تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






جایگاه علمى و ویژگیهاى تدریس حضرت آیت الله العظمى بهجت
در این بخش ، نخست اشاراتى كوتاه به مقام علمى و نبوغ و دقّت نظر حضرت آیت اللّه العظمى بهجت مى كنیم ، سپس از شیوه تدریس ‍ سخن به میان آورده ، بعد به ذكر تاءلیفات و آثار و شاگردان ایشان مى پردازیم :
جایگاه علمى
گواهى استادان و هم دوره ایها و نیز شاگردان برجسته كه بخشى از آن در ذیل مى آید نمایانگر دقّت نظر و نبوغ برجستگى علمى ایشان است :
از آن جمله گویند: روزى ایشان در درس كفایه یكى از شاگردانِ مرحوم آخوند خراسانى به نحوه تقریر مطالب آخوند خراسانى توسّط استاد اعتراض مى كند، ولى با توجه به اینكه از همه طلاب شركت كننده در درس كم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدى پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار مى گیرد، ولى در آن هنگام ناگهان استاد وارد مى شود و متوجّه اعتراض شاگردان به ایشان مى گردد. سپس خطاب به آنان مى فرماید: ((با آقاى بهجت كارى نداشته باشید.))، همه ساكت مى شوند آنگاه استاد ادامه مى دهد: ((دیشب كه تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه مى كردم متوجّه شدم كه حقّ با ایشان است )) و پس از این سخن ، از جدیّت و نبوغ آیت الله بهجت تمجید مى نماید.
یكى از دانشمندان نجف مى گوید: ((ایشان در درس ، به مرحوم آیت الله كمپانى امان نمى داد، و پیوسته بحثها را مورد نقد قرار مى داد.))
مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضى حائرى نیز مى گوید: ((ایشان با اظهار نظرهاى دقیق و اشكالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب كرده بود كه چند روزى مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ایرادها براى ما هم مفید بود؛ ولى آقاى بهجت براى گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مى دادند معلوم مى شد اگر بالاتر از دیگران نباشند بى شك كمتر از آنان نیستند.))(31)
مرحوم علامه محمّد تقى جعفرى مى گوید: ((آن هنگام كه در خدمت آقا شیخ كاظم شیرازى مكاسب مى خواندیم ، آیت الله بهجت نیز كه اینك در قم اقامت دارند، در درس ایشان شركت مى نمودند، خوب یادم هست كه وقتى ایشان اشكال مى كردند آقا شیخ كاظم با تمام قوا متوجّه مى شد، یعنى خیلى دقیق و عمیق به اشكالات آقاى بهجت توجّه مى كرد، و همان موقع ایشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود.))(32)
آیت الله سید محمد حسین طهرانى در كتاب انوارالملكوت مى نویسد: ((آیت الله حاج شیخ عباس قوچانى ، وصىِّ سید على آقاى قاضى مى فرمودند: آیت الله العظمى حاج شیخ محمد تقى بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى معروف به كمپانى حاضر مى شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سید باز مى گشتند بعضى از طلابى كه در درس براى آنها اشكالاتى باقى مانده بود به حجره ایشان مى رفتند و اشكالشان را رفع مى نمودند. و چه بسا ایشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان مى پرسیدند و ایشان هم مانند بیدارى جواب مى دادند جواب كافى و شافى ، و چون از خواب برمى خاستند و از قضایا و پرسشهاى در حال خواب با ایشان سخن به میان مى آمد ابداً اطلاّع نداشتند و مى گفتند: هیچ به نظرم نمى رسد و از آنچه مى گویید در خاطرم چیزى نیست .))(33)
آیت الله مشكینى مى گوید: ((ایشان از جهت علمى (هم در فقه و هم در اصول ) در یك مرتبه خیلى بالایى در میان فقهاى شیعه قرار دارند.))(34)
حجة الاسلام والمسلمین امجد مى گوید: ((ایشان در علمیت در افق اعلى است . فقیهى است بسیار بزرگ ، و معتقدم كه باید مجتهدین پاى درسشان باشند تا نكته بگیرند و بفهمند، و حقّ این است كه درس خارج را باید امثال آیت الله بهجت بگویند نه آنهایى كه به نقل اقوال بسنده مى كنند.))
تشویق بزرگان به شركت در درس ایشان
آیت الله مصباح مى گوید:
((اوّلین چیزى كه ما را جذب كرد آن جاذبه معنوى و روحانى ایشان بود. ولى تدریجاً متوجّه شدیم كه ایشان از لحاظ مقامات علمى و فقاهت هم در درجه بسیار عالى قرار دارد. این بود كه سعى كردیم خدمت ایشان درسى داشته باشیم تا وسیله اى باشد هم از معلومات ایشان بهره اى ببریم ، و هم بهانه اى باشد كه هر روز خدمت ایشان برسیم و از كمالات روحى و معنوى آقا بهره مند شویم . كتاب طهارت را در خدمت ایشان شروع كردیم ، ابتدا در یكى از حجرات مدرسه فیضیه چند نفر از دوستان شركت مى كردند، و بعد از گذشت یك سال ، یكى دو سالى هم در حجره اى در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آیت الله بروجردى ) خدمت ایشان درس داشتیم ، و بعدها كه ضعف مزاج ایشان بیشتر شد از آن به بعد در منزل ، خدمتشان مى رفتیم كه یك دوره طهارت را خدمت ایشان خواندیم ، و بعد یك دوره هم مكاسب و خیارات را كه تقریباً حدود 15 سال ادامه پیدا كرد. ما در درس ایشان استفاده هایى مى بردیم كه در بسیارى از درسها كمتر یافت مى شد.))
شهید بزرگوار استاد مطهرى نیز به درس ایشان عنایت خاصّى داشتند. آیت الله محمد حسین احمدى یزدى در این رابطه مى گوید: ((آیت الله شهید مطهرى در باره درس آیت الله بهجت به ما خیلى سفارش مى كرد و مى فرمود: حتماً در درس ایشان شركت كنید مخصوصاً در اصول ، چون آقاى بهجت درس آقا شیخ محمد حسین اصفهانى معروف به كمپانى را دیده حتماً در درس ایشان شركت كنید.))
استاد خسرو شاهى مى گوید: ((بنده در درس فقه خارج خیارات آیت اللّه العظمى شیخ مرتضى حایرى شركت مى كردم . ایشان در اواخر عمر مریض بودند و درسشان تعطیل شد. یك روز وقتى كه آیت الله حایرى از حرم بیرون مى آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض كردم : ان شاءالله درس را شروع مى فرمایید؟ فرمودند: نه . بعد فرمودند: ((شما كه جوان هستید من یك ضابطه اى را در اختیار شما قرار بدهم ، و آن اینكه درس كسانى شركت بكنید كه فقط نقل اقوال نكنند، بلكه اقوال را بررسى كرده و نكاتى را در درس بیان كنند كه در فعلیّت رساندن ملكه اجتهاد خیلى سودمند باشد. چون درسى براى شما مفید است كه این ملكه اجتهاد را از قّوه به فعلیّت برساند، و تنها به نقل اقوال كفایت نكند.))
من همان جا به ایشان عرض كردم : جناب عالى كسى را با اسم براى ما معرّفى بفرمایید. فرمودند: ((من از اسم بردن معذورم .)) عرض ‍ كردم : من در درس آیت الله العظمى بهجت شركت مى كنم . ایشان اظهار رضایت نمود و تبسّم كردند و فرمودند: ((درس ایشان از نظر دقت و محتوا همین قاعده و ضابطه اى را كه به شما گفتم دارد، خوب است كه در درس ایشان شركت مى كنید. درس ایشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمى هم از جهت اخلاقى ، این درس را ادامه بدهید.))
شیوه تدریس
آیت الله مصباح در مورد روش تدریس ایشان مى گوید: ((ایشان در بیان مطالب سعى مى كردند ابتدا مساءله را از روى كتاب شیخ انصارى قدّس سرّه مطرح كنند، و بعد هر كجا مطلب قابل توجّهى از دیگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدّس سرّه در طهارت ، و از مرحوم حاج آقا رضا همدانى و دیگران مطالب برجسته اى داشتند آن را نقل مى كردند، و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصّى داشتند آن را بیان مى كردند. این شیوه از یك طرف باعث این مى شد كه انسان از نظر استادان بزرگ در یك موضوع آگاه بشود و در عین حال صرفه جویى در وقت مى شد.
استادان دیگر هم براى تدریس شیوه هاى جالبى داشتند كه شاید براى مبتدى مفیدتر بود كه هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح مى كردند، ولى خوب این باعث مى شد كه وقت بیشترى گرفته بشود و احیاناً مطالبى تكرار بشود.
در ضمن تدریس ، در میان نكته هایى كه از خود ایشان ما استفاده مى كردیم و طبعاً بعضى از این نكته ها چیزهایى بود كه ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت كرده بودند، به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و داراى دقتهاى كم نظیرى برمى خوردیم )).
آیت الله مسعودى كه خود سالها از درس آیت الله العظمى بهجت بهره برده اند درباره ویژگى تدریس ایشان بهجت مى گوید:
((سبك درس ایشان سبك خاصّى است . معمولاً آقایان مراجع و بزرگان در درس خارج یك مساءله اى را مطرح مى كنند و اقوال دیگران را یكى یكى ذكر مى كنند، سپس یكى را نقد مى كنند و دیگرى را تاءیید، و سرانجام یكى از آن نظرات را مى پذیرند، یا نظریّه دیگرى را انتخاب مى كنند. ولى ایشان برخلاف همه ، نقل اقوال نمى كنند بلكه ابتدا مساءله را مطرح مى كنند و بعد روند استدلالش را بیان مى كنند. اگر شاگرد آراء علماء را دیده و مطالعه كرده باشد، مى فهمد كه دلیلى را كه استاد ذكر مى كند چه كسى گفته است ، و اشكال یا تاءییدى را كه مى كند مى فهمد به سخن چه كسى اشكال یا قول چه كسى را تاءیید مى كند. لذا هر كس بخواهد در درس ایشان شركت كند باید مبانى و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد.))
آیت الله محمّد حسین احمدى فقیه یزدى درباره شیوه درس ‍ ایشان مى گوید: ((نوعاً ایشان چند مساءله اى یا فرعى را كه عنوان مى فرمودند بعد از توجّه به ظرافتهاى حدیث و روایت و یا آیه شریفه اى كه دلالت بر موضوع بحث داشت ، مقایسه اى بین موضوع بحث و سایر بحثهاى مشابه مى نمودند و دقت عقلى و فكرى خاصّى در تعادل آن دو انجام مى دادند، آنگاه نتیجه مى گرفتند كه انصافاً نتیجه علمى و جدید بود. و حقیقتاً مطلبى را كه ذكر مى كردند ناشى از اوج و عظمت دید و فكرشان بود كه از ائمه علیهم السّلام و اسلام گرفته بود. و اجتهاد صحیح نیز هم این گونه بحث و تجزیه و تحلیل كردن است .))
موعظه در درس
حجة الاسلام و المسلمین قدس امام جمعه كلاچاى كه خود سالها در درس ایشان حضور داشته است مى گوید:
((روال آیت الله العظمى بهجت این بود كه پیش از شروعِ درس ، حدود ده دقیقه موعظه مى كرد، ولى نه به عنوان موعظه بلكه به عنوان حكایت حال بزرگان گذشته . و معلوم بود كه منظور اصلى آیت الله مصباح یزدى كه سالها در درس خارج فقه ایشان شركت مى كردند (15 سال )، علاوه بر استفاده علمى ، استفاده از روحیّه ملكوتى آقا بوده است .))
آیت الله مصباح در این باره مى گوید: ((آیت الله بهجت گاهى داستانى را یا حدیثى را نقل مى كردند كه براى ما تعجّب آور بود ایشان چه اصرارى دارند كه بر مطالب معلوم و روشن تكیه مى كنند، از جمله مطلبى كه ایشان در تذكّرات پیش از درس اصرار مى كردند امامت امیرالمؤ منین علیه السّلام بود، ما تعجب مى كردیم كه ما مگر در آن حضرت شك داریم كه ایشان این قدر اصرار دارند كه دلائل امامت حضرت على علیه السّلام را براى ما بیان كنند. یك خورده ته دلمان گله مند بودیم كه چرا به جاى این مطالب یك چیزهایى كه بیشتر حاجت ماست (در امور اخلاقى و معنوى ) مطالبى را نمى گویند. اما بعد از این كه به پنجاه - شصت سالگى رسیدیم ، در بسیارى از مباحث دیدیم كه آن نكته هایى كه ایشان چهل سال پیشتر در درسشان درباره امامت على علیه السّلام ى فرمودند به دردمان مى خورد. گویا ایشان آن روز مى دید كه یك مسائلى بناست در آینده مورد غفلت و تشكیك قرار بگیرد.
شاید اگر توجّه هاى ایشان نبود ما انگیزه اى نداشتیم درباره این مسائل مطالعه اى داشته باشیم ، حتّى از نكته هایى كه ایشان چهل سال پیش بیان مى كردند امروز بنده در نوشته هایم در مورد مسائل اعتقادى یا جاهاى دیگر استفاده كرده ام .))
تاءلیفات
حضرت آیت الله بهجت داراى تاءلیفات متعددى در فقه و اصول هستند كه خود براى چاپ اكثر آنها اقدام نكرده اند، و گاه به كسانى كه مى خواهند آنها را حتّى با غیر وجوه شرعیه چاپ كنند، اجازه نمى دهند و مى فرمایند: هنوز بسیارى از كتابهاى علماى بزرگ سالهاست كه به گونه خطى مانده است ، آنها را چاپ كنید نوبت اینها دیر نشده است .
فهرست عمده تاءلیفات ایشان كه برخى نیز با اصرار و پشتكارى برخى از شاگردانشان به چاپ رسیده ، عبارتند از:
الف ) كتابهاى چاپ شده :
1- رساله توضیح المسائل (فارسى و عربى ).
2- مناسك حجّ.
دو كتاب فوق توسّط برخى از فضلا بر اساس فتاوى ایشان تاءلیف و پس از تاءیید آقا به چاپ رسیده است .
3- وسیلة النجاة .
این كتاب در بردارنده نظرات فقهى ایشان در اكثر ابواب فقه است كه در متن وسیلة النجاة آیت اللّه العظمى سیّد ابوالحسن اصفهانى قدّس سرّه گنجانده شده و نهایتاً جلد نخست آن با تاءیید ایشان به چاپ رسیده است .
4- جامع المسائل .
این كتاب مجموعه حواشى ایشان بر كتاب ((ذخیرة العباد)) استادش ‍ آیت الله العظمى محمّد حسین غروى اصفهانى معروف به كمپانى ، و نیز تكمیل آن تا آخر فقه مى باشد، كه قسمتهایى از آن ابتدا با نام ((ذخیرة العباد)) با حروفچینى نه چندان زیبا و در تعداد نسخه اندك در اختیار برخى از شاگردان و خواصّ ایشان قرار گرفت ، و بعداً جلد اوّل از این مجموعه كه قرار است در پنج مجلّد به چاپ برسد، به خاطر كثرت فروع فقهى كه توسّط حضرت آیت اللّه بهجت بر اصل كتاب افزوده شده و جامعیّت آن ((جامعُ المسائل )) نام گرفته و به همّت برخى از شاگردان ایشان به چاپ رسید.(35)
ب ) تاءلیفات آماده چاپ و نشر:
1- جلد اوّل از كتاب صلوة .
آیت الله بهجت در این كتاب با سبكى ویژه و تلخیص مطالب به ترتیب مباحث ((جواهر الكلام )) به بیان نظریّات نو و ابتكارى خویش ‍ پرداخته اند.
2- جلد اول از دوره اصول .
این كتاب تقریباً به ترتیب ((كفایة الاصول )) نگارش یافته است ، و بارها توسّط ایشان مورد مداقّه و تجدیدنظر قرار گرفته ، و نظریّاتى نو در بسیارى از مباحث اصول را در بردارد.
3- تعلیقه بر مناسك شیخ انصارى .
این كتاب در بردارنده نظرات ایشان درباره مناسك حجّ مى باشد.
ج ) تاءلیفاتى كه هنوز اقدام به چاپ آنها نشده است :
1- بقیّه مجلّدات دوره اصول .
2- حاشیه بر مكاسب شیخ انصارى .
كه به ترتیب مكاسب شیخ انصارى قدّس سرّه از اوّل تا انجام ، و پس از اتمام آن ادامه مباحثى كه در مكاسب مطرح نشده بر اساس متن ((شرائع الاسلام )) نگارش یافته است ، ایشان در این دوره از مباحث فقهى نظرات جدیدى را ارائه داده اند.
3- دوره طهارت .
در این كتاب نیز آیت اللّه بهجت بسان دوره ((كتاب الصلوة )) به ترتیب مباحث ((جواهر الكلام )) با تلخیص و نوآورى نظرات خویش را مطرح نموده اند.
4- بقیّه مجلّدات دوره كتاب الصلوة .
همچنین ایشان در تاءلیف سفینة البحار با مرحوم حاج شیخ عباس ‍ قمى علیهاالسّلام همكارى داشته اند، و قسمت زیادى از سفینة البحار خطى ، به خط ایشان نوشته شده است .
شاگردان
با توجّه به اینكه ایشان به خاطر شهرت گریزى عمدتاً در منزل خود تدریس مى كردند، با وجود این افراد بسیارى از محضر آن جناب استفاده كرده و مى كنند. كه برخى از آنان خود صاحب رساله و فتوى مى باشند، اینك نام بعضى دیگر از آنان را با حذف القاب ذكر مى كنیم :
1 - محمد تقى مصباح یزدى .
2 - عبدالمجید رشید پور.
3 - سید مهدى روحانى .
4 - على پهلوانى تهرانى .
5 - مختار امینیان .
6 - محمّد هادى فقهى .
7 - هادى قدس .
8 - محمود امجد.
9 - محمد ایمانى .
10 - محمد حسن احمدى فقیه یزدى .
11 - محمد حسین احمدى فقیه یزدى .
12 - مسعودى خمینى .
13 - سید رضا خسروشاهى .
14 - اسماعیل عابدى .
15 - حسن لاهوتى .
16 - عزیز علیارى .
17 - سید محمد مؤ منى .
18 - حسین مفیدى .
19 - محمدكریم پارسا.
20 - جواد محمد زاده تهرانى .
21 - سید صابر مازندرانى .
22 - شهید نمازى شیرازى .
23 - مهدى هادوى .




طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: جایگاه علمی بهجت،
[ یکشنبه 13 اسفند 1391 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

آیت الله العظمى سیّد على آقا قاضى رحمه اللّه
حاج میرزا سیّد على آقا قاضى قدّس سرّه در سیزدهم ماه ذى الحجّة الحرام سال 1282 ه‍ .ق . در تبریز متولّد شد، و بعد از طىّ مراحل مقدّماتى تحصیل مدّتى از محضر درس پدر بزرگوار خود، حاج سیّد حسین قاضى ، و نیز میرزا موسى تبریزى صاحب ((حاشیه رسائل ))، و همچنین میرزا محمّد على قراچه داغى استفاده نمود، و ادبیات عربى و فارسى را پیش شاعر نامى و دانشمند معروف میرزا محمّد تقى تبریزى معروف به ((حجّة الاسلام )) و متخلّص به ((نیّر)) خواند، و اشعار بسیارى به فارسى و عربى از وى نقل مى كرد.
تا اینكه در سال 1308 ه‍ .ق . در سنّ 26 سالگى به نجف اشرف مشرّف گردید. و زمانى در خدمت آیات عظام : فاضل شرابیانى ، شیخ محمد حسن مامقانى ، آقاى شریعت ، آخوند خراسانى و حاجى میرزا حسین خلیلى درس خواند، و مخصوصاً از اجلّه تلامذه این استاد اخیر به شمار آمد و در خدمت وى تهذیب اخلاق را نیز تحصیل كرد.(11)
آن بزرگوار، عارفى عظیم الشاءن ، فقیهى عالى مقام ، صاحب مكاشفات و كرامات بود. علاّمه شیخ آقا بزرگ طهرانى در كتاب ((طبقات اعلام شیعه )) درباره ایشان چنین مى نگارد:
((سیّد على آقاى طباطبائى تبریزى قاضى ، پسر میرزا حسین - كه وى نیز پسر میرزا احمد، و وى پسر میرزا رحیم بوده -، دانشمند و مجتهدى است متّقى و اخلاقى ، و فاضلى است پرهیزكار. ده ها سال میان ما و آن جناب دوستى و معاشرت بود. و در طول این مدّت وى را در روش خویش استوار، و در خوى و خصلت جوانمرد، و در ذات و فطرت بزرگوار یافتم ... او را تفسیرى است كه از اول قرآن كریم شروع و به آیه 92 از سوره انعام آنجا كه مى فرماید:
(قُلِ اللّهُ، ثُمَّ ذَرْهُمْ فى خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ)
بگو: خدا، سپس آنها را رها كن تا در عین غوطه ورى در باطل ، یكسره مشغول بازى باشند.
ختم مى گردد، و نیز پدر آن جناب تفسیرى بر قرآن نوشته است . خانه آنها از قدیم ، خانه علم و فضیلت و تقوا بوده است .(12)
علاّمه حسن زاده آملى درباره ایشان مى گوید: ((ایشان از اعجوبه هاى دهر بود)) تا اینكه مى فرماید: ((یكى از كلمات دلنشین مرحوم حاج سیّد على قاضى این است كه : اگر انسان نصف عمر خود را در پیدا كردن استاد كامل صرف كند، جا دارد.))(13)
آقاى حسن زاده از قول علاّمه طباطبائى درباره سیّد على آقاى قاضى مى نویسد: ((ایشان عجیب مردى بودند و شاگردهاى بسیارى تربیت كردند، استادان بسیارى هم دیدند، او داراى مكاشفات خیلى قوى بود و علاوه بر این [آنچه در ایشان بیشتر تجلّى داشت ]ژ(14) كمالات شهودیش و عرفانیش و سیر و سلوكش بود.))(15)


یت الله العظمى غروى اصفهانى رحمه اللّه
علاّمه سیّد محمّد حسین اصفهانى ، معروف به كمپانى ، از مجتهدین طراز اول و از مراجع بسیار ارزشمند زمان خود، بلكه به نظر بعضى از جهات ، فقیهى بى نظیر بود. ایشان در سال 1296 ه‍ .ق . دوّم محرّم الحرام در خانواده اى شریف در كاظمین چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش ، مرحوم حاج محمّد حسن از تجّار خیّر و معروف كاظمین بود، و از آنجایى كه اجداد پدرى او از اصفهان بوده اند به ((اصفهانى )) انتساب داشت . در كودكى پدرش را از دست داد و اموال قابل توجّهى را كه از او بجا مانده بود در تحصیل علوم و معارف اسلامى و نیل به مكارم اخلاق صرف كرد.
بدینسان آیت اللّه اصفهانى كمپانى كه از اوان كودكى ممتاز و با استعداد بود، پایه هاى علوم مقدّماتى را در كاظمین پى ریزى كرد و در حدود سنین بیست سالگى به مركز بزرگ علمى شیعیان جهان ، نجف اشرف مشرّف گردید و اصول و فقه را نزد استادان برجسته چون : حاج آقا رضا همدانى ، سید محمّد فشاركى و آخوند ملا كاظم خراسانى ، فلسفه و عرفان را نزد حكیم غوّاص و فیلسوف شهیر، حاج میرزا محمّد باقر اصطهباناتى آموخت .
اوج علمى و نبوغ او به جایى رسید كه پس از اندك زمانى در مركز علمى نجف اشرف به كرسى تدریس تكیه زد، و شاگردان بزرگى را از زُلال چشمه سار علمى خویش بهره مند ساخت .
تاءلیفات گرانبهایى از او به یادگار مانده است ، كه به عنوان نمونه مى توان از: حاشیه بر كفایة الاصول در علم اصول ، و حاشیه مكاسب در علم فقه ، و منظومه ((تحفة الحكیم )) در فلسفه ، و دیوان عربى و فارسى در شعر نام برد.
علاّمه كمپانى در سال 1361 ه‍ .ق . پنجم ذیحجه در سنّ 65 سالگى به جهان باقى شتافت ، و در نجف اشرف در كنار صاحب ولایت ، مولى علّى علیه السّلام به خاك سپرده شد.(16)

آیت الله العظمى حاج شیخ محمّد كاظم شیرازى رحمه اللّه
آن بزرگوار تقریباً در سال 1290 در شیراز متولّد شد، و در سال 1300 همراه با والدین خود به عتبات عالیات مشرّف ، و در كربلا ساكن و به علوم عربى مشغول شد، والدین او پس از دو سال توقّف در آن مكان شریف به شیراز برگشتند، و او در كربلا ماند و به علوم ابتدائى مشغول گشت ، پس از 14 سال به شیراز برگشت و دو كتاب ((مطوّل )) و ((معالم )) را نزد عالم كامل ، حاج سید محمّد كازرونى - كه در تدریس مطوّل ماهر بوده - خواند و پس از دو سال اقامت در شیراز باز به سوى كربلا حركت كرد و در سال 1310 به سامراء مهاجرت كرد، و رسائل و مكاسب را نزد عالم كامل ، حاج شیخ حسنعلى تهرانى - كه از عالمان جلیل و باتقوا بوده - خواند و در بحث مرحوم آیت الله میرزا محمّد تقى شیرازى حاضر شد و تا روز وفات آن مرحوم ملازم بحث او بود. بعد به كاظمین مشرّف گردید و در آنجا به تدریس مشغول شد و بالاخره پس از مدّتى به نجف اشرف مهاجرت كرد و حوزه درسى تشكیل داد نكته قابل توجّه دیگر آنكه غالب استفتائات مرحوم آیت الله اصفهانى زیر نظر آن مرحوم پاسخ داده مى شد.
یك سال قبل از فوتشان ، در سال 1366 به قصد زیارت امام رضاعلیه السّلام از نجف حركت كرد و در قم مورد تمجید و استقبال حوزه علمیه و زعماى حوزه چون آیات عظام : بروجردى ، حجت ، فیض ، خوانسارى و صدر قرار گرفت .
سرانجام ، در سال 1367 ه‍ .ق . وفات كرد، و در یكى از حجرات صحن علوىّ مدفون گردید.(17)

 

آیت الله العظمى میرزا محمد حسین نائینى رحمه اللّه
آیت الله علاّمه حاج میرزا محمد حسین نائینى ، از بزرگترین و نامورترین مراجع عصر خویش ، و از محققین و مدققین در اصول و فقه بود به حدّى كه او را ((مجدّد علم اصول و نوآور آن )) نامیده اند.
آن بزرگوار در 17 ذیقعده سال 1376 ه‍ .ق . در نائین اصفهان در خانواده اى روحانى چشم به جهان گشود، و پس از طىّ تحصیلات ابتدایى در زادگاه خود، در پى فراگیرى سطوح عالیه و خارج به حوزه نجف رهسپار گردید و در ردیف شاگردان نامدار آیت الله حاج میرزا محمّد حسن شیرازىِ بزرگ قرار گرفت ، و از باب ادب و احترام در درس آیت الله آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى نیز حضور مى یافت .(18)
ایشان در اثر اطّلاعات وسیع در علوم ریاضى ، حكمت ، فلسفه ، عرفان و احاطه به كلیّات فقه ، امتیازات خاصّى میان علماى نجف اشرف داشت . آیت الله نائینى با دقّت تامّ و جدیّت خاصّ علم اصول را به گونه اى منظّم و از پیچیدگى مهذّب ساخت و ستایش مطّلعین این فنّ را برانگیخت .
از تاءلیفات آن مرحوم كه تا كنون به طبع رسیده مى توان رساله ((لباس مشكوك ))، ((رساله لاضرر)) و كتاب ((وسیلة النجاة )) را نام برد، و تقریرات اصول ایشان هم بارها مورد تجدید چاپ قرار گرفته است .
آیت الله نائینى توجّه خاصّى به تكمیل ، تهذیب نفس داشت . نماز شب ایشان هیچ گاه ترك نمى شد. در طول سالیان خدمتگذارى به جهان علم و مقام روحانیّت ، هیچ كس یك كلمه ناشایست از ایشان نشنید. او فردى نبود كه حقّ كسى را ضایع كند یا به حقوق دیگران بى توجّه باشد، هرگز اوقات گرانبهایش را بیهوده صرف نمى كرد، یا به مباحثه مسائل علمى اشتغال داشت ، و یا با شرح صدر و گشاده رویى ، به گفت و شنود با مردم پرداخته و به نیازها و مشكلات آنان رسیدگى مى كرد. در مصرف ، اقتصاد را رعایت مى كرد، و در صرف بیت المال مسلمانان روش زهد و تقوا و صرفه جویى را پیشه خود ساخته بود و از سهم مبارك امام علیه السّلام و سایر حقوق شرعیّه استفاده خصوصى نمى كرد و هزینه زندگى شخصى را از درآمدهاى خویش تاءمین مى نمود. درباره خدمات سیاسى و اجتماعى آن بزرگوار باید گفت كه : در روزگار سیاه و خفقان در ایران ، كتاب ((تنبیه الامة و تنزیه الملّة )) را نوشت و انواع استبداد و خودسرى و حكومت خودكامه پادشاهان مستبد را با منطق و حكمت نشان داد و وظایف علما و فقهاء را نسبت به دین و اوضاع جارى بیان كرد و با تبیین فصول مختلف عهدنامه مالك اشتر، حدود و اختیارات حاكم و حكومت اسلامى را نشان داد، و مراجع مبارز و مجاهد آن روز آیت الله آخوند خراسانى و آیت الله شیخ عبداللّه مازندرانى بر آن كتاب تقریظ نوشتند و ماءخوذ بودن اصل مشروطیت را از متن محمّدى صلّى اللّه علیه و آله مورد تاءیید و امضاء قرار دادند.(19)
آیت الله نائینى به سبب مبارزه علیه دولت عراق ، به همراه آیت الله اصفهانى ، آیت الله خالصى و جمعى دیگر از شاگردان مبرّز مرحوم نائینى به ایران تبعید شد و پس از اقامت كوتاه در كرمانشاه و همدان وارد قم گردید و در مدّت ده ماه اقامت خویش در آن شهر به تدریس و امامت جماعت اشتغال ورزید و پس از گذشت قریب یك سال دوباره به نجف برگشت .
سرانجام ، پس از آن همه خدمات به جهان دانش و تقوا و پس از عمرى زحمت و كوشش در راه تعلیم و تربیت شاگردان مكتب توحید و قرآن ، شمع وجود آن عالم ربّانى و فقیه نامدار اسلام در 26 جمادى الاولى ه‍ .ق . مطابق با 24 مرداد 1315 ه‍ .ش . به رحمت حق پیوست .


آیت الله العظمى آقا ضیاء عراقى رحمه اللّه
ایشان كه از بزرگان علماى متاءخّر بود، در سال 1278 در سلطان آباد عراقِ عجم (اراك ) متولد شد. و مقدمات علوم را در آنجا به اتمام رساند، سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد، و در درس مرحوم سیّد محمّد فشاركى ، آخوند خراسانى ، سیّد كاظم یزدى ، شیخ شریعت اصفهانى و ... شركت كرد.
وى از همان ابتدا به ذكاوت و نبوغ شناخته شد و تدریس را شروع كرد، و به سبب بیان شیوایى كه در تدریس داشت شاگردان بسیارى در درس او حاضر شدند. بعد از وفات استادش ، آخوند خراسانى نیز از مدرسین بزرگ شمرده مى شد. و بالاخره حدود 30 سال به تدریس ‍ پرداخت و خیلى از شاگردانش از مراجع گردیدند. كتاب ((مقالات الا صول )) در علم اصول در دو جزء نوشته اوست .
سرانجام آن بزرگوار در سال 1361 ه‍ .ق . در نجف اشرف به رحمت خدا رفت .(20)

 

آیت الله العظمى سیدابوالحسن اصفهانى
آن بزرگوار در سال 1277 ه‍ .ق . در روستاى ((مدیسه )) از قراء لنجان اصفهان به دنیا آمد و تحصیلات اولیه را در اصفهان در مدرسه ((نیمارود)) به انجام رساند و از محضر میرزا ابوالمعالى كلباسى استفاده ها برد. سپس در سال 1307 ه‍ .ق . به قصد ادامه تحصیلات ، عازم حوزه علمیه نجف گردید و در محضر درس بزرگان و فضلاى حوزه نجف شركت جست و در درس آیت الله آخوند خراسانى به درجه عالیه اجتهاد نایل آمد.
بعد از رحلت آخوند خراسانى و آیت الله میرزا محمد تقى شیرازى ، آیت الله نائینى و آیت الله اصفهانى هر دو به عنوان مرجع تقلید معروف گردیدند. و بعد از فوت میرزاى نائینى ، آیت الله اصفهانى به عنوان یگانه مرجع اغلب بلاد شیعه محرز و مسجّل گردید.
((وسیلة النجاة )) نام رساله عملیّه اوست كه به علت جامعیت مورد تحشیه حضرت امام خمینى قدّس سرّه و برخى از فقهاى معاصر قرار گرفت .
سرانجام آن عالم بزرگوار در روز دوشنبه نهم ذى الحجّة 1365ه‍ .ق . مطابق با سیزدهم آبان 1325 ه‍ .ش . در كاظمین دارفانى را وداع گفت .
آیت الله شیخ محمد حسین كاشف الغطاء خطاب به جنازه او این جمله را انشا فرمود:
((گوارا باد بر تو نزول بر معبود خویش . زندگى سعادتمندانه و مرگ و رحلت پسندیده اى داشتى ، زندگى تو آنچنان باشكوه و تواءم با تدبیر بود كه بزرگان گذشته را به بوته فراموشى سپردى و آیندگان را به تعب افكندى . گویا تو دوبار به جهان آمده بودى . یك بار تجربه و درایت كسب نموده و بار دیگر آن را به كار بسته بودى .))
او داراى صفات كریمه و همّت بلند و صاحب روح بزرگ پایدارى و استقامت در راه خدا بود. و در كیاست و درایت و مدیّریت ، گوى سبقت را از دیگر هم ردیفان خود برده بود. او بیان رسا و طبع بلند داشت ، به حدّى كه مجلس درس ایشان از پرجمعیّت ترین درسهاى حوزه نجف بود. او در جریان مبارزات مردم مسلمان عراق دخالت داشت و به همین دلیل به همراه عده اى از علما به ایران تبعید گردید. و در برابر حوادث مسجد گوهرشاد عكس العمل نشان داد.(21)


آیت الله العظمى شیخ مرتضى طالقانى رحمه اللّه
آن بزرگوار در حدود 1280 ه‍ .ق . در طالقان به دنیا آمد و پس از خواندن قرآن و ادبیات فارسى در مكتب خانه آنجا به تهران ، و بعد از چندى به اصفهان عزیمت كرد، و از محضر علماى بزرگ آن سامان ، مانند: آیت الله ابوالمعالى كربلایى ، حكیم قشقائى ، آخوند ملا محمّد كاشى ، و دیگران استفاده برد، سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر علماء و استادان بزرگوارى ، مثل : آخوند خراسانى ، حاج سید محمّد كاظم یزدى ، شریعت اصفهانى ، میرزا محمّد تقى شیرازى و دیگران استفاده برد و به تهذیب نفس و تكمیل روح پرداخت و به كمالات معنوى رسید.
آن بزرگوار جدّاً از دنیا اعراض مى كرد و به تدریس و پرورش ‍ محصّلین مهذّب و بارع مى پرداخت . به گونه اى كه بسیارى از مراجع و دانشمندان بزرگ معاصر از محضر و تدریس او استفاده كرده ، و عدّه اى از پرورش یافتگان درس اخلاق و عرفان ایشانند.
ایشان تا آخر عمر به تجرّد گذرانید و در حوزه علمیّه نجف اشرف ، در مدرسه سیّد یزدى ، صاحب عروة الوثقى اقامت گزید، و سرانجام به سال 1364 ه‍ .ق . در همانجا دار فانى را وداع گفت .(22)
علامه حكیم آیت الله سید حسین باد كوبه اى قدّس سرّه
آن بزرگوار در سال 1293 در روستاى ((دلان )) از قراى بادكوبه متولّد شد و در نزد والد عالمش تربیت یافته و مقدّمات و ادبیّات را نزد او فرا گرفت ، پس از فوت والدش به تهران مهاجرت و در مدرسه صدر اقامت گزید، و ریاضیات و فلسفه را از فیلسوف بزرگ مرحوم آقا سید ابوالحسن جلوه و میرزا هاشم اشكورى ،(23) و كلام را از استادان این علم در مدّت هفت سال با جدیّت تمام فرا گرفت ، آنگاه به نجف مسافرت نمود و در درس آیت الله العظمى آقاى آخوند خراسانى كه مصادف با اوائل تاءلیف كفایه بود، حاضر شد، و فقه را از محضر آیت الله آقا شیخ محمّد حسن مامقانى استفاده كرد، سپس گروهى از فضلاء گرد او جمع شده و از تحقیقات و نظریاتش استفاده مى كردند، تا آنكه در شب 28 شوال المكّرم 1358 ه‍ .ق در حمّام حضرتى نجف اشرف وفات كرد، و در جوار جدّ گرامى اش حضرت على علیه السّلام دفون گردید(24).
آیت الله العظمى حجت كوه كمره اى قدّس سرّه
آن جناب ، جامع معقول و منقول ، و عالم عامل ، فقیه كامل ، محدّث فاضل ، حكیم ماهر، اصولى محقّق و رجالى مدقّق بود.
درماه شعبان سال 1310 ه‍ .ق . در شهر تبریز متولّد، و در مهد تربیت پدر و دامن مادر عفیفه اش بزرگ شد. آن بزرگوار، از سادات و خانواده هاى اصیل و نجیب ((كوه كمر)) تبریز است . نسب عالى ایشان با بیست و پنج واسطه به سید اجل سید محمد مصرى ملقّب به حجازى ، از فرزندان على اصغر بن الامام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسّلام مى رسد.
ایشان از نعمت استعداد سرشار و هوش بالا و سرعت انتقال و فهم فوق العاده برخوردار بود، لذا به سرعت زیاد و در مدت كوتاه تحصیلات مقدماتى لازمه و ادبیات معموله ، و پس از آن فقه و اصول و ریاضیات و معقول و طبّ قدیم و جدید و مقدار وافى از علوم جدید نظیر فیزیك و شیمى و سایر فنون متنوّعه را از اكابر و دانشمندان فاضل آن سامان ، و به خصوص مرحله سطح تحصیلات فقهى و اصولى را نزد والدش ، مرحوم سیّد على آقاى كوه كمره اى فراگرفت .
در سال 1330 پس ازگذشتن 20 سال از عمر شریفش به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر استادان بزرگ از قبیل آیات عظام : علاّمه یزدى صاحب عروة الوثقى ، شریعت اصفهانى ، میرزاى نائینى ، آقا ضیاء الدین عراقى و رجال دیگر بهره مند شد، و در سال 1349 به قم آمد و به عنوان یكى از اعاظم علما و مدرّسین آن حوزه مقدس ‍ مورد توجّه آیت الله العظمى حایرى ، مؤ سس حوزه علمیه قمّ قرار گرفت ، و در اواخر عمر شریف آیت الله حایرى ، به امر آن بزرگوار به جاى او اقامه جماعت مى كرد، و بعد از رحلت ایشان نیز در جاى وى تدریس مى كرد، و سایر فقها و علماى حوزه نیز مقام وى را ارج مى نهادند.
ایشان با اینكه به چندین بیمارى مبتلا بود، امّا تا آخر ایّام زندگانى به تدریس و جواب استفتائات و رسیدگى به امور مسلمین مى پرداخت .
آن بزرگوار از هوا و هوس عارى ، و از تظاهر فرارى ، و جدّاً مصداق حقیقىِ این كلام منقول از معصوم علیه السّلام بود كه :
((مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطیعاً لاَِمْرِ مَوْلاهُ، صاَّئِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدینِهِ))(25)
- مخالف هوا و هوس ، مطیع امر مولایش ، خویشتندار و حافظ دین .
ایشان بسیار كتوم بود لذا نزدیكترین افراد به او هم آن طور كه باید وى را نشناختند. آن جناب از افرادى بود كه به فیض ملاقات با حضرت ولى عصر ((عج )) نائل آمده بود.
از خصایص دیگر آن مرحوم این بود كه با همه گرفتاریها، هیچگاه بى كار نبود و همواره به مطالعه كتب علمیّه و فقهیّه و غیره مشغول بود، حتى شنیده شده است كه شب عروسى هم در نجف اشرف تا چندین ساعت چون شبهاى دیگر مطالعه را ترك نكرد، و آثار مهمّى از خود به یادگار گذاشت كه ظاهراً هنوز به چاپ نرسیده است ، به چند نمونه اشاره مى كنیم : 1- كتاب البیع . 2- جامع الاحادیث و الاصول . 3- حاشیه بر كفایه . 4- لوامع الانوار الغرویة فى مرسلات آثار النبویة . 5- مستدرك المستدرك و...
آیت الله حجّت خود پیش بینى فوتش را كرده بود، و دو ساعت پیش از مرگ جمعى از علماى حوزه را طلبیده و تربت پاك حسینى خواسته و بر زبان گذارده و گفته بود:
((آخِرُ زادى مِنَ الدُّنْیا تُرْبَةُ الْحُسَیْنِعلیه السّلام))
- آخرین اندوخته من از دنیا، تربت امام حسین علیه السّلام است .
و نیز در این لحظه با قرآن استخاره كرده بود، چون اول سطر قرآن این آیه آمده بود:
(لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ(26))
- دعوتِ حقّ براى خداست .
با صداى بلند فرموده بود:
(إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ(27)).
- همانا ما از خداییم ، و به سوى او باز مى گردیم .
و بلافاصله به ملكوت اعلى پیوسته بود.
آیت الله العظمى بروجردى با شنیدن خبر فوت ایشان فرموده بودند: ((كمرم شكست )).
مدرسه و مسجد حجتیّه به عنوان دو یادگار از آن مرحوم به جا مانده است ، و طبق وصیّت ، قبل از فوتش حجره اى را كه در جنب مسجد است اختصاص به مقبره آن مرحوم و خانواده اش دادند، و این بر اساس دستور و الهام غیبى بود كه در عالم خواب به ایشان گفته شده بود.(28)





طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله بهجت (ره)،
[ یکشنبه 13 اسفند 1391 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

احوالات مرحوم حاج مرشد چلویی ( ره )
« من سلمان زمان و اولیای خدا بودم که مردم مرا نشناختند. »


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: عارفان،
[ شنبه 6 خرداد 1391 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

چگونه یك حدیث، اینشتین را شگفت‌زده كرد؟
ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: انشتین،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

کرامات ایت الله بهجت...........

ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله بهجت،
[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

کرامات ایت الله بهجت.....

ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله بهجت،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
آیت الله قاضی ...........
ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله قاضی،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 11:56 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
آیت الله قاضی ..........
ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله قاضی،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


عالمی که در 27 سالگی مجتهد شد+کرامات آقای قاضی ............

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگانی علما،
برچسب ها: آیت الله قاضی،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت