تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






دروغ صحیح !

یكى از علماى دربارى ، مرام شیخیه را ترویج مى كرد و به عنوان (شریف الواعظین ) مشهور شده بود، و در یكى از شهرهاى استان فارس به گمراه كردن مردم اشتغال داشت و پس از انقلاب از دنیا رفت .
عصر مرجعیت آیة اللّه العظمى بروجردى رحمة اللّه ، به آقاى بروجردى خبر دادند كه چنین عمامه به سرى به گمراه كردن مردم اشتغال دارد.
آیة اللّه بروجردى رحمة اللّه واعظ معروف آن عصر، خطیب توانا مرحوم حاج شیخ مرتضى انصارى را به شهر فرستاد تا ده شب منبر برود، و كارى كند كه مردم شریف الواعظین را از شهر بیرون كنند.
در این ایّام یك روز شریف الواعظین مریدان خود را به دور خود جمع كرد و به آنها گفت :
(یك شیخ حرام زاده اى به اینجا آمده مى خواهد مرا از شهر بیرون كند.)
این سخن به گوش شیخ انصارى رسید، بالاى منبر گفت : (اى مردم ! این حلال زاده (شریف الواعظین ) مرا حرامزاده خوانده است ، ولى هر دو ما دروغ مى گوییم !! (یعنى نه او راست مى گوید كه مرا حرامزاده دانسته ، و نه من راست مى گویم كه او را حلال زاده دانسته ام ) یكى از دوستان وقتى كه این قصه را را برایم نقل كرد خندیدم و به یاد این رباعى افتادم :
شخصى بد ما به خلق مى گفت ما سینه از او نمى خراشیم
ما خوبى او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم !!




طبقه بندی: کشکول،
برچسب ها: دروغ صحیح !،
[ یکشنبه 29 بهمن 1391 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

شیعه امین

او از شیعیان ، شاگردان و آشنایان امام صادق علیه السلام بود، ولى در كوفه مى زیست و به نام (سیابه ) خوانده مى شد. با اینكه به دنبال كار و كسب حلال مى رفت ، به دلایلى زندگى فقیرانه اى داشت و با همین حال از دنیا رفت .
وى پسرى به نام عبدالرحمن داشت كه مانند پدرش فقیر بود، و روزگار را با یكى زندگى ساده مى گذراند، روزى یكى از دوستان پدرش كه شخص ‍ ثروتمند و خیراندیش بود، به نزدش آمد و پس از عرض تسلیت ، احوال او را پرسید. وى دریافت كه عبدالرحمن تهیدست است ، و از پدرش ‍ ارثیه اى به او نرسیده است . با خود اندیشید كه با قرض دادن ، عبدالرحمن را به كار و تجارت تشویق كند و در نتیجه زندگى او سامان یابد. از این رو، خطاب به عبدالرحمن گفت : (من حاضرم هزار درهم به تو قرض بدهم تا كار و تجارت كنى ، و هرگاه بى نیاز شدى بدهكارى خود را بپردازى .) عبدالرحمن از آن مرد خیر اندیش تشكر كرد، و هزار درهم گرفت و با آن پول به تجارت پرداخت . از قضاى روزگار، روز به روز تجارتش رونق گرفت ، به طورى كه براى رفتن به حج استطاعت پیدا كرد. از آنجا كه وى مسلمانى متعهد و پایبند به احكام اسلام بود، تصمیم گرفت براى انجام مراسم به مكه رهسپار شود.
پس ، نزد مادرش آمد و گفت : (تصمیم دارم به حج بروم .)
از آنجا كه این مادر مسلمان از خانواده اى شیعه مذهب و به مسؤ ولیتهاى دینى آشنا بود، بى درنگ به پسرش گفت : (آیا پولى را كه از دوست پدر مرحومت قرض گرفته اى ، به او پرداخته اى ؟)
عبدالرحمن : نه هنوز نپرداخته ام .
مادر: هم اكنون برو، آن را بپرداز، كه از سفر حج مقدمتر است .
عبدالرحمن نزد دوست پدرش رفت ، بدهكارى او را به او پرداخت ، صمیمانه از او تشكر كرد، و سپس عازم مكه شد. وى پس از انجام دادن مراسم حج ، در مدینه به محضر امام صادق علیه السلام رسید.
امام صادق علیه السلام او را شناخت و به گرمى با او احوال پرسى كرد. امام علیه السلام حال پدرش سیابه را پرسید و فرمود: (حال پدرت چطور است ؟)
عبدالرحمن : پدرم از دنیا رفت .
امام صادق علیه السلام پس از اضهار تاءثر و طلب مغفرت براى پدر او، به عبدالرحمن فرمود: (آیا برایت مال به ارث گذاشت ؟ ) (كه مسطتیع شده اى و در مراسم حج شركت كرده اى !)
عبدالرحمن : نه ، چیزى به ارث نگذاشت .
امام صادق علیه السلام : پس با چه مالى به انجام حج توفیق یافتى .
عبدالرحمن : دوست پدرم هزار درهم به من قرض داد و با آن تجارت كردم . هنوز سخن عبدالرحمن تمام نشده بود، كه امام صادق علیه السلام فرمود: (آن هزار درهم قرضى را كه گرفته بودى ، آیا به صاحبش پرداخت كردى ؟)
عبدالرحمن : آن را به صاحبش دادم و بعد عازم مكه شدم .
امام صادق علیه السلام : (آفرین بر تو، آیا مى خواهى نصیحتى را از من بشنوى ؟)
عبدالرحمن : آرى فدایت شوم .
امام صادق علیه السلام : (به تو سفارش مى كنم كه حتما راستگو باش ، امانت مردم را به صاحبش برگردان ، و هیچگاه در این دو مورد سهل انگارى و مسامحه نكن .)
آنگاه امام صادق علیه السلام انگشتان دستش را به یكدیگر چسبانید و فرمود: (اگر راستگو باشى و امانت دار باشى ، این گونه در اموال مردم شریك خواهى بود.) (یعنى مردم به تو اعتماد مى كنند و هر وقت از آنان به قرض خواستى ، به تو خواهند داد و تو را از خودشان مى دانند، نه بیگانه .)
من به این نصیحت امام صادق علیه السلام عمل كردم و همواره مراقبت نمودم . خداوند چنان بر ثروت من بركت بخشید، كه هم اكنون سیصد هزار درهم زكات ثروتم شده است و آنرا پرداخته ام (132).)
نتیجه اینكه : قرض دادن ، زندگى در حال سقوط انسانى را حفظ مى كند و به آن سامان مى بخشد.
درست كارى و امانت دارى موجب گسترش و تعمیق سنّت مقدس قرض ‍ دادن مى شود، و آن را رواج مى دهد.
انسان امانت دار شریك مال مردم است و باید بداند كه راستگویى و امانت دارى ، موجب بركت و افزایش رزق و روزى خواهد شد.
امام صادق به مساءله حفظ امانت و اداى دین اهمیت بسیار مى دادند، و به شاگردانش سفارش اكید مى كردند كه هیچگاه در مورد آن سهل انگارى نكنند.




طبقه بندی: احادیث،
برچسب ها: شیعه امین،
[ یکشنبه 29 بهمن 1391 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

دانش نامه احادیث پزشكى

محمد محمدى رى شهرى
مترجم : دكتر حسین صابرى

- ۱۶ -


--------------------------------------------------------------------------------

مفضل مى گوید: گفتم : چرا اصولا اینها به گونه اى آفریده نشیده اند كه زیاد و بلند نشوند تا انسان به كوتاه كردن آنها نیازمند گردد؟
فرمود: ((خداوند را در این باره ، بر بنده ، نعمت هایى است كه آنها را نمى شناسد تا او را بر آنها سپاس گوید. بدان كه دردها و بیمارى هاى بدن ، همراه با در آمدن موها از بستر خود و در آمدن ناخن ها از انگشتان ، از بدن بیرون مى روند. از همین رو، انسان به نوره كشیدن ، سر تراشیدن و كوتاه كردن ناخن ها در هر هفته ، فرمان یافته است تا موها و ناخن ها رشد شتابان ترى یابند و با در آمدن آنها، دردها و بیمارى ها از تن بیرون بروند. اما هنگامى كه بلند شوند، سرگردان مى مانند و در آمدنشان كاهش مى یابد و بدین سبب ، مایه هاى دردها و بیمارى ها در بدن حبس شوند و بیمارى ها و دردهایى را پدید آورند. افزون بر این ، موها از در آمدن از جاهاى كه به انسان زیان مى رساند و تباهى و ضرر براى او پیش مى آورد،، باز داشته شده اند. اگر مو در چشم مى رویید، آیا دیده را نابینا نمى كرد؟! اگر در دهان مى رویید، آیا خوردنى ها و نوشیدنى ها را بر انسان ، ناگوار نمى ساخت ؟! اگر در كف دست مى رویید، آیا مانع لمس صحیح توسط انسان و مانع برخى از دیگر كارها نمى شد؟! و اگر در شرمگاه زن یا بر آلب مرد مى رویید، آیا لذت آمیزش را بر آنها تباه نمى كرد؟! پس بنگر كه چگونه به واسطه مصلحتى كه بوده ، موى بر این جاها نروییده است .
دیگر آن كه این پدیده ، ویژه انسان نیست ؛ بلكه آن را در چارپایان ، درندگان و دیگر جانوران پستاندار نیز مى یابى . مى بینى كه تن آنها به موها شكوهى یافته و جاهاى یاد شده ، عینا به همان علت ، تهى از موست . در آفرینش ، تاءمل كن كه چگونه از همه نقطه هاى خطا و زیان ، دورى مى گزیند و درستى و سودمندى را مى آورد.
منانیه (مانویان )(1123) و طوایف همانندشان ، آن گاه كه كوشیده اند عیب در كار آفرینش بیابند، بر موهاى عانه و زیر بغل ، خرده گرفته اند و ندانسته اند كه رویش این موها از رطوبتى است كه بدین مواضع مى ریزد و در نتیجه ، آن سان كه در هر نقطه آبگیر علف مى روید، در این جاها نیز مو مى روید. مگر نمى بینى كه این مواضع ، از دیگر جاها پوشیده تر و براى پذیرش این زیاده ، آماده تر است ؟
دیگر آنكه این موى (موى عانه و زیر بغل ) از هزینه ها و تكالیف این بدن است ، بدان واسطه كه در آنها مصلحتى است ؛ زیرا اهتمام انسان به تمیز كردن بدن و گرفتن موهایى كه بر آن مى روید، از چیزهایى است كه غرور انسان را در هم مى شكند، او را از ستم باز مى دارد، و وى را از بخشى از سرمستى و بطالتى كه از بیكارى حاصل مى آید، مى رهاند)).(1124)
ب - حفظ گرماى بدن
888 - امام صادق (علیه السلام ):
- در تبیین علت روییدن مو بر روى سر -: مو بر بالاى سر قرار داده شده است تا با بن خود، روغن ها را به مغز برساند و با سر خود (سر موها)، بخار را از مغز خارج كند و گرما و سرمایى را كه بدان مى رسد، دفع كند.(1125)
ج - مهار كردن شهوت جنسى
889 - امام على (علیه السلام ):
موى هیچ مردى زیاد نمى شود، مگر آن كه شهوتش كاهش ‍ مى یابد.(1126)
890 - المعجم الكبیر:
- به نقل از ابن عباس -: مردى نزد پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) از بى زنى اظهار ناراحتى كرد و گفت : آیا خود را اخته كنم ؟
فرمود: ((نه ؛ كسى كه اخته باشد یا خود را اخته كند، از ما نیست . روزه بدار و موى بدنت را واگذار)).(1127)
د - پیشگیرى از جذام
891 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
روییدن مو در بینى ، مایه ایمنى از جذام است .(1128)
892 - امام صادق (علیه السلام ):
((گشادى گریبان (1129) و روییدن مو در بینى مایه ایمنى از جذام است )).
سپس فرمود: ((مگر نشنیده اى سخن شاعر را كه گفته است : "پیراهن مرا تنها گشاده گریبان و گشاده آستین مى بینى "؟)).(1130)
10/2 - بهداشت مو
10/2 - 1 - ضرورت رسیدگى به موها
893 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
موى خوب ، از پوشش هاى خدایى است . آن را گرامى بدارید.(1131)
894 - تاریخ اءصبهان :
- به نقل از عبدالله بن عمر -: از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدم كه فرمود: ((هر كدام از شما كه موى خود را بلند مى گذارد: آن را گرامى بدارد)).
پرسیدند: اى پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )! گرامى داشتن آن به چیست ؟
فرمود: ((آن را هر روز، روغن بزند و شانه كند)).(1132)
895 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر كس مو مى گذارد، خوب بدان برسد و گرنه ، آن را بچیند.(1133)
896 - الكافى :
- به نقل از ابوالعباس بقباق -: از امام صادق (علیه السلام ) در این باره پرسیدم كه اگر مردى موى فراوان (1134) داشته باشد، آیا میان موها فرق باز كند یا آنها را واگذارد؟
فرمود: ((فرق باز كند)).(1135)
10/2 - 2 - شستن سر با سدر
897 - مكارم الاخلاق :
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )، چون سر و ریش خود را مى شست ، آنها را با سدر، شستشو مى داد.(1136)
898 - امام كاظم (علیه السلام ):
شستن سر با سدر، روزى آور است .(1137)
ر. ك : ص 150، ح 398.
10/2 - 3 - خضاب كردن با حنا و وسمه (كتم )(1138)
899 - الكافى :
- به نقل از ابوشیبه اسدى -: از امام صادق (علیه السلام ) درباره خضاب كردن موها پرسیدم .
فرمود: ((حسین و ابوجعفر (امام باقر (علیه السلام )) - كه درود خدا بر آنها باد - به حنا و وسمه خضاب مى كردند)).(1139)
900 - الكافى :
- به نقل از حلبى -: از امام صادق (علیه السلام ) در باره خضاب مو پرسیدم . فرمود: ((پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )، حسین بن على و ابو جعفر، به وسمه ، خضاب مى كرده اند)).(1140)
10/2 - 4 - شانه كردن مو
901 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
فراوان شانه زدن موها، وبا را از میان مى برد، روزى مى آورد و بر قدرت انسان براى نزدیكى مى افزاید.(1141)
902 - امام صادق (علیه السلام ):
شانه كردن فراوان ، از بلغم مى كاهد.(1142)
903 - مكارم الاخلاق :
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((شانه كردن سر، بلغم را از میان مى برد. شانه زدن ابروها، مایه ایمنى از جذام است ، و شانه كردن رخساره ، دندان ها را استحكام مى بخشد)).
از ایشان ، درباره تراشیدن سر پرسیدند.
فرمود: ((خوب است )).(1143)
904 - امام صادق (علیه السلام ):
((جامه پاكیزه ، دشمن را در هم مى شكند، چرب كردن پوست ، سختى را از میان مى برد و شانه كردن سر، وبا را دور مى كند)).
راوى گوید كه پرسیدم : وبا چیست ؟
فرمود: ((تب . شانه كردن ریش ، دندان ها را استحكام مى بخشد)).(1144)
905 - امام صادق (علیه السلام ):
از شانه كردن در حمام بپرهیز؛ چرا كه وباى مو مى آورد(1145).(1146)
10/3 - كوتاه كردن موها
906 - امام رضا (علیه السلام ):
از سنت هاى پیامبران است : عطر زدن ، كوتاه كردن (1147) مو و فراوانى آمیزش .(1148)
907 - الكافى :
- به نقل از اسحاق بن عمار -: امام صادق (علیه السلام ) به من فرمود: ((موى خود را از ته بزن تا آلودگى اش و جنبندگان و چرك آن ، كم شود، گردنت ستبر گردد و دیده ات جلا یابد)) و در روایت دیگرى است : ((و تنت راحت شود)).(1149)
908 - الكافى :
- به نقل از این سنان -: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : درباره بلند كردن موها چه مى فرمایى ؟
فرمود: ((یاران محمد (صلى الله علیه و آله و سلم )، موهاى خود را مى زدند))؛ یعنى كوتاه مى كردند.(1150)
909 - امام كاظم (علیه السلام ):
موى سر، چون بلند شود، بینایى ضعیف مى گردد و نور دیده از میان مى رود؛ اما كوتاه كردن موها، دیده را روشن مى سازد و نور آن را افزون مى كند.(1151)
10/4 - تراشیدن موها
910 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
زن و مرد! موهاى روى شكم را بتراشید(1152).(1153)
911 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
موهاى پس گردن را بتراشید.(1154)
912 - الكافى :
- به نقل از اسحاق بن عمار، از امام صادق (علیه السلام ) -: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : فدایت شوم ! گاه موهاى پشت گردنم زیاد مى شود و به سختى مرا اندوهگین مى كند. مرا فرمود: ((اى اسحاق ! آیا نمى دانى كه تراشیدن (موهاى ) پشت گردن ، اندوه را از میان مى برد؟)).(1155)
913 - امام صادق (علیه السلام ):
- در تفسیر آیه واذ ابتلى ابراهیم ربه ، بكلمت (1156) -: آن گاه كه خداوند او را به رویاى ذبح دنیاى عرب ، اسماعیل ، آزمود و وى این آزمود را به درستى پشت سر نهاد و تسلیم فرمان خدا شد و آهنگ انجام دادن خواسته او كرد، و چون خداوند به پاداش صدق و راستى و عمل او برایش چنین مقرر ساخت كه انى جاعلك للناس اماما؛ من تو را براى مردم ، امام قرار مى دهم آیین حنیفى را كه همان پاكى و طهارت است ، بر او فرو فرستاد. این طهارت ، ده چیز است : پنج مورد از آن در سر، و پنج مورد دیگر در تن . اما آن پنج مورد كه در سر است ، عبارت اند از: گرفتن سبیل ، واگذاردن ریش ، كوتاه كردن موها، مسواك زدن ، و خلال كردن . آن پنج مورد كه در تن است نیز عبارت اند از: تراشیدن موهاى بدن ، ختنه كردن ، كوتاه كردن ناخن ها، غسل جنابت ، و طهارت گرفتن با آب ، این ، همان آیین حنیف پاكى است كه ابراهیم آورد و نه نسخ شده است و نه تا روز قیامت ، نسخ خواهد شد. این معناى كلام خداوند است كه فرمود: واتبع ملة ابراهیم حنیفا(1157).(1158)
914 - امام كاظم (علیه السلام ):
پنج چیز درباره سر و پنج چیز هم درباره تن از سنت هاست : اما آنچه درباره سر است ، مسواك زدن ، گرفتن سبیل ، از هم گشودن موها از میانه سر، آب در دهان چرخاندن ، و آب در بینى چرخاندن است .
آنچه نیز درباره تن است ، ختنه كردن ، تراشیدن موى زهار، زدودن موهاى زیر بغل ، كوتاه كردن ناخن ها و زدودن پلیدى مخرج است .(1159)
10/5 - كندن موها
915 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
سبیل ها را از ته بتراشید،(1160) ریش ها را واگذارید، و موهایى را كه در بینى است بكنید.(1161)
916 - كتاب من لا یحضره الفقیه :
امام صادق (علیه السلام )، موى زیر بغل خود را در حمام ، نوره مى كشید و مى زدود و مى فرمود: ((از ریشه كندن موهاى زیر بغل ، شانه ها را ضعیف مى كند و بینایى را سست و كم قدرت مى سازد)).(1162)
917 - الكافى :
- به نقل از عبدالله بن ابى یعفور -: در مدینه بودیم كه میان من و زراره ، بر سر تراشیدن یا كندن موهاى زیر بغل ، بحث پیش آمد. من گفتم : تراشیدن آنها بهتر است . زراره گفت : كندن آنها بهتر است . آن گاه از امام صادق (علیه السلام ) اجازه دیدار خواستم . در حالى كه در حمام ، موزدایى مى كرد و موهاى زیر بغل خود را زدوده بود، به ما اجازه دیدار داد. به زراره گفتم : تو را بس است ؟
گفت : نه ؛ شاید او این كار را به جهتى انجام داده است كه انجام دادنش براى من از آن جهت ، درست نیست . پس امام (علیه السلام ) پرسید: ((درباره چه گفتگو مى كنید؟)).
گفتم : زراره در مورد كندن یا تراشیدن موهاى زیر بغل ، با من مخالفت كرده است . من گفته ام كه تراشیدن و زدودن آنها، بهتر است و زراره گفته است كه كندن آنها بهتر است .
فرمود: ((تو به سنت راه یافته اى و زراره ، بدان : نرسیده است . تراشیدن آنها از كندنشان بهتر است و زدودن (به نوره و همانند آن )، از تراشیدن نیز بهتر)).
سپس به ما فرمود: ((موزدایى كنید)).
گفتم : سه روز پیش این كار را انجام داده ایم .
فرمود: ((دوباره انجام دهید؛ چرا كه موزدایى ، خود، نوعى طهارت است )).(1163)
918 - امام صادق (علیه السلام ):
قطع كردن و كندن تار موهاى سفید، اشكال ندارد؛ اما قطع كردن آنها از كندنشان بهتر است .(1164)
10/6 - گرفتن سبیل
919 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
مباد كه كسى از شما سبیل خود را(1165) بلند كند؛ زیرا شیطان ، آن را مخفیگاه مى گیرد و در آن ، پنهان مى شود.(1166)
920 - الكافى :
- به نقل از ابن فضال ، از راوى اى كه خود از وى نام برده است -: (نزد امام صادق (علیه السلام )) از كوتاه كردن سبیل سخن به میان آوردیم .
فرمود: ((این عمل : نوعى پیشگیرى از بیمارى و عمل به سنت پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) است )).(1167)
ر. ك : ص 290 (كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه ).
10/7 - كوتاه كردن موهاى زیر بغل
921 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
مبادا كسى از شما موهاى زیر بغل خود را بلند بدارد؛ چرا كه شیطان ، آن را مخفیگاه مى گیرد تا در آن پنهان شود.(1168)
10/8 - به كار گرفتن نوره براى زدودن موهاى بدن
922 - امام على (علیه السلام ):
نوره ، یك پاك كننده است .(1169)
923 - امام على (علیه السلام ):
نوره ، یك تعویذ (نگه دارنده ) و مایه پاكى بدن است .(1170)
924 - امام صادق (علیه السلام ):
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در هر جمعه ، موى زهار و زیر سرین را نوره مى كشید.(1171)
925 - امام على (علیه السلام ):
براى مومن ، این را دوست دارم كه در هر پانزده روز یك بار، موزدایى كند.(1172)
926 - امام صادق (علیه السلام ):
زدودن موها با تیغ در هر هفت روز، و با نوره در هر پانزده روز، پسندیده است .(1173)
927 - امام صادق (علیه السلام ):
سنت در مورد نوره ، آن است كه هر پانزده روز یك بار انجام شود. اگر بیست (1174) روز بر تو گذشت و این كار را انجام ندادى و هیچ چیز هم براى خرید آن نداشتى ، به حسبا خداوند، قرض كن .(1175)
928 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر كس به خدا و روز واپسین ایمان دارد، مبادا كه موى عانه خود را بیش از چهل روز واگذارد. براى هر زنى هم كه به خدا و روز واپسین ایمان دارد، روا نیست براى بیشتر از بیست روز، این كار را ترك كند.(1176)
929 - الكافى :
- به نقل از عبدالرحمان بن ابى عبدالله -: روزى با امام صادق (علیه السلام ) به حمام رفتم . به من فرمود: ((اى عبدالرحمان ! موزدایى كن )).
گفتم : چند روز پیش ، موهاى خود را زدوده ام .
فرمود: ((موزدایى كن ؛ چرا كه این ، یك طهارت است )).(1177)
930 - امام صادق (علیه السلام ):
یك بار نوره كشیدن در تابستان ، از ده بار در زمستان بهتر است .(1178)
931 - امام رضا (علیه السلام ):
هر گاه خواستى جوش برنیاید(1179) و بر بدنت هیج زخم با ترك پوست و یا سیاه لكه اى رخ ننماید، پیش از نوره كشیدن ، با آب سرد، شستشو كن . هر كس مى خواهد براى نوره كشیدن به حمام برود، دوازده ساعت ، یعنى یك روز كامل پیش از آن ، از نزدیكى خوددارى كند. سپس اندكى صبر(1180) یا اقاقیا(1181) و یا پیل زهره (1182) و یا قدرى از همه آنها را با هم در نوره بریزد. البته این كار را پس از آن انجام دهد كه نوره ، در آب گرمى حل شده باشد كه در آن ، بابونه یا مرزنگوش یا گل بنفشه خشك و یا اندكى از همه آنها، به اندازه اى كه بوى خود را به آب بدهد، جوشانده شده است . در این میان ، زرنیخ هم باید به اندازه یك ششم نوره باشد.
پس از نوره كشیدن هم باید چیزى همانند برگ هلو، كنجاره گل كاجیره ، حنا و مشكك و گل سرخ (1183) به بدن مالیده شود تا بوى آن را از میان ببرد. هر كس مى خواهد از سوختن بدن با نوره در امان بماند، كمتر آن را هم بزند و به محض عمل نمودن ، آن را بشوید و قدرى روغن گل سرخ نیز بر بدن بمالد. و اگر نوره بدن را بسوزاند، مقدارى عدس پوست كنده بردارد، خوب آرد كند، در گلاب و سركه حل كند و برجاى زخم بمالد، كه به اذن خداوند متعال ، بهبود خواهد یافت . آنچه مانع اثر گذاشتن نوره بر بدن مى شود، این است كه محل ، با سركه انگور، پیاز دشتى كاملا ترش و روغن گل سرخ ، خوب مالیده شود.(1184)
همچنین ، ر. ك : ص 332 (آنچه انسان را بر آمیزش یارى مى دهد / نوره كشیدن ).
10/9 - دفن موهاى زاید
932 - دعائم الاسلام :
از امام على (علیه السلام ) روایت شده كه به دفن كردن موهاى فرمان داد و فرمود: ((هر چه از آدمیزاد جدا مى شود، مردار است )).(1185)
933 - الخصال :
- به نقل از عایشه -: پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) به دفن هفت چیز از انسان ، امر مى فرمود: مو، ناخن ، خون ، حیض ، جفت جنین ، دندان ، و خون بسته .(1186)
همچنین ، ر. ك : ص 291 (دفن ناخن هاى گرفته شده ).
10/10 - آنچه براى درمان كم مویى سودمند است
934 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
به حنا خضاب بندید؛ چرا كه دیده را جلا مى دهد، مو بر مى رویاند، بو را خوش مى سازد و همسر مرد را آرامش مى بخشد.(1187)
935 - امام هادى (علیه السلام ):
شانه كردن با شانه عاج ، مو را بر سر مى رویاند، كرم ها را از مغز، دور مى سازد، تلخه را فرو مى نشاند، و لثه و گوشت میان دندان ها را پاك و تمیز مى كند.(1188)
936 - امام صادق (علیه السلام ):
سرمه ، مو بر مى رویاند، دیده را تیزى مى بخشد و انسان را بر طولانى ساختن سجده ، یارى مى رساند.(1189)
937 - امام صادق (علیه السلام ):
سرمه اثمد، چشم را جلا مى دهد، موبر مى رویاند و اشك را مى برد.(1190)
938 - امام رضا (علیه السلام ):
مسواك زدن ، دیده را جلا مى دهد، موبر مى رویاند و آبریزش چشم را از میان مى برد.(1191)
939 - امام رضا (علیه السلام ):
انجیر، بوى بد دهان را مى برد، دهان و استخوان ها را استحكام مى بخشد، مو بر مى رویاند، درد را مى برد و با وجود آن ، دیگر به دارویى نیاز نیست .(1192)
همچنین ، ر. ك : (آنچه دیده را جلا مى دهد / سرمه ) ص 170 و 171 ح 466 تا 469 و ح 473.
فصل یازدهم : ناخن
11/1 - اشاره به حكمت نهفته در آن
940 - امام صادق (علیه السلام ):
- خطاب به مفضل بن عمر -: اى مفضل ! در این بیندیش كه چرا ناخن ها در سرانگشت ها واقع شده اند. جز براى آن كه از انگشت ها حفاظت كنند و در آنجام دادن كارها یارى دهند؟(1193)
11/2 - كوتاه كردن ناخن
941 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
میان ریش خود را تمیز كنید و ناخن هایتان را بگیرید؛ زیرا شیطان ، میان گوشت و ناخن ، روان مى شود.(1194)
942 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
برخى از شما از خبر آسمان مى پرسند، در حالى كه ناخن هاى خود را به سان ناخن هاى پرندگان ، وامى گذارند كه در آنها جنابت ، آلودگى و چرك ، جاى مى گیرد.(1195)
943 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر كس موى عانه خود را نتراشد، ناخن هاى خود را كوتاه نكند و سبیل خود را از ته نچیند، از ما نیست .(1196)
944 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
كوتاه كردن ناخن ها، از بیمارى بزرگ ، جلوگیرى مى كند و روزى را سرشار مى سازد.(1197)
945 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
فطرت ، برچیدن ناخن ها، گرفتن سبیل و تراشیدن موى عانه است .(1198)
946 - امام باقر (علیه السلام ):
ناخن ها را از آن رو باید كوتاه كرد كه جایگاه شیطان است و فراموشى ، از آن سرچشمه مى گیرد.(1199)
947 - امام صادق (علیه السلام ):
پوشیده ترین و پنهان ترین جایى كه شیطان براى چیره شدن بر آدمیزاد مى یابد، این است كه در زیر ناخن ها جاى گیرد.(1200)
948 - امام صادق (علیه السلام ):
كوتاه كردن ناخن ها از سنت است .(1201)
949 - امام صادق (علیه السلام ):
كوتاه كردن ناخن ها، گرفتن سبیل و تراشیدن (موى ) عانه در احرام ، از سنت است .(1202)
11/3 - كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه
950 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر كس روز جمعه ناخن هاى خود را كوتاه كند، سرانگشت هایش آشفته نشود.(1203)
951 - امام صادق (علیه السلام ):
گرفتن سبیل و ناخن ها از جمعه تا جمعه ، مایه ایمنى از جذام است .(1204)
952 - امام صادق (علیه السلام ):
كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه از جذام و پیسى و كورى ایمنى مى دهد؛ اگر هم نیازى به كوتاه كردن نبود، آنها را (كمى ) بساى .(1205)
953 - امام صادق (علیه السلام ):
در هر جمعه ، اندكى از سبیل و ناخن هاى خود را بگیر؛ و اگر هم چیزى وجود نداشته باشد، جاى آن را بساى ،(1206) تا دیوانگى ، جذام و پیسى به تو نرسد.(1207)
954 - امام باقر (علیه السلام ):
هر كس به گرفتن ناخن در هر پنج شنبه عادت داشته باشد، چشم درد نگیرد.(1208).(1209)
ر. ك : پیشگیرى از برخى بیمارى هاى چشم / ص 163 ح 437 و ح 439.
11/4 - دفن ناخن هاى گرفته شده
955 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
خونتان ، موهایتان و ناخن هایتان را به خاك بسپارید تا ساحران ، آنها را بازیچه نگیرند.(1210)
956 - پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
ناخن هاى خود را بچینید و چیده هاى خود را به خاك بسپارید، لاى انگشتان خود را تمیز كنید، لثه هاى خود را از غذا پاك سازید، مسواك بزنید و با دهان بدبو بر من وارد نشوید.(1211)
957 - امام صادق (علیه السلام ):
- در تفسیر آیه اءلم نجعل الارض كفاتا# اءحیاء واءموتا؛(1212) مگر زمین را محل اجتماع نگردانیدیم ؛ چه براى زندگان ، چه براى مردگان ؟)) -: مقصود به خاك سپردن مو و ناخن است .(1213)
958 - امام صادق (علیه السلام ):
مرد، چون ناخن و موى خود را مى گیرد، آنچه را گرفته است ، به خاك بسپارد؛ و این كار، سنت (مستحب ) است .(1214)

 




طبقه بندی: کشکول،
[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


خلاصه زندگینامه حضرت معصومه (س)

خلاصه زندگینامه حضرت معصومه (س)

· نام حضرت معصومه علیها السلام « فاطمه کبری » بود ، زیرا امام موسی کاظم علیه السلام سه دختر به نام فاطمه داشتند و حضرت معصومه (س) بزرگترین آنها بود .

· مادر آن حضرت ، بانوی بزرگواری به نام « نجمه » خاتون بود .

· لقب « معصومه » را امام رضا علیه السلام بر ایشان نهاد .

· در شرافت نسب حضرت معصومه (س) همین بس که ایشان دختر امام ، خواهر امام و عمه امام هستند و همگی این ائمه بعلاوه امام باقر و امام صادق علیهما السلام در جلالت شأن ایشان ، روایت دارند . آن حضرت از معدود امام زادگانی است که پنج معصوم در عظمت شأن او سخن گفته اند .

· درست است که روایات متعدد و فراوانی در شأن شهر قم و اهالی آن وارد شده ، ولی به طور مسلم اهمیت و مقام حضرت معصومه (س) به این جهت نیست که در قم مدفون گردیده اند بلکه در میان فضائلی که قم دارد مهمترین فضیلت این است که حضرت معصومه (س) را در خود جای داده است . تعداد 444 امامزاده بزرگوار در قم مدفونند حتی در جوار مرقد حضرت معصومه (س) دختران مکرمه امام جواد (ع) آرمیده اند .

· با توجه به اینکه حضرت معصومه (س) در سال 201 هجری قمری رحلت کردند عمر شریف حضرت حدود 28 سال بود .

· در میان حدود 37 فرزند حضرت کاظم (ع) فقط امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) از یک مادر ، آن هم بانوی بزرگواری چون نجمه خاتون متولد شدند .

· امام رضا (ع) 25 سال بزرگتر از حضرت معصومه (س) بودند زیرا آن حضرت در سال 148 هجری قمری به دنیا آمدند و حضرت معصومه (س) در سال 173 هجری قمری .

· حضرت معصومه (س) 21 سال تحت سرپرستی امام رضا (ع) بودند زیرا امام کاظم (ع) در سال 179 هجری قمری به دستور هارون زندانی گشت و حضرت معصومه (س) در آن زمان 6 ساله بودند و تا زمان هجرت امام رضا (ع) – سال 200 هجری قمری – تحت کفالت حضرت بودند .

· امام رضا (ع) دو سال بعد از حضرت معصومه (س) شهید شدند .

· حضرت معصومه (س) پس از ورود به قم در منزل موسی بن خزرج اقامت گزیدند . این منزل به همین دلیل از دیرزمان مورد توجه شیعیان قرار دارد و هم اکنون نیز با نام « ستیه » زیارتگاه مشتاقان آن حضرت می باشد . « ستیه » مخفف سیّده به معنای خانم است . نام دیگر این محل « بیت النور » است که برخی به اشتباه آن را « بیت التنور » نامیده اند . با این توجیه که ایشان در مدت اقامت در آنجا ، نان می پخته اند .اما با توجه به بیماری حضرت در مدت اقامت و مهمان نوازی قمی ها ، این توجیه پذیرفتنی نیست . این محل در خیابان انقلاب میدان میر ابتدای 45 متری عمار یاسر قرار دارد .

· پس از وفات حضرت معصومه (س) پیکر مطهر ایشان را غسل داده ، کفن کردند و به محل حرم فعلی آوردند تا به خاک بسپارند . زمینی که هم اکنون مرقد مطهر حضرت معصومه (س) و صحن و سرای آن حضرت در آن جای دارد ، در عصر ورود حضرت به قم به نام « باغ بابلان » خوانده می شد که از باغهای موسی بن خزرج بود . در آنجا اشعری ها سردابی حفر کردند ولی نمی دانستند چه کسی باید حضرت معصومه (س) را در قبر بگذارد . ناگاه از جانب صحرا دو نفر سوار نقابدار پیدا شدند ، وقتی به نزدیک رسیدند از مرکب خود پیاده شده و بر جنازه حضرت نماز خواندند . سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند . آنگاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید آنها چه کسی بودند . این قضیه دلالت بر کرامت و شرافت حضرت دارد .

منبع : حضرت معصومه چشمه جوشان کوثر ، محمدی اشتهاردی




طبقه بندی: زندگانی ائمه علیهم السلام،
برچسب ها: خلاصه زندگینامه حضرت معصومه (س)،
[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

امام كاظم علیه ‏السلام :
رَجُلٌ مِن أهلِ قُم یَدعُو النّاسَ إلَى الحَقِّ یَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ كَزُبَرِ الحَدیِدِ؛
مردى از قم مردم را به حق فرا مى‏خواند و گروهى استوار، چون پاره‏هاى آهن، پیرامون او گرد مى‏آیند.

بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 216

انقلاب اسلامی ایران به روایت قرآن و حدیث
آنچه در پی می‌خوانید نوشتاری از حجت الاسلام و المسلمین علی آل کاظمی، محقق و پژوهشگر حوزوی پیرامون جایگاه نهضت بزرگ ملت ایران از دیدگاه آیات و روایات است که به مناسبت سی‌ودومین بهار آزادی تقدیم می‌گردد.

* تحقق یک آرزوی بزرگ

انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی‌(ره) طاب ثراه، آرزوی دیرینه تمامی آزادگان و مسلمانان تاریخ بود که برای آن تلاش کردند و مجاهدتها نمودند، اما به آن دست نیافتند، در عصر ما با رهبری خردمندانه پیرجماران و الهام از نهضت عاشورای اباعبدالله‌الحسین‌(ع) این مهم تحقق یافت و طومار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شد و سرانجام ملت مسلمان ایران با رای و نظر خود، حکومتی مردمی، دینی و مستقل و بدون وابستگی به ابر قدرت‌های شرق و غرب تشکیل داد.

در شرایطی که جهان به دو قطب سرمایه‌داری و کمونیستی تقسیم شده بود و هیچ نظامی بدون وابستگی به یکی از این دو قطب وجود نداشت و هیچ ملت، لیدر و سردمدار نهضتی، تشکیل نظامی، بدون وابستگی به یکی از این دو را نمی‌توانست تصور کند، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران، از همان اول به پیروان خود و ملت مسلمان ایران آموخت که نجات ما در تشکیل یک نظام مستقل «نه شرقی نه غربی» است، لذا از شعارهای اصلی مردم در راهپیمایی‌ها، شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود.

* چرا امام خمینی‌(ره) از قم به جماران رفت

رهبر کبیر انقلاب برای این که مردم مسلمان ایران را از هر نوع وابستگی به قدرت‌های بیگانه و استثمارگر بر حذر دارد، همواره در سخنان خود می‌فرمود: «آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر، انگلیس از هر دو بدتر است»، البته این شعار و نظر امام در مذاق لیبرالها، ملی‌گراها، احزاب وابسته به چپ و راست خوش آیند نبود، و پنهانی با شرق و غرب در ارتباط بودند و پس از تسخیر لانه جاسوسی، اسناد ارتباط و وابستگی آنان برملا شد.

با حسن نیت باید بگوییم بر این باور بودند که به استکبار اطمینان دهند سرانجام، امام خمینی‌(ره) و روحانیون مبارز را به قم می‌فرستیم و کشور را طوری که شما بخواهید اداره می‌کنیم، اما امام محبوب ما با هوشیاری متوجه این نظر شد و از قم به جماران منتقل شد، و از نزدیک بر اوضاع نظارت کردند، و این خطر را از سر راه انقلاب برداشتند.

* نهضت حسینی امام در عاشورا و 15 خرداد

امام خمینی‌(ره) با توکل بر خدا و شناختی که از ملت ایران و پیروی و ارادت آنان به اهل‌بیت‌(ع) و درسی که از عاشورا و نهضت اباعبدالله‌الحسین‌(ع) گرفته‌اند داشت، بهترین تکیه گاه خود را مکتب عاشورای حسینی‌‌(ع) و مردم شیفته اهل‌بیت‌(ع) دانست، ایام محرم سال 42 هر شب به دید و بازدید هیئت‌های عزاداری در محله‌های قم می‌رفت، و روزها دستجات عزاداری به منزل امام می‌آمدند، سرانجام به همه دسته‌های عزاداری فرمود: «وعده ما روز عاشورا در مدرسه فیضیه»، در این روز بود که امام در سخنرانی‌ خود برای اولین بار شخص شاه را هدف قرار داد و شاه را از وابستگی به آمریکا و اسرائیل بر حذر داشت.

این سخنرانی، نهضت 15 خرداد را در عاشورای حسینی‌(ع) به دنبال داشت، امام می‌فرمود: «انتظار فرج از نیمه خرداد کشم».

* جوی خون در خیابان تهران

پس از سخنرانی‌ کوبنده عاشورای امام در مدرسه فیضیه که منجر به دستگیری ایشان شد، عزاداران حسینی‌(ع) با همان دسته‌های عزاداری و پرچم‌های عاشورا، حماسه جاویدان 15 خرداد را آفریدند، و در صحن اتابکی حرم حضرت معصومه‌(س) با فریادهای «یا مرگ یا خمینی» لرزه براندام رژیم انداختند و با تظاهرات در خیابان‌های قم و درگیری با کماندوهای مسلح رژیم در تهران، صدها شهید و مجروح را تقدیم حسین زمان خود نمودند که نویسنده در خیابان تهران، «امام خمینی فعلی قم» شاهد راه افتادن جوی خون بود، آب و خون در هم آمیخته بود و موج کف آلود خون، دل هر ببیننده را به درد می‌آورد.

* اگر ایمان در ثریا باشد، ایرانیان به آن دست می‌یابند

رمز پیروزی ملت مسلمان ایران بر طاغوت و ابرقدرت‌های استثمارگر، ایمان و شهادت طلبی آنان بود که پیامبرگرامی اسلام((ص) ) و قرآن مجید به آن اشاره کرده‌اند، در آیه 38 سوره محمد(ص) خطاب به اعراب آمده است: « ... وَإِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَكُمْ ثُمَّ لَا یَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » «اگر شما به اسلام پشت کنید، خداوند قومی را جایگزین شما می کند که مانند شما نباشد»

عبد العزیز بن عبد عن أبی هریرة ، قال: كنا جلوسا عند النبی صلّى اللّه علیه و سلّم فأنزلت علیه سورة الجمعة وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ قالوا: من هم یا رسول اللّه؟ فلم یراجعهم حتى سئل ثلاثا، و فینا سلمان الفارسی فوضع رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم یده على سلمان الفارسی ثم قال: «لو كان الإیمان عند الثریا لناله رجال- أو رجل- من هؤلاء» و رواه مسلم و الترمذی و النسائی و ابن أبی حاتم و ابن جریر من طرق، عن ثور بن زید الدیلی عن سالم أبی الغیث عن أبی هریرة به  تفسیر قرآن  العظیم

ابوهریره در تفسیر این آیه می گوید: جمعی از یاران رسول خدا(ص) گفتند یا رسول الله(ص) این قوم که خداوند در کتابش از آنان یاد کرده است، کیانند؟ سلمان کنار پیامبر بود، حضرت دست روی زانوی سلمان زده و فرمودند: این مرد و قوم او هستند، اگر ایمان در ستاره ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست یابند.( ج8  ص425 تفسیر صافی ج5 ص173 _ مجمع البیان ج 10ص429)

* مردانی از قم چون پاره‌های فولاد

این همان مصداق حدیث شریفی است که از امام موسی‌بن‌جعفر‌(ع) در توصیف قیام حق طلبانه امام خمینی‌(ره) از شهر خون و قیام «قم» و یارانش که به پاره‌های فولاد از آنان یاد شده است، وارد شده است.

« عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (ع) قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین.» بحار الانوار، ج 57، ص216، باب 36

علی‌ بن عیسی از ایوب بن یحیی از امام موسی‌بن‌جعفر‌(ع) روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت می‌کند و قومی گرداگرد او جمع می‌شوند به صلابت پاره‌های فولاد، تند بادها آنان را نمی‌سوزاند و از جنگ خسته نمی‌شوند و ترس به خود راه نمی‌دهند و بر خدا توکل می کنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است.

*قیام مردمی حق طلب از مشرق زمین

این جماعات همانایی هستند که امام باقر‌(ع) در وصفشان فرموده است: (عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ كَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْه) غیبت نعمانی، ج50، ص273

«گویا من قومی را می‌بینم که از مشرق زمین خروج کرده، حق خود را می‌طلبند، ولی به آنان نمی‌دهند، دیگر باره حق خود را می‌خواهند و به آنان نمی‌دهند، وقتی چنین دیدند سلاح خود را بر دوش نهاده آنگاه حق آنان را می‌دهند، ولی آنان نمی‌پذیرند تا این که قیام کنند و این حکومت را به جز صاحبشان به کسی تحویل نخواهند داد و اینان کشته‌هایشان شهیدند.»

* نکات قابل توجه در این روایات

درست همانگونه که در مراحل انقلاب اسلامی ایران دیدیم، مردم یک بار در 15 خرداد 42 خواهان آزادی و استقلال و حکومت اسلامی شدند، ولی به آنان ندادند، باز در آستانه پیروزی انقلاب حق خود را مطالبه نمودند، باز هم به آنان ندادند و فریادشان را نشنیدند، اما آن گاه که دست به سلاح و تظاهرات میلیونی زدند و به خیابان‌ها ریختند و حکومت نظامی را شکستند، شاه مخلوع در تلویزیون ظاهر شد و گفت: من صدای شما را شنیدم آن چه شما می‌خواهید حقتان است.

او با تغییر در دولت و آزادی زندانیان، خواست حق مردم را قانع کند، اما مردم از او نپذیرفتند و با ادامه تظاهرات شاه را فراری دادند و با آمدن امام خمینی‌(ره) به میهن اسلامی به حق خود رسیدند، بنابراین همانگونه که امام باقر‌(ع) فرموده‌اند، دشمن با هیچ توطئه و کودتا و فتنه‌ای نمی‌تواند این حکومت را از مردم بگیرد، ملت عزیز ایران با زمینه‌سازی برای قیام جهانی حضرت مهدی‌(عج) نظام اسلامی را تحویل صاحب اصلی خود خواهند داد.

* قومی در مشرق، زمینه ساز حکومت حضرت مهدی‌(عج) هستند

رسول اکرم‌(ص) در یک پیشگویی از خیزش حق‌طلبانه ملت مسلمان ایران و به دنبال آن با الگو گرفتن دیگر ملت‌ها از انقلاب ایران، زمینه‌سازی حکومت جهانی حضرت مهدی‌(عج) را نوید می‌دهند.

 الْبَابُ الْخَامِسُ فِی ذِكْرِ نُصْرَةِ أَهْلِ الْمَشْرِقِ لِلْمَهْدِیِّ ع عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ جَزْءٍ الزُّبَیْدِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَهُ هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ رَوَتْهُ الثِّقَاتُ وَ الْأَثْبَاتُ أَخْرَجَهُ الْحَافِظُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ بْنُ مَاجَةَ الْقَزْوِینِیُّ فِی سُنَنِه) بحار الانوار، ج51، ص87

زبیدی گوید: رسول خدا‌(ص) فرمودند: مردمی از مشرق زمین، قیام کنند و زمینه را برای مهدی‌(عج) فراهم کنند؛ «یعنی زمینه حکومت را برای او فراهم سازند» و این حدیث حسن و صحیح است و راویان موثقی آن را نقل کرده‌اند، و حافظ ابوعبدالله‌بن ماجةقزوینی نیز در کتاب سنن خود آن را آورده است.)

* شباهت حوادث مصر، تونس، اردن و یمن به انقلاب اسلامی ایران

امروزه در مصر و تونس و یمن و اردن شاهد انقلاب‌هایی شبیه انقلاب اسلامی ایران و الگو گرفتن از آن هستیم، ملت مصر یک بار در دوران انور سادات بپاخاستند و با سرنگونی او و ریختن به خیابان‌ها، خواستار استقلال و آزادی و حقوق خود شدند، اما چون با تمام قدرت و با سلاح و تظاهرات میلیونی به میدان نیامده بودند حاضر نشدند حق آنان را بدهند، این بار که با تظاهرات میلیونی و با تمام توان و با دادن جان خود، آمده‌اند، صدای آنان به گوش جهانیان و طاغوت مصر رسیده و حاضر است حق آنان را بدهد، اما مردم فریب تغییرات سطحی و اصلاحات فریبنده و دروغین آنان را نمی‌خورند، تا با قیام خود، به آنچه می‌خواهند تمام و کمال دست‌ یابند، ملت تونس و یمن و اردن نیز وضعیتی مشابه مصر دارند، انتظار می‌رود حال که دست به تظاهرات میلیونی زده‌اند، و دولت‌هایشان حاضر به کناره‌گیری از قدرت و تغییر دولت و کابینه شده‌اند، به قیام و تظاهرات خود تا رسیدن به نتیجه مطلوب ادامه ‌دهند.

* کشته‌های انقلاب مصر و کشورهای اسلامی شهیدند

در آینده‌ای نه چندان دور، نوبت الجزایر، لیبی، عربستان و کشورهای حاشیه خلیج است، تا راهی که انقلاب اسلامی ایران و ملت‌های منطقه در پیش گرفته‌اند را بپیمایند، و دست ابرقدرت‌های استثمارگر و ظالم را از سرنوشت و منابع اقتصادی خود کوتاه کنند.

اگر جوانان سلحشور و آزاد مردان، مسلمان قیام کنند و هدفشان برقراری عدل و کوتاه کردن دست چپاولگران و آزادی کشورشان از سلطه کفر جهانی باشد، همان گونه که امام باقر‌(ع) در بیان خود فرمود: مردم مشرق زمین، زمینه‌ساز حکومت جهانی حضرت مهدی‌(عج) و موعود ملل جهان بوده، (قتلاهم شهداء) کشته‌هایشان شهید است.

همان گونه که امام خمینی‌(ره) خطاب به ملت مسلمان مصر گفته بودند: «به خیابان‌ها بریزند و به حکومت نظامی اعتنا نکنید کشته‌های آنان نیز مانند کشته‌های انقلاب اسلامی ایران شهید هستند» رهنمود ایشان که نایب عام حضرت مهدی(عج) و مرجع تقلید و رهبر مسلمین جهان بودند، مجوزی برای انقلاب و فداکاری در راه نجات سرزمین‌های اسلامی و زمینه‌ساز برقراری حکومت عدل جهانی حضرت مهدی‌(عج) است.

*عنایات حضرت مهدی‌(عج) به انقلاب اسلامی

از آنجا که انقلاب شکوهمند اسلامی، مورد تایید رسول خدا و اهل‌بیت‌(ع) گرامی آن حضرت می‌باشد، آثار عنایت خداوند و پیامبر را در کشف و خنثی شدن کودتای نوژه، و توطئه‌های گوناگون و حادثه معجزه آسای طبس می‌توان دید و باور داشت: همان‌گونه که از ناحیه مقدسه از حضرت مهدی‌(عج) رسیده است که فرمودند: (...إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاءُ...) احتجاج طبرسی ج2، ص495.

(... ما نسبت به شما بی‌توجه نیستیم و شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر چنین نبود، بلاها بر شما نازل می‌شد، و دشمنان، شما را ریشه کن می‌نمودند...)

بنابراین هر نوع توطئه‌ براندازی و مشکلی که سر راه این انقلاب ایجاد شده، از ناحیه حضرت صاحب‌الزمان‌(عج) بر طرف شده و ذرات جماد و نبات و شن ریزه‌های طبس و طوفان آن صحرا که هواپیماها و هلی‌کوپتر‌های آمریکایی را در هم کوبید، چیزی جز عنایت الهی و توجهات امام عصر‌(عج) نبوده است.

* خاطره‌ای از مرحوم آیت الله بهاءالدینی

حجت‌الاسلام شیخ حسین کاشانی در شرح حال مرحوم آیت الله بهاءالدینی‌(ره)، از زبان آن مرجع فقید می‌نویسد؛ معظم له تعریف کردند، با جمعی از فضلا و علمای حوزه علمیه قم در مورد پیشبرد نهضت، جلساتی داشتیم، چون مامورن ساواک در تعقیب ما بودند و رفت آمدهای ما را کنترل می‌کردند، قرار گذاشتیم جلسات خود را در یکی از باغ‌های اطراف قم برگزار کنیم تا بدور از چشم مامورین جمع شویم و تصمیم‌گیری کنیم، نشانی باغ را به همه دادیم، سر ساعت درمحل حاضر شدیم، در آن باغ یک اتاق کوچک بود که قسمتی از سردر آن چوب و حصیر بود، من که روبروی در ورودی نشسته بودم، سردرب ورودی اطاق توجهم را به خود جلب کرد، دیدم یک عنکبوت از لانه خود بیرون می‌آید، نگاهی می‌کند و بر می‌گردد، هر وقت کسی وارد می‌شد، می‌آمد نگاهی می‌کرد و بر می‌گشت، تا این که یک نفر مشکوک وارد شد و ما او را نمی‌شناختیم، این بار عنکبوت مثل این که منتظر او بود از همان بالا خودش را رها کرد و پشت گردن آن شخص افتاد و او را گزید و فریاد او بلند شد، او را بلند کردند و لباسش را در آوردند و عنکبوت را کشتند، اما زهر عنکبوت کار خود را کرده بود و شخص مشکوک را کشته بود، وقتی جویا شدیم، معلوم شد این شخص مامور ساواک بوده، هدفش نفوذ در جلسه ما بوده است که مامور الهی مانع کار او شد و او را به سزای عملش رساند، من متوجه شدم که خداوند از این نهضت حفاظت می‌کند، و این عنکبوت هم با انجام این ماموریت به قیمت مرگ خود از انقلاب حمایت کرده است.

همان گونه که پیش‌بینی شده بود، اکنون به برکت خون‌های پاک شهدای این مرز وبوم، انقلاب اسلامی مانند خورشیدی در دنیا نورافشانی می‌کند و بعد از رحلت جانسوز خمینی کبیر،خلف صالح او آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پرچم پرافتخار اسلام ناب را به دوش گرفته و انشاء‌الله با رهبری‌های داهیانه خود  آن را به دست مبارک صاحب اصلی آن، حضرت حجت ‌بن الحسن العسکری (عج)خواهد داد.

به امید آن روز





طبقه بندی: احادیث،
برچسب ها: انقلاب،
[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
عصر خونمحمدرضا پهلوی می‏خواست در داخل کشور، مرکز همه قدرت‏ها باشد و تصور می‏کرد از این طریق می‏تواند در ردیف سران کشورهای بزرگ درآید، از این رو در یازدهم اسفند 1353، طی سخنانی، آغاز عصر رستاخیز را اعلام کرد و نوید تشکیل یک حزب واحد و سراسری را داد.
به این ترتیب احزاب موجود برچیده شدند و حزب رستاخیز ملت به عنوان تنها حزب قانونی مطرح شد. در ایران، برای نخستین بار بود که نظام تک حزبی استقرار می‏یافت که البته آن هم همچون نظام‏های چند حزبی قبلی، بیشتر جنبه صوری و ظاهری داشت و عمدتاً به عنوان یکی از ابزارهای حکومتی به کار گرفته شد. شاه با ایجاد این حزب، رکن چهارمی به سه رکن بوروکراسی، ارتش و دربار افزود؛ در حالیکه این رکن در مقایسه با دیگر ارکان حکومتی رژیم، از قدرت و نفوذ و تاثیرگذاری کمتری برخوردار بود.
نخستین ثمره شوم حزب رستاخیز، دوره بیست و چهارم به عنوان آخرین دوره مجلس شورای ملی بود که توسط این حزب آماده و در شهریور 1354، افتتاح گردید. دومین دستاورد این حزب، تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی بود که خود نشانه اوج فرعونیت طاغوت به شمار می‏رفت.
شاه تهدید کرد که هر کس نمی‏خواهد به عضویت حزب درآید باید کشور را ترک کند. اما تشکیل این حزب با واکنش تند امام خمینی مواجه گردید و ایشان این حزب را تحریم کردند. رسوایی ادامه حیات این حزب پس از سه سال و نیم به حدی رسید که با روی کار آمدن دولت جعفر شریف امامی، وی برای فرو نشاندن خشم مردم، در اقدامی عوام فریبانه، این حزب را مهر 1357 منحل اعلام کرد. ولی دیگر کار از کار گذشته بود و انقلاب ملت مسلمان ایران طومار سلطنت را در بهمن 57 درهم پیچید.


 




طبقه بندی: فراماسونری،
برچسب ها: حزب رستاخیز،
[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

پیامبر آخرالزمان
 


امواج خروشان تاریخ، گاهی اخبار سرنوشت‌سازی از رویدادهای آینده به همراه خود می‌آورند. اما اگر این پیش‌گویی‌ها با منبع وحی پیوند بخورد، اعتبار و نقشی تعیین کننده خواهد داشت. در این میان، مهم آن است که ما انسانها این امواج را به خوبی دریافت کنیم و هنگامی که با ترازوی منطق آنها را سنجیدیم، از صمیم قلب آنها را بپذیریم و خویشتن را برای رویدادنشان آماده نماییم. موضوع رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز جزو آن دسته از رویدادهای سرنوشت‌سازی است که پیش‌گویی آن، از مدتها قبل توسط منبع وحی در صفحات تاریخ نگاشته شده بود.

قرآن مجید با صراحت کامل می‌گوید: "اهل کتاب نام و خصوصیات او را در کتاب‌های خود می‌خوانند و می‌دانند که پیامبران آنان از ظهور و برانگیختن چنین رهبری گزارش داده‌اند."(1)
 
از این رو دانشمندان یهود، راهبان مسیحی و کاهنان عرب پیش از بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، از نبوت آن حضرت خبر می‌دادند و مدرک آنان نیز همان کتاب‌های دینی و عهدین بود.

به همین خاطر و بر پایه‌ی همین پیش‌گویی‌ها، وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سال هفتم هجرت، نامه‌های دعوت به زمامداران جهان فرستادند؛ قیصر (فرمانروای روم)، واکنش جالبی به آن نشان داد که داستان آن را باهم مرور می‌کنیم.
 
وقتی نامه‌رسان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، نامه را به قیصر (فرمانروای روم) تسلیم کرد، زمامدار خردمند روم احتمال داد که نویسنده‌ی نامه، همان محمد موعود انجیل و تورات باشد. لذا دستور داد تا از خصوصیات زندگی وی اطلاعات دقیقی به دست آورند و هر کس از نزدیکان و یا از کسانی که از اوضاع وی اطلاع دارند را شخصا به حضور او بیاورند.


نامه‌ی شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم. من می‌دانستم که پیامبری خواهد آمد ولی گمان می‌کردم که این پیامبر، از شام خواهد برخاست ...
 


از قضا در همین زمان، ابوسفیان و دسته‌ای از قریش برای تجارت به شام آمده بودند. ابوسفیان اگر چه به خاطر حفظ موقعیت خویش، از سرسخت‌ترین دشمنان اسلام به شمار می‌آمد، اما پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از نزدیک می‌شاخت و از خصوصیات ایشان آگاه بود. لذا مأمور قیصر با او و همراهانش تماس گرفت و همه را به بیت المقدس و دربار پادشاه برد.
 
قیصر دستور داد که ابوسفیان پیش روی او بایستد و به سوالات او به دقت پاسخ دهد و همراهان او هم پشت سرش بایستند و مراقب سخنانش باشند تا اگر ابوسفیان به دروغ و یا خطا حرفی زد، سریعا به آن اشاره کنند. با این اوضاع، قیصر از ابوسفیان سؤالات زیر را مطرح کرد و ابوسفیان نیز پاسخ گفت:
 
قیصر: نسب محمد چگونه است؟
 
ابوسفیان: از خانواده ای شریف و بزرگ است.
 
قیصر: در نیاکان وی کسی هست که بر مردم سلطنت کرده باشد؟
 
ابوسفیان: نه
 
قیصر: آیا پیش از ادعای نبوت، از دروغ گفتن پرهیز داشت یا نه؟
 
ابوسفیان: محمد مرد راستگویی بود.
 
قیصر: چه طبقه ای از مردم از او طرفداری می‌کنند و به آیینش گرویده اند؟
 


ابوسفیان: اشراف با او مخالفند و افراد عادی و متوسء هوادار او هستند.
 
قیصر: آیا پیروان او رو به افزونی‌اند؟
 
ابوسفیان: آری.
 
قیصر: آیا او در نبرد با مخالفان پیروز است یا مغلوب؟
 
ابوسفیان: گاهی پیروز است و گاهی با شکست روبرو است.
 
در این هنگام قیصر به مترجم خود گفت: به آنها بگو اگر این حرف‌های شما صحیح باشد، حتما او پیامبر آخر الزمان است. من در برابر او خضوع می‌کنم و برای او احترام قائلم.

در این میان یکی از نزدیکان قیصر خواست شیطنتی کند و گفت: محمد در نامه خویش، نام خود را بر نام تو مقدم داشته است. قیصر عصبانی شد و گفت: کسی که فرشته‌ی وحی بر او نازل می‌شود، شایسته است تا نام او بر نام من مقدم باشد.

سپس قیصر در پاسخ نامه‌ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نوشت: نامه‌ی شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم. من می‌دانستم که پیامبری خواهد آمد ولی گمان می‌کردم که این پیامبر، از شام خواهد برخاست ...(2)
 
« برگرفته از کتاب "راز بزرگ رسالت"، نوشته‌ی آیت الله جعفر سبحانی »
 
 
 
پاورقی‌ها:
 
1- آیات 146 سوره بقره، 157 سوره اعراف و 6 سوره صف، اشاره به این موضوع دارند.
 
2- تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 290.
 




طبقه بندی: زندگانی ائمه علیهم السلام،
برچسب ها: نامه پیامبر(ص)،
[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

 

 

نقش زن قبل از تاریخ اسلام
** دلاور زنان ایران باستان **


مردان ایران باستان بانوان خود را احترام بسیار می گذاشتند و در تمامی امور با آنها مشورت میکردند و برای ایده و عقیده آنها احترام بسزایی قائل بودند.

در ایران باستان اهمیت بســـیاری به مقام زن و مرد داده شده است . زن را بانوی خانه - مون پثنی - می نامیده اند و مرد را - مون بد - یا مدیر خانه می نامیده اند. در نسخه های دینی ایران باســــــتان زنان شوهردار از اجرای مراسم دینی معاف بودند . زیرا تشکیل خانواده و پرورش یک جامعه نیک کردار که یکی از ارکان آن تربیت مادر است بزرگترین عمل نیک در کارنامه زنان ثبت می شده است.

** در زیر نمونه هایی از زنان پر افتخار ایران باستان آماده است :

یوتاب :

سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجــستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. با این حال هم آریوبرزن و هم یوتاب درراه میهن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.


دریاسالار بانو ارتمیز :

نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پیــش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خــشایارشاه رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت میکرد .
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی برجستگی و متانت سرآمد تمامی زنان آن روزگار نامیده اند.

آتوسا :

ملکه بیش از 28 کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریـــــــــــوش بزرگ . هرودت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریـــــوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشکر کشی های داریوش یاور فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است.

آرتادخت :

وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی کوچکتـــــرین خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.

ازرمی دخت :

شاهنشاه زن ایرانی در سال 631 میلادی . او دختر خـــــــــسروپرویز پس از " گشناسب بنده " بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد.

آذرناهید :

ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یکم بنیانگزارسلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران درکتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایـش کرده است.

پرین :

بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کی قباد بود که در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آن را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است.

فرخ رو :

نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

گردافرید :

یکی از پهلوانان سرزمین ایران. تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم یاد میــکند با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگجو و دلاور سرزمین پاکان یاد میکند.

آریاتس :

یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان آورده اند.

هلاله :

پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی ( 391 یشتا 274+1 یشتا 2 ) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتـــمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را " همای چهر آزاد" نیز گفته اند




طبقه بندی: دانستنیها،
برچسب ها: تاریخ،
[ چهارشنبه 4 بهمن 1391 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت