تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






1 - علاج ریا و ارزش دانش
یكى از فضلاى حوزه علمیّه قم چنین مى نگارد:
از محضر ایشان سؤ ال شد: گاهى انسان تصمیم مى گیرد كار خیرى را براى خدا انجام دهد و اخلاص كامل را رعایت نماید، اما وسوسه هاى شیطانى دیگر همچون شهرت طلبى ، ریا كارى در نزد مردم ، خوشنام شدن ، و... در ذهن انسان خطور مى كند آیا این خطورات هم ریا محسوب مى شود و عمل را بى ارزش مى كند؟

در پاسخ فرمودند: ریا در عبادات است و عبادتى كه ریا دارد حرام است و بعضى گفته اند: ریا در عبادات مبطل هم هست ، در غیر عبادات ریا اشكال ندارد.
ولى خود ریا مى تواند راه چاره و علاج ریا باشد. به این صورت كه با تاءمّلات صحیح ریا را بالا ببرد! مثلاً گاهى انسان مى خواهد پیش ‍ رئیس شهربانى احترامى پیدا كند و توجّه او را به خودش جلب كند، پیش پاسبانى مى رود و سعى مى كند نظر او را جلب كند وسپس او را بین خود و رئیس شهربانى واسطه قرار دهد. در اینجا انسان خوب است با خود بگوید: این پاسبان كه تنها واسطه است و اگر هم كاغذى بنویسد و وساطتى كند باز دست آخر خود رئیس شهربانى باید پاى ورقه را امضا كند. پس خوب است مستقیماً نظر خود رئیس شهربانى را جلب كنم كه مقام بالاترى است و اصلاً كار خوب و عمل نیك را مثلاً به خود رئیس شهربانى نشان دهم . یعنى براى مقام بالاتر ریا كنم !
همچنین اگر انسان عاقل باشد و توجه پیدا كند كه مقامى بالاتر از رئیس شهربانى (مثل وزیر، نخست وزیر و رئیس جمهور) وجود دارد، مى گوید: خوب است كار خیر و عمل نیك خود را به وزیر یا به نخست وزیر و بالاخره به مقام بالاتر نشان دهم ! یعنى همیشه انسان باید ریا را براى مرتبه اقوى انجام دهد. اگر چنین باشد، در واقع مى توان گفت ریا علاج ریا مى شود.
بنابراین ، اگر در عبادات نیز نسبت به اقوى و بالاترین موجود یعنى خداوندریا كنیم اشكال ندارد و علاج ریا مى شود.
در زمینه ریا در روایت آمده است : ((كسانى كه در هنگام نماز به این سو و آن سو نگاه مى كنند تا مردم آنها را تماشا كنند، به صورت حمار محشور مى شوند.)) واقعاً هم همینطور است ، آیا این حماریّت نیست كه آدم جلو وزیر و رئیس شهربانى به پاسبان نگاه كند؟ حماریّت است آقا. ولى خوشمان مى آید، با این حماریّت ساخته ایم ! از طرفى اگر به ما حمار بگویند ناراحت مى شویم و بدمان مى آید! ولى باید گفت : كار شبانه روزى تو همین است چرا بدت مى آید؟!
لكن امان از بى سوادى و بى علمى ، این بى سوادى آدم را به جاى مكّه به تركستان مى برد، از روز اوّل همین بى سوادى ابلیسِ دشمن ، آدم را بیچاره كرد. خود او هم گفت : اى خدا، همه بندگانت را گمراه مى كنم (اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ).(75) او نیز جاهل بود و با اینكه پیش از آن عابد بود، ولى علم نداشت و ناقص بود، در مورد سجده در برابر آدم علیه السّلام به خدا گفت : سجده نمى كنم ، چون (خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ)(76)
خوب این صغراى قضیّه بود. كبراى برهانش را ببین كه هر كس از آتش است بالاتر و هر كس از خاك است پایین تر است ؟! خوب باید پرسید: به چه دلیل و به چه برهانى چنین است ؟ این لباس ظاهرى كه ملاك نیست ، شما ببینید تناسب و زیبایى حیوانى مثل طاووس و دیگر حیوانات چه قدر است . روحانیت جنّ و ملك هم با روحانیت انسان مقایسه نمى شود، روح انسان هر چند لباسِ گِلى به تن دارد ولى بسیار مى تواند اوج بگیرد و بالاتر برود. اصلاً لباس كه ملاك نیست ، آیا اینكه یكى عباى نائینى داشته باشد و دیگرى عباى افغانى ، نشانه كمال و نقص است ؟ ما هم اگر بى سواد شدیم مثل ابلیس مى شویم و به ضلالت مى افتیم ، لازمه ضلالت هم این است كه تعدّى مى كند، یعنى انسان گمراه و ضالّ، مضلّ و گمراه كننده نیز مى گردد و مى خواهد دیگران را هم مانند خود كند، پس بترسید از بى سوادى .
این از بى سوادى است كه آن آقا مى گوید: قرآن فرموده ( وَ الاَْرْضَ وَضَعَها لِلاَْن امِ)(77) پس معنایش این است كه هیچ مِیزى (تفاوت و اختلاف ) نیست و همه در مالكیّت و در بهره ورى از زمین یكسانند، او نمى داند كه این ((لام )) لام عاقبت و انتفاع است ، و نمى داند باید روایاتى را نیز كه مفسّر آیه است ملاحظه كرد. این آدمهاى بى سواد، مردم مثل خود را هم گمراه مى كنند، اوّل با قرآن جلو مى آیند ولى هدف این است كه همین قرآن را از دست مردم بگیرند، كار به جایى مى رسد كه مى گوید: قرآن را بسوزانید.
البته ما به این امر مى خندیم ، ولى واقع همین است كه اگر در استدلال قوى نباشیم دشمنان بر ما غالب مى شوند، آنها پول خرج مى كنند همین بى سوادها را با پول مى خرند. و در نتیجه این بى سوادى ، دین درست مى كند. آن بهائى گفته است كه : اصلاً در قرآنِ شما نیز به ((سید على محمد باب )) اشاره شده است و همین (حم عسق )(78) یعنى ((قائم سید على محمد)) البته باید از چپ بخوانید!
آقا، پس ما براى تمام مطالب محتاج علم و استدلالیم و بیشتر از هر چیز به اینها محتاجیم ؛ زیرا مسئله ، مسئله دین است ، باید در مقابل این بى سوادى و جُهّال وارداتى بایستیم . اینها روى افرادشان كار مى كنند، لازم نیست رسوا هم بشوند زیرا این افراد بطور مخفیانه پول مى گیرند.
پس ما باید علم كلام را خوب یاد بگیریم و در برابر اینها پاسخگو باشیم ، و گرنه گرگها ما را مى خورند آنچنانكه به هضم رابع برسد!!(79)




[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت