تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






 

یادش بخیر انگار همین دیروز بود رفتم اونجا غریب ترین حسی كه تا به حال داشته ام

جلوی دیدگانم خانومی نذرشو پخش كرد و می گفت حاجتمو گرفتم

تا قبل از دیدنش برام عجیب بود اما وقتی دیدم """"""""

خوشا یاران كه ما را ترك گفته پركشیدند

شهید پلارك- شهید عطری
هران شقایقهای پرپری رادر جنوب خود (بهشت زهراء)دردل خاك میهمان دارد كه هر مسافری رابه یاد حماسه های جاودانشان میاندازد.رایحه دلپذ یر و مشام نواز معطری كه از خاك شهید سید احمد پلارك كه پایانی ندارد نظر همگان را به خود جلب میكند

كسانی كه زیاد بهشت زهرا می‌روند، به او می‌گویند شهید عطری. خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز می‌كنند و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خواهند.

او معجزه خداوند است. ۲-از سنگ قبرش همیشه عطر ترشح می‌كند، همیشه نمناك است و هم بوی گلاب و گلهای معطر دارد.هیچ وقت روز سر مزار شهید سید احمد پلارك خالی نیست همیشه میهمان دارد

۳-*شهید پلارك از زبان مادرش** در 13 سالگی تا به هنگام شهادت 23 سالگی نماز شبش ترك نگردیده بود. شبهای بسیاری سر بر سجده عبادت با خدای خود نجوا می كرد و اشك می ریخت... اشكهای شهید سید احمد پلارك امروز رایحه معطری است كه انسانها را تسلیم محض اراده و قدرت آفریدگارش میكند. تشریف ببرید زیارت كنید. آنگاه مطمئن باشید با خلوص بیشتری پرودگار بلند مرتبه را عبادت می كنی

دنقل از بستگان شهید ( كتاب خاطرات شهید پلارك-قسمت شفاعت)

در قسمت شفاعت این کتاب به نقل از یکی از آشنایان شهید سیداحمد پلارک می خوانیم، شبی شهید سیداحمد را در خواب دیدم از او خواستم مرا شفاعت کند که سیداحمد گفت: نمی توانم تو را شفاعت کنم تنها وقتی تو را شفاعت می کنم که نماز بخوانید و به آن توجه و عنایت داشته باشید، همچنین زبانتان را از غیبت نگه دارید درغیر این صورت هیچ کاری از دست من برنمی آید.

تنهاخواسته شهید پلارک که برآورده نشدخدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم و ... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی، به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را برمی داشتی، می دانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند.

شهید احمد پلارک، متولد 1344 و اصالتاً تبریزی و فرمانده آ ر پی جی زنهای گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود که سال 66 در عملیات کربلای 8،شلمچه، به شهادت رسید.

به گزارش مشرق، متنی را که خواهید خواند، وصیتنامه شهید احمد پلارک است که در ظهر عاشورا نوشته شده است. وی در وصیت نامه اش با تأکید خواسته جمله ای را روی سنگ قبرش بنویسند، اما معلوم نیست چرا این درخواست برآورده نشده است!

متن زیر، دستنوشته شهید پلارک است که در پایین آن، تصویر قبر ایشان نیز گذارده شده است.

روحمان با یادش شاد

 


 
بسم ا... الرحمن الرحیم
 
ستایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی کرد، ما هدایت نمی شدیم السلام علیک یا ثارالله، ای چراغ هدایت و کشتی نجات، ای رهبر آزادگان، ای آموزگار شهادت بر حران، ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب باوفایت، ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردید. (یا حسین دخیلم) آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم، به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان بر روی مادر شیعیان زده، برای انتقام آن بازوی ورم کرده، میرویم برای گرفتن انتقام آن سینه سوراخ شده می رویم. سخت است شنیدن این مصیبت ها. خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت به کار ببندیم. خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما. خدایا توفیق شناخت خودت آن طور که شهدا شناختند به ما عطا فرما و شهدا را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما.

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم و ... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی، به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را برمی داشتی، می دانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند، هیچ بلکه از من فرار می کردند، حتی پدر و مادرم. خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانی که مانع از رسیدن بنده به تو می شود. الهی العفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید «امام دوستت دارم و التماس دعا دارم» که می دانم بر سر قبرم می آید.

ظهر عاشورا 24 /6/ 1365
سید احمد پلارک




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید عطری،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

روضه خوان امام حسین جنازه اش سالم ماند:

شهید عبدالنبی یحیایی

تولد:1342-روستای تنگ ارم برازجان بوشهر

شهادت:8/5/1362

منطقه عملیاتی حاج عمران

محل دفن:قبرستان روستای تنگ ارم

9سالی بود که خاکش کرده بودیم.همون جنازه ای که 18روز توی ارتفاعات کردستان مونده بود.تازه بعد از 28روز که برای دفن آوردنش،تغییری که نکرده بود هیچ،بوی خوشی هم می داد.

بارون زده بود وقبرش رو خراب کرده بود باید تعمیرش می کردیم.

سنگ قبرش رو برداشتیم.زیر سنگ خالی شده بود.دیواره های قبر و سنگ لحد بهم ریخته بود.برادر و پسرم رفتند توی قبر.جنازه سالم بود.نمی شد کاری کرد باید می آوردنش بیرون.وقتی خواستند جنازه رو بدند بالا،دست هردوشون خونی شد.

اینا رو پدرش می گفت.با همون لهجه بوشهری ادامه داد:«شبا کا از بیرون می اومد تا دیر وقت می نشست زیر نور چراغ فانوس،می خوند و می نوشت.بهش می گفتم:بابا خسته ی کاری،برو بخواب.برای چی خودتو اذیت می کنی؟»

می گفت:«بابا می خوام خوندن و نوشتن یاد بگیرم،روضه خون امام حسین(ع)بشم.»

آخر به آرزوش رسید.محرم که می شد مردم رو جمع می کرد براشون نوحه می خوند،روضه می خوند.عبدالنبی هر چی داره از امام حسین(ع)داره...»

 

منبع:روزنامه رسالت:4آبان1371و وقوع آن را 19/7/1371عنوان کرده است.و هم:کتاب خط عاشقی:حسین کاجی

 




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید عبدالنبی یحیایی،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 07:42 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

 

پشت پرده فیلم موهن آمریکا و صهیونیست‏ها علیه اسلام و پیامبراعظم (ص)
 
به گزارش جوان ، در حالی که پخش فیلمی موهن موجب خشم مسلمانان، به ویژه در لیبی و مصر و حمله به سفارت آمریکا در این کشورها شده، محتوای این فیلم چیست؟

فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده‌ است انتشار این فیلم  به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.

در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.
«سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.

سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است.

به گفته «سم باسیل»، این فیلم تاکنون تنها یک بار اکران شده که اوایل سال جاری در سالنی تقریباً خالی در هالیوود بوده است.

تری جونز، کشیش کلیسای گِینزویل فلوریدا، که شبکه خبری سی‌ان‌ان در وب‌سایت خود او را کشیشی «جویای نام» توصیف می‌کند پیشتر در اردیبهشت‌ماه امسال قرآن را آتش زده بود.

تری جونز روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ نیز یک نسخه از قرآن را در کلیسای خود به آتش کشید که این اقدام تظاهرات گسترده‌ای را در افغانستان به دنبال داشت که طی آن ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.

این فیلم موهن که با دو نام ”برائت از مسلمانان” و ”زندگی محمد[ص] رسول اسلام”معرفی شده یک فیلم یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(ص) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.

این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود در سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.
این کشیش طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[ص]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.
اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.
شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در “قاهره” و “بنغازی”، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.

دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت ۵ میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟

زمان این فیلم ۲ ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی “یوتیوب” منتشر گردیده است.

مشخصات فیلم

نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)
سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
محصول: ۲۰۱۱ ـ ایالات متحده آمریکا
زمان: ۱۲۰ دقیقه
حامیان مادی: صهیونیست‏ها.
حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

داستان فیلم

این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان “سرطان” و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.

 

 


گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایت‏هایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سال‏های اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در “گوانتانامو” و “ابوغریب” مرتکب شده اند را بی‏شرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت می‏دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.

روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم “برائت از مسلمانان” یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

آشنایی با کارگردان

سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند . علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین ۵۲ تا ۵۶ سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).
باسیل از روز سه شنبه (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲ ـ ۲۱ شهریور ۱۳۹۱) که با روزنامه صهیونیستی “هاآرتص” و روزنامه آمریکایی “وال ستریت ژورنال” مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

وی به روزنامه ” وال استریت ژورنال” گفت: “برای این فیلم ۵ میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از ۵۹ بازیگر و تیمی ۴۵ نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد”.
با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.

اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند.
دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما می‌گوید که “بسیل” نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام “بسیل” در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

آشنایی با حامیان فیلم

گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند “حکومت قبطی در تبعید” را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.
اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

«تری جونز» : کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود ۲۰ و حداکثر ۵۰ نفر حاضر می‏شوند.

وی از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر “گینسویل” حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله ‏های رسانه‏ ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد.

 

 


عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در “مزار شریف” افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند.

تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی “واتیکان” روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏ اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند.

وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک “محاکمه مردمی پیامبر(ص)” را به راه انداخت.

اما سام باسیل واقعی کیست؟

نیکولا باسلی ناکولا(Nakoula Basseley Nakoula)

بنا به گفته مقامات آمریکایی، ناکولا نویسنده و کارگردان فیلم موهن است. در مصاحبه‌ای که آْسوشیتدپرس با این فرد داشته است، وی خود را ناکولا ناکولا معرفی کرده است. وقتی که خبرنگار آسوشیتدپرس از او می‌خواهد تا گواهینامه خود را برای تایید هویت نشان دهد ناکولا انگشت خود را روی نام میانی خود ” باسلی” می‌گذارد تا شناخته نشود. Basseley  از لحاظ آوایی با نام “باسیل” شباهت زیادی دارد. در طول مصاحبه ناکولا داشتن هرگونه رابطه با باسیل را انکار کرده است.

 

 


به گفته ناکولا او تنها در بخشی از فیلم هم‌کاری داشته است. آسوشیتدپرس درپی تحقیقات محلی متوجه می‌شود که شماره تلفن که مردی که خود را باسیل معرفی کرده دقیقا در همان آدرسی است که خبرنگار آسوشیتدپرس با ناکولا مصاحبه کرد.

گفتنی است که ناکولا سابقه کیفری دارد. به گفته مقامات قضایی فدرال، او در یک کلاهبرداری از حساب‌های بانکی شرکت داشته است که شماره‌های تامین اجتماعی را به سرقت می‌برده‌اند. سپس وی پول را از حساب‌های سرقتی برداشت کرده و به حساب‌های دیگر خود واریز می‌کرده است.

بنابه گقته پلیس وی نام‌های جعلی بسیاری دارد از قبیل مارک باسلی یوسف، یوسف ام. باسلی، نیکولا باسلی(Mark Basseley Youssef, Yousseff M. Basseley, Nicola Bacily).

اگر نگاهی دقیق به نام‌ها بی‌اندازیم متوجه شباهت آن با نام BACILE می‌شویم.

ناکولا در سال ۲۰۱۰  به کلاهبرداری محکوم و به پرداخت ۷۹۰هزار دلار جریمه و ۲۱ ماه زندان و محروم از استفاده از اینترنت به مدت ۵ سال شد. گفتنی است که وی داستان فیلم موهن را در زندان نوشته است.

 روز پنج‌شنبه مقامات پلیس آمریکا تایید کردند که ناکولا همان سام باسیل بوده و نویسنده و کارگردان فیلم موهن ضداسلامی است.

استیو کلین(Steve Klein)

کلین که گفته می‌شود مشاور فیلم‌نامه بوده است، می‌گوید او نام واقعی سام باسیل را نمی‌داند،‌اما ادعا کرده است که باسیل از وی برای همکاری در فیلم درخواست کمک کرده است. دلیل انتخاب وی این بوده است که استیو کلین با گروه‌های افراطی مسیحی در جنوب کالیفرنیا رابطه داشته است. او که یک نظامی در زمان جنگ ویتنام بوده است موسسه Courageous Christians United‌را تاسیس کرد، موسسه‌ای افراطی و ضد اسلامی. او هم‌اکنون رییس موسسه Concerned Citizens for the First Amendment است که این گروه نیز در کالیفرنیا فعال بوده و افراطی و ضد اسلامی است. این گروه به تازگی با کمیته‌ای مسیحی افراطی همکاری داشته است که در مدارس کالیفرنیا حضور داشته و به پیامبر اسلام توهین می‌کرده‌اند.

 

 

گفته مِی‌شود  وی به دنبال ترویج رعب و وحشت میان جوانان آمریکایی از اسلام بوده و به مدارس کالیفرنیا می‌رود و علیه اسلام صحبت می‌کند. این قبطی افراطی، مسیحیان خاورمیانه و شمال آفریقا را تشویق به اقدامات نظامی علیه مسلمانان می‌کند.

بنا به گزارشات، او به مناطق مختلف سفر می‌کند و مردم را به اقدامات نظامی علیه مسلمانان وا می‌دارد.کلین در یکی از سخنرانی‌های ضد اسلامی خود در مارس ۲۰۱۱  گفت: ” ‌چرا ماباید مثل زن‌ها رفتار کنیم؟ چرا باید بترسیم؟ ما از خدا حکم داریم تا از شما حفاظت کنیم؟ چرا اجازه نمی دهیم ما کار خود را بکنیم( قتل مسلمان‌ها)؟

در مصاحبه‌ای با پایگاه تحلیلی آتلانتیک، کلین به خود افتخار کرده که به دنبال شکار مسلمانان است:

” بعد از یازده سپتامبر من به دنبال تروریست‌ها گشتم و آن ها را نیز پیدا کردم، خیلی آسان بود. سام باسیل درباره من تحقیق کرد و به سراغ من آمد. مسیحیان خاور‌میانه و جوامع یهودی به من اعتماد دارند.

او در صفحه فیس بوک خود در سال ۲۰۱۱ نوشت: ما با اسلام در حال جنگ هستیم، این جنگ تا پای مرگ ادامه دارد و ما باید آماده باشیم”.

او در یکی از پست‌های فیس بوک خود در اقدامی توهین آمیز اسلام را به “سرطان تشبیه کرده و ادعا کرده است که جنگی مقدس در راه بوده که نشانه‌های آن را می‌توان در همه جا پیدا کرد”. او از سال ۱۹۹۷ آغاز جنگ مقدس خود را علیه اسلام شروع کرده است و دائما در بیرون مدارس اسلامی و مساجد پلاکاردهایی در دست داشته و به مسلمانان توهین می‌کند.

به نظر می‌رسد کلین به دنبال ایجاد خشونت و جنگ میان مسلمانان مسیحیان است. او زمانی که تری جونز اقدام به اتش زدن قرآن کرد از وی حمایت کرد. این فرد افراطی در مدارس کالیفرنیا به دنبال تهییج دانش‌آموزان و ترس در میان آن‌ها از اسلام است.

به گفته وی: اگر کودکان می‌خواهند بجنگند، ان‌ها خطر اسلام را درک کرده‌اند. من می‌توانم خون‌ریزی‌ها را ببینم، زمان بزرگی در راه است.

به گفته کلین، فیلم موهن در در سال ۲۰۱۲ فیلم‌برداری شده که مورد حمایت مسیحیان خاور میانه نیز بوده است.

استیو در مصاحبه‌ای با روزنامه دیلی میل انگلیس گفت: کسانی‌که سفر آمریکا را کشتند گناهکارند نه من، کسانی که دست به تظاهرات زده و سفارت آمریکا را تسخیر می کند باید احساس شرم کنند نه من.

موریس صادق(Moris Sadek)

فعال مصری مسیحی قبطی که فیلم موهن را در وب‌لاگ شخصی خود به نمایش گذاشت. این افراطی مصری که در واشنگتن زندگی می‌کند به آسوشیتدپرس گفت: این فیلم را به نمایش گذاشته است تا مشکل قبطی‌ها و رنج آن‌ها از مسلمانان را  نشان دهد. صادق که یکی از دوستان نزدیک تری جونز است ، قرار بود تا از طریق رابطه‌های خود این فیلم را در تلویزیون‌های مصر به نمایش بگذارد. او فردی ضداسلامی بوده و عضو اصلی جامعه قبطیان آمریکا است. او در مصاحبه‌ای با رویترز هدف خود از نمایش فیلم را نشان دادن خطر اسلام برای مسیحیت اعلام کرده است. بعد از اینکه او فیلم را در وب‌لاگ خود به نمایش گذاشت آسوشیتدپری گزارش داد که قرار است مصری ها تظاهرات گسترده‌ای را برپا کنند.

 

 


         وب‌لاگ شخصی صادق

شیخ خالد عبدالله

مجری تلویزیونی مصر که در شبکه النص مصر کار می‌کند. عبدالله یک مصری افراطی است که همیشه افکاری ضد اسلامی داشته است. او در تاریخ ۸ سپتامبر اقدام به پخش فیلم موهن ازتلویزیون خود می‌کند که باعث موج اصلی تظاهرات‌ها می‌شود. شیخ خالد از هر فرصتی استفاده می‌کند تا به اسلام و مسلمانان حمله کند.

او از انقلاب مصر نیز بسیار اعتراض کرده بود و کسانی که در زمان انقلاب در میدان تحریر قاهره جمع می‌شدند را “بچه‌های بی‌ارزش” خطاب کرده بود .

شیخ عبدالله در سخنانی ایران را خطری به مراتب بزرگتر از یهودیان برای آمریکا خوانده بود.

 

 


                                                                             شیخ خالد عبدالله

جان والش

وبلاگ نویس اهل لس‌انجلس که درباره اعتراضات به این فیلم هشدار داده بود. او حتی یک روز قبل از نمایش فیلم در مقابل شورای شهر لس آنجلس صحبت کرده و از فیلم انتقاد کرده بود. او از اتحادیه رفع تهمت لس‌انجلس خواست تا درباره صحت فیلم تحقیق کنند اما آن‌ها ساکت ماندند.

نظر برخی از بازیگران فیلم موهن ضد اسلامی

سیندی لی گارسیا( Cindy Lee Garcia)

این بازیگر خانم اهل بیکرفیلد که نقش کوتاهی در فیلم داشته است در مصاحبه‌ای با Gawker‌ گفت که فیلم‌نامه‌ای که او و دیگر بازیگران برای فیلم خوانده بودند نام آن ” جنگ‌حویان بیابان” بود. در آن فیلم‌نامه هیچ نامی از حضرت محمد برده نشده بود و نام حضرت محمد  و دیگر منابع دینی بعد از مرحله تولید به فیلم اضافه شده است. وی از حضور در این فیلم به شدت ابراز تاسف کرده است.

 

 


به گفته گارسیا، جنگ جویان بیابان درامی بود در خاور میانه که قرار بود به کارگردانی آلن روبرتز فیلم برداری شود. قرار بود به مدت سه هفته در لس‌آنجلس اجرا شود . گارسیا که با ناکولا ملاقات کرده است به نقل از او می‌گوید: “ناکولا ادعا کرد که یک مصری است نه اسراییلی”.

تیم داکس( Tim Dax)‌

او نیز که ادعا می کند گول خورده است، به گفته وی:‌او برای فیلم ” طوفان بیابان” مصاحبه کرده بود و کاراکتر او کاملا با چیزی که در یوتوب پخش شد متفاوت است.

داکس می‌افزاید؛ صداهای فیلم ساختگی است و او شک دارد که صدای خودش در فیلم است.

گفتنی است که داکس بازیگر فیلم‌های مستهجن آمریکایی است.

 

 


به نظر می‌رسد کارگردان این فیلم ۸۰ بازیگر و عوامل فیلم را گول زده که در بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که گمراه شده‌اند. در این بیانیه امده است که ما ۱۰۰ پشت هیچ کدام از قضایای این فیلم نبوده و درمورد هدف و نیت آن گمراه شده‌ایم. ما از بازنویسی‌های فیلم‌نامه و دروغ‌هایی که در آن گفته شد بسیار متعجب هستیم. ما از اتفاقاتی که رخ داده است بسیار ناراحت هستیم‌.

سوء استفاده کارگردان از عوامل فیلم؟

در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال می‌کرده است، مطلع نبوده‌اند. وی می‌گوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است.

این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.»

یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سی‌ان‌ان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس می‌کنند تهیه‌کننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمی‌کنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسی‌های کامل فیلمنامه و دروغ‌هایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شده‌ایم.»

همچنین بیانیه‌ای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است. همچنین دیالوگ‌های اهانت‌امیز فیلم مزبور در زمان فیلم‌برداری ضبط نشده‌اند بلکه آن نیز بعداً به‌وسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگ‌های اصلی شده‌اند.
این بیانیه تأکید کرده است که سام باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است. /مشرق/
 
 




طبقه بندی: آخرالزمان،
برچسب ها: توهین به پیامبر(ص)،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

شهید شیرودی ؛ مالک اشتر جبهه ها

صاحبنظران جنگ های هوایی شهید شیرودی را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند . وی هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد.


شهید علی اکبر  قربان شیرودی در دیماه 1334 در روستای بالاشیرود تنکابن در استان مازندران چشم به جهان گشود . پدر این شهید بزرگوار در مورد خوابی که پیش از بدنیا آمدن علی اکبر دیده می گوید :" پیش از تولد علی اکبر در خواب دیدم که بر فراز بام خانه، ستاره درخشانی است که چشمها را خیره می کند به طوری که اهالی از اطراف برای تماشای آن می آمدند. علی اکبر که متولد شد، درشت تر از نوزادان دیگر بود و اعجاب اقوام و همسایگان را بر انگیخت".

هنگامی که شهید شیرودی طفلی بیش نبود پدرش تحت تأثیر خوابی که دیده بود در تعلیم قرآن به فرزند همت گمارد. در دوران دبستان نیز نه تنها از نظر جسمی جثه ای درشت داشت بلکه از نظر هوش و استعداد از بسیاری از همسالان خود گوی سبقت را ربوده بود. بعد از اتمام دوره ابتدایی و کسب رتبه شاگرد اولی، به دلیل نبود دبیرستان در روستای بالاشیرود در دبیرستان شیرود در شش کیلومتری محل سکونتش ادامه تحصیل داد. وی که از مشکلات مالی خانواده مطلع بود از طریق کارگری و کشاورزی به پدرش کمک می کرد.در دوران جوانی همچنان از لحاظ ایمان، اخلاق و تحصیل سرآمد جوانان آن منطقه بود. معلم تعلیمات دینی وی در خصوص ویژگی های اخلاقی علی اکبر می گوید : "اخلاق اسلامی و رفتار جوانمردانه  او نشانه هایی از خصوصیات جوانی میرزا کوچک خان را مجسم می کرد."شهید علی اکبر قربان شیرودی در سال آخر دبیرستان جهت یافتن کار به تهران آمد و در کنار کار به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1350 با افکار و مبارزات امام خمینی (ره) آشنا شد و شروع به مطالعه معارف و کتابهای ادیان مختلف همچنین کتب فلسفی و سیاسی از جمله نوشته های شهید مطهری کرد.

شهید شیرودی، در سال1351 وارد دوره مقدماتی خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره کامل به پادگان هوا نیروز اصفهان منتقل شد. با اتمام دوره خلبان هلیکوپتر کبری به این موضوع پی برد که نفوذ آمریکایی ها در ارتش و فرهنگ کشور بیش از آن است که تصور می شد. وی پس از پایان دوره خلبانی به عنوان خلبان به استخدام ارتش در آمد و به پادگان هوانیروز کرمانشاه منتقل شد. در این ایام با شهید احمد کشوری، از خلبانان مؤمن که از همشهریانش نیز بود آشنا شد. این شهید بزرگوار در دوران مبارزات انقلاب اعلامیه های حضرت امام خمینی(ره) را در کرمانشاه پخش می کرد و در آستانه پیروزی انقلاب همراه با حجت الاسلام آل طاهر مسئولیت حفاظت از کرمانشاه به خصوص رادیو و تلویزیون و ادارات مهم دولتی را بر عهده گرفت. در غائله کردستان داوطلبانه به این منطقه شتافت و در مقابل گروه های ضد انقلاب به مبارزه پرداخت. در همین دوره و در سن 24 سالگی به دلیل فداکاری های کم نظیر و تحرکات فوق العاده اش به عنوان فرمانده خلبانان هوانیروز انتخاب شد.شهید شیرودی در حماسه پاوه نیز نقش تعیین کننده ای در آزادسازی شهر ایفا کرد به طوری هاشمی رفسنجانی به نشانه سپاسگزاری از وی گفت : "شیرودی حق بزرگی در این کشور دارد." شهید چمران در خصوص رشادت های شهید شیرودی در غائله کردستان و پاوه می گوید: "هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد. او با آن وحشتی که در دل دشمن ایجاد می کرد، بزرگترین ضربات را به آنها می زد".همرزمان این شهید بزرگوار در خصوص شخصیت والای خلبان شیرودی می گویند: روزی در تعقیب ضد انقلاب وقتی خواست راکتی شلیک کند متوجه حضور بچه ای در آن حوالی شد، برگشت و ابتدا با بال هلیکوپتر بچه را ترساند و از آنجا راند و بعد برگشت و حمله کرد. شهید شیرودی پس از سه سال مبارزه با ضد انقلاب در غرب کشور به اصرار روحانیون و همرزبان پاسدارش در 20 شهریور 1359 به مدت یک ماه به مرخصی رفت، اما بیش از 10 روز در تنکابن نماند، چراکه با شنیدن حمله عراق به جنوب ایران به منطقه بازگشت. در آن چند روز نیز با اینکه منافقان و ضد انقلاب در تعقیب او بودند، وی بدون محافظ و تنها با یک قبضه کلت کمری که از حجت الاسلام حاج احمد خمینی هدیه گرفته بود در تنکابن تردد می کرد و اغلب اوقات با لباس کار به میان روستاییان می رفت و در کشتزارها به سالخوردگان کمک می کرد. با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور ماه سال 1359 به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به  دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول 12 ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های  بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9  مهر 1359 چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".

شهید شیرودی در عملیاتهای پروازی خود تلفات سنگینی را به نیروها و تجهیزات دشمن در نقاط استراتژیکی غرب کشور وارد کرد. در 13 دی ماه 1359 وقتی خیانت های آشکار بنی صدر را دید به افشاگری پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ایمان و اسلحه و چنگ و دندان از میهن اسلامی دفاع کنند. در همین ایام شهید علی اکبر شیرودی را به خاطر باز پس گیری ارتفاعات بازی دراز بازداشت تنبیهی کردند و در واکنش به این مساله روحانیون متعهد و اعضای سپاه کرمانشاه مراتب ناراحتی خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضای شورایعالی دفاع از جمله آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رساندند و حکم بازداشت وی در 6 دی ماه سال 1359 منتفی شد. وی در مصاحبه ای که در مجله پیام انقلاب منتشر شد، علت زنده مانده اش را پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ مشیت و عنایت الهی عنوان می کند.

او به دلیل لیاقت و شجاعت ظرف هفت ماه از درجه ستوانیاری به درجه سروانی ارتقاء یافت. شهیدعلی اکبر شیرودی از شهادت خود آگاه بود، چنان که به یکی از روحانیون متعهد کرمانشاه گفته بود: " شهید احمد کشوری را در خواب دیدم که به من گفت شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام و باید بیایی و در این عمارت بنشینی".آخرین عملیات پروازی خلبان شیرودی در بازی دراز صورت گرفت. عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سر پل ذهاب گسیل می کند.  خلبان یاراحمد آرش که به همراه شهید شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی شهادت این خلبان دلاور چنین می گوید: " بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می گرفت. درآخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز به شهادت رسید."

جنازه شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده می شود. از شهید شیرودی دو فرزند به نام عادله و ابوذر که در هنگام شهادت پدر 4ساله و یک ساله بودند به یادگار مانده است. پس از شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در تاریخ 8 اردیبهشت 1360،  شخصیت های مملکتی نسبت به شخصیت والا و سلوک اخلاقی وی اظهارات مختلفی نموده اند از جمله حضرت آیت الله خامنه ای از وی به عنوان اولین نظامی که در نماز به او اقتدار کرده است، یاد می کند و او را مکتبی، مومن و جنگنده در راه خدا توصیف می کنند. حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در مورد وی می گوید: " من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم." همچنین شهید دکتر مصطفی چمران، وزیر دفاع وقت او را « ستاره درخشان جنگ های کردستان» نامیده است. صاحب نظران جنگ های هوایی او را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند؛ چنان که شهید تیمسار فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش در باره وی می گوید: "ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر بود. او غیر ممکن ها را ممکن ساخت. کسی بود که وقتی خبر شهادتش را به امام (ره) دادم، امام در مورد وی فرمود:" او آمرزیده است".سالروز شهادت امیر خلبان ، مالك اشتر جبهه ها ، سردار شهید علی اكبر قربان شیرودی را گرامی می داریم. 1387/2/12




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: مالک اشتر جبهه ها،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

زندگی نامه سردار شهید سرلشکر پاسدار یوسف رضا ابوالفتحی

تاریخ تولد : 1334 شمسی
محل تولد : شهرستان نهاوند
تاریخ شهادت : 11 بهمن 1378
شهید یوسف رضا ابوالفتحی سال 1334 در دامان پر عطوفت خانواده ای نجیب و دین باور از اهالی شهرستان نهاوند از توابع همدان تولد یافت . دوران كودكی و نوجوانی خود را با كار مستمر و تحصیل پشت سر نهاد طوری كه مراتب تحصیلی اش را با جهد فراوان تا مقطع دیپلم پیش برد و به عنوان جوانی متدین همراه با اندوخته های معنوی و علمی آماده پذیرائی مسئولیت های بزرگ زندگی شد و در مسیر كمال و بالندگی گام برداشت .قبل از انقلاب هنگامی كه سیل خروشان مردم به رغم ایمان و اخلاص به حكومت اسلامی و امام (ره ) به خیابان ها ریختند دوشادوش مردم در جهت سرنگونی رژیم پلید شاهنشاهی فداكاری نمود. او انسانی مهربان , فروتن , مذهبی زحمتكش و مقاوم بود. برپایی نماز , شركت در مراسم دعا و نیایش و هیات های مذهبی به روح مقدسش صیقل می بخشید. با مشكلات و مصائب زندگی با صبر و حوصله برخورد می كرد و اطرافیان را هم به این امر تشویق می نمود. وی پس از به ثمر رسیدن انقلاب عزیز اسلامی , در سال 57 به جمع پاسداران كمیته انقلاب اسلامی در آمد و اوج شكوفائی شخصیتش در این مرحله از زندگی برای خدمت و انجام وظیفه به امت مسلمان كشورمان به معرض ظهور درآمد. با عشق و علاقه ای كه به امر آموزش داشت پس از چندی موفق به اخذ مدرك لیسانس نظامی شد. در زمانی كه حملات كفار بعثی به كشورمان شروع شد سریعا با حضور فعال در جبهه های حق علیه باطل به رشادت , ایثار و افتخار آفرینی پرداخت و خدمات بسیاری در خطوط مقدم جبهه ها انجام داد. شهید ابوالفتحی از بدو استخدام به رغم لیاقت های شایان توجهی كه داشت مسئولیت های بسیاری را عهده دار بود از جمله معاون كمیته منطقه یك تهران , مدیر كل مواد مخدر , فرمانده گردان , معاون جنگ كمیته انقلاب , فرمانده یگان حفاظت , فرمانده كل عملیات كمیته انقلاب اسلامی , فرمانده قرارگاه مركزی محمدرسول الله (ص ) , فرمانده یگان دریایی كل كمیته , جانشین معاون اطلاعات و عملیات كل , فرمانده محور در كردستان , فرمانده قصر شیرین , فرمانده ناحیه انتظامی تهران بزرگ و در آخرین مسئولیتش كه فرمانده انتظامی استان فارس را بر عهده داشت در حین درگیری با اشرار مسلح و آدم ربایان در شهرستان فسا واقع در ناحیه انتظامی فارس در حالی كه شهید فرماندهی عملیات را برعهده داشت بر اثر اصابت تیر مجروح گردید. این مجاهد دلیر و بزرگوار كه تمام زندگی خود را وقف این مرز و بوم كرده بود حتی در عزیزترین روز زندگیش دست از مجاهدت برنداشت و در شب ازدواج فرزندش با شنیدن خبر گروگان گیری (بعضی از كاركنان ) توسط اشرار همان شب راهی منطقه لارستان شد و در یازدهمین روز بهمن ماه سال 1378 بر اثر نقص فنی چرخبال و سقوط در دریاچه مهارلو به جمع جان باختگان طریق فضیلت و آزادگی پیوست و با كاروان راهیان سپید همراه شد تا با شهادت مظلومانه خود لزوم حراست مستمر و همه جانبه از دستاوردهای انقلاب اسلامی را گواهی نماید. ارواح طیبه همه شهیدان راه خدا و این شهید عزیز با قرائت فاتحه و ذكر صلوات بر محمد و آل محمد شادمان باد

 




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید ابوالفتحی،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

زندگینامه شهید علم الهدی

 

 

بسم‌الله قاصم الجبارین

حسین علم‌الهدی در سال 1337 در یک خانواده روحانی بدنیا آمد. پدرش مجاهد مرحوم آیت ا... سید مرتضی علم‌الهدی بود. وی در۶ سالگی به آموزش قرآن پرداخت. در۱۱ سالگی با تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی، جلسات تدریس قرآن در مساجد اهواز فعالیتهای خود را آغاز کرد. وی در همان اوان مبارزه با استبداد محمدرضاشاهی را آغاز کرد.

در ۱۴ سالگی در هنگام نمایش سیرک مصری در اهواز که در آن رقاصه‌های مصری برای تخدیر افکار و به فساد کشیدن مردم ما شرکت داشتند، لانه فساد آنها را بطوری که به هیچ کس آسیبی نرسد آتش زد. در عاشورای سال بعد یکی از مؤثرترین عناصر تشکیل دهنده راهپیمایی این روز بود که پس از راهپیمایی حسین دستگیر و روانه زندان می‌شود. وی که کوچکترین زندانی سیاسی است ماهها شکنجه می‌شود، اما هیچ سخنی نمی‌گوید، پس از آزادی از زندان با تشکیل انجمن اسلامی و جلسه سخنرانی جوانان سردرگم را به اسلام و مکتب دعوت می‌کند.
سپس حسین در رشته تاریخ دانشگاه مشهد ثبت نام می‌کند و از همان اول با حوزه علمیه مشهد تماس نزدیک برقرار می‌کند و با روحانیون مبارزی چون حجت الاسلام خامنه‌ای، حجت الاسلام طبسی، حجت الاسلام هاشمی نژاد آشنا می‌شود.

نفوذ کلامی حسین به گونه‌ای بود که استادان چپی و شاهنشاهی در هر کلاسی که حسین شرکت می‌کرد، نمی‌رفتند.


بسم‌الله قاصم الجبارین

حسین علم‌الهدی در سال 1337 در یک خانواده روحانی بدنیا آمد. پدرش مجاهد مرحوم آیت ا... سید مرتضی علم‌الهدی بود. وی در۶ سالگی به آموزش قرآن پرداخت. در۱۱ سالگی با تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی، جلسات تدریس قرآن در مساجد اهواز فعالیتهای خود را آغاز کرد. وی در همان اوان مبارزه با استبداد محمدرضاشاهی را آغاز کرد.

در ۱۴ سالگی در هنگام نمایش سیرک مصری در اهواز که در آن رقاصه‌های مصری برای تخدیر افکار و به فساد کشیدن مردم ما شرکت داشتند، لانه فساد آنها را بطوری که به هیچ کس آسیبی نرسد آتش زد. در عاشورای سال بعد یکی از مؤثرترین عناصر تشکیل دهنده راهپیمایی این روز بود که پس از راهپیمایی حسین دستگیر و روانه زندان می‌شود. وی که کوچکترین زندانی سیاسی است ماهها شکنجه می‌شود، اما هیچ سخنی نمی‌گوید، پس از آزادی از زندان با تشکیل انجمن اسلامی و جلسه سخنرانی جوانان سردرگم را به اسلام و مکتب دعوت می‌کند.
سپس حسین در رشته تاریخ دانشگاه مشهد ثبت نام می‌کند و از همان اول با حوزه علمیه مشهد تماس نزدیک برقرار می‌کند و با روحانیون مبارزی چون حجت الاسلام خامنه‌ای، حجت الاسلام طبسی، حجت الاسلام هاشمی نژاد آشنا می‌شود.

نفوذ کلامی حسین به گونه‌ای بود که استادان چپی و شاهنشاهی در هر کلاسی که حسین شرکت می‌کرد، نمی‌رفتند.

وی با نصب اعلامیه‌ها و رهبری تظاهرات در دانشگاه مشهد نقش عظیمی را ایفا کرد و در کنار دانشجویان برنامه‌ها را به روحانیون، بازاریان و دانش‌آموزان نیز اطلاع می‌داد. از جمله کارهای دیگر وی آتش زدن گارد دانشگاه مشهد و آتش زدن چندین سینما و مشروب‌فروشی بود.

حسین علم‌الهدی اکثر روزها را روزه می‌گرفت و در بسیاری از شبها برای مناجات به حرم مطهر حضرت امام رضا می‌رفت.

وی پس از زلزله طبس نقش فعال داشت و هنگام ورود شاه معدوم و همسر فراریش به طبس تظاهرات عظیمی را علیه آنها ترتیب داد.

در زمانی که رژیم طاغوت مردم مسلمان ایران را به گلوله می‌بست، حسین شهید همراه با چند تن از همفکرانش در اهواز هسته مرکزی سازمان موحدین را تشکیل داد و در این هنگام بود که حسین از قبل به سلاح ایمان مجهز بود به اسلحه گرم نیز مجهز شد.

اولین عملیات وی شرکت در ترور و اعدام پل گریم مزدور و مستشار آمریکایی بود که با اعدام وی اعتصاب شرکت نفت که به فرمان امام انجام شده بود سر زبانها افتاد و پس از این عمل بود که همه عناصر خائن به ملت و انقلاب از ترس جان خود فرار را بر قرار ترجیح دادند.

برای حسین مبارزه در شهر بخصوص معنی نداشت و وی همیشه به اطاعت از امام و مبارزه با طاغوت می‌اندیشید و حسین شهربانی کرمان را به قصاص آتش زدن مسجد جامع کرمان با طرح بسیار جالب و ابتکار دقیق خود آتش می‌زند و در حالیکه از درب ورودی محل وارد می‌شود و بطور معمولی نیز خارج می‌شود بمب ساعتی خود را کار می‌گذارد و نمی‌توانند او را دستگیر کنند و به اهواز بازمی‌گردد. با مشاهده جنایات رژیم سابق به فکر ترور شمس تبریزی فرماندار نظامی معدوم در اهواز می‌افتد و شبی به خانه وی حمله می‌کند که مزدوران محافظ خانه وی متوجه می‌شوند و پس از ساعتها تلاش وی را دستگیر می‌کنند و به شدت شکنجه می‌نمایند. در دادگاه نظامی وی را محکوم به اعدام می‌کنند و تنها از حسین می‌خواهند که رفیق خود را معرفی کند ولی وی ضمن انکار حمل بمب هیچ سخنی نمی‌گوید.

در زندان نیز به زندانیان روحیه می‌دهد. وی همیشه به مکتب می‌اندیشید و موضعش در برخورد با گروههای چپ و منحرف تنها برخورد هدایتگرانه بود نه صمیمیت.

حسین طرح مبتکرانه جالبی برای فرار زندانیان سیاسی از اهواز کشید که بر اثر اوج‌گیری مبارزات، رژیم مجبور به آزادی آنان گردید.

حسین که از نظر مأموران جلاد اهواز فردی شناخته شده بود، برای ادامه مبارزه و به منظور استقبال امام به تهران آمد و در کنار برادران دیگر سازمان موحدین فعالیت نمود و یکی از محافظان مسلح مخصوص امام شد.

سپس وارد کمیته مرکز شد و چندماهی بعنوان عضو شورای فرماندهی کمیته مرکزی فعالیت نمود و نیز مدتی بعنوان سرپرست کمیته انقلاب اهواز خدمت کرد. در این روزها نیز حسین با تلاشی بسیار گسترده فعالیت می‌کرد بطوریکه بسیاری از شبها فقط ۳ ساعت استراحت می‌کرد.

حسین در کنار کارهای نظامی فعالیتهای فرهنگی نیز می‌نمود و به تشکیل کلاسهایی در زمینه تدریس تاریخ اسلام و سخنرانی‌های مختلف اهتمام ورزید.

حسین ۴ یا۵ ما پس از پیروزی انقلاب با تلاشهای شبانه روزی بسیار و با مراجعه به روستاهای مرزی ایران و عراق از اسلحه‌ها و فشنگ‌ها و دینارهای عراقی و پودر و روغن و... و نیز اسناد و مدارکی دال بر دخالت عراق در ایران با توضیحاتی که به خبرنگاران داد گفت : اینها آغازی است برای دخالت وسیع عراق در ایران ولی آن موقع هیچ توجهی به این مسأله نشد.

ولی حسین که خود را در برابر خون شهدا و خدای شهدا مسئول می‌دید، در همین زمان کنسولگری عراق در خونین شهر را به آتش کشید.

حسین همچنین پس از چند برخورد نزدیک و ملاقات و مشورت در حل مشکلات خوزستان و طرح راه حلها دریافت که مدتی تنها یک انسان زیرک و فرصت‌طلب است و قصد هیچگونه خدمت به مردم و انقلاب را ندارد.

حسین بارها بطور لفظی به مدنی پرخاش می‌کرد که اگر اینجا استانداری اسلامی است چرا هنوز معاونان ساواکی و حتی متهم به قتل و سکرترهای آنچنانی زمان جعفری معدوم هنوز پشت میزها نشسته‌اند.

اما مدتی تنها با زبان گرم خود همه را فریب داده و هیچگاه تغییرات اساسی برای خدمت به مردم و پیاده کردن قانون اسلام ندارد.

مدنی با شیوخ ساواکی که در ارتباط با عراق بودند روابط بسیار صمیمی و نزدیک داشت و بالعکس بتدریج موضعی سرسخت در مقابل نهادهای انقلابی و جوانان مسلمان گرفت. زمانیکه مدنی با میلیونها تومان پول ملت مستضعف به چاپ پوستر نامزد رئیس جمهوری خودش اقدام می‌کرد، حسین به شدت نگران بود و با بدست آوردن موارد حیف و میل در استانداری اقدام به چاپ آن اسناد کرد و با افشای چهره واقعی مدنی انقلاب را از یک خطر احتمالی در آینده نجات داد و از این نظر وی یکی از مؤثرترین افراد برای شناسایی چهره واقعی مدنی بود.

شهید حسین علم‌الهدی در موقع مطرح ساختن پیش نویس قانون اساسی در مجلس خبرگان، با کمک یکی از برادران طرح ولایت فقیه را تنظیم کرد و به نماینده اهواز در مجلس خبرگان داد. ضمناً با فرمان امام برای نهضت سوادآموزی مدیریت آن را بعهده گرفت.

سخنرانی‌های وی از رادیو اهواز پخش می‌شد و شنوندگان زیادی داشت و بسیاری از شبها تا صبح در اتاق کوچک و محقرش تحقیق و مطالعه می‌نمود و تنها در تابستان حسین۸۰۰ شاگرد پسر و دختر را درس نهج‌البلاغه و درس تاریخ می‌داد. در گرمای طاقت فرسای ماه رمضان در اهواز همه روزه ۸ تا۱۰ ساعت کلاس درس داشت.

در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بعنوان مسئول روزانه صدها نفر را با نظم دقیق و کامل تقسیم و اعزام می‌کرد و با این مشغله زیاد روزی یک ساعت به رادیو اهواز رفته و برنامه‌ای پیرامون غزوات پیغمبر اجرا می‌کرد و با کلام آتشین و زیبای خود عامل تشویق سربازان و پاسداران و مردم برای مقاومت علیه کفر بود و در شبیخونهای شبانه با کمک برادران دیگر نقش فعال داشت. و در مقابل اصرار برادران که حسین تو باید در اهواز بمانی گفت : تنها حرف نمی‌شود باید در عمل بود و می‌گفت باید به هویزه بروم و بعد از گذشت کمتر از یک ماه که بعنوان فرمانده سپاه هویزه بود زبانزد عشایر شده بود و در دیداری با امام با وجودی که حسین زحمت زیادی برای آوردن عشایر به حضور امام کشیده بود و نیز قطعنامه را خود تهیه کرده بود ولی در صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفته بود ترسیدم که شیطان بر من چیره شود و نیت من خالصانه برای خدا نباشد سرانجام در برنامه حمله روز اربعین حسین که فرماندهی ۶۰ تن از برادران پاسدار را بعهده داشت بعنوان گروه پیشتاز و پیاده ارتش به جنگ با کفار می‌پردازد که در محاصره ۴۰ تانک دشمن قرار می‌گیرد و پس از ساعاتی مبارزه با دشمن بر اثر اتمام مهمات و تشنگی و گرسنگی یکی یکی برادران به شهادت می‌رسند که آخرین آنها شهید حسین علم‌الهدی بود که با آر.پی.جی خود ۳ تانک را منهدم کرده و سپس با فریاد الله اکبر در حالیکه قرآن در دست داشت شهید می‌شود. اجساد پاک این عزیزان همچنان برجای ماند. اما بطور یقین امام زمان(عج) بر اجساد پاکشان نماز خواهد خواند.

 

 

 




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید علم الهدی،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

تولد و كودكی

فعالیتهای سیاسی – مذهبی

فعالیتهای دوران انقلاب

تشكیل كانون فرهنگی نظامی خرمشهر

تشكیل سپاه خرمشهر و مقابله با توطئه‌ها

نقش شهید در خنثی‌سازی كودتای نوژه

حماسه خونین‌شهر

ویژگیهای اخلاقی

نحوه شهادت

تجلیل مقام معظم رهبری از شهید محمد جهان آرا

گوشه ای از وصیتنامه

 

تولد و كودكی
به سال 1333 در خانواده‌ای مستضعف، مسلمان، متعهد و دردكشیده در خرمشهر متولد شد. پایبندی خانواده او (بویژه پدرش) به اسلام عزیز باعث گردید كه از همان كودكی عشق به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دواند. از همین ایام وی تحت نظر پدر بزرگوارش به فراگیری قرآن مجید پرداخت.

 

فعالیتهای سیاسی – مذهبی
فعالیتهای سیاسی – مذهبی شهید جهان‌آرا از شركت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد. واز همان زمان مبارزه جدی او علیه طاغوت آغاز شد. در سال 1348 – در سن 15 سالگی – تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستان فعال مسجدی‌اش وارد مبارزات سیاسی شد. ابتدا به برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن در مساجد پرداخت؛ ضمن آنكه در مبارزات انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان نیز شركتی فعال داشت. در اواخر سال 1349 همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد.

افراد این گروه با هم میثاقی را نوشته و امضاء كردند و در آن متعهد شدند كه تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) تا براندازی رژیم منفور پهلوی از هیچ كوششی دریغ نكرده و از جان و مال خویش برای تحقق این امر مضایقه نكنند.

بعد از آن، برای عمل به مفاد عهدنامه و به منظور خودسازی، روزه می‌گرفتند و به انجام عباداتشان متعهد بودند.

این گروه برای انجام نبردهای چریكی، یكسری از ورزشها و آمادگیهای جسمانی را در برنامه‌های روزانه خود قرار داده بودند تا در ابعاد جسمانی و روحانی افرادی خود ساخته شوند.

در سال 1351 این تشكل به وسیله عوامل نفوذی از سوی رژیم منحوس پهلوی شناسایی شد و شهید جهان‌آرا، به همراه سایر اعضای آن دستگیر گردیدند. پس از مدتی شكنجه و بازجویی در ساواك خرمشهر، سید محمد به علت سن كم به یكسال زندان محكوم و به زندان اهواز منتقل گردید. مدتی كه در زندان بود در مقابل شدیدترین شكنجه‌ها مقاومت می‌كرد، به همین جهت دوستانش همیشه از طرف او خاطر جمع بودند كه هرگز اسرار و اطلاعات را فاش نخواهد كرد. ایشان با اخلاق و رفتار پسندیده و حسن برخوردش، عده‌ای از زندانیان غیرسیاسی را نیز به مسیر مبارزه و سیاست كشانده بود.

پس از آزادی از زندان، پرتلاشتر از گذشته به فعالیت خود ادامه داد و ساواك او را احضار و تهدید كرد تا از فعالیتهای سیاسی و اسلامی كناره‌گیری كند. تهدیدی بی‌نتیجه، كه منتهی به نیمه مخفی شدن فعالیتهای او و دوستانش گردید.

 

 

پس از اخذ دیپلم (در سال 1354) برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد و برای شكل‌گیری انجمن اسلامی این مركز دانشگاهی تلاش نمود. در این زمان در تكثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت(ره) و نیز انتشار جزوه‌ها و بیانیه‌های افشاگرانه علیه سیاستهای سركوبگرانه رژیم فعالیت می‌كرد.

در سال 1355 به دلیل ضرورتی كه در تداوم جهاد مسلحانه احساس می‌كرد به گروه منصورون پیوست. از همین دوران بود كه به دلیل ضرورتهای كار مسلحانه مكتبی، ناچار به زندگی كاملاً مخفی روی آورد.

سال 1356 مامور جابجایی مقادیری سلاح از تهران به اهواز شد. در حالی كه گروه توسط عوامل نفوذی ساواك شناسایی شده و گلوگاههای جاده تهران – قم توسط مامورین كمیته مشترك ضدخرابكاری كنترل می‌شد، وی ماهرانه خودرو حامل سلاحها را از تور ساواك عبور داد و به اهواز رساند با همین سلاحها محمد و دوستانش دست به اجرای تعدادی عملیات مسلحانه (هماهنگ با اعتصاب كارگران شركت نفت در اهواز) زدند.

در كنار فعالیتهای مسلحانه، امور سیاسی – تبلیغی را نیز از یاد نمی‌برد و دامنه فعالیتهایش را به شهرهای تهران، قم، یزد، اصفهان و كاشان گسترش داد.

در تاریخ 2/2/1357 سیدعلی جهان‌آرا، برادر سیدمحمد نیز توسط ساواك به شهادت می‌رسد.

 

فعالیتهای دوران انقلاب 
در بهار و تابستان سال 1357 محمد تصمیم می‌گیرد تا به منظور گذراندن آموزش و كسب تجارب نظامی بیشتر همراه با عده‌ای از دوستان خود به سوریه و اردوگاههای مقاومت فلسطین برود. شهید حجت‌الاسلام سیدعلی اندرزگو مسئولیت اعزام سید محمد و دوستانش را عهده‌دار می‌شود. پس از اعزام گروهی از یاران محمد و همزمان با راهی شدن خود او، كشتار مردم تهران در میدان ژاله سابق توسط رژیم صورت می‌گیرد كه محمد را از رفتن به خارج منصرف می‌نماید. او تصمیم می‌گیرد در ایران بماند و به مبارزه در شرایط حاد آن دوران ادامه دهد.

 

 

در پاییز سال 1357 در پی اعزام تانكهای ارتش رژیم شاه به خیابانهای اهواز و كشتار مردم، سید محمد و دوستانش تصمیم به دفاع مسلحانه از مردم تظاهر كننده می‌گیرند. در یك درگیری سنگین با نیروهای زرهی رژیم، حدود 30 نفر از مزدوران و چماقداران شاهنشاهی را مجروح می‌كنند و سالم به مخفی‌گاه خویش باز می‌گردند.

با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن 1357 سید محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر باز می‌گردد.


 

تشكیل كانون فرهنگی نظامی خرمشهر
به منظور حراست از دست‌آوردهای فرهنگی، سیاسی انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق و گسترش آنها و جلوگیری از تحقق توطئه‌های عوامل بیگانه، كه با طرح مساله قومیت و ملیت سعی در ایجاد انحراف در ادامه مبارزه و مسیر انقلاب داشتند، شهید جهان‌آرا همراه عده‌ای از یاران خویش كانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر را تشكیل داد تا با بسیج مردم و نیروهای جوان و تشكل حركت سیاسی‌شان، آنان را در دفاع از انقلاب و مقابله با توطئه‌های دشمنان آماده نماید.

شهید جهان‌آرا خود مسئولیت شاخه نظامی كانون را عهده‌دار گردید و با توجه به تجربیات و آگاهیهای نظامی، به آموزش برادران و سازماندهی آنان پرداخت و با عنایت به اطلاعاتی كه از جنگ چریكی و شهری داشت، شهر را به چندین منطقه تقسیم كرد و مسئولیت حفاظت از هر منطقه را به عهده تیمهای مشخص نظامی گذارد كه شاخه نظامی كانون به عنوان واحد اجرایی دادگاه انقلاب عمل می‌كرد. كانون توانست به یاری دادگاه انقلاب، عده‌ای از عمال حكومت نظامی و برخی از سرمایه‌داران بزرگ را، كه عوامل مزدور بیگانه توسط آنان كمك مالی می‌شدند، دستگیر و به مجازات برساند.

 

تشكیل سپاه خرمشهر و مقابله با توطئه‌ها 
شهید جهان‌آرا در شكل‌گیری سپاه خرمشهر نقش فعال و اساسی داشت و ابتدا مدتی مسئولیت واحد عملیات را به عهده گرفت.

در آن زمان با توجه به ضعف عملكرد دولت موقت در تامین خواسته‌های طبیعی و اولیه مردم محروم منطقه،‌ گروهكهای چپ و راست تلاش داشتند تا با طرح ضعفهای ناشی از حكومت ستمشاهی، نظام و كل حاكمیت آنرا زیر سئوال برده و مردم را نسبت به انقلاب و رهبری آن بدبین و به مقابله با آن بكشانند. جریان منحرف و وابسته «خلق عرب» نیز به عنوان یكی از ابزارهای استكبار جهانی، در منطقه قد علم كرده بود تا برای اشاعه اهداف استكبار، با پشتیبانی حزب بعث عراق، اعلام موجودیت نماید و عملاً با طرح اختلاف شیعه و سنی،‌ برای تجزیه خوزستان و رویارویی همه جانبه با نظام جمهوری اسلامی ایران برخیزد. شهید جهان‌آرا در این شرایط به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد.

 

 

شهید جهان‌آرا با بكارگیری پاسدارن انقلاب و همكاری مردم، این آشوب را سركوب و با عناصر فرصت‌طلب قاطعانه برخورد كرد و به لطف خدای تبارك و تعالی بساط این گروهك ضدانقلابی برچیده شد.

از اقدامات مهم و حیاتی شهید در این زمان، تشكیل یك واحد عمرانی در سپاه بود؛ زیرا جهادسازندگی در این شهر هنوز راه‌اندازی نشده بود.

ایشان برادران سپاه را برای حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب و ایستادگی در مقابل عوامل بیگانه تشویق و ترغیب می‌كرد تا به خدمت و امداد برادران روستایی و عرب ساكن در نقاط مرزی كه در معرض تهاجم فرهنگی عوامل بیگانه قرار داشتند، بشتابد و با كار عمرانی و فرهنگی زمینه‌های عدم پذیرش در مقابل نفوذ دشمن را در مردم تقویت كنند. در واقع وی دو عامل فقر و جهل را زمینه اساسی فعالیت ضدانقلاب در منطقه می‌دانست و با درك این مساله ضمن تكیه بر مبارزه پیگیر علیه عوامل بیگانه، به ضرورت كار فرهنگی و تامین نیازهای مردم منطقه اصرار فراوان داشت.

 

نقش شهید در خنثی‌سازی كودتای نوژهشهید جهان‌آرا در جریان كودتاه نوژه به منظور جلوگیری از هرگونه حركت و اقدام ضدانقلاب در پایگاه سوم دریایی خرمشهر، از سوی شورای تامین استان خوزستان به سمت فرماندهی این پایگاه منصوب گردید و به كمك نیروهای مومن و معتقد، تا تثبیت اوضاع و كشف بخشی از شبكه كودتا در میان عناصر نیروی دریایی، این مسئولیت را عهده‌دار بود.

ایشان ضمن اینكه با زیركی و درایت در خنثی كردن این توطئه عمل می‌كرد، در بین پرسنل نیروی دریایی نیز از مقبولیت خاصی برخوردار بود و همه مجذوب اخلاق، رفتار و برخوردهای اصولی وانقلابی او شده بودند.

 

 


حماسه خونین‌شهر  
در غروب روز 31 شهریور 1359 شهر خرمشهر را زیر آتش گرفتند و مطمئن بودند كه با دو گردان نیرو ظرف مدت 24 ساعت خواهند توانست آن را به تصرف خود درآورند و بعد از آن، از طریق پل ذوالفقاریه، به آبادان دسترسی پیدا كنند و در فاصله كوتاهی به اهواز رسیده و خوزستان عزیز را از كشور جمهوری اسلامی جدا نمایند. اما پیش بینی متجاوزین بعثی به هم ریخت و آنها در مقابل مقاوت دلیرانه مردم خرمشهر، مجبور شدند بخش زیادی از توان نظامی خود را (بیش از دو لشكر) در این نقطه، زمین گیر كرده و 45 روز معطل شوند و در نهایت پس از عبور از دو پل كارون و بهمنشیر، آبادان را به محاصره در آورند. شهید جهان آرا در مورد یكی از صحنه های این حماسه عاشورایی می گوید:

«امیدی به زنده ماندن نداشتیم. مرگ را می دیدیم. بچه ها توسط بی سیم شهادتنامه خود را می گفتند و یك نفر پش بی سیم یادداشت می كرد. صحنه خیلی دردناكی بود. بچه ها می خواستند شلیك كنند، گفتم: ما كه رفتنی هستیم، حداقل بگذارید چند تا از آنها را بزنیم، بعد بمیریم. تانكها همه طرف را می زدند و پیش می آمدند. با رسیدن آنها به فاصله صد و پنجاه متری دستور آتش دادم. چهار آرپی جی داشتیم، با بلند شدن از گودال، اولین تانك را بچه ها زدند. دومی در حال عقب نشینی بود كه به دیوار یكی از منازل بندر برخورد كرد. جیپ فرماندهی پشت سر، به طرف بلوار دنده عقب گرفت، با مشاهده عقب نشینی تانك، بلند شدم و داد زدم: الله اكبر، الله اكبر، ... حمله كنید؛ كه دشمن پا به فرار گذاشته بود...»

جانباز عزیز جنگ، برادر محمد نورانی در این باره می گوید:

«وارد حیات مدرسه شدم. بوی باروت شدید می آمد. در داخل ساختمان دیدم قتلگاه روز عاشورا است. همین طور بچه ها در خون خودشان می غلطند. اسلحه ام را برداشتم آمدم بیرون، شهید جهان آرا تازه رسیده بود. گفتم: دیدی همه بچه ها را از دست دادیم! در حالی كه شدیداً متأثر شده بود، مثل كوه، استوار و مصمم گفت: اگر بچه ها را دادیم اما امام را داریم، ان شاء الله امام خمینی(ره) زنده باشد.»

آنها بادست خالی در حالی كه اسلحه و مهمات نداشتند و سیاست بازانی چون بنی صدر ملعون و مشاورین جنگی او معتقد بودند كه خرمشهر و آبادان ارزش سیاسی – نظامی ندارد، باید زمین داد تا از دشمن، زمان گرفت و ... با چنگ و دندان شجاعانه قدم به قدم و كوچه به كوچه با مزدوران بعثی جنگیدند و به فرمان رهبر و مقتدای خود، مردانه ایستادگی كردند و با توجه به اینكه پاسداران سپاه خرمشهر كم بودند با عده ای از مردم مسلمان و مؤمن، مانع اشغال شهر شدند. تا اینكه رزمندگان، خودشان را در گروه های كوچك (در حد دسته و گردان) به آنها رسانده و تحت فرماندهی این سردار دلاور اسلام علیه دشمن وارد عمل شدند.

در این مرحله شهید جهان آرا با سازماندهی مناسب نیروهای سپاه و مردمی و به كارگیری به موقع رزمندگان اسلام، عرصه را بر نیروهای عراقی تنگ كرده بود. اما فشار دشمن هر روز بیشتر می شد و ادوات و تجهیزات جنگ زیادی را وارد عمل می كرد.

برادری تعریف می كند:

«روزهای آخر این مقاومت بود كه بچه‌ها با بی سیم به شهید جهان‌آرا اطلاع دادند كه شهر دارد سقوط می‌كند. او با صلابت به آنها پیام داد كه باید مواظب باشیم ایمانمان سقوط نكند.»

شهید جهان‌آرا می‌گفت:

«آرزو می‌كنم در راه آزاد كردن خونین‌شهر و پاك كردن این لكه از دامان جوانان شهید شوم.»

او و همرزمانش با توكل به خدا، خالصانه جانفشانی كردند. در برابر دشمن ایستادند و با فرهنگ شهادت‌طلبی در برابر دشمن تا دندان مسلح، مقاومت كردند و زیر بار ذلت نرفتند و یكبار دیگر حماسه حسینی را در كربلای ایران اسلامی تكرار نمودند.

سردار غلامعلی رشید در ارتباط با این حماسه به لحاظ نامی می‌گوید:

«مقاومت در خرمشهر نه تنها در وضعیت مناطق مجاورش مثل آبادان اثر مستقیم داشت، بلكه در سرنوشت كلی جنگ نیز تاثیر گذاشت و باعث تاخیر حمله عراقیها به اهواز گردید و آنها نتوانستند در ادامه جنگ، به اهداف خود برسند. برادر عزیز شهید جهان‌آرا با الهام از سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش به ما آموخت كه چگونه باید در برابر دشمن مردانه جنگید.»

 

 


ویژگیهای اخلاقی

 شهید جهان‌آرا در كنار فعالیتهای گسترده نظامی، به مسئله خودسازی و جهاد با نفس و كوششهای عرفانی در جهت تقرب هرچه بیشتر به خداوند با تلاوت پیوسته قرآن، دعا و تلاش برای افزایش میزان آگاهیهای سیاسی و اجتماعی توجه ویژه‌ای داشت.
از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردار بود و نفوذ كلام عجیبی داشت.

خوش خلقی، قاطعیت، خلوص، تقوی، توكل، فداكاری، اعتماد عمیق به ولایت فقیه و حضرت امام(ره) و خستگی‌ناپذیری از خصوصیات بارز وی بود.

به برادران می‌گفت:

«انقلاب بیش از هرچیز برای ما یك امتحان الهی و یك آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان آن امتحان باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت، محكم بایستیم و از طولانی شدن دوران امتحان و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینكه خود را از قید افكار شرك‌آلود و وابستگیها، پاك و خالص می‌كنیم، ریشه و نهال انقلابمان عمیق و استوارتر می‌شود و از انحراف و شكست مصون می‌ماند.»

در مبارزات، هیچ‌گاه به مسیر انحرافی گام ننهاد و همیشه از محضر علما و روحانیون كسب فیض می‌كرد. عشق و علاقه زیادی به حضرت امام خمینی(ره) داشت و تكه كلامش این بود: من مخلص و چاكر امام هستم. از جمله سخنانش این بود كه: مادامی كه به خدا اتكا داریم و رهبریت بزرگی چون امام داریم، هیچ غمی نداریم.

سید محمد دارای روحیه‌ای عرفانی بود و بسیاری از اوقات دیده می‌شد كه در حال راز و نیاز با خدای خود است. زمانی كه در زندان به سر می‌برد، از نماز شب غفلت نمی‌كرد.

تواضع و فروتنی در سید موج می‌زد. با وجود اینكه فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده داشت خود را یك بسیجی می‌دانست و در حالی كه فرماندهی قاطع بود اما رابطه عاطفی و برادرانه خود را با نیروهای تحت امر حفظ كرده بود.

او به تربیت كادرهای كارآمد توجه خاصی داشت و در رشد دادن نیروهای مردمی، تلاش چشمگیری نمود. صبر و استقامت، فداكاری و شهادت‌طلبی از خصایص بارزی بود كه وجود سید را بسان شمعی در انقلاب ذوب نمود و جان شیرینش را فدای جانان كرد.

 

 


نحوه شهادت
در ساعت 30/19 دقیقه سه شنبه هفتم مهرماه 1360 (بعد از عملیات ثامن‌الائمه) یك فروند هواپیمای سی-130 از اهواز به مقصد تهران در حركت بود تا بدن پاك و مطهر شهدا را به خانواده‌هایشان و مجروحین عزیز جنگ را به بیمارستانها برساند، كه در منطقه كهریزك تهران دچار سانحه شد و سقوط كرد. از جمله شهدای این سانحه تیمسار سرلشكر شهید ولی الله فلاحی (جانشین رئیس ستاد مشترك آجا)، سرتیپ شهید موسی نامجو (وزیر دفاع)، سرتیپ خلبان شهید جواد فكوری (مشاور جانشین رئیس ستاد مشترك آجا)، سردار سرلشكر پاسدار شهید یوسف كلاهدوز (قائم مقام فرماندهی كل سپاه) و سردار سرلشكر پاسدار شهید سید محمد علی جهان‌آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) بودند.

شهید سید محمد علی جهان‌آرا پس از سالها مبارزه، تلاش و فداكاری خالصانه در سخت‌ترین شرایط، به آرزوی دیرین خود رسید و به شرف شهادت نایل آمد.

 

تجلیل مقام معظم رهبری از شهید محمد جهان آرا
من مایلم اینجا یادی بكنم از محمد جهان آرا، شهید عزیز خرمشهر و شهدایی كه در خرمشهر مظلوم آن طور مقاومت كردند. آن روزها بنده در اهواز از نزدیك شاهد قضایا بودم. خرمشهر در واقع هیچ نیروی مسلح نداشت. نه كه صد و بیست هزار (مانند بغداد) نداشت بلكه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانك تعمیری از كار افتاده را مرحوم شهید اقارب پرست – كه افسر ارتشی بسیار متعهدی بود – از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمیر كرد. (البته این مال بعد است، در خود آن قسمت اصلی خرمشهر نیرویی نبود) محمد جهان آرا و دیگر جوانهای ما در مقابل نیروهای مهاجم عراقی – یك لشكر مجهز زرهی عراقی با یك تیپ نیروی مخصوص و با نود قبضه توپ كه شب و روز روی خرمشهر می بارید – سی و پنج روز مقاومت كردند. همانطور كه روی بغداد موشك می زدند، خمپاره ها و توپهای سنگین در خرمشهر روی خانه های مردم مرتب می بارید، اما جوانان ما سی و پنج روز مقاومت كردند. بغداد سه روزه تسلیم شد ملت ایران، به این جوانان و رزمندگانتان افتخار كنید. بعد هم كه می خواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج با نیرویی به مراتب كمتر از نیروی عراقی رفتند خرمشهر را محاصره كردند و حدود پانزده هزار اسیر در یكی دو روز از عراقیها گرفتند. جنگ تحمیلی هشت ساله ما، داستان عبرت آموز عجیبی است. من نمی دانم چرا بعضی ها در ارائه مسائل افتخار آمیز دوران جنگ تحمیلی كوتاهی می كنند.

مقام معظم فرماندهی كل قوا 22/1/1382 نماز جمعه تهران

 

گوشه ای از وصیتنامه

 انقلاب بیش از هرچیز برای ما یك ابتلای الهی و یك آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن این ابتلا و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینكه خود را از قید آلودگیهای شركین و وابستگیها، پاك و خالص می‌كنیم، انقلابمان و حركت امت شهیدپرور، عمیقتر و استوارتر می‌شود و از انحراف و شكست مصون می‌ماند.
a




برچسب ها: شهیدجهان آرا،
[ دوشنبه 27 شهریور 1391 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     94- فکر نکن که روزه خواری کم مجازاتی دارد.

مرحوم مجلسی در شرح فقیه می نویسد این که روایات بیان کرده و فقاء فتوی داده اند که شخص روزه خوار بدون عذر را، در مرتبه سوم یا چهارم اعدام می کنند. این در صورتی است که آن شخص روزه خوردن را حلال نداند و به صرف گول شیطان خوردن و معصیت گرفتار این بدبختی شود. والا مرتد(1) در مرتبه اول کشته خواهد شد.2

    


طبقه بندی: رمضان،
برچسب ها: روزه خوار،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

»» وصیت نامه شهید همت

به نام خدا
نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین.
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را د قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:
1-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
2-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
3-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.
4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر حاج همت
1361/2/26

 




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: شهید همت،
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

پرونده:CHAMRAN-3.jpg

 

پیام حضرت امام ‏خمینی

بمناسبت شهادت دكتر مصطفی چمران

بِسْمِ ‏الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

انالله وانّاالیه راجعون

 

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دكتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریك عرض می‏كنم. تسلیت از آنرو، كه ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، كه در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، كه كشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریك از آنرو كه اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‏های مستضعف می‏كند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست كه زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزیز با عقیده پاك خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم كرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.

هنر آن است كه بی‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف كند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.

و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست كه دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلكه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏كنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تیرماه شصت

روح ‏الله ‏الموسوی‏ الخمینی

 

مصطفی چمران ساوجی (۱۳۱۱ تهران - ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ دهلاویه [۱])مشهور به دکتر مصطفی چمران فعال سیاسی-نظامی ایرانی و بنیانگذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جنگ ایران و عراق بود.

وی پیش از انقلاب ۵۷ انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه ریزی کرد سپس به لبنان می‌رود و در آنجا به همراه امام موسی صدر سازمان امل را تشکیل می‌دهند. با انقلاب در ایران وی پس از ۲۱ سال به ایران باز می‌گردد و پس از آموزش نیروهای سپاه، از سوی مهندس بازرگان به معاونت نخست‌وزیری دولت موقت در امور انقلاب منصوب می‌شود. بعد از موفقیت در پاوه آیت الله خمینی مسئولیت وزارت دفاع را به وی می‌سپارد. از دیگر مسئولیت‌های وی می‌توان به نمایندگی تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و نماینده روح‌الله خمینی در شورای عالی دفاع اشاره کرد.

با شروع جنگ به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نا منظم را بنیان گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در سی و یک ام خرداد ماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش کشته شد[۲]

۱ تولد و زندگی شخصی
۲ فعالیت سیاسی
۳ در آمریکا
۴ در مصر
۵ در لبنان
۶ در کردستان
۷ در خوزستان
۸ کشته شدن بدست نیرو‌های خودیش
۹ آثارهنری ونظامی
۱۰ دستنوشته ها
۱۱ منابع
۱۲ پانویس
۱۳ پیوند به بیرون
 


تولد و زندگی شخصی مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک متولد شد. او فرزند حسن چمران ساوجی بود که از روستای چمران ساوه به تهران مهاجرت کرد.
وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. به سال ۱۳۳۲ با رتبه ۱۵ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۳۳۶ یک سال را به تدریس در دانشکدهٔ فنی پرداخت.
او در تمام دوران تحصیل شاگرد اول بود و از استاد خود مهدی بازرگان نمره بیست و دو (۲۲) را در درس ترمودینامیک دریافت کرد. چمران در ریاضیات و هندسه، آنقدر توانا بود که حریفی نداشت. در درس‌های آن روز رایانه آنالوگ، جزو مهم ترین و سخت ترین درسها بود که چمران از آن هم نمره ۲۰ گرفت.


عباس چمران، برادر او آخرین رییس دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبل از انقلاب بود که پس از فوت وی درگذشت[۹] و مهدی چمران برادر دیگر او رئیس شورای شهر تهران است.

مصطفی چمران دو بار ازدواج کرد او از همسر اول خود، پروانه، سه فرزند دارد؛[۱۰] که دو دختر و یک پسر می‌باشند. فرزند پسر او بعدها در سواحل آمریکا غرق شد. همسرآمریکایی وی پس از گذراندن مدتی در لبنان به دلیل شرایط سخت و محرومیت شدید تصمیم به بازگشت به آمریکا نمود و اوراتنها گذاشت. درادامه حضورش درلبنان نقاشی شمع شهید چمران آغاز آشنایی او با خانم «غاده» شد که درنهایت به ازدواج او با همسر لبنایی اش انجامید.

فعالیت سیاسی
وی از ۱۵ سالگی در جلسات تفسیر قرآن سید محمود علایی طالقانی در مسجد هدایت و در دروس فلسفه و منطق مرتضی مطهری و نیز در جلسات دیگر شرکت داشت.
چمران از نخستین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق، از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت فعال داشت. وی در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در حمله گارد به دانشکده فنی دانشگاه تهران جزو معترضان به حضور نیکسون بود.

او به همراه تنی چند از همفکرانش به تاسیس نهضت آزادی ایران در خارج از کشور مبادرت کرد و عضویت او در این حزب تا زمان کشته شدن ادامه داشتدر آمریکا

چمران با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دوره‌های کارشناسی ارشد (رشته الکتریسیته) در دانشگاه تگزاس A&M و [۱۱] دکتری (رشته فیزیک پلاسما و الکترونیک) در دانشگاه برکلی تحصیل نمود.[۱۲]

چمران در یکی از موسسات پژوهشی بزرگ آمریکایی به نام بل استخدام و تا تیرماه ۱۳۴۴ (۱۹۶۷) که به همراه دوستانش به خاورمیانه رفت، در این شرکت فعالیت داشت.

چمران از شاگردان آیت‌الله طالقانی در ایران و از اعضای بنیانگذار نهضت آزادی خارج از کشور بود[۱۰]. در آمریکا با همکاری ابراهیم یزدی برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه‌ریزی کرد و از مؤسسین انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا بود. به دلیل این فعالیت‌ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع شد و از آن پس تا پایان دوره دکتری در دانشگاه برکلی به عنوان پژوهش یار (RA) مشغول به کار شد.

 

مصطفی چمران
در سال ۱۹۶۲ (۱۳۴۱ ش)، پس از فارغ‌التحصیل شدن با خانواده خود به نیوجرسی منتقل شد و ضمن عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی به عنوان عضو هیئت اجرایی و مسئول مالی به فعالیت پرداخت. تدارک اعتراضات و بسیج دانشجویان در جلوی سازمان ملل در نیویورک، جلوی کاخ سفید در واشنگتن و همچنین سفارت ایران در شهر واشنگتن و سایر کنسولگری‌ها در شهرهای شیکاگو، نیویورک، سانفرانسیسکـو در جهت اعتراض به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران بخش عمده‌ای از تلاش و فعالیت‌های او در این سال‌ها است

ماجرای بست نشستن در عبادتگاه سازمان ملل بدین قرار است: در سازمان ملل، محلی به عنوان معبد طراحی گردیده که نه مسجد است نه کلیسا؛ صرفاً عبادتگاه است. اتاقی است بزرگ و ساده که به صورت یک اتاق آرام و فضایی روحانی طراحی شده و بعضی از بازدیدکنندگان لحظاتی در این محل توقف کرده و با خود خلوت و به نیایش درونی می‌پردازند. دوازده نفر از ایرانیان طبق قرار قبلی در این محل حاضر شده و به اصطلاح بست می‌نشینند. پس از چند دقیقه توجه مأمورین به این افراد که بیش از حد معمول در محل عبادتگاه توقف کرده‌اند جلب می‌شود. مامورین خواستار خروج ایشان از عبادتگاه می‌شوند. جمع متحصن خواستار ملاقات با دبیر کل سازمان ملل می‌شوند که با مخالفت مأمورین روبه‌رو می‌شوند. از طرفی دیگر، عده‌ای از اعضاء جبهه ملی و دانشجویان هم در خارج از ساختمان تجمع کرده و پلاکاردها و بیانیه‌هایی به زبان انگلیسی در اعتراض به شاه و هیئت حاکمه ایران بین توریست‌ها و مردم توزیع می‌کنند. خبر تحصن ایرانیان در محل سازمان ملل خبرنگاران را به آنجا می‌کشاند. مأمورین که از خروج متحصنین ناامید می‌شوند گارد مخصوص را آورده و دست و پای آن‌ها را گرفته، کشان کشان از سازمان ملل بیرون می‌برند و خبرنگاران خارجی و تلویزیون‌های سراسری آمریکـا از این صحنه فیلم‌برداری می‌کنند


تااینکه به قول خود تصمیم می‌گیرد دنیای لذات مادی را پشت سرگذارد و ازآمریکاخارج شود و به سمت درد و رنج و حرمان رهسپارشود. و به جای شریک بودن درلذات و تمتعات مادی ورفاه انسانها، شریک شدن دردرد و رنج و مصیبت انسانهای محروم و ستم دیده را انتخاب می‌نماید.

در مصر
چمران پس از اتمام تحصیلات و پس از تظاهرات پانزده خرداد توسطخسرو قشقایی
به همراه ابراهیم یزدی، رهسپار مصر شد و به تاسیس اولین پایگاه آموزش جنگ‌های مسلحانه پرداخت. او به مدت دو سال، در زمان جمال عبدالناصر، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را آموخت و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شد.
در مصر با مشاهده جریان ناسیونالیسم عربی به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و جمال ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی‌توان به‌راحتی با آن مقابله کرد و به دنبال آن به چمران و یارانش اجازه داد که در آن کشور نظرات خود را بیان کنند

در لبنان

در سال ۱۳۵۰ امام موسی صدر در سفری به تهران ضمن ملاقات با مهدی بازرگان و گزارش خدمات در لبنان، از تشکیل یک مدرسه در شهر صور خبر می‌دهد و از ایشان معرفی یک مهندس مجرب جهت اداره مدرسه را خواستار می‌شود. مهندس بازرگان، چمران را معرفی می‌نماید. پس از تماس امام موسی صدر با چمران، این امر مورد قبول او قرار گرفت و وی دوباره همه چیز را رها کرده و به سوی لبنان رهسپار می‌گردد.

چمران در لبنان، در کنار امام موسی صدر، به فعالیت‌های فرهنگی و چریکی می‌پردازد و مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل را به عهده می‌گیرد. محمد نصرالله عضو هیئت رئیسه جنبش اَمل درباره حضور دکتر مصطفی چمران در لبنان می‌گوید: «شهید چمران بر حسب خواست امام موسی صدر از مصر به لبنان آمد. همسر ایشان به همراه سه پسر و یک دختر نیز به لبنان آمدند. اما به دلیل عدم وجود مدرسه برای آنان خانواده چمران نتوانست در لبنان زندگی کند. او از همسرش جدا شد و خانواده‌اش را رها کرد تا با خانواده فقرا زندگی کند. خودش می‌گفت من خاک کفش‌های فقرا هستم. چمران در دل شیعیان لبنان جاودان است. امام موسی صدر وصیت کرد که همواره حرف شهید چمران اجرا شود


تأسیس پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی در لبنان، از دیگر اهداف چمران بوده‌است. چمران در لبنان، به کمک امام موسی صدر، «حرکةالمحرومین» و سپس جناح نظامی آن، سازمان امل را پایه‌گذاری کرد. از سال ۱۹۷۱ که به جنوب لبنان آمده بود، کلاس‌هائی برای درس‌های ایدئولوژیک اسلامی به سبک انجمن‌های اسلامی دانشجویان به راه انداخت. از هر دهی یک یا دو نفر از معلمین مسلمان را انتخاب کرد که در کل حدود ۱۵۰ نفر می‌شدند؛ هفته‌ای یک بار به مدرسه می‌آمدند و جلساتی اسلامی برپا می‌شد که امام موسی، شیخ مهدی شمس الدین، محمدحسین فضل‌الله و رجال دیگر سخنرانی می‌کردند و بعد خودش وارد بحث می‌شد و یک سلسله دروس ایدئولوژیک بیان می‌کرد. همین افراد بودند که اولین هسته‌های سازمان «حرکت المحرومین» در جنوب را تشکیل دادند. او در بیروت نیز نظیر این اقدام را انجام داد.

هنگامی که منطقه شیعه نشین نبعه توسط فالانژها محاصره شده بود، چمران در مأموریتی خطرناک، سوار بر زره‌پوشی از ارتش لبنان، خود را به داخل منطقه محاصره شده می‌رساند. در میان راه فالانژیست‌ها زره‌پوش را متوقف می‌کنند و می‌خواهند در آن را باز کنند که چمران از داخل دستگیره در را محکم می‌گیرد و آنها فکر می‌کنند در قفل است و وقتی از شیشه کوچک به داخل نگاه می‌کنند او خود را پنهان می‌کند؛ آنها نیز با تصور اینکه کسی داخل نیست منصرف می‌شوند. چمران پس از سه روز ماندن در نبعه تصمیم به مراجعت می‌گیرد. برای بازگشت زره‌پوشی نبود؛ لذا با ارمنی‌ها تماس می‌گیرد؛ ارمنی‌ها در قبال گرفتن پول شیعیان را به بیروت می‌رساندند و اکثریت آنها در میان راه به اسارت می‌افتادند و کشته می‌شدند. چمران با اتومبیل، همراه سه نفر ارمنی، وارد منطقه فالانژیست‌ها می‌شود و در پست ایست و بازرسی فالانژها با استفاده از گذرنامه یک شخص فرانسوی که شباهتی به چمران داشته، شروع به صحبت به زبان فرانسه با مأمورین می‌کند و بدین ترتیب از محاصره آنها خارج می‌شود. او گزارشی از وضعیت وخیم شیعیان جنگ زده «نبعه» به امام موسی صدر می‌دهد. امام موسی صدر با دوستی در فرانسه تماس گرفته و تقاضای کمک می‌نماید؛ او نیز با سازمان پزشکان بدون مرز تماس برقرار می‌کند و اکیپی متشکل از چهار پزشک فرانسوی به همراه سه پرستار عازم نبعه می‌شوند. چمران دوباره همراه با اکیپ فرانسوی عازم نبعه می‌شود که در میان راه اتومبیل آنها را به رگبار می‌بندند و سوراخ سوراخ می‌کنند.

چمران عشق و ارادت عجیبی به امام موسی صدر داشت و از یادداشت‌هایش این امر کاملاً هویداست.

چمران نسبت به گروه‌های سیاسی لبنان شناخت عمیقی داشت و در نوشته‌هایش انزجار از گروه‌های چپ موج می‌زند؛ وی آزردگی خاطر خویش را از باران تهمت‌هائی که گروه‌های مختلف سیاسی به او می‌زدند کتمان نمی‌کند. از جمله اتهامات که به چمران زده بودند، تسلیم نمودن اردوگاه بزرگ فلسطینی تل زعتر به کتائب (فالانژها) بوده‌است. چمران با رهبران فلسطینی و در رأس آنها، یاسر عرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشته‌است. در بحبوحه پیروزی انقلاب ۵۷، چمران در نظر داشت که پانصد رزمنده از سازمان «امل» را تجهیز نموده و خود را به وسط معرکه نبرد در ایران برساند. دولت سوریه نیز دادن امکانات و هواپیما برای انتقال رزمندگان را تقبل نموده بود تا در هر جا که سازمان امل می‌خواهد رزمندگانش را پیاده کند. اما نبرد در تهران ۲۴ ساعت بیشتر طول نکشید و طرح به مرحله اجرا در نیامد.

با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، چمران همراه با شماری از جنگندگان «امل» به ایران آمد و با آنکه قصد ماندن در ایران را نداشت، به توصیه سید روح‌الله خمینی )امام (رحمه)در وطنش ماندگار شد. در اوایل پیروزی انقلاب، به تربیت اولین گروه از پاسداران انقلاب در سعدآباد پرداخت.

در کردستان در ناآرامی‌های کردستان برای مقابله احزاب کرد، به آن منطقه رفت. گردنه قلعه‌حصار، بین راه ارومیه و سرو، به دست معترضان افتاده بود و نیروهای ژاندارمری و داوطلب محلی پس از دادن تلفات زیاد عقب‌نشینی کرده بودند؛ وی در اولین حرکت نظامی خود به همراه فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، در حالی که کلاشینکوف به دست گرفته بود و پیشاپیش نیروهای نظامی حرکت می‌کرد و راه را برای عبور تانکها باز می‌نمود، در درگیری‌های گردنه مزبور شرکت کرد.
در ناآرامی‌های مریوان از طرف دولت موقت به مأموریت رفت و مدت ده روز در آنجا ماند و پس از برگزاری جلسات متعدد برای بازگشت امنیت به منطقه و حاکمیت دولت مرکزی با بزرگان شهر به توافق رسید.

در درگیریهای کردستان، گروهی از زبده‌ترین تکاوران ارتش او را همراهی می‌کردند. آن‌ها از تاکتیک ویژه‌ای سود می‌جستند و به جای آن که با پیش‌قراولان دشمن مواجه شوند، با هلیکوپتر در قلب پایگاه‌های دشمن فرود می‌آمدند و آنها را تار و مار می‌کردند. اوج شهرت چمران در واقعه خونین پاوه بود که همراه با تیمسار فلاحی، در زیر باران گلوله، خود را به محاصره افکند. شهر پاوه به دست شورشیان افتاده بود و تنها خانه پاسداران و پاسگاه ژاندارمری مقاومت می‌کردند. در این حادثه، با پخش پیام روح‌الله خمینی از رسانه‌ها که ارتش و پاسداران را به پاوه فراخوانده بود، شورشیان پا به فرار گذاشتند. از حوادثی که در پاوه اتفاق افتاد، قتل عام مجروحین به دست عوامل حزب دمکرات، سقوط هواپیمای فانتوم و اصابت هلیکوپتر ۲۱۴ حامل مجروحین به کوه بود که چمران از آن با تلخی فراوان و یک حادثه «دیوانه کننده» یاد می‌کند

 او پس از این جریانات به تهران احضار شد و از سوی امام خمینی به سمت وزارت دفاع منصوب گردید.

در خوزستان [ویرایش]
 

مدفن جواد فکوری، ناصر کاظمی،
مصطفی چمران و موسی نامجو در بهشت زهرا
چمران در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی انتخاب شد. با آغاز جنگ ایران و عراق به جبهه جنگ عزیمت نمود و به همراه سید علی خامنه‌ای(رهبرمعظم انقلاب) ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان نهاد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‌های نامنظم یکی از این برنامه‌ها بود که به کمک آن، جاده‌های نظامی به‌سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‌های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک ‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‌های عراقی روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏ نشینی کنند و سدی بزرگ مقابل خود بسازند. در سال ۱۳۵۹ چمران در نبردی که برای آزادسازی سوسنگرد درگرفته بود مجروح گردید؛ او با کامیونی که از دشمن به غنیمت گرفته بود خود را به بیمارستان رساند و بستری شد؛ اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و پس از آن به مقر ستاد جنگ‌های نامنظم رفت. وی دوباره در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ هنگام معرفی و توجیه فرمانده جدید محور دهلاویه به جای «ایرج رستمی»، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحیه سر زخمی شد. کمک‌های اوّلیه بر روی او در بیمارستان سوسنگرد انجام گرفت و آمبولانس به اهواز شتافت؛ ولی پیکر بی‌جان او به اهواز رسید.[۲۱] آرامگاهش در بهشت زهرا قرار دارد و فاقد سنگ مزار می‌باشد. مزار وی: تاریخ دفن: ۲-۴-۱۳۶۰ قطعه: ۲۴ ردیف: ۷۱ شماره: ۲۵. در قتلگاه او در دهلاویه نیز بنای یادبودی ساخته‌اند.

 

آثارهنری ونظامی
ازدكترچمران آثار هنری زیادی به جا مانده است كه نشان دهنده شخصیت وروح چند بعدی وپیچیده اوست تابلوهای نقاشی[۲۳] مجسمه ها تعداد بسیار زیادی عكس از مناظر طبیعت ومختلف همچنین طرح های ابتكاری دكتر چمران درقسمت ادوات نظامی بسیار قابل توجه وخیره كننده است[


 

 


دستنوشته ها
 

نمونه ای ازدست نوشته ها به خط دكترچمران )
پس ازشهادت دكترچمران دست نوشته های زیادی ازاو كشف شد كه درطول سالیان اقامت درآمریكا،لبنان وبازگشت به ایران نگاشته شده بود.این دست نوشته ها بعدجدیدی ازشخصیت وتفكر دكترچمران را برای همگان روشن كرد وابعاد ناشناخته درونی روح شهید دكترچمران پس ازآن معلوم گردید.سبك نگارش این دست نوشته ها بیشتر به صورت عرفانی وعاشقانه است كه دربعضی قسمت ها دارای سوزعمیق وشكننده ای است كه نشان دهنده عمق بینش ودرك وسیع دكترچمران می باشد.

سه نمونه ازدست نوشته ها

1-من تصمیم دارم كه از این به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشویم، قلب خود را یكسره تسلیم خدا كنم، از دنیا و مافیها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خویش را در آب دیده قرار دهم. من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى سپرى كرده‏ام. من آدم خوبى بوده‏ام، باید تصمیم بگیرم كه مِن‏بعد نیز خود را عوض كنم. حوادث روزگار آدمى را پخته مى‏كند و حتى گناهان مانند آتشى آدمى را مى‏سوزاند.

2- ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را ﺑﻬانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره دلانِ مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آنگاه خود خاضعترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.

3-به دریا نگاه کردم،امواج و احساسات تو را دیدم که به سینه آب موج می زد.

به آسمان خیره شدم،طیران و معراج تورادیدم که تا بی نهایت ادامه داشت.

بر سینه های ابر سفید،همچون فراشی پاک گذر کردم،صفا و پاکی و خلوص تو را احساس کردم.

در آغوش ابرها فرو رفتم،احساس کردم که در آغوش پاک تو ،همه عالم را فراموش کرده ام،جز عشق ،جز لطف،جزصفا وخلوص،جزموج محبت،چیزی احساس نمی کنم.

خدایا! توراشکر می کنم که به من عرفان دادی تا همه فشارهاو دردها را تحمل کنم،همه دنیا را پشیزی شمارم،حیات را به قطره ای اشک تقدیم کنم.

خدایا تورا شکر می کنم که بی نهایت را خلق کردی و ما را از محدوده زمان و مکان آزاد نمودی و به بی نهایت اتصال دادی.

خدایا تو زیبایی را خلق کردی و در غروب افتاب،مخرجی برای تسهیل دردها و غم ها و انتقال ان ها به زیبایی و عرفان و در طلوع صبح ،حیات و نشاط و عظمت و مبارزه و زیبایی در غروب .

 


 




طبقه بندی: شهدا،
برچسب ها: پرستوهای عاشق،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

نگاهی بر سفرهاى صادق آل رسول

امام صادق

سفرهاى معصومین علیهم السلام از مهم‏ترین فرازهاى درخشان تاریخ اهل بیت علیهم السلام است. این سفرها در بردارنده حوادث‏ تاریخى و معارف الهى مهمى هستند. هجرت رسول خدا ازمكه به مدینه، حجه‏الوداع آن حضرت، سفر تاریخى‏ سیدالشهداء به كربلا و... از سفرهاى پر بار تاریخ اسلام هستند.

در این بین یكى از مهم‏ترین ظلم ‏های خلفاى عباسى كه نسبت‏ به ائمه‏ علیهم السلام روا داشتند اجبار آن حضرات به سفر نمودن از مدینه به مراكز حكومت، به منظور اذیت و آزار آن‏ها بود.  سفرهاى اجبارى ائمه علیهم السلام از عصر امام صادق علیه السلام شروع شد و تا شهادت امام عسکرى علیه السلام تداوم یافت و زمینه ساز غیبت امام ‏زمان(عج) گردید.

احساس خطر خلفای جور از موقعیت دینى، علمى و اجتماعى ‏امام صادق علیه السلام باعث‏شد كه وى بارها به سفرهاى اجبارى به مراكز حكومتى برود. گر چه تعداد این سفرها و احضارها زیاد بود ولى از جزئیات آن‏ها اطلاعات دقیق در دسترس نیست. به ناچار ضمن دو عنوان‏ كلى، به بررسى این سفرها مى‏پردازیم.

 

سفر به کوفه

امام صادق علیه السلام در ابتدای حکومت عباسیان، توسط سفاح (1) به «حیره» در نزدیکی کوفه فراخوانده شد. كوفه پایگاه تاریخى تشیع بود. حدود 900 راوى حدیث در مسجد كوفه ‏سرود «حدثنى جعفر بن محمد» مى‏سرودند.(2)  آن حضرت به هنگام ورود به کوفه با استقبال عظیم‏ مردم مواجه شد. یكى از اصحاب آن حضرت در این باره‏ مى‏گوید: به خاطر شدت ازدحام مردم نتوانستم خدمت آن حضرت شرفیاب ‏شوم تا این كه در روز چهارم ورود آن حضرت به كوفه، ایشان مرا در میان جمعیت دید و مرا به نزد خود فراخواند.(3)

صفوان جمال مى‏گوید: امام مرا طلبیده، فرمود: «وسایل سفر را آماده كن كه فردا عازم‏ مى‏شویم» و همان ساعت ‏برخاست در حالى كه همراهش بودم به‏ مسجدالنبى رفت، چند ركعت نماز خواند و دست ‏به دعا بلند كرد كه: «یا من لیس له ابتداء و انقضاء...»، و فردایش عازم عراق شدیم ‏و...

از ویژگى‏ هاى این سفر این است كه امام صادق علیه السلام در دوره سفاح كه‏ خفقان كم‏تر بود، نیز در تقیه بسیار شدید قرار داشتند.  سفاح در اواخر حكومتش امام علیه السلام را تحت نظر شدید قرار داد.

یكى از شیعیان به حیره آمده بود تا پاسخ سوالى شرعى را از آن‏حضرت بپرسد، اما امام تحت نظر شدید بود. و او در مانده بود كه ‏از چه راهى نزد آن حضرت برود. ناگهان چشمش به خیار فروش پشمینه ‏پوش افتاد. با مبلغى قابل توجه همه خیارها را خرید و لباسش را امانت گرفت و بدین ترتیب نزد امام علیه السلام رفت. (4)

سفر امام علیه السلام به درازا كشید. آن حضرت در آغاز سفر در فضاى‏ آزادترى بودند، به گونه‏اى كه ملاقات مسلمانان با آن حضرت اوضاع ‏را كاملا به ضرر حكومت نوپاى عباسیان پایان بخشید. سرانجام‏ سفاح مجبور شد امام را به مدینه باز گرداند، تا ایشان را از مركز شیعه دور كند.

امام علی

 

سفر به عتبات

بیشتر زیارت‏هاى ائمه علیهم السلام به ویژه زیارت امیرالمؤمنین و سیدالشهداء علیهماالسلام و روایات بسیار در فضیلت زیارت آن‏ها از امام صادق علیه السلام نقل شده است. امام صادق علیه السلام بارها همراه برخى از اصحاب خاص خود به زیارت مرقد مطهر امیرالمؤمنین مشرف شد.(5)

در مفاتیح الجنان آمده است: سید بن طاووس مى‏گوید: صفوان جمال ‏روایت كرده است: چون با حضرت صادق علیه السلام وارد كوفه شدیم، آنگاه‏ كه آن حضرت نزد منصور دوانیقى مى‏ رفتند، فرمود: «اى صفوان شتر را بخوابان كه این نزدیك قبر جدم امیرالمؤمنین علیه السلام است.» پس فرود آمدند و غسل كردند و جامه را تغییر دادند و پاها را برهنه ‏كردند و فرمودند: تو نیز چنین كن. پس به جانب نجف روانه شدند و فرمودند: «گامها را كوتاه بردار و سر را به زیر انداز كه حق‏تعالى براى تو به عدد هر گامى كه بر مى‏ دارى صدهزار حسنه ‏مى‏نویسد و صدهزار گناه محو مى‏كند و...»، پس آن حضرت مى ‏رفتند و من ‏مى ‏رفتم همراه آن حضرت، با آرامش دل و بدن و تسبیح و تنزیه و تهلیل خدا، تا رسیدیم به تلّ ها (تپه‏هاى مورد نظر) پس ایشان به‏ جانب راست و چپ نظر كردند و با چوبى كه در دست داشتند خطى‏ كشیدند. پس فرمودند: «جستجو نما». پس طلب كردم اثر قبرى یافتم.  پس آب دیده بر روى مباركش جارى شد و گفت:«انا لله و انا الیه ‏راجعون»، و گفت: «السلام علیك ایها الوصى...»، صفوان مى‏گوید: به آن حضرت گفتم: اجازه مى‏دهید اصحاب خود را خبردهم از اهل كوفه و نشان دهم به آنها این قبر را. فرمودند: بلی. ‏و درهمى چند هم دادند كه من قبر را مرمت و اصلاح كردم.

 

سفر به بغداد

منصور دوانیقی چند بار امام صادق علیه السلام را به كوفه و بغداد احضار كرد. تعداد ملاقات‏هاى امام علیه السلام با منصور را از هفت تا حدود بیست ‏مرتبه شمرده‏اند كه برخى از آنها در سفر حج منصور بود.

آن حضرت در آغاز سفر در فضاى‏ آزادترى بودند، به گونه‏اى كه ملاقات مسلمانان با آن حضرت اوضاع ‏را كاملا به ضرر حكومت نوپاى عباسیان پایان بخشید. سرانجام‏ سفاح مجبور شد امام را به مدینه باز گرداند، تا ایشان را از مركز شیعه دور كند

پس از شهادت محمد و ابراهیم، فرزندان عبدالله بن حسن (عبدالله ‏محض) مردى قریشى به بغداد رفت و به منصور گفت: جعفر بن محمد غلامش، معلى بن خنیس را براى جمع آورى اموال نزد شیعیانش ‏فرستاده است، تا با آن‏ها به یارى محمد بن عبدالله بشتابد. منصور از شدت غضب، به حاكم مدینه دستور داد كه به سرعت امام را به مركز بفرستد و هیچ ملاحظه مقام یا نسبت او را نكند. حاكم ‏مدینه با تهدید امام را مجبور به سفر كرد. صفوان جمال مى‏گوید: امام مرا طلبیده، فرمود: «وسایل سفر را آماده كن كه فردا عازم‏ مى‏شویم» و همان ساعت ‏برخاست در حالى كه همراهش بودم به‏ مسجدالنبى رفت، چند ركعت نماز خواند و دست ‏به دعا بلند كرد كه: «یا من لیس له ابتداء و انقضاء...»، و فردایش عازم عراق شدیم ‏و... . (6)

امام صادق علیه السلام درباره این سفر فرمود: « پس از شهادت ابراهیم بن ‏عبدالله بن حسن، تمام افراد بالغ از اهل بیت را مجبور به سفر به ‏كوفه كردند. آن‏ها را یك ماه آنجا به گونه‏اى نگه داشتند كه هر روز منتظر قتل خود بودند، تا این كه روزى به آنها گفتند: دو نفر از شما به نمایندگى از بقیه به دیدن خلیفه بیاید، پس من(امام صادق علیه السلام) و حسن بن زید رفتیم و...» .(7)

منصور بارها امام صادق علیه السلام را مجبور به سفر طولانى به عراق كرد، به او اتهام زد و اذیت‏ ها و اهانت ‏ها روا داشت اما هیچ گاه‏ نتوانست نور الهى را خاموش كند.  او بارها قصد قتل امام را در سر مى ‏پرورد، اما هیبت امام مانع‏ مى‏شد. او سرانجام سعى كرد كه مردم را از محضر آن بزرگوار دور كند و مجلس درس او را تعطیل نماید اما باز هم ناموفق بود و به ‏ناچار اجازه تدریس به آن حضرت داد، به شرط این كه تدریس وى در پایتخت ‏حكومت نباشد و فقط براى شیعه باشد (نه جمیع فرقه‏ها).(8)

 

پی نوشت:

1) سفاح اولین خلیفه عباسى است كه شهر «حیره» را پایتخت قرار داد. او چهار سال بیشتر حكومت نكرد. سفاح‏ بیشتر دوران حكومتش را به پاكسازى مخالفان و جنگ‏ هاى پراكنده با امویان پرداخت. او به شدت از امام صادق علیه السلام بیم داشت. لذا در اواخر حكومت‏ خود، آن حضرت را به حیره احضار كرد.

2) رجال نجاشى، ص 28.

3) موسوعه الامام الصادق ، ج‏3، ص 231، به نقل ازفرحة ‏الغرى، ص‏59.

4) بحارالانوار، ج‏47 ، ص 171

5)  كافى، ج‏6، ص‏347.

6) همان، ص 445.

7) مقاتل الطالبین، ص 232.

8) بحارالانوار، ج‏47، ص 180.




برچسب ها: امام صادق (ع)،
[ دوشنبه 20 شهریور 1391 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

حضرت صـــادق، امــام راستین /  پیـــشـوا و مقتـدای اهــل دیـن

درّ بحـــر اصــطفـا، شمـس هُدا /  افتــــخار اصــفیــا و اولیــــا

کــرد احیا، شرع جدّش‌مصطفــی /  داد رونــق، رســم و آئیــن ولا

صیت فضلش عرصه‌ی غبرا گرفت /  نهضـــت او سر  بسر دنیا گرفت

مکــتب فقه و فضیلت بــاز کرد /  دعـــوت مردم ز نــو آغاز کرد

ذو المکارم ذوالفضائل ذو الکمال / عدل قـــرآن،  رهنمای بی‌همال

مــدرس او، مشعل تابـــان نور  /  علـم وحیـانی در آن اندر ظهـور

صف‌‌بصف در آن رجال علم ودین / از افاضات جنــابش خوشه‌چیـن

عالمان در مدرسش، چون مفلسان /  بــر در اعیــان و اشراف زمــان

از جهان شد سوی بستان وصــال /  بارگــــاه قرب حیّ ذو الجــلال

مـــتصل گردیـــد با غیب وجود /  گشت فارغ زین قیود و زین حدود





طبقه بندی: اخبارحوزه،
[ دوشنبه 20 شهریور 1391 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

بختک

بَختَک حالت اختناق و سنگینی است که گاهی در خواب به انسان دست می‌دهد، رؤیای وحشتناک توأم با احساس خفقان و سنگینی بدن که انسان را از خواب می‌پراند. خفتک، خفتو، برفنجک، درفنجک و فرنجک و فدرنجک و برغفج و برخفج و خفج و فرهانج و کرنجو ، سکاچه و تپتپو هم گفته شده به عربی کابوس می‌گویند.[۱]

عوام احساس سنگینی را که گاه اوقات به شخصی که خوابیده دست می‌دهد به وسیله آن توجیه می‌کنند. پدیده پزشکی فلج خواب در واقع همان بختک است.

بَختَک در افسانه‌ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شبها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم‌معنی دانسته‌اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی نامریی است که شب هنگام بر بدن انسان چیره می‌شود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل می‌کند، درین حالت انسان فقط نظاره گر ناتوانی خود است. ترسی بدون دلیل وجود انسان را در بر می‌گیرد و انسان توان کوچک‌ترین واکنشی نسبت به این ترس ندارد.در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد می‌نشیند و تمام وجود انها را فلج می‌کند. شاید ترس انسان گرفتار این موجود نیز بدلیل این است که حضور انرا بر روی خود احساس می‌کند ولی نمی‌تواند انرا ببیند. برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان رخنه می‌کند و بدن را در اختیار می‌گیرد. اصطلاح «بختک روی زندگیش افتاده» نیز ازین جا وارد ادبیات فارسی شده‌است.

بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر بینی او را بینداخت، و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینی ئی برای خود ساخت. فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافته‌است چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او می‌جهد. اگر در آن حال خفته بیدار شده چنگ در بینی او اندازد فرنجک از بیم آن که بینیش کنده شود گنجی از گنجهای اسکندر را که می‌شناسد رشوت خواهد داد تا دست از بینیش بردارد. بختک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده می‌شود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درخت‌ها و در جنگل‌ها و باغ‌ها می‌گردد. ظاهرأ این اعتقاد از ناآگاهی عوام به گاز کربنیکی که شب‌ها از گیاهان متصاعد می‌شود و کسی را که در جنگل یا در زیر درخت خفته باشد به خفقان می‌افکند ناشی شده‌است.برخی افراد معتقدند، در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت، می‌توان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند.[۲]

سازوکار علمی ایجاد پدیده [در طی خواب در مرحلهٔ حرکات سریع چشم (REM)، یعنی مرحله‌ای که فرد خواب (رویا) می‌بیند، مغز انتقال پیام‌های عصبی به سوی عضلات اسکلتی (به استثنای عضله دیافراگم و عضلات چشم) را متوقف می‌سازد، تا انسان رویاهای خود را برون ریزی نکند (یعنی مثلا وقتی در خواب می‌بیند می‌دوید، از رختخواب بلند نشوید و شروع به دویدن نکنید).

هنگامی که شما قصد دارید از خواب بیدار شوید، مغز مجدداً کنترل عضلات را به دست می‌گیرد. اما گاهی اوقات، قبل از اینکه مغز کنترل عضلات اسکلتی را به دست گیرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، انسان هوشیاری خود را باز می‌یابید که نتیجهٔ آن احساس ترس آور فلج بودن بدن خواهد بود.

نقطهٔ مقابل این عارضه زمانی است که برخی افراد هنگام دیدن رویا، دست‌ها و پاهای خود را تکان می‌دهند و یا در موارد شدید تر دچار خوابگردی(راه رفتن در حین خواب) می‌شوند.

.



طبقه بندی: روانشناسی،
برچسب ها: بختک،
[ شنبه 18 شهریور 1391 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     127- ازسیاستمداران بعید نیست.

در ایامی که معاویه در صفین با امیرالمؤمنین(ع)می جنگیدقیصر روم از فرصت استفاده کرده در سواحل شامات لشگر خود را پیاده کرد معاویه به او نوشت ای کلب روم بیرون شو وگرنه والله با علیu صلح می کنم و تورا از کاخ سلطنت پایین می کشم، قیصر ترسید و لشگرش را به طرف روم حرکت داد.4



4- سیمای فرزانگان، ص 492




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: سیاست معاویه،
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     125- مسئله 148

اگر بچه بگوید چیزی نجس است یا چیزی را آب کشیده نباید حرف او را قبول کرد ولی بچه ای که تکلیفش نزدیک است اگر بگوید چیزی را آب کشیدم حرف او قبول می شود و اگر بگوید چیزی نجس است بنابر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کرد.

نگارنده گوید: این مسئله را از اصل توضیح المسائل مرحوم آقای بروجردی نقل کردیم و با اندک تفاوتی همه مراجع قبول دارند. با ملاحظه این که مرسوم شده مادرها شلنگ دست بچه های کوچک یا بزرگی که تکلیفشان نزدیک نشده می دهند که، طهارت بگیرند درست نیست، و چون بچه پلیس مخفی ( ایمان حسابی ) را ندارد و قاعده صحّت هم در کار او جاری نیست، و احیاناً ممکن است با شنیدن صدای توپ بازی در کوچه، خود را نشسته یا ناقص شسته بیرون برود پس با چه خاطر جمعی می شود به طهارت او دل بست، با زدن دست به نجس اصل نجاست مسلّم و شک در طهارت حاصل می شود. چند ماه قبل از رحلت مرحوم آقای گلپایگانی درباره این مسئله از حضرتش سؤال کردم و هر چه زیرو رو زدم حتی به سراغ عناوین ثانویه مثل قاعده حرج رفتم و هر چه عرض کردم جوابی جزء اشکال دارد نشنیدم بالاخره ما علی الرسول الا البلاغ خداوند توفیق عمل صحیح به همه بندگانش عنایت فرماید.آمین.

 




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: مسئله شرعی،
[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

پرفسورحسابی درکناراستادش انشتین

زندگی پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش ( وگوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت.[۲][۳] محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.[۱][۳][۲]

تحصیلات شروع تحصیلات متوسطه او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ‌التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.
حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشتهٔ فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائهٔ رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.[۲][۳][۱][۸] برخی مدعی‌اند محمود حسابی تنها شاگرد ایرانی آلبرت اینشتین بوده‌است [۲] [۹] در حالی که رضا منصوری معتقد است حسابی آلبرت آینشاین را تنها یک‌بار در دیداری عمومی ملاقات کرده است و عکس مربوط به ملاقات حسابی با او، مربوط به کورت گودل، ریاضی‌دان معروف است.[۷]

مناصب سیاسی وی در سال ۱۹۵۷ به عنوان سناتور انتخابی تهران وارد مجلس چهارم سنا شد. وی هچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سال‌های ۱۹۵۱-۱۹۵۲ بوده است.[۴]

فعالیت‌های شغلی و اجتماعی حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه‌گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، [۱۰] دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.[۲][۳]

مهدی خزعلی هنگام بازگفتن خاطره دیدارش با پروفسور محمود حسابی ، به نقل از وی می‌نویسد: جهت تاسیس دانشگاه تهران با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: «دانشگاه بسازید که چه بشود؟» من عرض کردم: «دکتر و مهندس‌ها که برای تحصیل به فرنگ می روند را در مملکت خودمان تربیت کنیم.» و او پاسخ داد: «تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است.» متاثر از کوته فکری وزیر معارف از دفتر وزیر خارج شدم، دوستی که آزردگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت من میتوانم از رضا شاه برایت وقت ملاقات بگیرم. وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم و شاه پرسید «که چه شود؟» عرض کردم به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید «که چه شود؟» و عرض کردم: «این جاده‌ها و راه آهن را آلمان‌ها می سازند مهندسین خودمان بسازند و ...» رضاشاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می گویم رای بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم. فردای آن روز از دربار به در خانه‌ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده‌اند که اعلیحضرت فرموده‌اند، کارتان را شروع کنید و طرح‌تان را نیز بنویسید. این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران بود و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد. [۱۱] همچنین این صحبت ها در کتاب استاد عشق به تایید ایرج حسابی فرزند دکتر حسابی هم رسیده است

افتخارات حسابی به دریافت بالاترین نشان فرانسه لژیون دونور نائل گردید.[۲][۳]

خدمات اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران
پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
پایه گذاری دارالمعلمین عالی
پایه گذاری دانشسرای عالی
ساخت اولین رادیو در کشور
راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
محاسبه و تعیین ساعت رسمی ایران
پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد
شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
پایه گذاری شورای عالی معارف
پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام‌های موسیقی ایرانی به روش علمی
پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش‌های موسیقی
پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران
پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد
تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک، فیزیک، فیزیک اپتیک، هوش مصنوعی)
راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
ایجاد اولین کارگاه‌های تجربی در علوم کاربردی در ایران
ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور [۱]
موزه دکتر حسابی [ویرایش]نوشتار اصلی: موزه دکتر حسابی
اندک زمانی پس از مرگ حسابی در سال ۱۳۷۲، خانه او تبدیل به موزه‌ای شد که در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشان‌ها و تقدیرنامه‌ها و عکس‌های قدیمی و متن نطق‌ها و نوشته‌ها در آن به نمایش گذاشته شده‌است. این موزه در خیابان تجریش – خیابان مقصودبیک قرار دارد.

 


ستایش از طرف رهبران جمهوری اسلامی به نقل از روزنامه خراسان زمانی که امام خمینی به اتاقی که عده‌ای از جمله حسابی در آن حضور داشتند، وارد شد ابتدا به سمت حسابی آمد و وی را دعوت به نشستن کرد و سپس گفت: «شما ۷ نسل خدمت ارزنده به این مرز و بوم داشته‌اید و ۷ نسل استاد و دانشجو برای کشور تربیت کرده‌اید و صلاح نیست که من پیش از شما بنشینم.»[۱۲] همچنین آیت الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۶، طی پیامی به مراسم بزرگداشت حسابی با عنوان «۶۰ سال فیزیک ایران» گفت: «خدمتی که دکتر محمود حسابی به فرهنگ ایران نمودند کمتر از خدمتی نیست که ایشان به علم فیزیک کردند».[۱۳] در مقابل رضا منصوری که در آن زمان رییس انجمن فیزیک ایران بوده‌است، می‌گوید زمانی که انجمن در سال ۱۳۶۶ قصد برگزاری همایشی جهت تجلیل از پدر فیزیک دانشگاهی ایران، حسابی، را داشته‌است به دلیل اینکه او سناتور انتصابی محمدرضا پهلوی بوده‌است، از سوی حراست دانشگاه شیراز مورد تهدید قرار گرفته ولی با این وجود این تهدید حداد عادل در بزرگداشت حسابی سخنرانی کرده‌است.[۷] امروزه نام بسیاری دبیرستان های نمونه ایران به نام او است.

شاگردان برجسته پروفسور حسابی شاگردان برجسته زیادی را تربیت کردند. اما از میان همه آنها می‌توان به دو چهره مشهور اشاره نمود که عبارتند از دکتر مصطفی چمران و پروفسور منوچهر جمالی.

[۱۴] [۱۵]

برخوردهای اغراق آمیز و انتقاد از آن اغراق‌هایی که در بیان مرتبه علمی حسابی و روابط وی با دانشمندان آن عصر در نشریات و کتاب‌های درسی مطرح شده‌است اعتراض برخی چهره‌های دانشگاهی را بر انگیخته‌است.

طرح اعطای عنوان مرد علمی سال ۱۹۹۰ در رشته فیزیک از سوی مرکز بین‌المللی زندگی‌نامه‌ها (کمبریج) به محمود حسابی، به دلیل بی‌اعتبار بودن صادرکننده آن خدمات درخشان علمی حسابی را خدشه‌دار کرد.

رضا منصوری عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و معاون سابق وزارت علوم در مصاحبه‌ای می‌گوید مرحوم حسابی زمانی مقاله‌ای می‌فرستد برای مجله‌ای در پاریس در مورد آنچه در کتب درسی مدارس ما یا برپاکنندگان کتیبه‌ای در دانشگاه اصفهان، آن را نظریه‌ای بسیار عمیق و برتر از نظریه‌های انیشتین تلقی کرده‌اند. منصوری ادعا کرد بنابر اسناد تاریخی این مقاله برای داوری به سینج، نسبیت‌دان معروف، داده می‌شود که داور به دلیل برخی اشتباهات محاسباتی آن مقاله را برای چاپ نمی‌پذیرد.[کدام سند تاریخی؟ منبع آن کجاست؟]

هادی اکبرزاده رییس انجمن فیزیک ایران نیز گفت بخشی از مطالبی که در مورد حسابی از جمله همکاری و ارتباط وی با انشتین مطرح می‌شود اغراق‌آمیز و غیر واقعی است.[۱۶] وی همچنین گفت: انجمن فیزیک ایران در سال‌های اخیر همواره با طرح این قبیل مطالب اغراق‌آمیز برخورد کرده و از جمله در دوره قبلی هیات مدیره انجمن طی نامه‌ای به ریاست دانشگاه اصفهان به درج برخی مطالب غیرواقعی و اغراق‌آمیز در کتیبه یادبود حسابی اعتراض کرده‌است.[۷] [۱۷]

برخی عقاید در مورد زنان محمود حسابی در سال ۱۳۱۲، با تأسیس بیمارستان خصوصی گوهرشاد، کارکنان آن را به رعایت کامل حجاب ملزم کرد.[۱]

آلینوش طریان (نخستین استاد فیزیک زن ایران) در مصاحبه‌ای گفته‌است که در سال ۱۳۲۶ پس از اتمام دورهٔ تحصیلی لیسانس فیزیک در دانشگاه تهران، از محمود حسابی، مدیر وقت گروه فیزیک دانشگاه تهران، درخواست بورس تحصیلی نمود، ولی حسابی با این دلیل که «تو یک زن هستی و تحصیل برای تو تا همین مرحله هم زیاد است» از اعطای بورس تحصیلی به نامبرده خودداری کرد.[۱۸][۱۹]

به گفتهٔ وب‌گاه «بنیاد پروفسور حسابی»، محمود حسابی احترام فراوانی برای همسر خود قائل بود. و هرگز او را با صدای بلند خطاب نمی‌کرد.[۲۰]

آثار آثار به جای مانده از محمود حسابی در زمینه‌های فیزیک، زبان فارسی و پژوهش‌های فرهنگی شامل ۲۱ کتاب و مقاله‌است. برخی از مهمترین آثار وی عبارتند از:[۲۱]

۱- کتاب‌های فیزیک دبیرستان ۱۳۱۸. [۲۲] [۲۳] [۲۴]

۲- کتابی در تفسیر امواج دوبر در شش رساله، دانشگاه تهران ۱۹۴۶.[۲۵]

۳- مقاله ذرات پیوسته، در نشریه آکادمی علوم آمریکا ۱۹۴۷.[۲۶]

۴- مقاله‌ اثبات نظری بیشتر بودن جرم ذرات شارژ شده به وسیله نور نسبت به الکترون(پیشنهاد تفسیر قانون جاذبهٔ عمومی نیوتون و قانون میدان الکتریکی ماکسول)، گزارش نشریه انجمن فیزیک آمریکا ۱۹۴۸.[۲۷]

۵- مقاله مدل ذرات بی‌نهایت گسترده، نشریهٔ فیزیک فرانسه ۱۹۵۷. [۲۸]

۶- کتاب دیدگانی فیزیک دانشگاه تهران ۱۳۴۰.[۲۹]

۷- رساله نظریه ذرات بی‌نهایت گسترده، دانشگاه تهران ۱۹۷۷.[۳۰]




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: دکترحسابی،
[ پنجشنبه 16 شهریور 1391 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
دستگاه گردش خون:
دستگاه گردش خون یکی از دستگاه‌های اصلی  بدن است. کار این دستگاه به گردش درآوردن خون در بدن به منظور رساندن غذا و مواد مورد نیاز و دفع مواد زاید از اطراف سلول هاست.بطور کلی چرخش خون در بدن به دو چرخه تقسیم میشود:

1- ششی(ریوی)، که در حین آن خون  به درون شش‌ها هدایت شده و در آنجا اکسیژن دریافت می‌کند، و2- چرخه کل بدن، که در حین این چرخه خون توسط قلب به کل  بدن هدایت شده و اکسیژن و مواد غذایی را به کل سلول‌های بدن می رساند.بدن یک فرد بالغ بطور متوسط دارای6-4 لیتر خون می‌باشد.

  

شكل 1-سیستم گردش خون

ساختمان قلب:

قلب یکی از اجزای اصلی دستگاه گردش خون است. قلب ارگانی عضلانی تو خالی ، تقریباً به شكل مخروط است كه درون قفسه سینه، پشت جناق ، بین دو ریه (اندكی به سمت چپ) قرار داردو به اندازه مشت شخص یا تقریبا  ۲۵۰ - ۳۵۰  گرم میباشد . قلب  دائما در کار است و حدودا یک میلیون بار در روز می تپد ، و خون را در  مسیر عروقی یه مسافت ۱۱۳۰۰۰ کیلومتر در بدن انسان به گردش در میاورد . با هر طپش قلب ، خون حاوی اکسیژن به همه بخشهای بدن توسط سرخرگها  (  (artery پمپ میشود و توسط سیاهرگها (  vein )  به قلب بار می كردد.

شكل 2-جایگاه قلب در قفسه سینه

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ)

دو تا از این دریچه‌ها دریچه میترال ( بین دهلیز و بطن چپ ) و دریچه سه‌لتی )بین دهلیز و بطن راست) می‌‌گذارند خون از دهلیزها به بطن‌ها جریان پیدا کند، اما از بازگشت خون از بطن به دهلیز جلوگیری می‌کنند

شكل3- دریچه و حفرات قلب

.

دو دریچه دیگر دریچه آئورتی ( در خروجی بطن چپ و در ابتدای شریان آئورت) و دریچه پولمونر ( در خروجی بطن راست و در ابتدای شریان ریوی ) می‌گذارند خون از بطن‌ها وارد این شریان‌ها شود، اما از بازگشت خون از این شریان‌ها به درون بطن‌ها جلوگیری می‌کنند.

ساختمان دیواره قلب:

دیوارهٔ قلب شامل سه لایه می‌باشد:

1-لایهٔ خارجی (پریکارد) : این لایه به صورت ورقه نازکی سطح خارجی قلب را می‌پوشاند پریكاردکیسه دو جداره‌ای است که از دو لایه داخلی وخارجی تشکیل شده است. حفره پریكارد محتوی مایع شفافی است كه باعث تسهیل حرکات قلب می‌شود.

2-لایهٔ میانی ضخیم قلب(میوکارد) :  بخش قابل انقباض قلب می‌باشد و تقریبا تمام حجم قلب را تشکیل می‌دهد.

3-لایهٔ نازک داخلی(اندوکارد) : آندوتلیومساده‌ای است که به صورت لایه نازکی سطح داخلی حفره‌های قلب(دهلیزوبطن) را مفروش می كند.

شكل4- ساختمان دیواره قلب

 كار قلب (فیزیولوژی):

قلب مانند تلمبه ای خون سرخرگی را تا دور دست ترین نقاط بدن فرستاده و سپس خون استفاده شده(خون سیاهرگی) را مجددا جهت پالایش در ریه ها و کلیه ها به سوی خود باز می گرداند. هر نوبت فعالیت قلبی حدود 0.8 ثانیه طول می کشد و مرکب از دو مرحله انقباض(سیستول و استراحت (دیاستول) است. دهلیز‌ها و بطن‌ها مانند یک تیم با هم کار می‌کنند، دهلیز‌ها از خون پر می‌شوند، بعد خون را به درون بطن‌ها می‌فزستند. سپس بطن‌ها منقبض می‌شوند و خون را از قلب خارج می‌کنند. در حالیکه بطن ها دارند منقبض می‌شوند، دهلیزها مجددا پر می‌شوند  و برای انقباض بعدی آماده می‌شوند.قوای محرکه یا تلمبه قلب در اصل در بطن چپ این عضو قرار گرفته است. لذا ضخامت جدار و قدرت انقباضی بطن چپ چند برابر بطن راست می باشد.

 

                  

 

     

شكل 6- قلب در حالت پر شدن و انبساط شكل 5- قلب در حالت تخلیه و انقباض

 

سیستم هدایتی قلب:

عضله قلب بدون نیاز به تحریک عصبی به طور خودکار منقبض می‌شود و این امر ناشی از عملکرد سلولهای تخصص یافته‌ای است که از تغییر سلولهای عضلانی حاصل می‌شوند و کار آنها تولید تحریک برای ضربانات قلبی و هدایت این تحریکات به قسمتهای مختلف قلب برای هماهنگی انقباض دهلیزها و بطنها می‌باشد. این سلولهای تخصص یافته ساختمانهایی را بوجود می‌آورند که در مجموع سیستم هدایتی قلب را تشکیل می‌دهند.سیستم هدایتی قلب از گره سینوسی دهلیزی(SA node)  شروع میشودكه در دهلیز راست قرار دارد..سپس از طریق راههای داخلی به گره دهلیزی-بطنی(AV node) منتقل میشود.هدایت به بطنها از طریق  باندل هیس و سپس شاخه های راست و چپ صورت میگیرد.
 

شكل7- سیستم هدایتی قلب

 
سرخرگهای یا شریانهای قلب(عروق كرونر):
شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند. این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبورکرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجادمی‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکرکردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتینشریانهای کرونری(Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود.. شریان کرونر چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحانزولیقدامی(LAD شریان سیرکومفلکس یا چرخش(( LCX می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.  

 مقدار جریان خون سیستم سرخرگی کرونر حدود 225 میلی لیتر در دقیقه است. البته در شرایط خاص (فعالیتها و هیجانهای روحی) همراه با بالا رفتن سرعت ضربان قلب و افزایش حجم خون خارج شده از این عضو، جریان خون سرخرگهای کرونر نیز تا حد 6-4 برابر افزایش می ابد.

 

 شكل 8- شریانهای كرونر قلب

   جنین شناسی قلب:
اولین ارگانی که در جنین کامل میشود قلب است.در هفته سوم(روز21)قلب به شکل لوله ای است.در روز 23 ضربان قلب شروع میشود.در هفته 4 به شکل یک  حلقه(لوپ)در میآید.قلب در هفته 7کامل میشود و تقریبا شبیه قلب انسان بالغ است.

   

شكل 9- تكامل قلب جنین از چپ به راست:روز21،روز 24،روز 55 كه قلب شبیه قلب بالغین است.

     بین دهلیز ها و بطنها در ابتدا دیواره ای وجود ندارد وبتدیج این دیواره ها تشکیل میشود. اگردر مسیر تشکیل این دیواره ها اختلالی ایجاد شود بیماریهای مادرزادی قلب بوجود میاید.

 

شكل10-به نحوه نشكیل دیواره های داخلی قلب توجه كنید.

 گردش خون جنینی:

درجنین خون شریانی وریدی در 3نقطه با هم مخلوط میشوند.ابتدا خون اکسیژن دار توسط ورید نافی به بدن جنین وارد شده و با خون کبدی مخلوط میشود.سپس این خون مخلوط از طریق ورید اجوف تحتاننی به دهلیز راست وارد میشود .قسمتی از خون از طریق سوراخ بیضی  به دهلیز چپ میریزد واز انجا به بطن چپ و شریان آئورت.خون از طریق مجرای شریانی از شریان ائورت به شریان ریوی هم میریزد.

شكل11- گردش خون جنینی

 
نویسنده :دكتر طوبی كاظمی 
دانشیار و متخصص قلب و عروق

 




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: ساختارقلب،
[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

   ساختار گوش انسان بسیار پیچیده و حساس بوده و به سه بخش کلی تقسیم می شود :

 

1- گوش خارجی        Outer Ear

 

 2- گوش میانی  Middle Ear 

 

 3- گوش داخلی  Inner Ear 

 

 

هریک از این  بخش ها وظایف خاصی را به عهده دارد .

 

 

      گوش خارجی شامل لاله گوش ، مجرا و پرده تمپان  (صماخی)‌ می باشد .

 

لاله گوش اصوات را دریافت و جمع آوری كرده و این اصوات را به سمت مجرای گوش هدایت می كند .

 

مجرای گوش خارجی مسیری برای عبور صوت به سمت پرده تمپان می باشد .

 

پرده تمپان غشای بسیار نازكی بوده و مجرای گوش خارجی را از گوش میانی جدا می كند . اصوات پس از عبور از مجرای گوش خارجی به پرده گوش برخورد می كند و پرده گوش متناسب با تغییرات امواج صوتی مرتعش می شود.

 

     گوش میانی حفره كوچكی است كه در آن سه استخوانچه بسیار ظریف و هم چنین ضمایم دیگری وجود دارند . این استخوانچه ها (‌چكشی ، سندانی  ، ركابی  ) همراه با ارتعاش و حركت پرده تمپان به حركت در می آیند و امواج صوتی را تقویت كرده و به حلزون گوش داخلی منتقل می كنند .

 

      گوش داخلی شامل حلزون گوش و بخش های مربوط به تعادل می باشد. حلزون گوش حاوی مایع مخصوصی است كه بعد از برخورد امواج صوتی به آن مرتعش می شود . در حلزون سلول های گیرنده عصبی وجود دارند كه با جابجایی مایع داخل حلزون پیام های عصبی تولید می كنند .

 

عصب شنوایی پیام های عصبی را از حلزون به مغز منتقل می كند .

 

مغز این پیام ها را دریافت كرده و تفسیر می كند و به این ترتیب عمل شنیدن اصوات و درك گفتار انجام می شود.

 




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: عجایب خلقت گوش،
[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

چشم انسان عضوی بسیار پیچیده می باشد که شامل ۴۰ سیستم جزئی تر از جمله شبکیه(retina)، مردمک(pupil)، عنبیه(iris)، عدسی(lens) و عصب نوری(optic nerve) و ... می باشد. شبکیه شامل تقریبا ۱۳۷ میلیون سلول ویژه می باشد که در مقابل نور پاسخ داده و پیغامهایی را به صورت الکتریکی به سمت مغز از طریق رشته های عصبی می فرستد. در بخش خاصی از مغز که ویژوال کورتکس (visual cortex) نامیده می شود این پالس های الکتریکی به رنگ، عمق و ... تفسیر می شوند و به ما امکان دیدن تصاویر را می دهند. چشم، رشته های عصبی و ویژوال کورتکس اجزاء جداگانه می باشند که ۱.۵ میلیون پالس مختلف را در کسری از ثانیه تفسیر می کنند. اگر هر یک از این اجزاء مختلف وظایف خود را انجام ندهند چشم قادر به انجام وظیفه خود نمی باشد.

پلک ها، بافت های منحصر به فردی هستند که پوشش مخاطی متحرکی را تشکیل می دهند که تمام سطح کره چشم را می پوشاند. بنابراین پلک ها خط مقدم دفاع سطح چشم در مقابل خشکی و آسیب ها می باشند. وقتی جسم نوک تیزی به چشم ما نزدیک می شود ما بی اختیار پلک ها را می بندیم. پلک ها هر ۵ تا ۱۰ ثانیه یک بار باز و بسته می شوند که این امر به شسته شدن میکروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم کمک می کنند و در حقیقت سطح چشم را جاروب می کند. به علاوه با و بسته شدن پلک ها به توزیع یکنواخت اشک بر روی کره چشم کمک می کند. حدود ۱۰۰ مژه در پلک بالا و ۵۰ مژه در پلک پایین وجود دارد. مژه های فوقانی به سمت بالا و مژه های تحتانی به سمت پایین قوس بر می دارند که باعث گیر انداختن و جلوگیری از ورود اجسام ریز به داخل سطح کره چشم می شوند.

قرنیه (Cornea) راهی است که از طریق آن اطلاعات بینایی از دنیای خارج وارد چشم می شود. قرنیه قسمت شفاف و شیشه مانند جلوی چشم می باشد که مقطعی از یک کره یا یک جسم بیضوی منظم است که از ورای آن قسمت رنگی چشم یعنی عنبیه دیده می شود. این ساختمان کروی باعث می شود که این قرنیه چشم مثل یک ذره بین عمل کند و نورهایی را که از محیط خارج وارد کره چشم می شوند به صورت پرتوهای همگرا در آورد تا تصویر واضحی روی شبکیه ایجاد کنند.

عنبیه، قسمت رنگی چشم می باشد. مردمك، سوراخی است در وسط عنبیه  که مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می كند. وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمك تنگ می شود تا مقدار نور كمتری وارد چشم شود؛ و بر عکس زمانی که چشم در محیط كم نور قرار می گیرد مردمك گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود. اندازهٔ مردمک توسط ماهیچه‌های موجود در عنبیه با توجه به شدت نور تنگ و گشاد می‌شود. این عمل در اثر تحریک اعصاب پاراسمپاتیک و سمپاتیک صورت می‌گیرد.

عدسی، عضوی است محدب الطرفین، قابل انعطاف، بدون رگ و شفاف با قطر ۹ میلیمتر و ضخامت ۴ میلیمتر مه ما بین مایع زلالیه و زجاجیه چشم قرار دارد. عدسی در پشت مردمک واقع شده است و عمل تطابق و متمرکز کردن نور بر روی شبکیه را انجام می دهد. عدسی به وسیله رشته هایی به ماهیچه مژکی متصل شده است. به این ترتیب، عدسی با توجه به فاصله اجسام با چشم، نازک یا قطور می شود تا پرتوهای نور را به درستی بر روی شبکیه متمرکز کند و تصویر واضحی را ایجاد کند. به این اعمال تطابق می گویند. در هنگام مطالعه، عدسی با تغییر انحنا خود این امکان را ایجاد می نماید که بتوانیم اجسام نزدیک را بخوبی ببینیم.

 مشیمیه پرده نازک سیاه رنگی است که دور شبکیه را احاطه کرده است. این پرده تعداد زیادی رگ های خونی دارد که مواد غذایی را به بخش هایی از شبکیه می رساند. به علاوه سلول های این لایه حاوی تعداد زیادی رنگ دانه سیاه ملانین است که رنگ سیاهی به این بخش از چشم می دهد. وجود رنگ سیاه مانع از انعکاس نورهای اضافی در داخل کره چشم می شود و به تشکیل تصویر واضحتر کمک می کند. 

شبکیه، قسمت حساس به نور  است که در پشت چشم، مابین زجاجیه و مشیمیه قرار دارد و شاما مجموعه ای از سلول های حساس به نور و انواع مختلف نرونهاست. شبکیه از میلیونها سلول اختصاصی فتورسپتور (گیرنده نور) بنام سلول های مخروطی و استوانه ای تشکیل شده است که شعاع های نوری را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل می کند و از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می کنند. سلول های استوانه ای توانایی دید در نور کم و سلول های مخروطی توانایی دید رنگها را به ما می دهند. ۱۲۰ میلیون سلول استوانه ای مسئول دید سیاه و سفید هستند و ۶ تا ۷ میلیون سلول مخروطی رنگها را تشخیص می دهند. نرونهای میانی شبکیه نیز سیگنالهای بینایی رسیده را جمع آوری و اطلاعات را به عصب بینایی منتقل می کنند. ماکولا، که در مرکز شبکیه قرار دارد، محل تجمع بیشترین تعداد سلولهای مخروطی است. فوآ، فرورفتگی کوچکی در مرکز ماکولا، بیشترین سلول مخروطی را دارا است. مسئول دید مرکزی، دید رنگها و تشخیص دقیق جزئیات است. سلولهای استوانه ای در قسمت محیطی شبکیه (اطراف شبکیه) قرار دارند و امکان دید در شب و دیدن حرکت اشیاء در اطراف را می دهد. لایه پیگمانته (رنگ دانه دار) شبکیه مابین شبکیه و مشیمیه قرار دارد و حاوی ملانوسیتهایی است که مسئول رنگ سیاه آن هستند. این پیگمانها باعث می شوند تمام نورها داخل چشم جذب شود و چشم مانند اتاق تاریک عکاسی عمل کند.

بافت شبکیه شامل نورون ها و تعداد فراوانی مویرگ خونی است. در شبکیه ۵ لایه نورون تمایز یافته دیده می شود. این لایه ها از داخل به خارج، به ترتیب عبارتند از: ۱- سلول های عقده ای یا گانگلیونی (که آکسون های آنها امتداد یافته و عصب بینایی را تشکیل می دهند) ۲- سلول های آماکرین (که نورون های رابط میان سلول های دوقطبی و سلول های عقده ای هستند) ۳- سلول های دوقطبی ۴- سلول های افقی (که نورون های رابط بین سلول های گیرنده نور و سلول های دو قطبی هستند) ۵- سلول های گیرنده نور ( که شامل سلول های مخروطی (cones) و سلول های استوانه ای (rods) هستند)

نور پس از عبور از عدسی و زجاجیه، از طریق سلول های عقده ای به شبکیه وارد شده و پس از پشت سر گذاشتن سایر لایه های شبکیه، سرانجام به سلول های گیرنده نور می رسد. این سلول ها جریان نور را به پیام عصبی تبدیل کرده و آن را از طریق سلول های افقی به سلول های دوقطبی منتقل می کنند. به این ترتیب پیام عصبی از سلولهلی عقده ای به عصب بینایی منتقل شده و به مغز می رود.

همچنین حرکات کره چشم به وسیله ۶ عضله خارج کره چشمی که به اطراف کره چشم می چسبد کنترل می شود.

چگونه می توان باور کرد که فضائی چنین کوچک بتواند جهانی به این بزرگی را در خود جای دهد؟  لئوناردو داوینچی

ما با مطالعه گوش میفهمیم که سازنده آن قوانین مربوط به صوت را کاملا می دانسته و سازنده چشم قوانین مربوط به نور و رویت را می دانسته و از مطالعه نظم افلاک پی به آن حقیقت بزرگی که آنها را طبق نظم مخصوص اداره می کند می بریم. اسحاق نیوتن

 




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: عجایب خلقت،
[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 09:57 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

    

 54- ترقّی هزار و پانصد مرتبه ائی.

راسل گوید: در زمان سابق دو میل مترمربع زمین برای تهیه آذوقه یک نفر کافی بود. ولی حالا یک میل مترمربع زمین در انگلستان برای تهیهی آذوقهی 750 نفر کفایت می کند. یعنی هزار و پانصد برابر ترقّی کرده است.5



5- کتاب آیه الکرسی فلسفی ص 83




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 


اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره)

 
حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ پس از این كه مهم‌ترین احوال نماز را در قیام و ركوع و سجود می‌بینند و آن ها را مقوّم اقامه‌ی توحید می‌شمارند، در ادامه می‌فرمایند: پس گوییم كه چون صلاه معراج كمال مؤمن و مقرّب اهل تقوی است. متقوّم به دو امر است كه یكی، مقدمه‌ی دیگری است. اول، تركیب خودبینی و خودخواهی كه آن حقیقت و باطن تقوی است. و دوم، خودخواهی و حق‌طلبی كه آن، حقیقت معراج و قرب است.[1]

نماز حقیقی، معراج واقعی است:

از نكات دیگر در بیان و فهم دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی اهمیت نماز دارد این است كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را عین معراج واقعی می‌دانند كه دارای حالت‌ها و مراحل گوناگونی است كه برای افراد مختلف به تناسب درجه‌ی ایمان نمازگزار و حضور قلبی وی در نماز، تفاوت دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ به دلیل مسئله معراج واقعی بودن نماز، در تفسیر نماز به تطبیق دادن آن با حدیث معراج پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرداخته‌اند، زیرا بنا بر دستور پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذكار آن سفر هم در نماز از جمله در ركوع و سجود گنجانیده شده است (همان گونه كه در حدیث معراج آمده است).

نماز و سفرهای چهارگانه عرفانی (اسفار اربعه در نماز)

گفته شده كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را سفر الی الله و فی الله و من الله می‌دانند، سفر مؤمن و سالك به سوی خدا، چهار مرحله دارد كه در اصطلاح «اسفار اربعه»‌ خوانده می‌شوند. سالك در این سفرها، مراتبی خاصّ را می‌پیماید و به دگرگونی‌های روحی خاصّی دست می‌یابد كه شرح مفصّل آن در كتب عرفانی آمده است.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب اسرار الصلوه به طور بسیار اجمالی این اسفار را در نماز بیان می‌كنند. ایشان در كتاب اسرار نماز (معراج السالكین و صلوه العارفین) درباره‌ی نماز و طی منازل سلوك از طریق آن چنین می‌فرمایند: اگر روزگار به عارف ربانی مهلت دهد، تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصا منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند.[2]
طی كردن این سفر دارای دو ركن است: اول، رسیدن به مقام طهارت. دوم، رسیدن به مقام فنا در نماز. شرط اساسی
آغاز این سفر نیز دور شدن از نجاست‌های ظاهری و باطنی و به ویژه رذایل باطنی است. ایشان در تعریف باطن نجاست ـ كه دوری از آن لازمه‌ی سفر است ـ می‌فرمایند: نجاست، دوری از محضر انس و مهجوری از مقام قدس است و منافی با نماز است كه معراج وصول مؤمنین و مقرّب ارواح متقین است.[3]
بنابراین، انسان برای اینكه سفر معنوی را آغاز كند، باید به «مقام طهارت باطن» برسد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: ... و چون بدین مقام رسیدی، از تصرف شیطان خبیث مخبث خارج شدی و از رجز و رجس هجرت كردی و لایق حضور درگاه جلیل و مخلع شدن به خلعت خلیل گردیدی و مسافرت الی الله و معراج وصول حاصل شده كه آن خروج از منزلگاه و بیت نفس است و باقی می‌ماند ركن دوم كه در اصل نماز حاصل می‌شود و آن حركت الی الله و وصول به باب الله است و فنای به فناء الله.[4]
پس معلوم شد كه این سفر معنوی و معراج قرب حقیقی را دو ركن است، كه یك ركن آن در باب طهارات حاصل می‌شود كه سرّ آن، تخلیه و آنسرّ سرّ آن تجرید و سرّ مستسر آن تنزیه و سرّ مقنّع به سرّ آن، تنزیه و تقیید است و ركن اعظم آن در باب صلوه حاصل می‌شود كه سرّ آن، تنزیه از توحید و تقیید است.[5]
عبارت‌های یاد شده كه دربردارنده‌ی اصطلاحات خاص عرفانی است، به تناسب افراد نمازگزار از عوام الناس گرفته تا اهل معرفت و اخلاص، به مراتب این اركان اشاره دارد. پیش‌تر آوردیم كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ بر پایه‌ی حدیثی از ائمه ـ علیهم السّلام ـ اصل نماز را «یك ركعت» می‌دانند. از این رو، سفرهای چهارگانه را از آغاز تا پایان، به طور خلاصه در حدّ همان یك ركعت شرح داده‌اند.
ایشان در سرّ اجمالی نماز و اجمال سفرها می‌نویسد: آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی است كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فناست و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است حاصل شود، چنان چه برداشتن سر از سجده تا سلام كه علامت ملاقات و مراجعت از سفر است، رجوع به كثرت است، ولی با سلامت از حجب كثرات و بقای به حق، و در اذكار «اهدنا الصراط المستقیم» رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است و با اتمام ركعت كه حقیقت صلو‌ه است، سفر تمام می‌شود و بباید دانست كه اصل صلوه‌ یك ركعت است.[6]
در این باره باید گفت پس از فراهم آوردن مقدمات سفر كه همان مقدمات و مقارنات نماز است، سفر با نیت و گفتن تكبیر افتتاحیه در ابتدای نماز، آغاز می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ دستور این كار را چنین بیان فرموده‌اند: پس تو ای سالك الی الله و مجاهد فی سبیل الله! چون اقامه‌ی صلب در محضر قرب نمودی، تخلیص نیت در پیشگاه عزّت، و قبل خود را صفا دادی و در زمره‌ی اهل وفا داخل شدی، خود را مهیای دخول در باب كن و اجازه‌ی فتح ابواب طلب، و از منزل طبیعت حركت كن و حجاب غلیظ آن را با تمسّك به مقام كبریایی رفع كن، و به پشت افكن و تكبیرگویان وارد حجابی دیگر شو و آن را رفع كن، و به پشت سر افكن و تكبیر بگو و حجاب سوم را نیز مرتفع كن كه به منزل باب القلب رسیدی؛ پس توقّف كن و دعای مأثور بخوان: «اللهم انت الملك الحق المبین الخ.»[7]
با ذكر جمله‌ای از آن حضرت كه اركان مهم نماز و ركعت اصلی آن را سه چیز دانسته‌اند، اسرار سفرهای عرفانی در نماز را با بیان اسرار آنها، ادامه می‌دهیم، بدان كه عمده‌ی احوال صلوه سه حال است كه سایر اعمال و افعال مقدمات و مهیئات آن است، اول، قیام و دوم ركوع و سوم سجود.[8]
در سرّ ركوع فرموده‌اند: حقیقت ركوع، تمام نمودن قوس عبودیت و افنای آن در نور عظمت ربوبیت است.[9]
و در سرّ سجود فرموده‌اند: بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فرو بستن از غیر و رخت بربستن از جمیع كثرات حتّی كثرات اسماء و صفات و فنای در حضرت ذات است و در این مقام، نه از سمات عبودیت خبری است و نه از سلطان ربوبیت در قلوب اولیاء، اثری و حق تعالی خود در وجود عبد، قائم به امر است.[10]
ایشان پس از ذكر عباراتی از یك حدیث دربار‌ه‌ی تشهد می‌فرمایند: امّا اشاره به سرّ تشهد به طوری كه ذكر نمودیم، آنجا كه می‌فرماید: «تعلم ان النواصی الخلق بیده الخ» و این اشاره لطیفه است به مقام تحقق به صحو بعد المحو كه كثرات حجاب جمال محبوب نباشند و قدرت و مشیّت حق را نافذ و ظاهر در مرائی خلقیه بیند.[11]
امام ـ رحمه الله علیه ـ در واپسین مرحله می‌فرمایند: از آنچه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن، عبارت از سفر الی الله و فی الله و من الله است، در سرّ سلام، مطلبی دیگر معلوم می‌شود و آن، این است كه چون سالك در حال سجده، غیبت مطلقه از همه‌ی موجودات برای او دست داد و از همه‌ی موجودات غایب شد و در آخر سجده، حالت صحوی برای او رخ داد و در تشهد نیز حالت قوت گرفت، ناگاه از حال غیبت از خلق، به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جای آورد و در آخر تشهد توجّه به مقام نبوت پیدا كرد و در محضر ولایت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهی است، به جا آورد و پس از آن به تعینات نور ولایت كه قوای ظاهره و باطنه‌ی خود عبادالله الصالحین است، توجّه نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته و پس از آن به مطلق كثرات غیبت و شهادت توجّه پیدا نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، شفاهاً سلام تقدیم داشت و سفر رابع من الحق الی الخلق تمام شد و این اجمال را تفصیل بیش از این است كه من عاجزم از گفتن و خلق از شنیدنش.[12]
در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه حالاتی كه امام ـ رحمه الله علیه ـ در هر یك از اجزای نماز برای نمازگزار ذكر كرده‌اند، بیانگر حالات وارد بر نمازگزار در سفر خاصّی است كه به شماره‌ی سفر و آغاز و انجام آن، اشاره‌ی دقیق نداشته‌اند. همین امر، بیان اسفار را اجمالی‌تر كرده است.

ارتباط نماز با انسانیت از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

یكی دیگر از نكات مهم در دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز، ارتباط انسانیت با نماز واقعی است. به گونه‌ای كه با توجّه به آن، مسأله‌ی میزان بودن نماز در ردّ یا قبولی دیگر اعمال به سادگی حل می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه نماز با انسانیت، رابطه‌ای متقابل دارد. ایشان می‌فرمایند: مادامی كه انسان، صورت انسان و انسان صوری است، نماز او نیز نماز صوری و صورت نماز است و فایده‌ی آن نماز، فقط صحّت اجزای صوری فقهی است، در صورتی كه قیام به جمیع اجزا و شرایط صحّت آن كند، ولی مقبول درگاه و پسند خواطر نیست و اگر از مرتبه‌ی ظاهر به باطن و صورت به معنی پی برد، تا هر مرتبه‌ای كه متحقق شود، نماز او حقیقت پیدا می‌كند ... پس مادامی كه نماز انسان، صورت نماز است و به مرتبه‌ی باطن و سرّ آن نرسیده، انسان متحقق نشده، انسان نیز صورت انسان است و حقیقت آن متحقق نگردیده، پس میزان در كمال انسانیت و حقیقت آن، عروج به معراج حقیقت و صعود به اوج كمال و وصول به باب الله با مرقاه نماز است.[13]

نماز؛ ضرورت همیشگی:

یكی از ادعاهایی كه در بین صوفیان و عارف‌نمایان وجود داشته است، این است كه هر گاه فرد نمازگزار یا عارفی به وصال حق رسید، به عبادت و نماز نیازی ندارد. بنابراین می‌تواند عبادت و نماز را ترك كند. حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با تحلیل واقعی نماز، نظریه‌ی یاد شده را ردّ می‌كنند.
و با تبیین نماز در دو سطح سالك و واصل، نماز این دو را متمایز می‌دانند.

پی نوشتها:

[1] . همان، ص 350.
[2] . اسرار نماز، ص 57.
[3] . همان، ص 56.
[4] . اسرار نماز، ص 57.
[5] . همان، ص 55.
[6] . اسرار نماز، ص 15 ـ 16.
[7] . اسرار نماز، ص 79.
[8] . آداب الصلوة، ص 350.
[9] . اسرار نماز، ص 99.
[10] . اسرار نماز، ص 106.
[11] . همان، ص 116.
[12] . اسرار نماز، ص 118 ـ 119.
[13] . اسرار نماز، صص 7 ـ 8.

 




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: اسرارنماز،
[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


73 - آمرزش گناهان
پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
من قال اللهم صل على محمد وآل محمد اءعطاه الله اءجر اثنین وسبعین شهیدا وخرج من ذنوبه كیوم ولدته امه ؛
هر كس بگوید ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خداوند به او پاداش هفتاد و دو شهید خواهد داد و مانند روزى كه از مادر متولد گردیده است از گناه بیرون خواهد گردید.
74 - باقى نماندن چیزى از گناه
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر كس بر من یك بار درود فرستد خدا به رویش درى از عافیت خواهد گشود و نیز روایت شده است كه آن حضرت فرمودند: هر كس بر من یك بار درود فرستد چیزى از گناه برایش باقى نخواهد ماند.))
75 - پاك شدن سهر روز از گناه
رسول اكرم - (صلى الله علیه و آله و سلم ) - فرمود:
((هر كه یك مرتبه بر من صلوات فرستد، آن دو ملكى كه حافظ اویند، تا سه روز، هیچ گناه براى او نمى نویسند.))
76 - ریزش گناهان
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر گاه كسى از امت من بر صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بیت من صلوات فرستد، براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات مى فرستند؛ گرچه گنهكار بسیار خطاكار باشد. سپس از او گناهان مى ریزد، چنان كه برگ از درخت مى ریزد.
77 - لطف الهى بكند كار خویش
در كتاب ((جذب القلوب الى دیار المحبوب )) نوشته شیخ عبدالحق دهلوى آمده است كه :
مردى هنگام طواف ، غیر از صلوات بر پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به ذكر دیگرى نمى پرداخت . از او پرسیدند: چرا غیر از صلوات ذكر دیگرى نمى گویى ؟
گفت : من با خدا عهد كردم كه به وردى غیر از صلوات بر محمد و آل محمد نپردازم ؛ زیرا پس از آن كه پدرم وفات نمود، او را دیدم كه صورتش مانند صورت خر شد، بسیار غمگین و ناراحت شدم و با غصه خوابیدم ، در خواب ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را دیدم ، دامن آن بزرگوار را گرفته و التماس نمودم و او را شفیع پدر خود قرار دادم و به آن حضرت گفتم : چرا صورت پدرم تغییر كرده ؟
آن حضرت فرمودند: ((پدرت رباخوار بود و كسى كه در دنیا رباخوارى كند، در آخرت صورت او تغییر كرده و به شكل حمار (خر) در مى آید؛ اما از آن جا كه پدر تو هر شب به هنگام خواب ، صدبار بر من ، صلوات مى فرستاد، به همین خاطر، من شفاعت تو را درباره او قبول نموده و صورتش را به حالت اولیه برگردانیدم .))
من از خواب بیدار شدم ، هنگامى كه به صورت پدرم نگاه كردم ، دیدم صورتش مثل ماه مى درخشد، او را دفن كردم و به هنگام تدفین او شنیدم كه هاتفى مى گفت : ((سبب عنایت بارى تعالى و غفران و آموزش او به پدر تو به این خاطر بود كه او بر پیامبر صلوات مى فرستاد.(34)
 




طبقه بندی: صلوات،
برچسب ها: صلوات،
[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 09:23 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     69- زمانی می آید که مردم ربا خوار شوند، و هر کس اباء کند، گرد ربا او را می گیرد.

پیغمبرe می فرماید: زمانی بر مردم خواهد رسید که کس پیدا نشود که ربا نخورد، و اگر کسی نخورد، گرد ربا او را می گیرد.2


ادامه مطلب

طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: ربا،
[ سه شنبه 7 شهریور 1391 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

یهودی

رابرت گیلهم

مشهور ترین دانشمند یهودی علم ژنتیك، پس از مطالعه آیات قرآنی ، دین اسلام را برگزید. به گزارش خبرگزاری تقریب، رابرت گیلهم، یكی از بزرگترین دانشمندان علم ژنتیك است كه تحقیقاتی در زمینه رابطه زوجیت و تأثیرات آن بر زوجین داشته است. این دانشمند یهودی كه رئیس كانون تحقیقات آلبرت انیشتین نیز می‌باشد، با مطالعه آیات قرآن در رابطه با عده زن مطلقه و مقایسه آن با تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده است كه دین اسلام كامل‌ترین دین محسوب می‌شود. وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است كه پس از گذشت سه ماه از جدایی زوجین، اثار زوجیت در طرفین از بین می‌رود و در آیات قرآن كریم نیز آمده است كه زن مطلقه باید ۳ ماه عده نگه دارد. لذا رابرت گیلهم با مقایسه ادله علمی با آیات قرآن به این باور رسیده است كه دین اسلام برتر از دین یهود بوده و تنها دینی است كه پاكی زن را تضمین كرده است؛ بر این اساس زن مسلمان نیز پاك ترین زنان روی زمین خواهد بود.




طبقه بندی: احکام،
برچسب ها: اسلام،
[ دوشنبه 6 شهریور 1391 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

   

فلمینگ کاشف پنی سیلین

  65- باز هم بگو دست به خاک زدن تیمم کردن چرا؟

گاهی گفته می شود: در وقتی که آب نیست تیمم کردن چرا؟ مگر خاک چه خاصیتی دارد که جایگزین آب می شود؟ در جواب می گوییم: فلسفه احکام رب العالمین با عقل های معمولی قابل درک نیست. زیرا که مقنّن قوانین اسلامی خود الله است. و با عقل های ما ( اگر سالمشان بگذاریم و با خرافات قاطی نکنیم ) قابل فهم نیست زیرا عقل ما مخلوقی ضعیف است و با ضعفی که دارد نمی تواند به کنه و حقیقت حکمی که آن را خالق عقل، قانون کرده برسد؛ و هر علتی که از هر کس ( جز معصوم (ع) برای هر حکم اسلام گفته شود علت واقعی نخواهد بود. بلکه یک نوع تقریب ذهن خواهد شد. الحمدلله هر اندازه علوم روز پیشرفت می کند، حقایق قوانین اسلامی روشن تر می شود. برای نمونه مطلبی که ذیلاً می نگاریم، در خاصیت تیمم یک نوع تقریب است. و آن این است: استریتومیسین یکی از داروهای طبّی که دکتر واکسمن دانشمند آمریکایی آن را از خاک گرفته است. این دارو مانند پنی سیلین اغلب میکروب ها را می کشد. و علاوه بر آن در درمان سِل نیز به کار می رود.4

 



 


ادامه مطلب

طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: تیمم یاپنی سیلین،
[ دوشنبه 6 شهریور 1391 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


1.  گیاهان : 

در میان گیاهان , درختان طویل العمری وجود دارد که سکویا نام دارد که عمر

برخی از آنها بیش از پنج هزار سال می باشد.یک نوع کاج در کالیفرنیا موجود

است که طبق تحقیقات گیاه شناسان4600 سال از عمر آن میگذرد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مهدویت،
[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
عامل بزرگترین قتل عام تاریخ اسپانسر المپیک لندن شد


در شبهای ۲ و ۳ دسامبر ۱۹۸۴ (آذر ۱۳۶۳)، ابر مسموم ناشی از نشت گاز سمی صنعتی خطرناکی، بر فراز شهر بوپال به حرکت درآمد که وخیم‌ترین حادثه صنعتی جهان نام گرفت. نوعی گاز سمی از کارخانه حشره‌کش‌سازی شرکت آمریکایی یونایتد کارباید نشت کرد واین فاجعه چندین هزار کشته و بیش از ۳۰۰ هزار بیمار برجای گذاشت، که بسیاری از آنها کاملاً معلولند و در شرایط دشواری زندگی می‌کنند.
گاز سمی نخست خانه‌های نزدیک را پوشاند. خیلی‌ها بلافاصله جان باختند، سپس ابری ضخیم همه اطراف را پوشاند. همه اهالی شهر در خیابان‌ها در حال خفگی بودند. نشت گاز از این کارخانه حشره‌کش‌سازی به کشته شدن ده هاهزار نفر از سال ۱۹۸۴ تا کنون منجر شده و هزاران نفر دیگر هنوز در اثر آن با مشکلات جسمانی گریبانگیر هستند.

اما اکنون و در فاصله چند روز تا شروع المپیک لندن، شرکت "داو کمیکالزگ بعنوان اسپانسر بازیهای المپیک لندن شناخته می شود. مردم هند و شهر بوپال، شرکت "داو کمیکالز" را که به تازگی صاحب "یونیون کارباید" نیز شده است، مسئول فاجعه شهر بوپال می داند.

 

 

فضای درونی استادیوم المپیک، اهرامی با رئوس نورانی

ورزشگاه المپیک لندن قرار است میزبان افتتاحیه بازی های المپیک باشد. این ورزشگاه بزرگ و مجلل که تصویر آن را در بالا مشاهده می کنید، دارای یک خاصیت ویژه است و آن هم استفاده از مثلث هایی نورانی برای نورپردازی ورزشگاه.
به نورافکنهای قسمت راست و چپ عکس زیر توجه کنید، به یاد چیزی نمی افتید؟ این نورافکنها خصوصا در زمان روشن بودن، به وضوح یک مثلث یا سر نورانی را نمایش می دهند که احتمالا نماد چشم جهان بین است. 

 

ورزشگاه المپیک لندن قرار است میزبان افتتاحیه بازی های المپیک باشد. این ورزشگاه بزرگ و مجلل که تصویر آن را در بالا مشاهده می کنید، دارای یک خاصیت ویژه است و آن هم استفاده از مثلث هایی نورانی برای نورپردازی ورزشگاه.
به نورافکنهای قسمت راست و چپ عکس زیر توجه کنید، به یاد چیزی نمی افتید؟ این نورافکنها خصوصا در زمان روشن بودن، به وضوح یک مثلث یا سر نورانی را نمایش می دهند که احتمالا نماد چشم جهان بین است. 

به نظر می رسد این نمادها را بتوان در حین برگزاری رقابتها باز هم شاهد بود. چه کسی قرار است مانع این استفاده ابزاری روشن از ورزش شود را باید منتظر ماند و به نظاره نشست. 

 

طرح مدالهای المپیك لندن ۲۰۱۲


 


بزرگترین مدال بازی‌های تابستانی تا به امروز. "دیوید واتکینز" می‌گوید نمادهای کلیدی پشت و روی مدال، "نایک"، الهه پیروزی و "رود تیمز" را گرد هم آورده‌اند. پشت مدال شامل نشان بازی‌ها است تا شهر جدید را به سان جواهری در حال رشد بنماید. این نشان روی چوب هایی قرار گرفته که به شکل شعاع های نورند و نمادی برای انعکاس و تابیدن انرژی ورزشکاران و همچنین نمادی از اتحاد هستند. رودخانه تیمز مانند یک روبان در میانه جاری است. زمینه کاسه‌مانند با مربعی در میان دایره که مکان را القا می‌کند، یادآور آمفی‌تئاترهای دوران باستان است. رشته و ماده ورزشی در کناره هر مدال مربوطه کنده‌کاری شده‌اند. همه این مدال‌ها در ضرابخانه سلطنتی در لانتریزانت در شمال ولز ضرب شده‌اند.

 

اما اصل جریان

در یك روی مدال كه درشكل سمت چپ قرار گرفته در پس زمینه كه دقت كنید یك مثلث نورانی است كه دیگر نیازی به توضیح نیست آرم zion كه معنی اسرائیل است كه مشخص است ...

در روی دیگر مدال كه در شكل سمت راست نمایان است همان الهه پیروزی از یك سو شكل بز كه همان نماد اصلی شیطان پرستان است نمایان است و یك سو الهه كه مرد است و از پستانهای زنانه برخوردار است كه نماد همان دو جنسه بودن و خیلی از نمادهای دیگر كه شما خود درجریان هستید  ما بقی با خودتان...

راستی...!

راستی ورزشكاران ما دستشون درد نكنه واقعا تا حالا همشون گل كاشتن حداقل خیلی خیلی بهتر از فوتبال لعنتی هستن اما یه چیزی قهرمانان ما از روی ندونستن نمادهای شیطان در مدالها را میبوسن ....

di-8tyz.jpg
 



طبقه بندی: فراماسونری،
[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     62 صله و زیارت شیعیان صالح، ثواب صله و زیارت امام (ع)را دارد.

امام صادق(ع) می فرماید: کسی که قادر بر صلهی ما نیست، و به زیارت ما نمی تواند برسد ؛ صله و زیارت کند، صالحین شیعه ما را؛ که صله و زیارت آنان در حکم صله و زیارت ماست.2

 




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: صله شیعیان،
[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


مشهور موخین، واضع آن را عمربن الخطاب می دانند و زمان وضع را بین سال هفدهم و هیجدهم هجری خیال می کنند و علت وضع را چند چیز شمرده اند:
1- ابوموسی اشعری استاندارد دولت عمر در بصره به او نوشت: نامه های متعددی از دارالخلافه واصل می شود که یکی ناسخ دیگری است و نمی دانم به کدام عمل کنم و ناسخ از منسوخ شناخته نمی شود، پس چاره چیست؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: تاریخ،
[ چهارشنبه 1 شهریور 1391 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

شكر كه در مقابل كفران است به معناى سپاس در برابر كارى است كه اثر آن به غیر برسد و دریافت كننده اثر نیز همان شخص شاكر باشد و به عبارتى دیگر: شكر، سپاس بر نعمتى است كه از منعم به شاكر مى رسد، نه بر كمالاتى كه اثرش به دیگران نمى رسد یا به غیر شاكر مى رسد. بنابراین در شكر، هم وصول اثر به غیر نقش دارد و هم اتحاد متنعم و شاكر؛ در صورتى كه هیچ یك از این دو قید در حمد مطرح نیست و از این رو شكر از دو جهت اخص از حمد است و هر شكرى حمد است، ولى چنین نیست كه هر حمدى شكر باشد.

آنچه در فرق میان حمد و شكر گفته شد، ویژگیهایى است كه اهل لغت براى فرق گذارى میان این دو واژه گفته اند؛ اما با عنایت به كاربردهاى قرآنى واژه شكر باید گفت: وصول اثر نعمت و كمال به غیر، مقوم شكر نیست و گرنه اطلاق شكر بر خداى سبحان مجاز خواهد بود.

توضیح این كه، شاكر بودن گاهى به برخى از اسماى حق اسناد داده مى شود و مراد از آن تاءثیر اسماى الهى در یكدیگر است. در این صورت قید وصول اثر به غیر مى تواند در قوام شكر نقش داشته باشد؛ اما اگر شاكر بودن به ذات اقدس خداوند كه كامل محض و غنى صرف است اسناد داده شد، وصول اثر نقشى در گوهر شكر ندارد؛ زیرا ذات خداى سبحان نه تنها به غیر خود نیازمند و از او متاءثر نیست، كه به خود نیز نیازمند نیست و از خود نیز اثر نمى پذیرد. او غنى محض است، نه مستغنى و خودكفا، تا با فیض خود نیاز خویش را تاءمین كند: الهى تقدس رضاك اءن تكون له علة منك فكیف تكون له علة منى. الهى اءنت الغنى بذاتك اءن یصل الیك النفع منك فكیف لا تكون غنیا عنى (646)

بنابراین، وصول اثر به غیر ویژگى برخى از مصادیق شكر است و نه مقوم گوهر شكر و اگر در تعریف شكر مطرح مى شود از باب زیادت حد بر محدود است.

حاصل این كه، بر اساس این تحلیل در فرق حمد و شكر باید گفت: اگر مقصود امتیاز حمد از شكر در مورد موجودهاى امكانى باشد، فرق آن است كه در حمد، وصول اثر كمال محمود به حامد شرط نیست، ولى در شكر وصول اثر مشكور به شاكر معتبر است و اگر مقصود اعم از موارد وجوب و امكان باشد به طورى كه شاكر بودن خداوند هم منظور باشد، شاید از این جهت، شكر به لحاظ مصداق همان حمد باشد، بدون تفاوت.

لام در الحمد: براى استغراق یا جنس است و مفادش آن است كه هر حمدى از هر حامدى و براى هر محمودى واقع شود، در واقع حمد خداى سبحان است و جز او هیچ كس مالك حمد نیست. بنابراین، او حمید محض و محمود صرف است.

احتمال دیگر در الف و لام آن است كه براى عهد باشد و مراد از حمد معهود، حمد كاملى است كه خداى سبحان از خود دارد. (647)

لام در الله : یا براى مالكیت است و یا اختصاص. خداوند مالك هر حمدى است، یا هر حمدى ویژه اوست.

رب: ربوبیت، سوق دادن شى ء به سمت كمال آن است و رب كسى است كه شاءن او سوق دادن اشیا به سوى كمال و تربیت آنها باشد و این صفت به صورتى ثابت در او باشد.

مفاهیمى همچون: مالكیت، مصاحبت، سیادت، قیمومت، ملازمت، تداوم بخشیدن، برآوردن حاجت، تعلیم یا تغذیه، همه از لوازم و آثار ربوبیت و هر یك در موردى و به اقتضاى موارد گوناگون است و هر یك مصداقى از مصادیق متفاوت تربیت است، نه معناى آن و اخذ هر كدام از آنها در معناى رب از باب زیادت حد( به معناى عام ) بر محدود، و نشانه این زیادت آن است كه در سوره ناس كلمه ملك و كلمه اله هر دو بعد از كلمه رب ذكر شده است و اگر تعبیر (رب الناس ) مفهوم ملك و اله را به همراه داشت، لازم نبود كه (ملك الناسَ اله الناس ) جداگانه ذكر شود، و چون معناى ملك با معناى مالك در عین تفاوت، مباین نیست، از این رو نكته مزبور به عنوان شاهد یاد شد.

كلمه رب بدون قید و به طور مطلق، جز بر ذات مقدس خداوند اطلاق نمى شود، ولى به صورت مضاف و مقید بر غیر خداوند نیز اطلاق مى شود؛ مانند: رب الدار و رب الابل و اگر كلمه ارباب به طور جمع استعمال شده است، مانند (ءاءرباب متفرقون ) (648) به لحاظ باورهاى باطل و ثنیین است و گرنه در جهان هستى بیش از یك رب نیست.

تذكر: در مصدر باب تفعیل از رب نباید به جاى تربیت ، تربیت به كار برد؛ زیرا رب از نظر صرفى مضاعف و مربى ناقص واوى است و مربى از ریشه ربو به معناى رشد و زیادت است.

عالمین: این كلمه جمع عالم است و غالبا الفاظى كه بر وزن فاعل است، بر ابزار و آلت دلالت مى كند؛ مانند: خاتم، طابع و قالب كه به معناى ما یختم به ، ما یطبع به و ما یقلب به است. عالم نیز به معناى ما یعلم به است ؛ یعنى آنچه به وسیله آن علم حاصل مى شود و سر تسمیه عالم بدین نام آن است كه هر عالمى آیت و نشانه خداى سبحان است و به وسیله آن علم به خداوند حاصل مى شود و چون در نظام هستى هر موجودى از موجودات آیت و نشانه خداوند است و هر ذره اى از ذرات هستى علامت آن ذات اقدس است، هر موجودى یك عالم است و بر این اساس درباره اطلاق عالم بر مجموع موجودات یا بر مجموعه اى خاص از موجودات باید گفت: اگر مجموع (افزون بر جمیع واحدهاى آن )، وجود مستقلى داشته باشد، اطلاق عالم بر آن حقیقى است و آن نیز مانند هر یك از واحدهایش یك عالم است و تحت تدبیر رب العالمین خواهد بود و اما اگر وجود مستقلى نداشته باشد، اطلاق عالم بر مجموع اشیا یا مجموعه اى خاص از اشیا، مجاز است و تنها اطلاق عالم بر هر یك از واحدها حقیقت خواهد بود.

عالم و علامت همان كلمه علم (اسم خاص ) است كه در كلمه اول بعد از حرف عین الفى به آن افزوده شده و در واژه دوم الفى بعد از حرف لام آمده و به تاء مختوم شده است.

عالم همه بر تمامى موجودات اطلاق مى شود، مانند: عالم وجود و هم بر ماسوى الله ؛ مانند: حدوث عالم و فناى عالم و هم بر هر نوعى از انواع موجودات ؛ مانند: عالم جماد و عالم انسان و هم بر هر صنفى از اصناف ؛ مانند: عالم عرب و عالم غیر عرب .

كلمه العالمین شامل همه عوالم پیش از دنیا، عالم دنیا و عوالم پس از دنیا (برزخ و قیامت ) و همچنین عالم انسان، عالم فرشتگان و سایر عوالم هستى خواهد شد.

كلمه عالمین در قرآن كریم گاهى به معناى همه جوامع انسانى است ؛ مانند: ان اءول بیت وضع للناس للذى ببكة مباركا و هدى للعالمین (649) (لیكون للعالمین نذیرا ) (650) ما سبقكم بها من اءحد من العالمین (651) و گاهى به معناى همه عوالم امكانى است ؛ مانند: قال فرعون و ما رب العالمینَ قال رب السموات و الاءرض و ما بینهما... ربكم و رب ابائكم الاءولینَ... رب المشرق و المغرب و ما بینهما ان كنتم تعقلون (652). مراد از كلمه عالمین در آیه حمد همه نظام هستى امكانى است، نه خصوص جوامع انسانى كه با قرینه هدایت یا انذار در آیه آل عمران و آیه فرقان اراده شده است ؛ از این رو معادل فارسى عالمین ، جهانها است، نه جهانیان .

تذكر: كلمه جهانها نیز معادل مناسبى براى واژه عالمین نیست ؛ زیرا واژه عالم، چنانكه گذشت، به معناى نشانه و علامت است ؛ در حالى كه واژه جهان به معناى جهنده است و اطلاق آن بر عالم، بر اثر اشتمال عالم بر حركت و جهش است و از این رو باید گفت اطلاق واژه جهان بر عوالمى كه در آن نشانى از حركت و جهش نیست، نادرست است.

اختصاص حمد به خداى سبحان 

قرآن كریم سراسر عوالم هستى امكانى را مخلوق خداوند سبحان مى داند و همه را نیكو و زیبا مى شمارد: (قل الله خالق كل شى ء) (653) الذى اءحسن كل شى ء خلقه (654). بنابراین، هر چه مصداق شى ء است، یعنى سراسر عوالم وجود امكانى، نیكو و زیباست و چون حمد در برابر كمال، جمال و نعمت بخشى است، پس حمد مطلق ازلى و ابدى از آن خداست: (الحمدلله ) و هیچ كس مالك حمد نیست. علل وسطیه نیز مجارى فیض الهى است و سرآغاز سلسله فیض تنها ذات اقدس الهى است.

آیه كریمه (الحمد لله رب العالمین ) مشتمل بر دو برهان بر اثبات و اختصاص حمد براى خداى سبحان است:

برهان اول كه از نام مقدس الله استفاده مى شود (655) این است كه الله جامع همه كمالات وجودى است (ذات مستجمع جمیع كمالات ) و چون حمد در برابر كمال بوده و هر كاملى محمود است، پس خداى سبحان محمود است. آیه كریمه (الحمدلله...) با تعلیق حكم بر وصف كه مشعر به علیت است مفید چنین برهانى است.

توضیح این كه، اگر گفته مى شد: الحمدله (حمد براى اوست ) مدعایى بودند كه برهانى به همراه نداشت و برهان مى طلبید و برهانش نیز این بود كه خداوند سبحان بر اثر جامعیت كمالاتش شایسته حمد است. اما در الحمدلله حكم (ثبوت حمد) بر وصف (الله ) تعلیق شده كه موضوع، خود دلیل را به همراه دارد و در مواردى كه متعلق حكم، خود در بردارنده سبب و علت ثبوت محمول براى موضوع باشد، نیاز به استدلال نیست ؛ همان طور كه در جمله الجنة للمطیعین و النار للملحدین وصف خود محمول (اطاعت و الحاد ) بیانگر علت ثبوت بهشت براى اهل طاعت و آتش براى ملحدان است. در الحمدلله نیز جامعیت كمال كه سبب ثبوت و اختصاص حمد است در موضوع الله قرار دارد.

برهان دوم كه حد واسط آن ربوبیت خداى سبحان است و از تعبیر (رب العالمین ) استفاده مى شود، بدین تقریر است: خداوند رب سراسر عوالم هستى امكانى است و هیچ شریكى در ربوبیت ندارد ( و از این رو كلمه عالمین به صورت جمع آمده است ) و چون حمد در برابر نعمت ربوبیت (سوق دادن هر موجود به كمال لایق آن ) است، پس حمد مخصوص ذات اقدس اوست و هیچ شریكى در حمد ندارد. از این رو در بحث ادبى گذشت كه الف و لام در كلمه الحمد براى استغراق و یا جنس است و مفادش این است كه هر حمدى از هر حامدى براى هر محمودى در واقع حمد خداست. براهینى چند بر انحصار و اختصاص ‍ حمد به خداى سبحان اقامه شده است كه برخى از آنها در بخش لطایف و اشارات این آیه بیان مى شود.

 




طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: تفسیر،
[ چهارشنبه 1 شهریور 1391 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت