تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






لیله المبیت (سال 13 بعثت)، نزول آیه 207بقره در شأن امام على علیه السلام، سریه عبیدة بن حارث، هجوم به خانه وحی، نامه معاویه به امام علىعلیه السلام، ماموریت موفق عبلاسى براى نبرد با صاحب الزنج، درگذشت صاحب حدائق

 


1.هجرت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، شرح: اهالى مكه پس از درگذشت حضرت خدیجه سلام الله علیها، همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و درگذشت حضرت ابوطالب علیه السلام، عموى آن حضرت، بر دشمنى خویش افزودند و حتى قصد جان پیامبر صلی الله علیه و آله را نمودند.

از سوى دیگر تعدادى از اهالى یثرب در همان سال ‏هاى غربت و تنهایى پیامبر صلی الله علیه و آله در ایام حج با وى و اهداف بلند دینش آشنا شده و پس از بازگشت به یثرب، به تبلیغ آن پرداختند.مردم یثرب، رفته رفته به اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زیادترى به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و به دست مبارك وى، مسلمان شده و با آن حضرت پیمان بستند.
 
اما در مراسم حج سال سیزدهم بعثت، گروهى از حاجیان یثربى كه تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود، در اواسط ایام تشریق و در محل عقبه در سرزمین "منى"، ایمان آورده و با آن حضرت پیمان بستند، تا از وى و یارانش همانند خانواده و طایفه خویش پشتیبانى كنند.(1)
 
پس از گذشت ایام حج و بازگشت اهالى یثرب به سرزمین خویش، مهاجرت مسلمانان مكه به سوى یثرب آغاز گردید.آنان به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله به دور از چشم مشركان قریش به صورت فردى و گروهى عازم یثرب شدند.به طورى كه در مكه معظمه، جز پیامبر صلی الله علیه و آله و تعدادى اندك از یارانش و گروهى زنان و مردان كهن سال و از كار افتاده، كسى باقى نماند.
 
پیامبر صلی الله علیه و آله بیش از هر زمان دیگر، در یكى دو ماه آخر اقامتش در مكه، احساس تنهایى و خطر مى ‏كرد.سرانجام سران قریش در واپسین روزهاى ماه صفر، تصمیم به كشتن پیامبر صلی الله علیه و آله گرفتند.
 
آنان در "دارالندوه" كه مجلس شوراى اعیان و اشراف آنان بود، جلسه‏اى برگزار كرده و پس از تبادل نظر و گفتگوهاى زیاد، به كشتن پیامبر صلی الله علیه و آله از سوى نمایندگان تمام طوایف قریش رأى دادند و شب اول ربیع الاول را براى این كار برگزیدند.آنان در این تصمیم خود، ابولهب، عموى پیامبر صلی الله علیه و آله را كه با آن حضرت از آغاز دشمنى مى ‏كرد، با خود همراه كردند تا نماینده ‏اى از بنى ‏هاشم نیز در جمع خود داشته باشند.
 
شب موعود فرا رسید، جوانان فریب ‏خورده قریش با هماهنگى كامل، در شب اول ربیع ‏الاول به خانه رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله هجوم آورده و آن را از آغاز، در محاصره كامل خویش گرفتند.آنان قصد داشتند كه در ابتداى شب، مقصود خویش را عملى كنند، ولى ابولهب، آنان را مانع گردید و گفت:تا طلوع فجر صادق اجازه نمى ‏دهم، داخل خانه محمد صلی الله علیه و آله گردید.
 
همگى تا طلوع فجر، لحظه ‏شمارى مى ‏كردند و از روزنه ‏هاى اتاق، بستر آن حضرت را زیر نظر داشتند.
 
از سوى دیگر جبرئیل امین، این خبر را به پیامبر صلی الله علیه و آله رسانید و او را از سوى خداوند متعال، مأمور كرد كه به سوى یثرب (مدینه) هجرت كند.
 
اما بیرون رفتن آن حضرت از خانه و خالى گذاشتن رختخواب، دشمن را حساس مى ‏كرد و در أمر هجرت، مشكلى به وجود مى ‏آورد.پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله براى اجراى فرمان الهى، به پسر عمویش على‏ بن ‏ابى ‏طالب علیه السلام كه از یاران نزدیك و فداكار آن حضرت بود، پیشنهاد كرد كه در جاى او بخوابد و با فریب مشركان، مسئله سرنوشت ‏ساز هجرت را مهیا سازد.
 
امام علی علیه السلام كه خطر مرگ را در جلوى چشمان خویش مجسم مى ‏كرد، به آن حضرت عرض كرد:اى رسول ‏خدا، اگر من در جاى تو بخوابم، تو از دست مشركان رهایى خواهى یافت؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:بلى، من رهایى مى ‏یابم.
 
على علیه السلام در این هنگام خوشنود شد و اعلام آمادگى كرد و به رختخواب پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و در آن جا به راحتى آرمید.پذیرش پیشنهاد پیامبر صلی الله علیه و آله از سوى على ‏بن‏ ابى ‏طالب علیه السلام، نشاط تازه‏اى در رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله به وجود آورد و او را در پیگیرى هدف‏ هایش مصمم ‏تر نمود.
 
مهاجمان در هنگام بامداد، به طور گروهى داخل اتاق رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله شده و به سوى رختخوابش هجوم آوردند.ناگهان امام على علیه السلام از میان رختخواب برخاست و بر آنان بانگ‏ زد:واى بر شما، چه كار مى ‏كنید؟

مهاجمان كه ناباورانه، على علیه السلام را در رختخواب پیامبر صلی الله علیه و آله مى ‏دیدند، از او پرسیدند:پس محمد صلی الله علیه و آله كجا است؟

على علیه السلام پاسخ داد:او را به من نسپرده بودید تا از من بخواهید.
 
میان آنان و على علیه السلام سخنانى رد و بدل شد و چون چیزى دستگیرشان نگردید، با خشم تمام از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفته و در پى آن حضرت به راه افتادند.
 
پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خارج و به همراه ابوبكر (که بطور اتفاقی سر راه پیامبر ظاهر شد و ایشان از ترس افشا شدن نقشه گریز از مکه مجبور به همراه کردن ابوبکر با خود شدند)از مكه گریخت و در غار "ثور" كه در جنوب مكه و در نقطه مقابل مدینه قرار داشت، پناه گرفت.
 
مشركان، پس از هجوم به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و مشاهده امام على بن ابى طالب علیه السلام در رختخواب آن حضرت، خشمناكتر شده و به تعقیب آن حضرت پرداختند و براى پیدا كردن وى، صد شتر جایزه تعیین نمودند ولى هر چه تلاش كردند، به وى دست نیافتند.
 
آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوى مدینه هجرت كرد و در دوازدهم همین ماه وارد مدینه شد و مورد استقبال باشكوه اهالى مدینه قرار گرفت.(2)
 
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:هنگامى كه پیامبر صلی الله علیه و آله از مكه به قبا آمد، ابوبكر همراه وى بود.پیامبر صلی الله علیه و آله در قبا به انتظار على علیه السلام نشست.
 
ابوبكر به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:برخیز با هم به مدینه برویم.زیرا اهالى آن از دیدن تو خوشحال مى ‏شوند.آنان منتظر ورود تو به این شهرند.پس به سوى آنان رویم و در این جا به انتظار على علیه السلام توقف مكن.زیرا گمان نمى ‏كنم كه علی علیه السلام تا یك ماه دیگر به تو رسد.
 
پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخش فرمود:هرگز از جایم حركت نمى ‏كنم تا پسر عمو و برادرم در نزد پروردگار متعال و دوست داشتنى ‏ترین فرد خاندانم، همان كسى كه با در خطر گذاشتن جانش مرا از دست مشركان رهایى داد، به من بپیوندد.
 
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:در این هنگام، ابوبكر به خشم آمد و ناراحت گردید و حسادت علی علیه السلام بر وى عارض گردید و این نخستین دشمنى وى نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره علی علیه السلام بود و نخستین سرپیچى وى از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله.
 
ابوبكر هنگامى كه اصرار پیامبر صلی الله علیه و آله را در باقى ماندن در محله قبا تا رسیدن حضرت علی علیه السلام را مشاهده كرد، از پیامبر صلی الله علیه و آله جدا گردید و خود به سوى مدینه رفت و پیامبر صلی الله علیه و آله در آن جا توقف كرد تا حضرت علی علیه السلام به همراه سایر خاندان نبوى، از جمله حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به او پیوستند و به اتفاق هم به سوى مدینه حركت نمودند.(3)
 
از این حدیث شریف و احادیث دیگر بدست مى ‏آید كه هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله از مكه معظمه، از شب پنج شنبه، نخستین شب ربیع الاول آغاز گردید و پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوى یثرب حركت كردند و در روز دوشنبه، دوازدهم همین ماه به روستاى قبا، كه در دو فرسنگى یثرب قرار داشت وارد شدند و پس از چند روز توقف در این محل (و به روایت امام زین العابدین علیه السلام به مدت ده روز توقف در قبا) و با رسیدن حضرت على علیه السلام، در روز جمعه 23 ربیع الاول وارد شهر یثرب گردید و این شهر از آن پس، به مدینة الرسول صلی الله علیه و آله شهرت یافت.ولى برخى از مورخان اهل سنت، ورود حضرت علی علیه السلام را پانزدهم ربیع ‏الاول ذكر كرده‏اند.
 
در كتاب "الاستیعاب فى معرفة الاصحاب" آمده است:قدم آخر الناس فى الهجرة الى المدینة على و صهیب، و ذلك للنصف من ربیع الاول، و رسول الله صلی الله علیه و آله بقباء لم یرم بعد؛ علی علیه السلام و صهیب، آخرین كسانى بودند كه بسوى مدینه هجرت كردند.ورود آنان، مصادف بود با نیمه ماه ربیع الاول و در آن هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله هنوز در "قبا" بود و به طرف مدینه حركت نكرده بود.(4)
 
 
 

پی نوشت و منابع
 
(1).تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 392.
 (2).نك:مسار الشیعه، ص 27؛ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 396؛ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص 191؛ زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام (ترجمه اعلام الورى)، ص 88؛ الارشاد، ص 45؛ تاریخ دمشق، ج 1، ص 37 و 47؛ تاریخ الطبرى، ج 2، ص 394، الكامل فى التاریخ، ج 2، ص 101.
 (3).الكافى، ج 8، ص 338، حدیث 536.
 (4).الاستیعاب، ج 2،ص 729.
 
 
 
 




طبقه بندی: ربیع الاول، احادیث،
برچسب ها: هجرت،
[ جمعه 13 دی 1392 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت