باشد به طورى كه شاكر بودن خداوند هم منظور باشد، شاید از این جهت، شكر به لحاظ مصداق همان حمد باشد، بدون تفاوت.

لام در الحمد: براى استغراق یا جنس است و مفادش آن است كه هر حمدى از هر حامدى و براى هر محمودى واقع شود، در واقع حمد خداى سبحان است و جز او هیچ كس مالك حمد نیست. بنابراین، او حمید محض و محمود صرف است.

احتمال دیگر در الف و لام آن است كه براى عهد باشد و مراد از حمد معهود، حمد كاملى است كه خداى سبحان از خود دارد. (647)

لام در الله : یا براى مالكیت است و یا اختصاص. خداوند مالك هر حمدى است، یا هر حمدى ویژه اوست.

رب: ربوبیت، سوق دادن شى ء به سمت كمال آن است و رب كسى است كه شاءن او سوق دادن اشیا به سوى كمال و تربیت آنها باشد و این صفت به صورتى ثابت در او باشد.

مفاهیمى همچون: مالكیت، مصاحبت، سیادت، قیمومت، ملازمت، تداوم بخشیدن، برآوردن حاجت، تعلیم یا تغذیه، همه از لوازم و آثار ربوبیت و هر یك در موردى و به اقتضاى موارد گوناگون است و هر یك مصداقى از مصادیق متفاوت تربیت است، نه معناى آن و اخذ هر كدام از آنها در معناى رب از باب زیادت حد( به معناى عام ) بر محدود، و نشانه این زیادت آن است كه در سوره ناس كلمه ملك و كلمه اله هر دو بعد از كلمه رب ذكر شده است و اگر تعبیر (رب الناس ) مفهوم ملك و اله را به همراه داشت، لازم نبود كه (ملك الناسَ اله الناس ) جداگانه ذكر شود، و چون معناى ملك با معناى مالك در عین تفاوت، مباین نیست، از این رو نكته مزبور به عنوان شاهد یاد شد.

كلمه رب بدون قید و به طور مطلق، جز بر ذات مقدس خداوند اطلاق نمى شود، ولى به صورت مضاف و مقید بر غیر خداوند نیز اطلاق مى شود؛ مانند: رب الدار و رب الابل و اگر كلمه ارباب به طور جمع استعمال شده است، مانند (ءاءرباب متفرقون ) (648) به لحاظ باورهاى باطل و ثنیین است و گرنه در جهان هستى بیش از یك رب نیست.

تذكر: در مصدر باب تفعیل از رب نباید به جاى تربیت ، تربیت به كار برد؛ زیرا رب از نظر صرفى مضاعف و مربى ناقص واوى است و مربى از ریشه ربو به معناى رشد و زیادت است.

عالمین: این كلمه جمع عالم است و غالبا الفاظى كه بر وزن فاعل است، بر ابزار و آلت دلالت مى كند؛ مانند: خاتم، طابع و قالب كه به معناى ما یختم به ، ما یطبع به و ما یقلب به است. عالم نیز به معناى ما یعلم به است ؛ یعنى آنچه به وسیله آن علم حاصل مى شود و سر تسمیه عالم بدین نام آن است كه هر عالمى آیت و نشانه خداى سبحان است و به وسیله آن علم به خداوند حاصل مى شود و چون در نظام هستى هر موجودى از موجودات آیت و نشانه خداوند است و هر ذره اى از ذرات هستى علامت آن ذات اقدس است، هر موجودى یك عالم است و بر این اساس درباره اطلاق عالم بر مجموع موجودات یا بر مجموعه اى خاص از موجودات باید گفت: اگر مجموع (افزون بر جمیع واحدهاى آن )، وجود مستقلى داشته باشد، اطلاق عالم بر آن حقیقى است و آن نیز مانند هر یك از واحدهایش یك عالم است و تحت تدبیر رب العالمین خواهد بود و اما اگر وجود مستقلى نداشته باشد، اطلاق عالم بر مجموع اشیا یا مجموعه اى خاص از اشیا، مجاز است و تنها اطلاق عالم بر هر یك از واحدها حقیقت خواهد بود.

عالم و علامت همان كلمه علم (اسم خاص ) است كه در كلمه اول بعد از حرف عین الفى به آن افزوده شده و در واژه دوم الفى بعد از حرف لام آمده و به تاء مختوم شده است.

عالم همه بر تمامى موجودات اطلاق مى شود، مانند: عالم وجود و هم بر ماسوى الله ؛ مانند: حدوث عالم و فناى عالم و هم بر هر نوعى از انواع موجودات ؛ مانند: عالم جماد و عالم انسان و هم بر هر صنفى از اصناف ؛ مانند: عالم عرب و عالم غیر عرب .

كلمه العالمین شامل همه عوالم پیش از دنیا، عالم دنیا و عوالم پس از دنیا (برزخ و قیامت ) و همچنین عالم انسان، عالم فرشتگان و سایر عوالم هستى خواهد شد.

كلمه عالمین در قرآن كریم گاهى به معناى همه جوامع انسانى است ؛ مانند: ان اءول بیت وضع للناس للذى ببكة مباركا و هدى للعالمین (649) (لیكون للعالمین نذیرا ) (650) ما سبقكم بها من اءحد من العالمین (651) و گاهى به معناى همه عوالم امكانى است ؛ مانند: قال فرعون و ما رب العالمینَ قال رب السموات و الاءرض و ما بینهما... ربكم و رب ابائكم الاءولینَ... رب المشرق و المغرب و ما بینهما ان كنتم تعقلون (652). مراد از كلمه عالمین در آیه حمد همه نظام هستى امكانى است، نه خصوص جوامع انسانى كه با قرینه هدایت یا انذار در آیه آل عمران و آیه فرقان اراده شده است ؛ از این رو معادل فارسى عالمین ، جهانها است، نه جهانیان .

تذكر: كلمه جهانها نیز معادل مناسبى براى واژه عالمین نیست ؛ زیرا واژه عالم، چنانكه گذشت، به معناى نشانه و علامت است ؛ در حالى كه واژه جهان به معناى جهنده است و اطلاق آن بر عالم، بر اثر اشتمال عالم بر حركت و جهش است و از این رو باید گفت اطلاق واژه جهان بر عوالمى كه در آن نشانى از حركت و جهش نیست، نادرست است.

اختصاص حمد به خداى سبحان 

قرآن كریم سراسر عوالم هستى امكانى را مخلوق خداوند سبحان مى داند و همه را نیكو و زیبا مى شمارد: (قل الله خالق كل شى ء) (653) الذى اءحسن كل شى ء خلقه (654). بنابراین، هر چه مصداق شى ء است، یعنى سراسر عوالم وجود امكانى، نیكو و زیباست و چون حمد در برابر كمال، جمال و نعمت بخشى است، پس حمد مطلق ازلى و ابدى از آن خداست: (الحمدلله ) و هیچ كس مالك حمد نیست. علل وسطیه نیز مجارى فیض الهى است و سرآغاز سلسله فیض تنها ذات اقدس الهى است.

آیه كریمه (الحمد لله رب العالمین ) مشتمل بر دو برهان بر اثبات و اختصاص حمد براى خداى سبحان است:

برهان اول كه از نام مقدس الله استفاده مى شود (655) این است كه الله جامع همه كمالات وجودى است (ذات مستجمع جمیع كمالات ) و چون حمد در برابر كمال بوده و هر كاملى محمود است، پس خداى سبحان محمود است. آیه كریمه (الحمدلله...) با تعلیق حكم بر وصف كه مشعر به علیت است مفید چنین برهانى است.

توضیح این كه، اگر گفته مى شد: الحمدله (حمد براى اوست ) مدعایى بودند كه برهانى به همراه نداشت و برهان مى طلبید و برهانش نیز این بود كه خداوند سبحان بر اثر جامعیت كمالاتش شایسته حمد است. اما در الحمدلله حكم (ثبوت حمد) بر وصف (الله ) تعلیق شده كه موضوع، خود دلیل را به همراه دارد و در مواردى كه متعلق حكم، خود در بردارنده سبب و علت ثبوت محمول براى موضوع باشد، نیاز به استدلال نیست ؛ همان طور كه در جمله الجنة للمطیعین و النار للملحدین وصف خود محمول (اطاعت و الحاد ) بیانگر علت ثبوت بهشت براى اهل طاعت و آتش براى ملحدان است. در الحمدلله نیز جامعیت كمال كه سبب ثبوت و اختصاص حمد است در موضوع الله قرار دارد.

برهان دوم كه حد واسط آن ربوبیت خداى سبحان است و از تعبیر (رب العالمین ) استفاده مى شود، بدین تقریر است: خداوند رب سراسر عوالم هستى امكانى است و هیچ شریكى در ربوبیت ندارد ( و از این رو كلمه عالمین به صورت جمع آمده است ) و چون حمد در برابر نعمت ربوبیت (سوق دادن هر موجود به كمال لایق آن ) است، پس حمد مخصوص ذات اقدس اوست و هیچ شریكى در حمد ندارد. از این رو در بحث ادبى گذشت كه الف و لام در كلمه الحمد براى استغراق و یا جنس است و مفادش این است كه هر حمدى از هر حامدى براى هر محمودى در واقع حمد خداست. براهینى چند بر انحصار و اختصاص ‍ حمد به خداى سبحان اقامه شده است كه برخى از آنها در بخش لطایف و اشارات این آیه بیان مى شود.

 




طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: تفسیر،
[ چهارشنبه 1 شهریور 1391 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
[ شنبه 21 مرداد 1391 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: علی وشب قدر،
[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

مهسادرویش

ازساوه

 

آیه 185 سوره بقره:
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَوَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: پرسش وپاسخ،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 03:55 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فی السَّماواتِ وَ ما  فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ  عِندَهُ إ لا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وِ ماخَلفَهُم وَ لا  یُحیطونَ بِشَی ءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُر سِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض ولا  یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم(۲۵۵)  لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد  استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها والله سَمِیعٌ عَلِیمٌ(۲۵۶)  الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ  الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ(۲۵۷)


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: ایه الکرسی،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: تفسیرقران،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

عکس, تصویر, درباره اعجاز اعداد در قرآن کریم


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن،
[ جمعه 26 خرداد 1391 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت