تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






معاویه به کوفه و بصره جاسوس می فرستد

: امام پس از بیعت مردم مشغول نظم مملکت بوده و مثل پدر بزرگوارش دوست نمی داشت تا از طرف دشمن اقدامی نشده به جنگ بپردازد و می خواست که بلکه دشمن ( معاویه ) با رضا و رغبت خویش مثل دیگران به بیعت گردن نهد ناگاه خبری رسید که معاویه بعد از شهادت علیu دو نفر را از دو قبیله به عنوان جاسوسی یکی از قبیله حمیر به کوفه و دیگری را از قبیله بنی القیس به بصره فرستاده تا او را از اقداماتی که در این دو شهر بزرگ می شود آگاه سازند، امام دستور داد تا جاسوس حمیری را از کوفه پیدا کرده در حالی که دست به گردن بسته بود، در محضرش گردن زدند و پیغامی به ابن عباس داد که مرد بنی القیسی را در بصره پیدا کرده و سر از تن جدا کنند. ابن عباس پس از گردن زدن بنی القیسی خدمت آن حضرت نوشت که مسلمانان دوست می دارند که امامشان با دشمن خدا و با کسی که از ترس جان خود ادعای اسلام کرده است ( معاویه )بجنگد.

چه چیز باعث شد که امام با معاویه به نبرد خیزد؛ موضوع جاسوس فرستادن معاویه از یک طرف و کاغذ ابن عباس که در واقع عرض حال مردم بصره بوده از طرف دیگر امام را واداشت که با دشمن خدا در صورت عدم بیعت و اصرار بر مخالفت، به مقام جنگ بیاید، لذا یادداشتی به معاویه فرستاده و او را از این قبیل اقدامات بر حذر داشت و نوشت که از این که جاسوس به کشور من فرستاده ای معلوم می شود که آرزوی ستیزه و جنگ داری و به زودی به آرزوی خویش نایل می شوی.

معاویه جواب به نامۀ امام داده و در آن خویشتن را از جاسوس فرستادن تبرئه کرد و از آن طرف عبدالله بن عباس پس از کشتن جاسوس بصره شرحی به معاویه فرستاده و در آن نوشت که ای معاویه از قبیله بنی القیس جاسوس پوشیده به بصره روانه می سازی تا از کارهای پنهانی قریش آگاه شوی؛ مثل تو مثل گاوی می ماند که پای خود را به زمین بکشد و در نتیجه کاردی بیرون بیاید که با آن سرش را ببرند.1

معاویه در جواب ابن عباس نوشت: که مثل کاغذ تو را حسنu به من نوشته بود ولی هر دوتایتان در حق من سوءظن کردیده اید و من از جاسوس فرستادن خبری ندارم!...

نامه دیگر امام به معاویه؛ امام مجتبی ولو این که می دانست که معاویه حاضر نیست که ربقه بیعت آن حضرت را به گردن نهد کما این که پیش از این دست بیعت به دست امیرالمؤمنین علیu نداد، ولکن باز از نوشتن نامه و دعوت کردن او به حق         مضایقه نکرده و یادداشتی را به وسیله دو نفر به او فرستاده و در آن مرقوم           فرمود:1بعد از رحلت پیغمبرe در امر خلافت عرب با قریش محاجه نموده و قریش به عنوان این که پیغمبر از طایفه آن ها است و آنان به پیغمبر از دیگران نزدیکترند بر علیه عرب استدلال کردند و عرب این احتجاج را از قریش قبول نموده و انصاف دادند ولکن ما بنی هاشم در عین این که از دیگر تیره های قریش به پیغمبر نزدیکتریم با همان برهانی که قریش برعلیه عرب اقامه کرده بودند، استدلال کردیم متأسفانه قریش به ما انصاف نداده و حاضر نشدند که حرف ما را بپذیرند، و ما از ترس این که مبادا مردم تازه مسلمان دوباره به کفر اصلی خویش برگردند، از گرفتن حق خود صرف نظر کردیم، باز کسانی که در اول امر به ما ظلم کردند افرادی بودند که ادعای سبقت در اسلام وحواری بر رسولu بودن را می کردند، شگفتا که امروز کسی مثل تو بر ما ظلم می کند که سابقه اش بر کسی مخفی نیست(2 ) حالا که مسلمانان بعد از پدرم با من بیعت کرده اند خوب است تو هم دست بیعت به دست من بگذاری، اگر به نصیحت من عمل کردی رضایت خدا و رسول را تحصیل نموده وخون مسلمانان را از ریخته شدن محفوظ داشته ای وگرنه با لشکر بیکران به سوی تو کوچ خواهم کرد تا خدا بین من و تو داوری کند!

جواب معاویه به نامه امام : معاویه در جواب نامه آن حضرت نوشت: این که نوشته بودی که بعد از پیغمبرe حق پدرت علیu را غصب کردند با این بیان تعریضی بر ابوبکر و عمر و سایر حواریین رسول خداe کرده ای و من دوست ندارم که توهین بر اصحاب پیغمبر(ص) بکنی! روزی که در امر خلافت اختلاف افتاد فضیلت پدر تو و این که او نزدیکترین افراد به پیغمبر(ص) بوده و اول کسی بود که به حضرتش ایمان آورده بود بر کسی مخفی نبود، ولی بزرگان مدینه ( برای مخالفت خدا و رسولe یا به عبارت دیگر خلافاً لله و لرسوله و لائمّه المؤمنین، و قربهً الی الشیطان و طلباً لمرضا| ابلیس ) جمع شده و ابوبکر را بر خلافت اختیار کرده و در این امر صلاح اسلام را در نظر گرفتند،(3 ) و اما این که مرا به بیعت خود خواندی اگر بدانم که تو بهتر از من امور را اداره خواهی کرد، دست بیعت به دست تو می گذارم ولکن می دانم که تو نمی توانی مثل من کارها را راه بیندازی زیرا که من سابقه حکم فرمایی داشته ام.1

و علاوه سن من زیادتر است(2 ) پس بر تو لازم است که با من بیعت کنی، اگر بیعت کردی حکومت را بعد از خود به تو واگذار می کنم و فعلاً بیت المال عراق را هر چقدر هست، در اختیار تو گذاشته وخراج هر شهری از شهرهای عراق را خواستی برای همیشگی به تو واگذار می کنم که امین تو برایت اخذ کند، و شرط می کنم که در هرکاری که رضایت خدا را طالب باشی مخالفت تو نکنم.3

چون کاغذ معاویه به امام رسید آن حضرت نامه دیگری نوشته و در آن معاویه را موعظه کرده و نوشت که راضی نشو  که خون مسلمانان ریخته شود و دو نفری که حامل نامه امام بودند او را نصیحت کرده ولکن حرفشان در دل سیاه او اثری نگذاشت. معاویه جواب نامه را به وسیله حارث وجندب (نمایندگان امام ) ارسال داشته و در آن نوشت که چون پدر تو عثمان را مظلومانه کشت(4 ) لذا خداوند متعال خونخواه او گردید! ( ابن ملجم را قاتل پدرت قرار داد ) و به فرستادگان امام گفت: از قول من به حسن علیه السّلام بگوئید که میان من و تو غیر از شمشیرهای برنده چیز دیگر داور نخواهد شد! نمایندگان امام خدمت او رسیده وگفته معاویه را ابلاغ کردند، جندب عرض کرد پدرم و مادرم فدای تو باد ای پسر دختر پیغمبرe، می ترسم که معاویه ناگهان به سوی شما تاختن کند، خوب است که شما شتاب کنید بیش از این که او با شما در زمین عراق جنگ کند شما با او در زمین شام به نبرد برخیزید. معاویه در عین این که امام را تهدید کرد از جنگ کردن هم بیمناک بود، و می خواست کاری کند بلکه امام خلافت را بدون زحمت به او تفویض کند، از این است که دوباره در نامه دیگر خدمت آن سرور نوشت: اگر با من مخالفت نکنی و دست بیعت به دست من بگذاری، به وعده ای که به تو داده ام، وفا خواهم کرد و پس از من خلافت از آن تو باشد، زیرا که سزاوارترین مردم بر خلافت در صورت نبودن من تو می باشی. امام در جواب نوشت: ای معاویه تابع حق باش و می دانی که حق با من است و من در این ادعا دروغگو نیستم زیرا که گناهکارم اگر حرفی به دروغ بزنم .....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 1- از کاغذی که عبدالله بن عباس از بصره به امام حسن(ع) و معاویه نوشته معلوم می شود که آن روز در بصره بوده است کما این که از فعالیت او در بیعت امام روشن می شود که در روز شهادت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه بوده پس از همه این حرف ها استفاده می شود که نسبتی که به او داده اند: که او با امیرالمؤمنین مخالفت کرده و بیت المال بصره را برداشته و به مکه رفته است خالی از حقیقت است: اعیان الشیعه جلد 4 ص 29 .

 

1- از این که امام در این نامه معاویه را تهدید می کند احتمال می رود که این کاغذ را آن حضرت پس از نامه های زیادی نوشته باشد ولو این که بعضی از مورخین نامه اول حساب کرده اند.

2- زیرا که او مثل پدر وسایر خویشهایش تا روز فتح مکه ایمان نیاورده و در آن روز از ترس جان خود ادعای اسلام نموده وبه حکم قانون جنگ وفتح او وسایر اهل مکه همه شان بندگان پیغمبر (ص) بودند لکن آن حضرت آزادشان کرد .

3- یاللعجب آیا خدا و رسول(ص) صلاح دین را به اندازه ابوبکرها و عمرها و ابوعبیده ها و امثال آنان هم ملاحظه نمی کردند؟ آیا عقل کدام صاحب شعوری هست که حکم کند بر این که خداوندی که امامی بر اعضا و جوارح انسانی به اسم عقل خلق کرده و آن ها را بدون امام و رییس نگذاشته برای امت پیغمبر(ص) و بندگان خود بعد از رحلت رسولش(ص) امامی تعیین نکند مگر موضوع غدیر خم از مسلمات تاریخ نیست؟  

1- بلی او سوای بیست سال خلافت ظالمانه خود بیست سال واندی هم حکومت کرده آن هم حکومت مطلق العنانی که هر چه دلش می- خواست می کرد حتی خلیفه ثانی با آن همه سخت گیری هایی که با عمال خود داشت او را به حال خود گذاشته بود و بسا وقت می گفت من با تو نهی و امری ندارم حتی روزی برایش گفتند که معاویه ثروت اندوخته ولباس های حریر و دیباج می پوشد گفت: اشکال ندارد او کسری عرب است در زمان حکومت کذایی خود بیت المال شام را جمع کرده بعدها توانست که به وسیله پول دنیا پرستان را گول زده و آن همه فتنه ها راه بیندازد.

2- معاویه این درس ( استدلال بکبرس ) را روز سقیفه خوانده بود که مثل علیu را به جرم این که سنش کمترازیک عده معلوم الحال است کنار زدند، می گویم ای معاویه حیله گر اگر زیادتی سن میزان کمالات است چرا پس وقتی که می خواستی ازحسین بن علیu وعبدالله بن عباس برای فرزند فاسق خود یزید بیعت بگیری فراموش کردی وگفتی شما سنتان ولو اینکه زیادتر است الا این که یزید سیاستش بیشتر است.

3- البته مقصود معاویه از رضایت خدا رضایتی است که با هوای نفس او نیز مطابق باشد والا امام معصوم هیچ کاری را برخلاف رضایت حق نمی کند واین که امام او را به بیعت خویش دعوت می کند عین رضایت خدا است.

4- برای روشن شدن حقیقت این موضوع  لطفاً به توضیح شماره یک مراجعه کنید. (ص156)




طبقه بندی: زندگانی ائمه علیهم السلام،
برچسب ها: نامه معاویه به امام حسن ع،
[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

یوزرپسپوردنود32




برچسب ها: یوزرنود32،
[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.


 پترا به عربی ( البتراء ) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن
این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان وشهر عقبه واقع شده‌است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شده‌است. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شده‌است آنرا پترا نامیده‌اند. همچنین این شهر تاریخی وزیبا را به خاطر گل سرخ گون بودنش بنام ( المدینة الوردیة ) نیز نامیده شده‌است، در سال ۱۹۷۸ میلادی کتابی در این مورد نوشته شده‌است که از تاریخ بنای این شهر باستانی سخن می‌گوید ، مؤلف نام کتاب را (الأسرار المَدینَة الوَردِیَة) نامگذاری نموده‌است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی (صخره) رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه نموده‌اند. ، درقرن اول قبل از میلاد ودر عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.
حدود کشور نَبَطی‌ها

حدود کشور نَبَطی‌ها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه می‌یافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میان‌رودان (یا بین‌النهرین) و سرزمین شام و شبه‌جزیره عربستان و مصر بوده‌است. این شهر که پایتخت کشور نَبَطی‌ها بود توانسته‌بود کنترل و زمام راه‌های تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبه‌جزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطی‌ها می‌گذشته‌اند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند.
پایان حکومت نَبَطی‌ها

پایان حکومت نَبَطی‌ها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بوده‌است، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطی‌ها را محاصره می‌کنند وآب را به روی ساکنان شهر می‌بندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال می‌کنند و به حکومت نَبَطی‌ها خاتمه می‌دهند.
بیرون آمدن پترا از دست رومیان

در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند شهر پترا را از نفود رومی‌ها برهانند. ساکنان پترا پس از آن به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزله‌ای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر وارد آمد، ساکنان پترا را وادار نمود تا به مناطق اطراف کوچ کنند. آثار این شهر باستانی همچون دُّری در کوه می‌درخشد و یادگاری از دوران نَبَطی‌ها بجا مانده‌است که بسیار تماشایی است.
 
 
تاج‌محل (به هندی: तIज महल، به اردو: تاج محال)
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.
نماد وفا و عشق ابدی

تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است.
داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگی ای که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمى دانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمى خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.
درگذشت ممتاز محل و وصیت او
ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حمله‌های جنگی ممتاز محل همراه شاه‌جهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهره‌بیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبره‌ای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوب ترین همراه زندگی اش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.
تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کرده اند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام می‌برد.

خود شاه جهان هم که سال ها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.
معماری باغ و ساختمان تاج محل

شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.
در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

گیوین هامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدار ترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است.
هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می افزاید: "تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل "چتری های راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوت هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."
معمار و طراح تاج محل

در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متن‌های متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده‌است. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لعل قلعه (قلعه سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.

علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطی ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته‌است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته‌اند.

به گفته تاریخدان آمریکایی "میلو بیچ"، در این مورد می‌توان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.

گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند.


 



طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: عجایب هفتگانه3،
[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

 
 
 
 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.

 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.

 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.




 



طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: عجایب هفتگانه2،
[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.

چیچن ایتزا

چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.

محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار می‌رفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از

* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.

* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازه ها
o معابد و سازه‌های دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.

مجسمه حضرت مسیح برزیل
 
 
مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را در حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان می دهد که این حالت نشان دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. مجسمه عیسی مسیح نشانه برزیل است که امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.
توریستهایی که از برزیل دیدن می کنند حتماً به دیدن این مجسمه نیز می روند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و دست راست آن به سمت جنوب شهر اشاره می کند. مناظر بسیار جذابی را می توان از آنجا مشاهده کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس می کند. این مناظر شامل شهر Rio، خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانه های Copacabana و Ipanema می شود. علاقمندان به فوتبال نیز می توانند منظره ای از استادیوم را مشاهده نمایند.
 
 
کولوسئوم

Coliseum معروفترین آمفی تئاتر دایره وار(بیضی) عظیم تاریخی که تعداد ردیف‌های صندلی آن به تعداد پنجاه هزار ودارای ۸۰ در ورودی است. واژه کلوسئوم به معنی «جایگاه بزرگ» نام دیگر آن آمفی تئاتر فلاویوسی(amphitheaterum flaviusi) است. ساخت کولوسئوم توسط Vespasian (وسپاسین)امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus (تیتوس)در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian (دومتین)برادر Titus که در سال ۸۱ بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمین‌های باتلاقی ما بین تپه‌های Esquiline(اسکوئیلین) و Caelian(کائلین) واقع شده بود.
در این مجموعه امپراطور روم شاهد فجیع ترین جنایات به شکل کشتار بردگان و مسیحیان بوده‌است نبرد‌های خونین بر سر مرگ و زندگی گلادیاتور‌ها یکی از سرگرمی‌های روزانه امپراطوران و اشرافیان روم بوده‌است قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و کارامدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت، از سوی دیگر، باعث شد این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری روم باستان به شمار می‌رفت.
پلان این مجموعه به شکل بیضی به قطر‌های ۱۸۸ و ۱۵۶ متر زیر بنای آن حدود ۶ جریب می‌باشد ارتفاع آن تقریبا به اندازه یک ساختمان۱۵ طبقه می‌رسد(حدود۴۸متر) کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعه‌ای از اتاقها و گذرگاهها برای عبور حیوانات وحشی و سایر تدارکات لازم جهت راه اندازی و اجرای نمایش قرار گرفته‌است. تعداد ۸۰ دیوار به عنوان تکیه گاه برای طاق‌های گنبدی شکل، گذرگاهها، پلکان و ردیف‌های صندلی، روی صحنه قرار گرفته‌است. لبه بیرونی طاق‌های متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و پلکان بین آنها به یکدیگر شده‌است. نمای داخلی Coliseum از بالا سه ردیف طاق‌های گنبدی شکل رو در روی ستون‌ها و سر ستون‌ها قرار گرفته‌اند،
در ستون‌های طبقه اول سبک معماری دوریک (Doric)، در طبقه دوم سبک ایونیک (Ionic)، و در طبقه سوم سبک قرنتی (Corinthian) که نزدیک به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته‌است.این بنا به دلیل عبور و مرور آسان جمعیت به داخل و خارج میدان یکی از شاهکار‌های مهندسی است در بالای این سه طبقه اصلی، طبقه زیرشیروانی شامل ستون‌های مستطیل شکل سبک قرنتی قرار دارد، فضای بین ستون‌ها با ۴۰ عدد پنجره کوچک مستطیل شکل پر شده‌است.
در قسمت بالا، دیوارکوب‌ها و بندگاههایی وجود دارد که تیرک‌هایی را که سایه بان‌ها به آنها آویزان است، نگه داشته‌اند. در ساخت عمارت با دقت بسیاری از انواع ترکیبات ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون و برای ستون‌ها و طاق‌ها از سنگ آهک (تراورتن) استفاده شده، در ستون‌های به کار رفته برای دیوار دو طبقه زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا (Tufa) استفاده شده‌است. برای طبقات فوقانی و اکثر طاق‌ها از آجر بتونی استفاده شده‌است.


 
 
 

دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.


دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.


دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.


دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.


دیوار چین
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

 



طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: عجایب هفتگانه،
[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
هفت آسمان و زمین در قرآن
هفت آسمان و زمین در قرآن

نویسنده:دكتر محمد علی رضائی اصفهانی

در قرآن كریم هفت مورد به صراحت و دو مورد به كنایه سخن از آسمانهای هفت‌گانه گفته دشه است. و در یك مورد نیز ظاهراً سخن از زمین‌های هفت‌گانه گفته شده است. كه به برخی از آن آیات اشاره می‌كنیم :
« الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن »[1]
« خداوند همان كسی است كه هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را ، ‌فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید. »
در آیات ( سوره بقره/12 ـ اسراء/44 ـ مؤمنون/86 ـ فصلت/12 ـ ملك/3 ـ نوح/15) نیز سخن از آسمانهای هفتگانه است.
و در مؤمنون/ 17 نیز ظاهرا سخن از آسمانهای هفتگانه آمده است «و لقد خلقنافوقكم سبع طرائق» اما تصریح نشده است. همچنانكه در آیه 13 سوره عم «و بنیافوقكم سبعا‌ً شداداُ» به كنایه آمده است.
و در آیه 12 سوره طلاق كه گذشت ظاهر سخن از زمی‌های هفتگانه « و من الارض مثلهن » شده است ولی تصریح نشده است.

تاریخچه و دیدگاهها:

قرآن كریم هفت آسمان را از كلام نوح (‌نوح/ 15) نقل می‌كند و علامه طباطبائی در ذیل آیه نتیجه می‌گیرد كه مشركین معتقد به هفت آسمان بوده‌اند كه نوح بوسیله این مطلب با آنان احتجاج می‌كند. پس معلوم می‌شود مسئله هفت آسمان قبل از اسلام بلكه قبل از پیدایش ادیان یهود و مسیحیت مطرح بوده است.
در كتاب مقدس نیز به صورت متعددی سخن از آسمان گفته شده است گاهی آسمان مادی و گاهی آسمان روحانی كه خارج از این دنیاست و در آنجا قداست و سعادت برقرار می‌باشد و محل مخصوص حضرت اقدس الهی است. و حضرت مسیح یا پسر انسان از آنجا نزول می‌كند.
خاخامهای یهود بر این عقیده‌اند كه هفت آسمان هست سه تا از آنها هیولائی ( یا جسمانی) است و چهار تا روحانی می‌باشد . كه ملائكه و مقدسین در آنجا ساكنند.[2]
مدتی پس از آنكه قرآن كریم سخن از آسمانهای هفت‌گانه گفت، نظریه‌های كیهان شناسی یونانی وارد حوزه جهان اسلام شد و مسلمانان در دوره خلافت عباسیان با هیئت بطلمیوسی[3] آشنا شدند.
در اینجا اشكالی پدید آمد: تعداد افلاك در هیئت بطلمیوسی نه عدد بود اما تعداد آسمانهای قرآن هفت عدد بود.
از این دانشمندان مسلمان در پی توجیه و انطباق یافته‌های علمی زمانه خود با آیات قران برآمدند . و در این رابطه چند راه حل اندیشیده‌ شد:
1ـ بوعلی سینا (370ـ428 ق) بیان داشت كه عرش در قران « و یحمل عرش ربك فوقهم یومئذ ثمانیة »[4] همان فلك نهم یا فلك الافلاك هیئت بطلمیوسی است. او افلاك هشتگانه را همان ملائكه‌ای می‌دانست كه عرش را حمل می‌كنند.[5] او سعی كرد بدین وسیله بین كلام الهی و هیئت بطلمیوسی جمع كند.
2- خواجه طوسی ( 597ـ672 ق) متكلم و منجم مشهور مسلمان تلاش كرد تا عدد افلاك را از نه، به هفت تقلیل دهد. اما مورد حمایت دانشمندان قرار نگرفت.[6]
3ـ علامه مجلسی (ره) (م 1111 ق) محدث مشهور شیعه در مورد آیه 29 سوره بقره « ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات » نوشت: هفتگانه بودن آسمانها منافاتی با نه گانه بودن آنها كه در علم نجوم ، ثابت شده است، ندارد، زیرا آسمان هشتم و نهم در زبان دینی ، به كرسی و عرش تعبیر شده است.[7]
4ـ حاج ملا هادی سبزواری در كتاب شرح منظومه خویش كه در سال 1261 ق نوشته شده است، فلك هشتم را كرسی و فلك اطلس ( فلك نهم) را همان عرش می‌داند. علت این امر را جمع بین عقل و شرع می‌داند.[8]
تذكر: بوعلی سینا وعلامه مجلسی و ملاهادی سبزواری دلیل قانع كننده‌ای بر این تطبیق ارائه نكرده‌اند و لذا كلام ایشان قابل قبول به نظر نمی‌رسد. بلكه معنای لغوی و اصطلاحی عرش و كرسی با فلك هشتم و نهم مناسبتی ندارد.
كرسی به معنای تخت و كنایه از سلطه و سیطره و تدبیر و قیومیت خدا است.[9]عرش نیز در لغت ، در اصل به معنای خانه سقف‌دار است و به معنای تخت حكومت نیز آمده است چرا كه بلند است. و در قرآن و روایات به معنای مركز دستورات عالم است كه رشته امور جهان به آن منتهی می‌شود[10] و مفسران نیز آن را به معنای « مظهر حكومت » دانسته‌اند . و منظور سلطنت و حكومت الهی است.[11]
5ـ یدالله نیازمند شیرازی در كتاب خویش می‌گوید منظور از عرش كائنات لایتناهی است و آسمان‌های هفت‌گانه كراتی است كه به دور زمین و خورشید هر دو در حركت هستند كه هفت عددند.[12]
تذكر: جالب است كه بدانیم تعداد سیارات منظومه شمسی كه تا زمان انتشار كتاب فوق (1335 ش) كشف شده بود و مؤلف از آنها اطلاع داشت نه عدد بوده‌اند ولی شش عدد آنها همراه با ماه به دور زمین می‌چرخند و لذا ایشان دو مورد ( یعنی عطارد و زهره) را به حساب نیاورده و شش عدد باقی مانده را از آسمانهای هفتگانه دانسته و وقتی یكی كمبود داشته است كره ماه را هم اضافه كرده است.
6ـ اما فخر رازی نیز بر آن است كه آسمانهای هفتگانه همان هفت فلك (قمر ـ عطارد ـ زهره ـ خورشیدـ مریخ ـ مشتری ـ زحل) است. و آن را با هیئت بطلمیوس تطبیق داده‌اند.[13]
7ـ شیخ قاسمی در تفسیر محاسن التأویل می‌گوید كه آسمانهای هفتگانه در قرآن همان سیارات هفتگانه است. كه برخی فوق برخی قرار دارد.[14]
تذكر: البته فخر رازی و شیخ قاسمی نمی‌دانستند كه روزی اورانوس ، نپتون و پلوتن و سیاره‌های كوچك بین مشتری و مریخ بر تعداد سیارات منظومه شمسی اضافه می شود.[15]
و اصولاً همانطور كه بیان خواهیم كرد لفظ «آسمان» به معنای كرات آسمانی(سیارات و ستارگان) در لغت و اصطلاح نیامده است تا هفت آسمان بر هفت سیاره منظومه شمسی حمل شود . بلی آسمان به معنای جهت بالا، جو زمین و جایگاه ستارگان(فرقان/61 ـ ابراهیم /24 ـ ق /9) در قرآن آمده است. ولی به معنای خود ستارگان نیامده است.[16]
پس كلام نیازمند شیرازی. فخر رازی و شیخ قاسمی دلیلی ندارد. و نوعی تحمیل بر قرآن است.
8ـ عبدالقادر مغربی می‌نویسد كه : حكمت ذكر هفت آسمان در قرآن این است كه مخاطبین نمی‌توانستند بیشتر از ان هفت سیاره را ببینند و درباره آنها فكر كنند. و این هفت عدد مشهور بین مرد بود و لذا قرآن به این تعداد اكتفا كرد.[17]
تذكر: این مطلب هم دلیل ندارد و مخالف حس است چرا كه اعراب و غیر اعراب در شب‌ها ستارگان زیادی می‌دیدند كه می‌توانستند راجع به آنها فكر كنند. بلكه قرآن در برخی موارد مطالبی را ذكر می‌كند كه بشر از شمارش و فهم آنها عاجز است: « ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها» .[18]
بلی اگر مقصود ایشان این باشد كه عدد هفت دلالت بر كثرت می‌كند احتمال معقولی است كه باید مورد بررسی قرار گیرد.
9ـ برخی دیگر از علما گفتند كه مقصود از آسمانهای هفتگانه مدارهای سیاراتی كه دور خورشید می‌گردند. [19]
تذكر: این مطلب هم با معنای لغوی و اصطلاحی سماء مناسبتی ندارد همانطور كه بیان خواهیم كرد.
10 ـ برخی دیگر گفتند كه مقصود طبقات مختلفی است كه بر زمین احاطه دارند.[20]
از جمله نویسنده كتاب « راز آسمانهای هفتگانه» می‌نویسد:
« با مطالعه و تحقیقی كه اینجانب در این مورد داشتم به این نتیجه رسیده‌ام كه منظور از « سبع سماوات» هفت‌ لایه مجزا از اتمسفر است كه زمین را در بر گرفته است و از مجاورت زمین شروع می‌شود و تا هزاران كیلومتر اطراف آن ادامه می‌یابد. این هفت لایه كه به صورت شماتیك نمایش داده می‌شود: به ترتیب از مجاورت زمین عبارتند از : لایه‌های هموسفر ـ یونوسفر ـ لایه N مولكولی ـ لایه O اتمی ـ لایه He اتمی ـ لایه H اتمی و بالاخره لایه خلأ كه مقدار آنها مجموعا هفت تا می‌گردد. لازم به ذكر است كه این لایه‌ها از هم مجزا هستند.»
سپس تذكر می‌دهند كه پیشنهاد مادی بودن هفت آسمان منتفی كننده نظریه معنوی بودن آنها نیست زیرا نظم ماوراء مادی می‌تواند در خود ماده و عالم ماده ظهور داشته باشد.
سپس با ارائه شكل‌ها ، اطلاعات مفصلی راجع به ضخامت و محتوای این لایه‌ها را ارئه می‌كند. [21]
تذكر: آسمان گاهی به معنای جو زمین می‌آید (مثل آیه 7 سوره ق) پس این احتمال قابل طرح است و از این رو بعدا در مورد آن سخن خواهیم گفت .
11ـ علامه شهرستانی می‌گوید:
« در قرآن و حدیث آمده است كه ما هفت زمین و هفت آسمان آفریده ایم . هفت زمین عبارتند از : عطارد، زهره، زمین ، مریخ ، مشتری،‌ زحل و اورانوس؛ و هفت آسمان همان جو اتمسفری است كه این سیارات هفتگانه را احاطه كرده است.
تذكر: هنگامی كه از علامه شهرستانی پرسیدند چرا نپتون و پلوتن را به حساب نمی‌آورید؟ پاسخ داد كه این دو سیاره با چشم عادی قابل رؤیت نیستند. از این رو در لیست قرآن و حدیث نیامده‌اند.[22]
البته اشكال اصلی سخن علامه شهرستانی آن است كه لفظ « ارض» لغتا و اصطلاحا بر شش سیاره فوق اطلاق نمی‌شود.
12ـ برخی دیگر از صاحب‌نظران و مفسران برآنند كه : همه این سیارات و منظومه‌های و ستارگان و حتی كهكشانها فقط آسمان اول قرآن هستند و شش آسمان دیگر خارج از دیدگاه بشری قرار گرفته‌اند.[23] و همین احتمال مورد قبول صاحبان تفسیر نمونه قرار گرفته است.[24]
تذكر : این سخن در حد یك احتمال قابل طرح است كه بعدا بدان خواهیم پرداخت.
13ـ محمد باقر بهبودی در كتاب هفت آسمان به این نظریه رسید كه : قرآن درباره هفت آسمان، تنها به خانواده منظومه شمسی نظر دارد، نه سایر منظومه‌ها چون سرنوشت كره زمین فقط ، با سرنوشت منظومه شمسی ارتباط دارد. و در منظومه شمسی هفت آسمان همان هفت كره سیاره‌ای است كه بر فراز زمین و فراز سر بشر در پرواز است نه آن سیاره‌های زیرین كه در حكم زمین‌اند و از فراز سر نمی‌گذرند.
این هفت آسمان عبارتند از : مریخ ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون، پلوتن و خرده سیارات آستروئید( كلید معمای هفت آسمان)[25] سپس ایشان توضیحات مفصلی در مورد هر یك از این سیارات ( آسمان‌ها )‌ می‌دهند.
تذكر: ایشان توضیح نمی‌دهد كه چرا عطارد و زهره را از دور خارج كرد. و یا ماه را كه بر فراز سر ما عبور می‌كند به حساب نیاورد. و نیز توضیح نداد كه چگونه سرنوشت زمین با خارج از منظومه شمسی ( با توجه به حركت خورشید و منظومه و ستاره‌های دنباله‌دار...) بی ارتباط است.
14ـ از مجموع سخنان علامه طباطبائی (ره) در زیر آیات (سجده /5 ـ فصلت/12 ـ مؤمنون/17 ـ نوح/15) بدست می‌آید كه ایشان در مورد واژه آسمان در قرآن معنای دیگری مطرح می‌كنند و آن را امری معنوی یعنی مقام قرب و حضور و راهی برای سلوك امر و تدبیر عالم و رفت و آمد ملائكه می‌داند كه از آن طریق امر الهی جریان می‌یابد. [26]
تذكر: هر چند كه آسمان به معنای مقام قرب و حضور( آسمان معنوی) در همه آیات قرآن قابل قبول نیست چرا كه در برخی آیات سخن از نزول باران از آسمان (یعنی جو زمین و محل ابرها) است. «و انزلنا من السماء ماءً مباركا» [27] اما سخن علامه در برخی موارد صحیح است و می‌تواند چهره بحث را در آن موارد عوض كند كه در ادامه به آن می‌پردازیم.
نكته : قبلاً بیان شد كه یهودیان و مسیحیان نیز آسمان معنوی را قبول داشتند.
15ـ برخی دیگر از نویسندگان بر‌آنند كه از آیه 29 سوره بقره و آیات 15 و 16 سوره نوح استفاده می‌شود كه منظور از هفت آسمان آسمانهای زمین است كه ماه در آن تابان خورشید در میانشان فروزان می‌باشد. خواه جو زمین كه از لحاظ غلظت و رقت هوا به هفت قسمت تقسیم شده، باشد خواه هفت ستاره منظومه شمسی كه خورشید چون چراغی كاشانه آنها را گرم و نورانی می‌سازد.
احتمال دیگر این است كه تقسیم آسمانها به « هفت » تقسیمی باشد گذشت.
16ـ دكتر محمد جمال‌الدین الفندی هفت آسمان قرآن را اینگونه تقسیم‌بندی می‌كند:
آسمان اول: همان منظومه شمسی است.
آسمان دوم: كهكشان راه شیری است.
آسمان سوم : مجموعه‌ای از كهكشان‌هاست كه نام آن «المجموعة المحلیة» گذشت.
آسمان چهارم : فلك « عناقید الدرجة الاولی» است كه حدود 20 ـ 50 میلیون سال نوری از ما دور است.
آسمان پنجم : فلك« عناقید الدرجة الثالثة » هستند كه 2-3 بیلیون سال نوری از ما دور هستند.
و آسمان هفتم: آسمانی است كه از امواج رادیویی آن خبر داریم .[28]
تذكر : سخن ایشان دلیلی ندارد. یعنی لفظ «سماء» لغتا و اصطلاحا بر كهكشان خاصی اطلاق نشده است و كاربرد آن در قرآن به این صورت اثبات نشده است.
17ـ طنطاوی بر آن است كه عدد هفت در آیات هفت آسمان واقعی نیست و می‌تواند تعداد زیادتری آسمان وجود داشته باشد. و ریشه تعیین عدد هفت همان افكار یونانیان است كه از علمای اسكندریه به ارث رسیده كه نه فلك را قائل بودند كه هفت عدد آنها (ماه ـ عطارد ـ زهره ـ خورشید ـ مریخ ـ مشتری ـ زحل) به دور زمین می‌چرخند و فلك هشتم جایگاه ثوابت و فلك نهم مبدء حركت (فلك اطلس) بوده است این افكار كه از طریق فارابی و بوعلی به ما رسیده است باعث تطبیق با «سموات سبع» قرآن و عرش و كرسی شد . در حالی كه در علوم جدید حدود ششصد سیاره بسیار كوچك میان مریخ و مشتری یافته‌اند. كه بزرگترین آنها « سرس» نام دارد كه 500 میل قطر دارد.
پس اگر خدا فرمودكه هفت آسمان هست منافاتی ندارد كه تعداد بیشتری آسمان وجود داشته باشد. و عدد قید نیست. و این عدد هفت در قرآن دلیل بر انحصار تعداد آسمانها نیست.[29]
تذكر: برخی نویسندگان معاصر به طنطاوی به شدت اشكال كرده‌اند كه این سخنان خلاف ظاهر آیات قرآن است كه عدد هفت را معین می‌كنند.[30]
18ـ دكتر محمد صادقی تعداد آسمانها را هفت عدد واقعی می‌داند و آسمان را جرم نه فضای خالی معرفی می‌كند و تمام سیارات منظومه شمسی از آسمان اول است و آسمانهای دیگر بر‌ آن احاطه دارد كه نمی‌دانیم در آنها چیست. و همه در اثر تقسیم گاز اولیه جهان بوجود آمده‌اند.[31]
19ـ برخی از صاحب‌نظران با طرح مسأله هفت آسمان قرآن كریم مدعی شده‌اند كه با توجه به كشفیات جدید علوم كیهان شناسی در صحنه كهكشانها، این گزاره قرآن نوعی اعجاز علمی قرآن را در بر دارد.[32]
تذكر : در مورد این دو دیدگاه در ادامه سخن خواهیم گفت.

نكات تفسیری :

اكنون برای آنكه مقصود قرآن از هفت آسمان و زمین روشن شود ناچاریم كه به چند پرسش اساسی پاسخ گوییم و نظرات لغویین و مفسران قرآن را در این زمینه بررسی كنیم:

پرسش اول: مقصود از آسمان(سماء) چیست؟

كلمه «سماء» و مشتقات آن كه سیصد و ده ‌بار در قرآن كریم به كار رفته است، مفهوم جامعی است كه مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می‌شود. و لذا در لغت، علم و قرآن با مقاصد و معانی متفاوتی بكار رفته است:
الف : «سماء» در لغت از ریشه «سمو» (به معنای بلندی) است و اصل آن از آرامی و سریانی و عبری(شیمیا) است.[33] و به معنای بالا وبرتر ( فوق ) است. آسمان هر چیزی ، بالای آن چیز را گویند. و حتی برخی لغویین ادعا كرده‌اند هر بالایی نسبت به پایین آن آسمان و هر پایین نسبت به بالای آن زمین است.[34]
ب: آسمان در فیزیك جدید اینگونه تعریف شده است:
« پدیده‌ای نابوده[ معدوم] و گنبدنما كه زمینه دین سیارات و ستارگان است.»[35]
پ: آسمان در قرآن:
كلمه « سماء » ( آسمان) در قرآن به صورت مفرد (السماء ـ سما) و جمع (سموات ـ السموات) بیش از سیصد مرتبه به كار رفته است. ولی در همه موارد به یك معنا و در یك مصداق بكار نرفته است. و بطور كلی آسمان در قرآن در دو مفهوم مادی(حسی) و معنوی به كار رفته است. كه برخی از موارد آن عباتند از:
1ـ آسمان(سما) در معنای بالا (جهت بالا): این معنا موافق معنای لغوی آسمان است و برای نمونه آیه زیر را مثال زده‌اند: « اصلها ثابت و فرعها فی السماء »[36]
« همانند درخت پربركت و پاكیزه كه ریشه آن در زمین ثابت و محكم است و شاخه‌های آن به آسمان كشیده شده»
این معنا را برخی از مفسران معاصر آورده‌اند[37]ولی برخی دیگر از صاحب‌نظران برآنند كه این معنا بصورت مجازی یا مسامحه در قرآن به كار رفته است. [38] چرا كه فوق (جهت بالا) جمع بسته نمی‌شود پس مثلا« سبع سموات» نمی‌تواند به این معنا باشد .
2ـ آسمان به معنای جو اطراف زمین یعنی جایی كه ابرها قرار گرفته‌اند و هوا در آن است. مثال:
« و نزلنا من السماء ماءً مباركا»[39]
« و از آسمان آب مباركی را فرو فرستادیم »
3ـ آسمان به معنای مكان سیارات و ستارگان : مثال:
« تبارك الذی جعل فی السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا»[40]
« بزرگوار آن خدائی كه در آسمان برج‌ها مقرر داشت و در ان چراغ روشن خورشید و ماه تابان را روشن ساخت.»
4ـ آسمان به معنای مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبیر امور عالم است.
برخی از مفسران مثل علامه طباطبائی (ره) در موارد متعدد« سماء» را به این معنا ارجاع داده‌اند.[41]مثال:
« یدبر الامر من السماء‌الی الارض»[42]
« اوست كه امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می‌كند.»
5ـ آسمان به معنای موجود عالی و حقیقی:
بری از صاحب‌نظران برآنند كه آسمان در قرآن همانگونه كه به معنای آسمان مادی بكار رفته است. (مثل سموات سبع) در معنای علو مرتبه وجود و موجود عالی نیز بكار رفته است كه همان سماء معنوی و عالم فوق ماده است كه همه هستی از آن مرتبه بالاتر نازل می‌شود.[43]مثال:
« و فی السماء رزقكم و ما توعدون»[44]
« روزی‌تان و آنچه به شما وعده داده می‌شود (كه ظاهرا بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد.»

جمع‌بندی:

لفظ « سماء » در قرآن و علم و لغت به یك معنای واحد به كار نرفته است بلكه در معانی و مصادیق مختلف بكار رفته است. و به عبارت دیگر مشترك لفظی است. هر چند ممكن است برخی از این معانی و مصادیق را در یك مفهوم واحد جمع كرد. برای مثال معنای چهارم و پنجم قرآنی (كه از علامه طباطبائی ( ره) و استاد مصباح یزدی نقل كردیم) را می‌توان در معنای آسمان معنوی جمع كرد.
پرسش دوم: مقصود از زمین (ارض) چیست؟
كلمه « ارض» در قرآن كریم 461 بار به كار رفته است و هیچگاه به صورت جمع نیامده است. بلكه در قرآن همیشه مفرد استعمال شده است. اما این كلمه در لغت و قرآن دارای معانی و مصادیق مختلف است:
الف ـ در لغت : ارض جنس است و جمع آن« ارضون و اراضی » است به معنای كره خاكی كه انسان بر روی آن زندگی می‌كند، می‌باشد. البته گاهی به مفهومی در مقابل «سماء» آمده كه به معنای هر چیزی پست و پایین می‌باشد.[45] و نیز به معنای جرم آمده است. اما معنای حقیقی آن پایین مقابل بلندی و بالا (سما) است و هنگامی كه مطلق گفته شود به معنای كره خاكی است.[46]
ب ـ در قرآن كریم ارض به چند معنا به كار رفته است:
1ـ ارض به معنای كره زمین كه بصورت اسم خاص و علم شخصی است. (مثال‌ها و آیات آن زیاد است.)
2ـ ارض به معنای قطعات زمین.
مثال: در قرآن در مورد تبعید محاربین آمده است:
« اوینفوا من الارض»[47]
« یا محاربین را از زمینی (كه در آن زندگی می‌كنند) خارج می‌كنند.»
روشن است كه در اینجا مراد از « ارض » كره زمین نیست بلكه مقصود سرزمین آنهاست.
3ـ ارض به معنای « عالم طبیعت» در مقابل « سما » به معنای عالم ماوراء طبیعت:

مثال:

« و لكنه اخلد الی الارض واتبع هویه ...»
« اما او (بلعم باعورا) بر زمین، روی آورد و از خواهش‌های خویش پیروی كرد و...»
كه در اینجا « اخلد الی الارض» به معنای دلبستگی به زمین و دنیاست كه یك امر قلبی است. و بر اساس این معنا و با این اطلاق آسمان مادی هم ارض است.[48]یعنی آسمان و زمین هر دو جزء دنیاست.
4ـ ارض در هنگامی كه جمع بسته شود (ارضون) به معنای طبقات داخلی زمین است.
5ـ ارض در هنگامی كه جمع بسته شود (ارضون) به معنای مناطق آباد زمین یا اقلیم‌های آن است.
در قدیم اقلیم‌های هفتگانه داشته‌اند و امروزه هم زمین را به مناطق هفتگانه ( دو منطقه منجمد شمالی و جنوبی ـ دو منطقه معتدله ـ دو منطقه حاره و یك منطقه استوایی) تقسیم می‌كنند.
تذكر: این دو معنای اخیر را برخی مفسران به صورت احتمال در زیر آیه 12 سوره طلاق فرموده‌اند[49]

جمع‌بندی:

می‌توان گفت كه كلمه «ارض» نیز مثل «سما» دارای دو قسم ارزشی و غیر ارزشی ( مادی و معنوی) است. و زمین (حسی) غیر ارزشی گاهی به معنای قطعات و قاره‌ها ـ طبقات داخلی زمین ـ كره خاكی می‌آید. و ارض ارزشی (معنوی) به معنای عالم پست طبیعت است.
پرسش سوم: مقصود از سبع ( هفت ) چیست؟
كلمه سبع ( هفت) در عربی به دو صورت بكار می رود:
الف ـ هفت به معنای عدد مشخص و معین كه در ریاضیات بكار می‌رود.
ب: هفت به عنوان نماد كثرت؛ چرا كه گاهی در عرب كلمه « هفت » بكار می‌رود و معنای كنائی آن ( تعداد زیاد و كثیر) مراد است. برای مثال در قرآن می‌خوانیم که : « و لو انما فی الارض من شجرة اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت كلمات الله ان الله عزیز حكیم » [50]
« و اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مداد گردد باز نگارش كلمات خدا ناتمام بماند همانا خدا را اقتدار و حكمت ( بی‌پایان) است.»
روشن است كه مراد از « هفت دریا » در اینجا بیان كثرت است و اگر صدها دریا هم باشد برای نگارش كلمات خدا كافی نیست.
در آیات «سبع سموات» برخی از مفسران احتمال دوم را ذكر كرده‌اند[51] و برخی از صاحب‌نظران نیز احتمال اول را قوی دانسته‌اند[52] ولی هر دو احتمال در « سبع سموات» بعید بنظر نمی‌رسد.
اگر احتمال اول را پذیرفتیم پس مراد ( در آیه 12 سوره طلاق) آن است كه هفت آسمان واقعی وجود دارد و اگر احتمال دوم را پذیرفتیم مراد آیه آن است كه تعداد زیادی آسمان وجود دارد.
البته بر حسب معانی مختلف « ارض و سماء » كه بیان شد معانی متناسب و متفاوتی از آیه پیدا می‌شود مثال: هفت آسمان پر از ستاره و سیاره آفرید و هفت عدد كره زمین آفرید.
هفت طبقه جو زمین را آفرید و هفت طبقه داخلی زمین را آفرید.
هفت مرتبه عالی وجود و مقام قرب آفرید و هفت مرتبه پایین از طبیعت آفرید.
پرسش چهارم: مقصود از مثل هم بودن(مثلهن) در آیه چیست؟
در مورد مثلیت در آیه (12 سوره طلاق ) چند احتمال وجود دارد:
الف ـ همانند بودن آسمان و زمین در مورد تعداد ( عدد هفت ) [53]:
یعنی: خداوند هفت آسمان آفرید و همانند آنها هفت زمین خلق كرد در این صورت «من» در «من الارض مثلهن» بیان جنس است یعنی از جنس زمین نیز هفت عدد آفرید.
اگر این احتمال را در مورد «مثل» بپذیریم ، همان احتمالات گذشته در مورد زمین و آسمان (ارض ـ سما) پیدا می‌شود كه لازم است به صورت متناسب در نظر گرفته شود. برای مثال:
هفت طبقه آسمان(جو زمین) با هفت طبقه داخلی زمین.
هفت عالم و جهان پر از ستاره با هفت عدد كره زمین.
هفت مرتبه عالی وجود و حضور و قرب الهی با هفت مرتبه وجود پایین.
ب ـ مثل بودن زمین و آسمان در مورد معلق بودن و شناور شدن در فضا:
یعنی : همانگونه كه خداوند سیارات و ستارگان آسمانها را شناور در فضا و بدون تكیه‌گاه و ستون افرید، زمین را نیز همانگونه خلق كرد.[54]
در این صورت آسمان به معنای مجموعه سیارات و ستارگان معنا می‌شود. و زمین به معنای كره خاكی است. و می‌تواند عدد « هفت» در مورد زمین مقصودنباشد.
پ ـ مثل هم بودن در مورد ملكوتی بودنك
یعنی - خداوند آسمان (مقام قرب و حضور و ملكوت) را آفرید و از زمین چیزی شبیه آسمان آفرید، یعنی انسانی را خلق كرد كه مركب از ماده زمینی و روح ملكوتی آسمانی است. [55]
در این صورت «من» در من الارض مثلهن به معنای نشویه است یعنی: از زمین (خاك) انسانی ملكوتی مانند آسمان ملكوتی نشأت گرفت و آفریده شد. كه در این صورت چندین معنای «ارض» و «سماء» مطرح نمی‌شود بلكه آسمان به معنای مقام قرب و حضور و ملكوت است و ارض به معنای كره خاكی یا مرتبه پست طبیعت است .
پرسش پنجم: مقصود قرآن از واژه « هفت آسمان» چیست؟
با توجه به مقدماتی كه گذشت و معانی و مصادیقی كه برای كلمه « ارض ـ سما ـ سبع ـ مثل » ، بیان شد می‌توانیم نتیجه بگیریم كه چندین احتمال در مورد واژه « هفت آسمان» وجود دارد:
1ـ هفت به معنای عدد حقیقی باشد كه در این صورت این احتمالات متصور است:
الف : هفت آسمان پر از ستاره و سیاره مثل هفت كره خاكی زمین.
این مطلب از نظر علمی نیز ممكن است چرا كه برخی دانشمندان گفته‌اند كه میلیون‌ها خورشید و سیاره مشابه زمین در كهكشان‌های جهان وجود دارد. همانگونه كه احتمال وجود جهان‌های مشابه این آسمان پر ستاره را بعید نمی‌دانند چرا كه دانشمندان علم نجوم و فیزیك كیهانی با تلسكوپ‌های خود توانسته‌اند تا میلیاردها ستاره و سیاره را ببینند ولی می‌گویند كه هنوز فضاهای ناشناخته و تاریكی وجود دارد كه از دامنه دید ما خارج است.[56]
پس احتمال وجود شش جهان مشابه و شش آسمان دیگر كه هنوز كشف نشده است وجود دارد . و این مطلب با ظاهر برخی آیات قرآن نیز همگونی دارد.[57]
ب ـ هفت مقام قرب و حضور و موجود عالی معنوی (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه پست وجودی طبیعت (هفت زمین).
تذكر : در این دو صورت مثل بودن آسمان و زمین در « هفت بودن» آنهاست.
2ـ هفت به معنای كثرت باشد:
در این صورت احتمالات زیر متصور است:
الف ـ آسمان‌های زیادی ( مجموعه كرات و سیارات و ...) خلق كرد. و زمین‌های زیادی ( كره‌‌های خاكی مشابه زمین) خلق كرد . كه همه آنها در فضا شناور و معلق هستند .
ب ـ تعداد زیادی از طبقات جو زمین را خلق كرد. و تعداد زیادی از طبقات داخلی زمین یا قطعات زمین و اقلیم‌ها را خلق كرد.
امروزه در علوم زمین شناسی و هواشناسی طبقات آنها را از نظر مقدار تراكم مواد یا مواد سازنده آنها تقسیم می‌كنند. و در این صورت آیه اشاره به این طبقات است. و یا اشاره به مناطق هفتگانه زمین باشد. كه قبلاً بیان كردیم.
پ ـ مراتب معنوی و مقامات قرب و حضور و موجودات عالی بسیاری خلق كرد مراتب پست طبیعت را كه بسیار است خلق كرد.
تذكر : در اینجا احتمالات دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشد و برخی افراد نیز بدان‌ها اشاره كرده‌اند ولی چون بسیار ضعیف و دور از ظاهر آیه بود بدان‌ها اشاره نكردیم (مثل اینكه مراد هفت سیاره منظومه شمسی باشد) البته در بین همین احتمالات نیز كه ذكر شد برخی با ظاهر آیه مناسب‌تر است و برخی از ظاهر آیه دورتر است كه قضاوت و اختیار هر معنا را به عهده خوانندگان صاحب نظر می‌گذاریم هر چند در این موارد قضاوت قطعی بسیار سخت است.
پرسش ششم: مقصود از هفت زمین چیست؟
در قران كریم آیه‌ای به صورت صریح در مورد هفت زمین وجود ندارد و تنها آیه‌ای كه می‌تواند اشاره به هفت زمین محسوب شود همین آیه 12 سوره طلاق است. البته اگر مثلیت در این آیه را به معنای « مثل هم بودن در عدد هفت» بدانیم. در حالی كه دو احتمال دیگر در مورد مثل بودن (مثلیت در معلق بودن كرات در فضا و مثلیت در ملكوتی بودن) وجود داشت.
اما در روایات كلمه « الارضین السبع »[58]زمین‌های هفتگانه آمده است و در نهج‌البلاغه نیز كلمه « الارضین» آمده است:
« و ركوبها اعناق سهول الارضین»[59]
« (كوهها) بر گردن همواریهای زمین‌ها سوارند.»
« الم یكونوا اربابا فی اقطار الارضین » [60]
« آیا در اطراف زمین‌ها پادشاهان و مالك رقاب نبودند.»
« فهم حكام علی العالمین و ملوك فی اطراف الارضین »[61]
« (اعراب) در اطراف زمین‌ها پادشاهان شدند. »
البته با توجه به قرائن موجود در كلام حضرت امیر(ع) در همه موارد « ارضین» به معنای قطعات زمین و خشكی‌هاست.
پس اگر زمین‌های هفتگانه را بتوانیم از قرآن برداشت كنیم می‌توانیم به یكی از معانی گذشته یعنی هفت قطعه و اقلیم زمین همانگونه كه در روایات آمده یا هفت كره خاكی یا هفت طبقه داخلی زمین حمل كنیم.

بررسی:

1ـ با توجه به معانی متفاوتی كه از آسمان ، زمین ، مثلیت آنها، هفت و هفت آسمان بیان كردیم و با توجه به احتمالات متعدد تفسیری در این آیات نمی‌توان گفت كه مقصود قرآن در همه موارد یك معنای آسمان بوده است و نمی‌توان یك معنای خاصی را بر قرآن در مورد هفت آسمان تحمیل كرد.
پس معلوم می‌شود كه تمام كسانی كه به صورت قاطع یك معنا را به قرآن نسبت می‌دادند و بر آن پا فشاری می‌كردند راه صواب نرفته‌اند. (علاوه بر اشكالات واضحی كه در این دیدگاهها وجود داشت كه به برخی از آنها اشاره داشتیم).
2ـ با توجه به ابهامی كه در معنای هفت آسمان قرآن وجود دارد و با توجه به ابهاماتی كه در مورد آسمان و كهكشانها از نظر علمی وجود دارد و نظریه‌های متفاوت و بالنده‌ای كه هر روز ارائه می‌شود، نمی توان گفت كه نظر قطعی قرآن كدام نظریه است.
با توجه به این مطلب،‌ ادعای اعجاز علمی قرآن در آیات مربوط به هفت آسمان صحیح به نظر نمی‌رسد و حتی اگر یك نظریه علمی در مورد هفت آسمان به اثبات برسد باز اعجاز علمی ثابت نمی‌شود چرا كه همانطور كه گذشت هفت آسمان قبل از اسلام در قوم نوح و بین یهودیان مطرح بوده است.
3ـ از آنجا كه ممكن است مقصود از واژه ‌آسمان در اصطلاح قرآن و اصطلاحات علمی متفاوت باشد (مثلاً یكی آسمان معنوی بگوید و یكی فضای خالی یا جایگاه كرات آسمانی) پس نمی‌توان گفت كه تعارضی بین گزاره هفت آسمان قرآن با یافته‌های علوم كیهانی شناسی وجود دارد. چرا كه علوم كیهان شناسی ادعا می‌كند:
هنوز هفت آسمان كشف نكرده است.
و قرآن ادعا می‌كند هفت آسمان وجود دارد.
پس با توجه به احتمال اشتراك لفظی واژه « آسمان» نمی توان گفت دو گزاره فوق معارض است و اگر هم هر دو ( علم و دین) یك معنا را از آسمان اراده كنند باز هم علم، وجود آسمانهای هفتگانه را نفی نمی‌كند بلكه آنها را اثبات نكرده است . اما قران از طریق وحی خبر از وجود آنها می‌دهد پس ممكن است در آینده آسمان‌های دیگری كشف شود و گزاره دینی به اثبات برسد.

پی نوشت :

[1] طلاق / 12.
[2] ر.ك: جمیز هاكس، قاموس كتاب مقدس، ماده آسمان.
[3] بطمیوس(Ptolemaos) منجم و جغرافی‌دان معروف یونانی صاحب كتابهای مجسطی و آثار البلاد ( زنده در قرن دوم میلادی ) او معتقد بود كه زمین ساكن و مركز جهان است و هفت فلك به دور آن می‌چرخند كه عبارتند از ( قمر، عطارد، زهره، خورشید،‌مریخ، مشتری، زحل، فلك هشتم كه ستاره‌های ثابت هستند و فلك نهم یا فلك الافلاك یا فلك اطلس كه همه افلاك در آن قرار دارند). در مورد هیئت بطلمیوسی در مبحث « حركت خورشید» سخن گفتیم.
[4] حاقه/17.
[5] رسائل ابن سینا، ص 128ـ129 به نقل از التفسیر و المفسرون، ج 2 ص 426.
[6] محمد باقر بهبودی،‌هفت‌آسمان،‌ص 8، كتابخانه مسجد جعفری(قیطریه) تهران، بی‌تا.
[7] محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 57، ص 5، (چاپ دارالكتب الاسلامیة) .
[8] شرح منظومه، قسمت فلسفه ،‌ص 269(انتشارات دارالعلم).
[9] ر.ك: قام��س قرآن،‌ج 6، واژه كرسی و نیز نمونه، ج 2،‌ذیل آیه 155 بقره.
[10] ر.ك: قاموس قرآن، ج 4، واژه عرش.
[11] ر.ك: المیزان، ج 10، ص 155.
[12] یدالله نیازمند شیرازی، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص 145 و 167(شركت چاپ میهن ـ 1335 ش).
[13] تفسیر الكبیر، ج 1، ص 156.
[14] محاسن التأویل، طبع عیسی الحلبی، 1970، 16/5877 به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان، احمد عمر ابو حجر، ص 380.
[15] نپتون در سال 1846 و پلوتن در سال 1930 كشف شد.
[16] در ادامه بعدی معانی لغوی و اصطلاحی « سماء» را بررسی خواهیم كرد.
[17] عبدالقادر مغربی ، تفسیر جزء تبارك، ط قاهره، 1947 م ،‌ص 4 به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان، ص 383.
[18] ابراهیم/34 و نحل /18.
[19] المنتخب فی التفسیر، تعلیق الخبراء،‌1/16، به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان،‌ص 384.
[20] المنتخب فی التفسیر، تعلیق الخبراء، 1/16، به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان،‌ص 384.
[21] ایمان مرادی، رازهای آسمان‌های هفتگانه، ص 84 به بعد ، معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشكی اصفهان، 1373 ش.
[22] محمد باقر بهبودی، هفت آسمان، ص 10 و نیز دكتر محمد صادقی، زمین وآسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص 229.
[23] همان، ص 11.
[24] ر.ك: تفسیر نمونه، ج 1، ص 165ـ 167 و نیز ذیل آیه 12 طلاق.
[25] محمد باقر بهبودی، هفت آسمان،‌ص 13( با تلخیص) .
[26] ر.ك: المیزان، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327 (چاپ بیروت) و ذیل آیات هفت آسمان.
[27] ق/9.
[28] مع القرآن فی الكون ، ص 189ـ193.
[29] ر.ك: تفسیر الجواهر، ج 1، ص 46( نقل به مضمون).
[30] ر.ك: دكتر محمد صادقی، زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ص 226.
[31] همان، ص 227 و 232 و 242 و 2.
[32] دكتر پاك‌نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، 111.
[33] حسن مصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج 5، ص 256.
[34] مفردات راغب، ماده سماء.
[35] ر.ك: بینات، سال دوم، شماره 8، ص 86ـ87.
[36] ابراهیم /24.
[37] تفسیر نمونه، ج 1، ص 165ـ167، چاپ دارالكتب الاسلامیه.
[38] استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 234.
[39] ق/9.
[40] فرقان /61.
[41] ر.ك: المیزان، ج 16، ص 247و ج 19، ص 327، چاپ بیروت.
[42] سجده/5.
[43] استاد مصباح یزدی،‌معارف قرآن، ص 234ـ236.
[44] ذاریات / 22.
[45] ر.ك: مفردات راغب، ماده سما و ارض .
[46] ر.ك: حسن مصطوفی ، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج 1، ص 56(مركز نشر كتاب).
[47] مائده/33.
[48] استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 238ـ239.
[49] ر.ك: المیزان، ج 19، ص 326 و تفسیر نمونه، زیر آیه فوق (طلاق/12).
[50] لقمان/27.
[51] تفسیر نمونه، ج 1، ص 165ـ 167 و زیر آیه 12 سوره طلاق .
[52] استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 239ـ 240.
[53] ر.ك: تفسیر اطیب البیان،‌ذیل آیه 12 سوره طلاق.
[54] ظاهر آیه همین معنا است و فخر رازی هم در تفسیر كبیر همین احتمال را در معنای ط مثل » پذیرفته است. هر چند كه سیارات هفت‌گانه را بااقالیم هفت‌گانه در مقابل هم قرار داده است. (ر.ك: تفسیر كبیر، ج 30، زیر آیه 12 سوره طلاق).
[55] ر.ك: المیزان، ج 19 ، ص 326 كه بصورت احتمال ذكر می‌كند.
[56] ر.ك: تفسیر نمونه، ج 1، ص 165 ـ 167 و زیر آیه 12/طلاق.
[57] ر.ك: صافات/6(انا زینا السماء الدنیا بزینة الكواكب )و نیز ملك/3)
[58] وسائل الشیعه، ج 4، ص 907: « لا اله الا الله رب السموات السبع و رب الارضین السلع»
[59] نهیج البلاغه (سه جلید)، ج 1، ص 174 و نیز ر.ك: قرشی ، قاموس قرآن، ج 1، ص 65.
[60] نهج البلاغه، ج 2، ص 177.
[61] نهج البلاغه ، ص 179 و نیز خطبه 199 « والارضین المدحوة و الجبال ذات الطول...»

منبع: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن



طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: مقاله هفت آسمان،
[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     علیع وصی خود را معرفی می کند

چون مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیع با شمشیر ابن ملجم زخمی شد؛ بنص روایات شیعه و سنی فرزند بزرگوار خود امام حسن مجتبیع را خلیفه و جانشین خود قرار داد.

و بنا به روایت کلینی کتاب و سلاح خود را به او عطا کرده و فرمود: ای فرزند عزیزم دستور رسول خداص این است. که تو را وصی خود قرار داده و کتاب ها و سلاح خودم را به تو بدهم کما این که رسول خداصکتاب ها و سلاح خود را به من داد و مرا مأمور کرده است که به تو بگویم که در وقت وفات خویش حسینع را وصی خود قرار بدهی بعد روی بر حسینع کرده و فرمود: تو هم مأموری از طرف رسول خداص که در وقت مفارقت دنیا کتاب ها و سلاح خود را به این فرزندت ( امام زین العابدینع ) عطا کنی سپس از دست امام سجادع گرفته و فرمود: امر کرده است رسول خداصتو را به این که کتاب ها و سلاح خویش را به فرزندت محمدu عطا کنی؛ و سلام رسول خداص و مرا به او برسان...

امام حسنع به منبر تشریف می برد

چون شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان حضرت امیرالمؤمنین شربت شهادت نوشید و روز بیست و یکم ابن ملجم به حکم قصاص، دنیا را از وجود کثیف خود خالی کرد، عبدالله بن عباس خطاب به مردم کوفه کرده و فرمود: ایها الناس امام امیرالمؤمنین دارفانی را وداع گفت و فرزند عزیز خود را خلیفه خویش قرار داده است اگر مطیع و فرمانبر دارید امامتان برای شما ظاهر شود، مردم کوفه در حالی که گریه گلویشان را گرفته بود، صدای: بلی اماممان برای ما ظاهر شود که ما مطیع و فرمانبرداریم را، بلند کردند مردم دسته به دسته روی به مسجد گذاشته و امام حسنu در حالی که جامه سیاه بر تن داشت تشریف آورد سپس امام به منبر تشریف برده و خطبه بلیغی را ایراد فرموده و در آن گفت: ای مردم دیشب گذشته مردی از این دارفانی رخت بربست که از پیشینیان کسی ( جز پیغمبرخداص ) در اطاعت پروردگار به مقام او نرسیده و از پسایندگان کسی نخواهد رسید، در میدان جنگ همیشه جان خود را فدای جان پیغمبرصمی نمود رسول اکرمص پرچم اسلام را به دست او می داده تا فتح نمی کرد حاضر نبود که از میدان بر گردد در شبی درگذشت که در آن عیسی بن مریم به آسمان عروج کرده و یوشع بن نون ( وصی موسیع ) قبض روح شد و از طلا و نقره چیزی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهمی که از عطایا و بخشش های خویش باقی مانده بود و می خواست با این پول خادمی برای اهل خانه خویش بخرد.1 بعد گریه بر حضرتش غالب شده در حالی که خود آن حضرت و مردم گریه می کردند از منبر پایین آمد.

سبقت گرفتن مردم به همدیگر در بیعت آن حضرت: در این وقت ابن عباس بلند شده و روی به مردم کرده و گفت: این پسر پیغمبر شما و وصی امامتان است دست بیعت به دست مبارکش بگذارید، مردم در حالی که به همدیگر سبقت می گرفتند به شرط این که امام با هر کس جنگ کند جنگ و با هر که صلح کند صلح کنند، روز بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجری بر آن حضرت بیعت کردند و اول کسی که این افتخار نصیبش شد قیس بن سعد بن عباده آن مرد رشید و خدا پرست بود.2

چون همه مردم بیعت کردند امام دوباره به منبر تشریف برده و مردم را به تبعیت فرمان خویش موعظه کرد، سپس از منبر پایین آمده و به نظم مملکت پرداخت، در کوفه بدین وسیله و در سایر شهرها و ممالک به وسیله نماینده های آن حضرت مردم از روی رضا و رغبت بیعت کردند و مخالفی غیر از معاویه و اتباعش سراغ نداریم...



1- مخفی نماند که این هفتصد درهم یا از پول های شخصی مولا بوده که از املاک خود بدست آورده و به فقرا احسان می کرد و یا از سهم خود او بود که پس از تقسیم بیت المال نصیبش می شد و بطور حتم از بیت المال مشترک نبوده است. احتمال دوم از نظر کسی که از کیفیت زندگی آن حضرت اطلاع دارد  خیلی ضعیف خواهد بود.

2- خواننده عزیز بزودی خواهید دید که چطور قیس به شرط خود وفا نموده و اکثر مردم بر خلاف شرط خویش رفتار کردند

 



 




برچسب ها: وصی امام علی ع،
[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

آیا میدانستی که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تكثیر پیدا میكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یك میلیون فرزند داشته باشند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که سیاره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید ، سومین سیاره منظومه شمسی است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که کنگوکینشاسا همان کشور زئیر میباشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که زهر مار کبری بیشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می‌شود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که شاهنامه فردوسی ۷۵۰۰۰ بیت دارد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاكستری میبینند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌كند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتی متری به زمین میافتد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ۱۳۰۰ كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی رود دجله به خلیج فارس میریزد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میكنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت ۲۰۰ كیلومتر در ساعت پرواز کند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اولین اتومبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران كرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباریده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا میدانستی هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که وزن اسكلت انسان بالغ سیزده تا پانزده كیلوگرم است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند كه می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که میزان انرژی كه خورشید در یك ثانیه تولید میكند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام كشورهای جهان به مدت یك میلیون سال كافی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که در نقوش دیوار نگارهای همدان متعلق به دوازده هزار سال پیش صلیب شکسته نازیها دیده می شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اگر در یك سال هیچ یك از نسلهای یك جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم كره زمین برابر می شود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که نظریه دهکده کوچک جهانی مک لوهان توسط ارد بزرگ رد شده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که رودی در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که شبكه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد كه مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که تنها موجودی كه میتواند به پشت بخوابد انسان است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست كیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میكند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اگر زنی به كوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ میشوند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی كوههای آلپ در سال حدود یك سانتیمتر بلند میشوند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی وزن كوه یخی متوسط الحجم بیست میلیون تن است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی حس بویایی انسان قادر به دریافت وتشخیص ده هزار بوی متفاوت است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی یك قطره آب دارای یك‌ صد میلیارد اتم است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که تعداد افرادی كه سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از كسانی است كه سالانه از نیش مار می میرند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا می دانستی که ایرانیان اولین بار نمایش های همگانی (تئاتر) را اجرا نموده اند و همانها گریم و ساخت نقاب را در ۱۵ هزار سال پیش پایه گذارده اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی مغز فیزیكدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی تنها چیزی كه در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که هنگام صحبت برای بیا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهیچه به كار گرفته می‌شود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اگر تكثیر باكتری تا بیست و چهار ساعت ادامه یابد ، توده دو تنی از یك باكتری بوجود می آید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی یك میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که خرسها موجوداتی چپ دست هستند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که هر یك لیتر بنزین معادل بیســــــــت و سه و نیم تــــــــن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که آلباتوس که یک نوع مرغ دریایی ست بلندترین بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر میرسد و درضمن آنها می توانند در حال پرواز بخوابند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هیمالیا با تفاضل دویست و سه و هفت متر بلندترین کوه دنیا میباشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا” بزرگ به زمین برخورد می‌كند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی ۱۷ هزار نوع زنبور در جهان شناسایی شده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا۱۵۰سال عمر کند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که باز مهاجر، یا عقاب اردکی، تیز پروازترین پرنده است آنها می تواند دقیقه ای چهار تا هشت کیلومتر پرواز کند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که مرغ زرین بال کوچکترین پرنده است وزن نوع سرخ گلوی بالغ آن کمتر از وزن یک دو ریالی است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که پروانه هرکول استرالیای که فاصله دو نوک بالهای آن در حالت گسترده سی و پنج سانتی متراست، بزرگترین پروانه جهان است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی نیروی نگهدارنده در پاهای عنكبوت که تعداد آنها هشت عدد می باشد، حتی بر روی یك سطح صاف و صیقلی به اندازه ای است كه قادر است وزنی معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی کنه که حشره ای ریز است، میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا می دانستید بیشترین سرعتی كه یك جسم می تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مایل در ساعت است و دیگر از این سرعت تجاوز نمی كند، دلیل این امر اصطکاک هوا میباشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که حداكثر سرعت لاك پشت های غول پیكر چهار و نیم متر در دقیقه است كه خرگوش این فاصله را در كمتر از نیم ثانیه می پیماید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است دبا مقایسه با مساحت وسعت ایران میتوان نتیجه گرفت که ایران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمین را تشکیل میدهد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی پل خواجو در زمان سلاطین صفویه در اصفهان ساخته شده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسایی شده اند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که آب دریا بهترین ماسک زیبای پوست است، البته بخاطر منیزیم و املاح معدنی موجود در آب دریا میباشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی ایرانیان ۳ هزار سال پیش با پیل های الکتریکی بزرگ خانه های خود را روشن می کردند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ایرانها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نــــــمیخورند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه می کند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن میکنیم و یک سومش را هم میخوابد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که قدیمی ترین شاهنامه در فلورانس زیر نظر پرفسور “پیر مونته سه “نگهداری می شود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هجده هزار می رسد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ما حتی در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشید می باشیم ، بین هفتاد تا هشتاد درصد از این نور میتواند به راحتی از ابرها ردّ شوند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که یک نوع پشه وجود دارد که در ثاتیه هزار بار بال میزند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری كه در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتراز دیگران است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ستارگان ابی داغتر از خورشید و قرمز ها سردتر از آن هستند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که گرم ترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمینی بدن را پایین میآورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که بزرگترین فیلسوف غرب “فردریش نیچه” می گوید راستگو ترین مردم جهان ایرانیان هستند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستیی که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی آن میگذاریم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که اگر روند شیوع سرطان درهمین حد بماند حدود سی و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگی تان به یكی از انواع سرطان مبتلا شوید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی اگر تمام رگهای خونی را در یك خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ كیلومتر میشود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که زیباترین کاریکاتور تاریخ ” یاد” نام دارد و طراح آن ارد بزرگ است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که قویترین نیروهای دنیا بترتیب عبارتند از : نیروی هسته ای ، الكترو مغناطیس و نیروی جاذبه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که نادرشاه افشار تا بیست و پنج سالگی با مادرش برده و اسیر ازبکان بوده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا میدانستی که ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ لیتر آب بروی كره زمین وجود دارد كه این مقدار در چرخه آب در گردش است




طبقه بندی: دانستنیها،
برچسب ها: دانستنیها،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
 

گذری بر زندگی نادر شاه افشار:

نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایرانی بعد از اسلام است ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد. زمانی که افغان ها و روسیه ای ها و عثمانی ها از اطراف به ایران حمله کرده بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود نادرشاه به همراه عده ای سوار به طهماسب صفوی که به کین پدر برخواسته بود ملحق گشت و فتّنه های داخلی راازبین برده وکشور را از چند دستگی خارج نمود و افغانها را بیرون کرد، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادرشاه در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران به دلیل عدم توانایی خویش به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت. نادرشاه با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقازکه در اشغال نیروهای روس بود رفت که با کمال تعّجب دید سربازان روسی خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته بودند در مسیر بازگشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران((بزرگان)) از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پشت پرده خاندان صفوی بود.و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدوی آمدند و خبر آوردند که مجلس به صلاحیّت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادرشاه همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش ببندد. او سه بار به پادشاه هند اخطار نمود که افسران اشرف- افغان را که به طور تقریبی800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به دولت ایران تحویل دهد که به علّت عدم انجام این کار سپاه ایران از رود سند گذشت و به سوی هندوستان تاخت وآنجا را تسخیر نمود و سرانجام 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت: ((ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت.)) محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادرشاه از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار اونادرشاه گفت: جوانان ایرانی به کتاب نیازمندند سالها حضور بیگانه باعث نابودی تاریخ مکتوب ما را شده است محمد گورکانی ازدرخواست وی متعجّب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادرشاه هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملّی ایرا ن در بانک مرکزی است . نادرشاه افشار12 سال سطنت نمود و در سال 1160 به وسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از 15 سالگی تا 25 سالگی به همراه مادرش در بردگی اُزبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اُردوگاه اُزبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادی خواهی همپیمان گشت...

در اینجا گزیده ای از سخنان پندآموز نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنم:

نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر دو طرف میدان به حقّ خویش قانع باشند.

نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .

نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جایی نخواهد رسید .

نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .

XXXX

نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

XXXX

نادر شاه افشار : هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...

XXXX

نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

XXXX

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

XXXX

نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

XXXX

نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .

XXXX

نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

XXXX

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .

XXXX

نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

XXXX

نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .




طبقه بندی: کشکول،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
حکایتی جالب از نادرشاه افشار
نادر شاه افشار
نوشته اند: زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟
قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا....

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یک سکه زر به پسر داد امام پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت:مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است. پسر گفت:-مادرم باور نمی‌کند.
می‌گوید: نادر مردی سخی است او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.



طبقه بندی: کشکول،
برچسب ها: حکایتی جالب از نادرشاه افشار،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

     صلح امام حسنع و قیام امام حسینع

براهل بصیرت و به کسانی که به خدا و پیغمبرe ایمان دارند روشن است که ائمه طاهرین علیهم السّلام، خلفای نبی اکرمص می باشند وسرچشمه علومشان علم محمدیص است و جای تردید نیست که علم آن حضرت دانشی بود که بدون این که در محضر بشری به عنوان شاگردی بنشیند، خداوند متعال تعلیمش داده بود.1 

        نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت                        

                                                                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

بنابراین هر کاری را که ائمه طاهرین انجام داده اند; مسبوق به تعلیمی از طرف حضرت حق بوده است پس اگر روزی فلسفه وحکمت بعضی از کارهای ائمه دین را درک ننماییم، باید تصدیق کنیم که قصور از ناحیه درک خود ماست.

در«ناسخ التواریخ» است که می نویسد که روزی سلمان فارسی خدمت مولی الموحدین امیرالمؤمنینع عرض کرد یا علی; تو با این نیرو و قدرتی که داری، چرا از گرفتن حق خویش خودداری کردی؟ امام در جواب فرمود: همی خواهی بر اسرار اهل بیت مطلع شوی؟2

در جائیکه مثل سلمان فارسی که از اصحاب پیغمبرص و غیر از اهل بیت آن حضرت کسی به مرتبه علمی وعملی او نرسیده نتواند حامل اسرار اهل بیت باشد. ما با این بضاعت قلیل وکمی معلومات چطور می توانیم با انگشتان فکر پرده از روی اسرار الهی برداریم؟ در روایت وارد است که دستورالعمل هر یکی از ائمه از طرف خدا به وسیله پیغمبر گرامیش به آنها رسیده بود وهر یکی در زمان خود، طبق همان دستورالعمل کارها را انجام می داد. تازه همه این حرفها درجائی است که مطلب مشکل باشد ونتوانیم با مراجعه به کتابها چیزی به دست بیاوریم خوشبختانه حکمت اکثر کارهای آنان برای کسانی که از جریانات تاریخشان مطلع باشند نیک هویدا است.

به عنوان نمونه باید گفت: امام حسینع وقتی قیام نمود که بعد از فوت معاویه ( شب پانزدهم رجب سال شصتم هجرت ) هزاران نامه از اهل کوفه خدمت آن حضرت رسید، و مضمون همه آنها با عبارات مختلف این بود. که ای فرزند عزیز رسولص ! برای ما امام و پیشوای صالحی نیست وکسی را غیر از شما که لیاقت این مقام را داشته باشد، سراغ نداریم و تقاضا می کنیم که به کوفه ( محل حکومت و خلافت پدر عزیزتان ) تشریف بیاورید تا از فیض حضور و حکمفرمایی آن سرور دل ها منور و چشم ها به جمال مبارک روشن شود.1

حسینع برای اینکه مبادا در واقع از مسؤلیت سنگینی شانه خالی کند پسر عموی خویش مسلم بن عقیل را همراه نامه ای به کوفه فرستاد، و در آن نامه مرقوم فرمود که کاغذهای بی شماری از شما مردم کوفه به من رسید و حاصل جمیع آن ها این بود که امامی ندارید و از من خواسته اید که به زودی نزد شما بیایم شاید حق تعالی شما را به برکت من بر حق هدایت کند، اینک، برادر و پسر عموی وثقه اهل بیت خویش مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادم اگر بنویسد که عمل و رأی دانایان و اشراف شما مطابق آن چیزی است که در نامه ها درج گردیده است به زودی به سوی شما خواهم آمد.

مسلم کاغذ را گرفته پس از کشیدن رنج های فراوان در آن سفر عجیب خود وارد کوفه شد، مردم کوفه استقبال گرمی از او به عمل آورده و به عنوان این که او نماینده حضرت ابی عبدالله حسینع است هیجده هزار نفر بیعت کردند. مسلم نامه ای بدین مضمون خدمت آن حضرت نوشت: اما بعد, تا کنون هیجده هزار نفر به بیعت شما در آمده اند اگر متوجه این صوب بشوید مناسب است.

حضرت ابی عبدالله به طرف کوفه حرکت کرد، در منزل ثعلبیه خبر شهادت مسلم را شنیده روی به اولاد عقیل کرده و فرمود: حالا که جریان این جور شد آیا صلاح است که از این سفر منصرف شویم؟ اولاد عقیل در جواب گفتند: سوگند به خدا ما حاضر به مراجعت نیستیم باید یا خون مسلم را از اهل کوفه بگیریم و یا از آن شربتی که مسلم نوشید ما هم بخوریم، آن وقت امام فرمود: بعد از این ها در زندگی دنیا خیری نیست،1هنوز از این گفتگو چیزی نگذشته بود که سپاه ابن زیاد رسیده و حضرتش را مجبور به توقف در کربلا نمودند و در نتیجه جریان عاشورا پیش آمد که در کتاب های تاریخ مفصلاً مذکور است.

*  *  *

حالا ملاحظه کنید و ببینید که اگر کس دیگری جای آن حضرت بود چاره ای غیر از جنگ داشت؟ و اگر امام حسنع در چنین میدانی گیر می کرد قیام نمی نمود؟

انشاء الله وقتی که جریان تاریخی امام حسنع را مطالعه کردید، تصدیق خواهید فرمود که سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله حسینu هم اگر جای برادر بزرگوارش بود مصلحت مسلمانان را  در صلح می دید.

شاید بعضی از اشخاصی که از تاریخ بی اطلاع هستند خیال کنند که نعوذ بالله امام حسنعبه اندازه برادر عزیزش حضرت حسینع شجاعت نداشت و گرنه او هم قیام می کرد! جواب این توهم ولو این که در آخر بحث تاریخی مفصلاً خواهد آمد، به طور خلاصه آن است که: باید این گونه کوته نظران را حالی کرد که بدون تعارف مفهوم امامت و معنی امام را نفهمیده اند، اگر اطلاع داشته باشند و بدانند که امامت مثل نبوت کما این که در علم کلام ثابت شده است یک ریاست الهی است و شخص امام مثل شخص پیغمبر می باید دارای جمیع صفات کمالیه باشد، هیچ وقت این گونه توهمات از قلبشان خطور نمی کند و آن وقت می فهمند که هر کاری را که امام می کند عین صلاح است.

مثلاً حضرت ابی عبدالله حسینع در سال پنجاهم هجری ( سال شهادت برادر بزرگوارش امام  حسنع به مقام شامخ امامت ظاهری رسید و سال شصت و یکم قیام نمود، اگر قیام کردن در هر وقتی مصلحت داشت چرا پس آن حضرت این مدت را ساکت نشست، حتی مردم عراق پس از شهادت امام حسنع خدمت آن سرور نامه نوشته و اظهار کردند که ما حاضریم معاویه را از حکومت عزل کرده و با شما بیعت کنیم؟(2 ) ولی امام قبول نکرده و آنان را امر به صبر نمود، مگر همان عراقی ها نبودند که بعد از فوت معاویه وقتی که نامه خدمت آن حضرت نوشتند امام به ندای ایشان لبیک گفته و پسر عموی خویش را برای اخذ بیعت به کوفه روانه ساخت! مگر حسینع سال شصت ویک همان حسین سال پنجاهم نبود؟ پس معلوم می شود که هر کاری در هر وقت صلاح نیست.

و علت قیام آن حضرت در سال شصت و یک و سکوت او تا آن سال واضح است؛ زیرا که معاویه هر چند که ذاتش خبیث بوده اما تا ممکن بود ظواهر را حفظ می کرد مثلاً امام حسنu را به وسلیه همسر بی وفایش جعده دختر اشعث شهید کرد اما از بس که شیطان بود اکثریت مردم نفهمیدند که فرزند رسول خداص را معاویه شهید کرده است، ولی یزید بر خلاف پدرش آشکارا به احکام دین پشت پازده شراب خواری، زنا با محارم، و سگ بازی و قمار بازی از کارهای عادی آن پلید بود، در عرض سه سال خلافت خود کارهایی را انجام داد که نه تنها در عالم اسلام بلکه در دنیا سابقه نداشت اگر بخواهیم در این زمینه قلم فرسایی کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

شگفتا که با این همه جنایات و خرابکاری ها باز با لقب امیرالمؤمنین ملقب می شد و یک عده از مردم خیال می کردند که کارهای او مطابق برنامه اسلام است.

حسینu چون دید که اگردم نزند و سکوت اختیار کند یک دفعه درخت اسلام خشکیده و زحمات جد بزرگوار و پدر عزیز و برادر گرامیش به هدر خواهد رفت، لذا با قیام و شهادت خود آب تازه ای به آن درخت پژمرده داد که از برکت همان آبیاری تا روز قیامت انشاء الله سبز و خرم خواهد بود.

در خاتمه این بحث بد نیست که فرمایش پیغمبر گرامی اسلام را بشنوید که در حالی که اشاره به امام حسن و حسین می کرد فرمود: انهما امامان قاما او قعدا: معنی ظاهری حدیث این است که این دو نور دیده من، هر دو تا امامند خواه قیام کنند یا نکنند ولکن اگر قدری در فهم حدیث فکر کرده و قدمی به طرف ماوراء ظاهر آن برداریم، خواهیم دید که آن حضرت با چشم حق بین خود اوضاع زمان این دو امام را دیده و می فرماید: که یکی از این دو فرزند من طبق وظیفه خود قیام کرده و دیگری وظیفه اش سکوت است و یا این که هر یکی از این دو فرزند من در قسمتی از عمر خود ساکت شده ودر قسمت دیگر آن قیام خواهد کرد (حسن در اول امامت و حسین در آخر عمر قیام خواهند کرد ) و در جمیع این حالات امام هستند و بر احدی مخالفتشان جایز نیست.



1- برای نمونه ترجمه دو نامه از نامه های اهل کوفه درج می گردد. اول: بسم الله الرحمن الرحیم، این عریضه ای است به خدمت حسین ابن علی(ع) از شیعیان و فدویان آن حضرت، اما بعد بزودی خود را به دوستان و هواخواهان خویش برسان که همه مردم این شهر منتظر قدوم شریف تو بوده و بغیر تو نظری ندارند البته شتاب فرموده و تعجیل تمام خود را به این مشتاقان برسان. نامه دوم ـ اما بعد صحراها سبز شده و میوه ها رسیده اگر به سوی ما تشریف بیاورید لشگر بسیاری از برای یاری شما حاضر بوده و شب و روز به انتظار مقدم شریف شما بسر می برند.

 

2- ارشاد مفید ص 179




برچسب ها: صلح امام حسن ع،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     89- شخص روزه دارد دو خوشحالی دارد

مرحوم کلینی از امام صادقع به سند خود نقل می کند که آن حضرت فرمود برای انسان روزه دار، دو خوشحالی است. یکی در موقع افطار، دیگری در وقت ملاقات رب العالمین.2

 

 

     90- چه لذت بخش است، خطابی که در روز محشر به روزه داران     می شود.

مرحوم سید هاشم بحرانی در تفسیر آیه 24 از سوره الحاقه ’’ کلوا واشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیه - بخورید و بیاشامید از نعمت های بهشتی در برابر اعمالی که در ایام گذشته ( دنیا ) انجام داده اید ’’ از امام صادقع روایت می کند که این خطاب به روزه داران می شود که در مقابل اطاعت امر پروردگار که چه روزهای طولانی و گرم و سرد را در دنیا از خوردن و نوشیدن امساک کردید، حالا از نعمت های بهشتی بهره مند شوید.1

     91- چرا خداوند متعال روزه را عمل خالص می شمارد.

کلینی و شیخ رضوان الله تعالی علیهما به سند خودشان از امام صادقع روایت می کنند که آن حضرت فرمود: خدای تبارک و تعالی می فرماید: الصوم لی و انا اجزی به یعنی روزه عملی است، تنها برای رضایت من انجام می گیرد و من خودم جزای روزه دار را می دهم. بزرگان علماء در معنی حدیث شریف فرموده اند اعمال دیگر غیر از روزه ممکن است برای رضایت باری تعالی انجام نگیرد، مثلاً مکه برود و قصدش نام عوض کردن و یا تجارت و یا احترام بیشتر مردم، مخصوصاً در نسوان و امثال این ها باشد. اما روزه عملی است برای غیر خدا نمی شود. زیرا کسی که از مفطرات حتی در خلوت اجتناب کندمگر ممکن است قصدش غیر خدا باشد لذا جا دارد که خداوند جزای این عمل خالص را خودش مستقیماً بدهد و حتی به ملائکه اش هم موکول نکند. قرائت کلمه اجزی به صیغه مجهول لطافت بیشتری را به حدیث می دهد، که بعضی ها خوانده اند معنی اش چنین باشد ’’ من خودم جزای شخص روزه دار هستم ’’ . برای توضیح این قرائت گفته اند اگر کسی برای سلطان عادی کاری را انجام دهد که سبب خوشنودی بیش از حد او باشد آن سلطان اگر بخواهد اندازه رضایت خویش را از آن شخص ابراز کند می گوید: من جزای شما، من در اختیار شما. مرحوم مجلسی بزرگ در توجیه این که چرا فرمود روزه برای من است بیان لطیفی دارد و آن این که عابدین غیر خدا به بت های خود به انواع قربات تقرب جسته اند سجده کرده و قربانی نموده و صدقات برای جلب رضایت آنان داده اند اما تا حال نشده که بت پرستی برای جلب رضایت معبود خویش روزه بگیرد.1

     92- روزه چه حقی بر انسان دارد.

امام زین العابدینu در رساله حقوقیش درباره حق روزه می فرماید و حق روزه این است که بدانی آن پرده ای است که خدای مهربان بر زبان و گوش و چشم و شکم و فرج تو زده که به وسیله این پرده تو را از آتش جهنم نجات دهد. اگر ترک روزه کردی حجابی را که به صلاح تو بر تو زده شده بود پاره کرده ای. شارح فقیه در توجیه این فرمایش کلام لطیفی دارد. و آن این که شکم اگر سیر شود سایر اعضاء گرسنه خواهد شد، چشم تقاضای هر گونه دیدن و گوش خواستار شنیدن و فرج خواستار جماع خواهد کرد، چه بهتر که شکم گرسنه شود و تا سایر اعضاء سیر شوند. و از تو تقاضای خواسته های نامشروع نکنند.2                                                                                                               

     93- موفق به درک عید فطر و اضحی نشوید.

مرحوم صدوق در من لایحضرالفقیه و دیگران از قول امام صادقu روایت کرده اند وقتی که امام حسین کشته شد و خواستند سر مبارک را از بدن جدا بکنند خداوند متعال امر کرد ملکی را که این ندا را بدهد ای امت ظالم و کشنده عترت پیغمبرشان، خداوند متعال شما را به فطر و اضحی موفق نکند. مرحوم مجلسی در شرح اضافه می کند که امام صادقعفرمود: والله موفق نشده و نخواهند شد تا این که خواهان خون حضرتش قیام کند. و می فرماید این کلام کنایه باشد از امام زمان ( عج ) و یا کنایه از خود امام حسینu باشد که با امام زمان تشریف بیاورد. و همین طور خیلی از شیعیان خالص که زنده شده و انتقام گیرنده خواهند بود. اللهم اجعلنا منهم بحق الحسینع

     94- فکر نکن که روزه خواری کم مجازاتی دارد.

مرحوم مجلسی در شرح فقیه می نویسد این که روایات بیان کرده و فقاء فتوی داده اند که شخص روزه خوار بدون عذر را، در مرتبه سوم یا چهارم اعدام می کنند. این در صورتی است که آن شخص روزه خوردن را حلال نداند و به صرف گول شیطان خوردن و معصیت گرفتار این بدبختی شود. والا مرتد(1) در مرتبه اول کشته خواهد شد.2




برچسب ها: احادیث روزه،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     88- سمره بن جندب توی دیگ آب گرم به درک رفت

علامه مامقانی در ترجمه سمر| بن جندب با بیان جنایات او به عاقبت امر او هم اشاره کرده است، و چون شرح جنایات او فوایدی را در بر دارد ذیلاً اشاره می کنیم:

1- شتر پیغمبرe را همه احترام می کردند حتی اگر وارد باغ یا زمین کسی می شد افتخار          می کردند، لکن روزی آن حیوان سرش را داخل خیمه سمره کرده او سر حیوان را شکسته و زخمی کرد، حیوان شکایت پیش پیامبرص برد.

2- او یک درخت خرمای میوه ده، در باغ یک نفر از انصار داشت و بدون گفتن یالله و خبر کردن، برای اذیت طرف، وارد خانه او که متصل به باغ بود می شد، صاحب خانه هر چه از سمره خواهش کرد که در وقت ورود اطلاع بدهد کارگر نشد. آخر شکایت پیش پیامبرص برد آن حضرت به هیچ عنوانی نتوانست سمره را به حق خود قانع کند، حتی عوض یک درخت خرما در جای دیگر آن حضرت حاضر شد که ده درخت خرما بدهد. خلاصه بی وجدانی او سبب صدور فرمایش نبوی صلاضرر و لاضرار ’’ شد که شرحش در کتب اصول فقه آمده است.

3- با گرفتن چهار صد هزار درهم از معاویه، حاضر شد از قول رسول خداe آیه ای را که در شأن امیرالمؤمنینع نازل شده به ابن ملجم، و آیه ای که در شأن بی دینان است، به علی امیرالمؤمنینع نسبت بدهد.

4- او جزء نخبه لشگر ابن زیاد بود و مردم را برای خروج به قتل امام حسینع تحریک می کرد.

5- در مدت شش ماه نیابت استانداری اش از زیاد بن ابیه، در بصره هشت هزار نفر شیعه کشت.

6- در صبحگاهی چهل و هشت نفر از جامعین قرآن را کشت.

7- در ایام نیابت استانداری در بصره با اطرافیان به گردش می رفت، و هر انسان و حیوانی که نمی توانست خود را کنار بکشَد زیر پای اسب او و دوره اش قرار می گرفت. کلام را کوتاه کنیم. پس از این همه جنایات در دیگ آب گرمی که آن را برای معالجه مرضش آماده کرده بود افتاد و به درک رفت. هر که با آل علی درافتاد، ورافتاد. نمی دانم بخاری در نقل حدیث از او در صحیح، چه جوابی آماده کرده است.1   


طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: معرفی یک شقی،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     86- وزراء حضرت بقیه الله ( عجل الله تعالی فرجه ) همه عجم هستند

در کتاب تحفه العالم تألیف سید جعفر آل بحرالعلوم که به جلد 48 بحار اضافه شده است از فتوحات المکیه نقل می کند که وزراء امام زمان ( عج ) همه عجم هستند، و عرب توی آن ها نیست ولکن عربی حرف می زنند. بعد از خطبه امیرالمؤمنینع که در پیشگویی راجع به امام زمان ایراد سخن فرموده نقل می کند که لشگر امام عصر به فارسی حرف می زنند. سپس صاحب کتاب بین این دو مطلب را جمع می کند به این که وزراء به عربی ولکن لشگر به فارسی حرف خواهند زد.2




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: لشکرقائم،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

     81- دست با کفایت امام حسن مجتبیع و فتح ایران

 در کتاب روضه المتقین و ذکر اخبار اصفهان، و روضات الجنات و لوامع الانوار، تصریح به تشریف آوردن امام حسن مجتبیع به اصفهان شده است به استناد این کتب این مطلب را شرح می دهیم تا برای خوانندگان عزیز فوائد زیادی داشته باشد: حافظ ابونعیم اصفهانی که از طرف مادر از اجداد مرحوم مجلسی حساب می شود در کتاب خود نام نامی امام مجتبیع را در ضمن کسانی که از اصحاب رسول خدا (ص) وارد اصفهان شده اند به عنوان اولین شخصیت می نویسد، و می فرماید آن حضرت در حالی که به عنوان مجاهد به جنگ جرجان می رفت وارد اصفهان شد، و باز می فرماید حسن بن علیع و عبدالله بن زبیر در حالی که به جنگ جرجان رهسپار بودند وارد اصفهان شدند.1

و در روضات الجنات به مناسبت ذکر مواضع متبرکه و قبور منوّرهی اصفهان، قلم فرسایی کرده و می فرماید یکی از آن ها مسجد لسان الارض ( زبان زمین ) است که، در مشرق قبرستان تخت فولاد نزدیک قبر فاضل هندی واقع است، و در طرف قبله این مسجد صورت قبری است مشهور به قبر اَشیعیاء پیغمبر که، بر طائفه از یهود که در این منطقه ساکن بودند مبعوث شده است، و وجه نام گذاری این مسجد به لسان الارض چنان که مشهور است، حرف زدن این نقطه از زمین با امام مجتبیع در وقتی که آن حضرت با لشگر اسلام برای فتح اصفهان وارد این محل شده است می باشد. بعد علاّمه خوانساری اضافه می کند مولای ما محمد تقی مجلسی ( رضوان الله تعال علیه ) در کتاب حدیقه و غیر آن می نویسد که، از استادهایمان شنیدیم که تمام فتوحات عمر با اجازه امیر المؤمنین علیع انجام می گرفت، و امیرالمؤمنین فرزند دلبند خویش امام حسنعرا با لشگر اسلام به اصفهان فرستاد، و حضرتش در ایامی که اصفهان را عزت داده بودند در مسجدی که در آن جا به مسجد لبان معروف است، نماز می خواند، و در حمّامی که روبروی درب مسجد جامع بزرگ که آن در معروف به درب پیزِربافان است غسل کرده است، و آن حمام فعلاً (در زمان محمد تقی مجلسی قدس سره)

به صورت یک کاروانسرا است، و آن حمام را جدم در ایام کودکی به من نشان داد که، هنوز کاملاً خراب نشده بود.1

و مثل این حرفی را که روضات از تقی مجلسی نقل کرد، خود آن مرحوم در روضه المتقین اش بیان کرده و اضافه می کند که پسر خطاب از امیرالمؤمنین تقاضا کرد که ابو محمد حسن بن علی را با لشکر اسلام بفرستد، و امام مجتبیع با لشگروارد اصفهان شد.2

و مرحوم شیخ ابوالحسن المرندی النجفی در کتاب لوامع الانوار می نویسد چنانچه در حدیث معتبر وارد است با سرکردگی سعد وقاص، دو دفعه لشگر به بلاد عجم فرستاد و در هر کرت مغلوبیت نصیب سپاه اسلام شد، عمر از این پیشامد خیلی آشفته شده و به ناچار خدمت مولی الموحدین حلال المشکلات علی بن ابیطالبعرسیده و عرضه داشت یا ابا الحسنع ادرک شریعه رسول الله’’ یعنی مولای عزیز به داد شریعت پیغمبرص برس’’ و از حضرتش خواستار شد که امام بعد از خودش حسن مجتبی (صلوات الله علیه ) را سردار لشگر قرار دهد، آن حضرت قبول فرموده و فرزند برومند خود را امر به حرکت به طرف ایران نمود، و در وقت حرکت از مدینه با انگشت مبارک طلسمی را در کف دست امام دومعثبت کرده و فرمود: ایرانیان درفش کاویانی را طلسم کرده اند اثرش این است که با هر لشگری روبرو شوند طرف مغلوب می شود. تو ای حسن پیش از این که در روز جنگ سردار ایرانی پرده از درفش بردارد، این طلسم را که در دست تو است و من آن را نقش کردم بر زمین ثبت کن تا شعاع آفتاب بر آن بتابد، و طلسم درفشی بی اثرگردد. امام حسن فرمان پدر را اجرا کرد و به حمدالله غلبه از آن مسلمین شد، عدد لشگر اسلام در این پیروزی سیصد هزار بود که با یزگرد ستیز کرد و بی بی شهربانو، مادر امام سجادع با دو خواهرش از غنائم این جنگ بود.3

 

 



1- ذکر اخبار اصفهان، جلد 1، ص 44 و 47

1- روضات الجنات، جلد 1، ص 19- تتمه المنتهی، ص 272

2- روضه المتقین، جلد3، ص 156

3- لوامع الانوار، ص 221




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: امام حسن ع وفتح ایران،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

    79- مداوم تسبیح حضرت زهراء (س) شقی نمی شود.

امام صادقu می فرماید: ما بچه هایمان را امر به گفتن تسبیح فاطمه (س) می کنیم چطوری که به نماز خواندنشان امر می کنیم سپس حضرت به راوی حدیث، می فرماید مواظبت کن آن را، زیرا هر کس ترک نکند آن را گرفتار شقاوت نمی شود.1

    





طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: تسبیح حضرت زهرا،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 75- چرا شیعه بعد از والضالین الحمدلله رب العالمین و دیگران آمین     می گویند؟

در پاورقی بحار نویسنده آن در توجیه فرمایش امام باقرu در حدیث علل که نهی از گفتن آمین بعد از والضالین می کند، و می فرمایداگر خواستی الحمدلله رب العالمین بگو. می نویسد علت این که شیعه بعد از خواندن حمد الحمدلله رب العالمین می گوید این است که آنان پس از گفتن اهدنا الصراط المستقیم خودشان را با تأییدات ربانی متلبس به نعمت هدایت و دور از حدّ افراط و تفریط و سالکین صراط اهل البیت می بینند لذا برای ادای شکر این نعمت کلمه الحمدلله رب العالمین را بر زبانشان جاری می کنند و از خدایشان می خواهند که آن ها را در این راه ثابت کند و دیگران چون بهره ای از این نعمت ندارند با گفتن آمین خواستار آن می شوند اللهم آمین.1




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: مسئله،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 155- برگردیم برآنچه گذ شت.

در شماره 142 روایاتی را درج کردیم و در این فصل مطالبی در موضوع دیگر:

الف ) پیغمبرe می فرماید غالب ترین دشمنان مؤمنین، زن های بد آن ها است.1

شاعر هم می گوید :

             زن بد در سرای مرد نکو                             اندرین عالم است دوزخ او

ب ) باز می فرماید بهترین زن هایتان زنی است که وقتی با شوهر خود خلوت کرد پوشش آهنین حیاء را کنار بگذارد.2

ج ) باز می فرماید جهاد زن در شوهرداری خوب او است .

د ) باز می فرماید اگر اجازه می دادم که کسی به غیر خدا سجده کند، می گفتم که زن ها به شوهر هایشان سجده کنند.3

ه ) و فرمود پدرم ابراهیمu خیلی غیرت داشت، و من از او هم غیرتم بیشتر است، خدا کامروا نکند هر مؤمنی که غیرت ندارد.4

و ) و طبق روایاتی که از جامع الخبارمرحوم مجلسی نقل می کند هر مردی راضی شود زنش زینت کرده و عطر زده از خانه خارج شود برای هر قدمی که برمی دارد بر شوهرش اطاقی در جهنم می سازند و حتی طبق این نقل اطلاق کلمه دیوث برچنین شوهر گناه ندارد.5

ز ) روزی نبیّe گرامی از اصحابش سؤال می کند نزدیک ترین حالات زن به خدا در چه وقت است آنان از دادن جواب عاجز شده جریان به فاطمه (س) می رسد او می گوید وقتی که در گودی اطاقش قرار بگیرد پیغمبرe می فرماید فاطمه پاره تن من است.6

ح ) امام باقرu می فرماید شفاعت هیچ شفاعت کننده ای بر زن ها از رضایت شوهر هایشان نافع تر نیست وقتی حضرت زهراء دنیا را وداع کرد امیرالمؤمنین عرض کرد خدایا من از دختر پیغمبر تو راضی هستم.(1 ) وقتی بی بی دو عالم رضایت شوهر بخواهد، زنان دیگر چه باید بکنند مؤلف.

ط ) قال رسول اللهص نماز فرادای زن در داخل اطاق بیست و پنج مرتبه بالاتر از نماز جماعت او است.2



1- بحار، جلد 103، ص 240                                                      

2- همان، ص 239                                                                     

3- همان، ص 247                                                              

4- همان، ص 248                                                                  

5- همان، ص 249

6- همان، ص 250

1- بحار، جلد 103، ص 256                                                     




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: زنان خوب وبد،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     154- ای چهل ساله ها.

حکایت کرده اند که مردی با رفقای خود در مداعبات و خوشگذرانی ها شرکت می کرد، روزی دیدند که نیست به سراغش رفتند، نیامد، و گفت من دیشب وارد چهل سالگی شده ام، دیگر از سن خویش خجالت می کشم چه نیکو سروده است سعدی شیرازی:

 

چو دوران عمر از چهل در گذشت       

  مزن دست و پا که آبت از سر گذشت

چو شیبت درآمد به روی شباب   

    شبت روز شد دیده برکن زخواب

چو باد صبا بر گلستان وزد     

 چمیدن درخت جوان را سزد

نزیبد تورا با جوانان چمید     

 که بر عارضت صبح پیری دمید

دریغا که فصل جوانی گذشت     

 به لهو لعب زندگانی گذشت

دریغا چنان روح پرور زمان     

 که بگذشت برما چو برق یمان

دریغا که مشغول باطل شدیم    

   زحق دور ماندیم و غافل شدیم

چه خوش گفت با کودک آموزگار        

                            که کاری نکردی شد روزگار1

 

 

 

 




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     153- از مطایبه خالی نشود.

گویند خواجه ای غلامی داشت اکثراً از گرفتاری ها خبر می داد، در روزی که آقا از سفر حجّ برمی گشت برده هم جزء پیش بازان بود، مولی فکر کرد حال سگ خانه را از او بپرسد تا با شنیدن جواب مرده است نحوست زبان غلام برطرف شود، پس پرسید پسر جان سگ در چه حالی است گفت خیلی شاد و شنگل، تو دل گفت الحمدلله از غلام خبر خوبی شنیدم، اما می دانی شنگلی چرا؟ خواجه گفت نه! گفت از بسکه زیادی گوشت شتر را خورده است، گفت مگر شتر را نحر کرده اید جواب داد بلی، پرسید برای چه؟ گفت: برای غذای مهمانان سومین روز درگذشت خانم، مولا با دل نگرانی پرسید مگر خانم مرده است گفت بلی، پرسید مگر چه مرضی داشت جواب داد نه مریض نبود فقط در فراق پسرش تحملش کم شد، گفت وای برمن مگر پسرم مرده، جواب داد بلی، گفت بگو پس خانه ام خراب شده است، در جواب گفت وقتی به استقبال شما حرکت می کردیم گردی بلند شد، به گمان قریب به یقین گرد خرابی خانه بود.

 

 




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     152- الله اکبر از این کمی غذا و قوّت بازو.

در نامه ای امیرالمؤمنین به عثمان حنیف استانداربصره می نویسد درباره قوّت جسم و کمی غذایش این چنین می نویسد: گوئیا از گوینده ای از شما می شنوم که می گوید که پسر ابی طالب با این کمی غذایش چطور می تواند پهلوانان نامی رابه زانو در بیاورد، مثل من مثل درخت بیابانی می ماند که با کم آب خوردنش، از درختان معمولی محکمتر می باشد و الله اگر همه عرب با من بجنگند پشت به آن ها نمی کنم.(1 ) نگارنده گوید و لذا زره امام پشتش باز بود.




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     151- اگر ننویسم جفا کرده ام.

در این جا به مناسبت روایت ماقبل این روایت را نیز آورده ایم لیهلک من هلک عن بیّنه قال ابو عبدالهع بیت الغناء لاتؤمن فیه الفجیعه و لاتجاب فیه الدعو| و لایدخله الملک4 یعنی اطاقی که در آن آواز خوانی می شود از هیچ رویدادی در امن نیست، و دعا در آن مستجاب نبوده، و ملک رحمت داخل آن نمی شود. بلی ملک غضب داخل شده و جان صاحب خانه را هم می گیرد.

من آن که شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواستی از سخنم پند گیر خواه ملال




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: آوازه خوانی،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     150- بترسیم از عاقبت حرام.

حذیفه الیمان گوید پیغمبرص فرمود عده ای با این که با حسنات زیادی مثل کوه ها، وارد عرصات محشر می شوند لکن حسنات شان بی خود اعلان شده وارد آتش می شوند، عرضه شد آنان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اشخاصی هستند در عین این که نماز می خواندند و روزه می گرفتند حتی قسمتی از شب را هم بیدار بودند، وقتی با حرام روبررو می شدند از انجام آن دریغ نداشتند.3



3- شرح نهج البلاغه، جلد 20، ص 243




برچسب ها: مال حرام،
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     149- اولین کسی که صندوق شکایات را معمول کرد امیرالمؤمنینع بود.

ابن ابی الحدید گوید امیرالمؤمنینع اطاق مخصوصی داشت که اسم آن را بیت القصص گذاشته بود، مردم در آن نامه هایشان را می ریختند، و انق بالله خلیفه عباسی در این امر از علیع تبعیت کرده بود نه این که او مخترع باشد.2




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: صندوق شکایات،
[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     148- افطاری دادن امیرالمؤمنینعچطور بود.

ابن ابی الحدید گوید امیر مؤمنان در شب های ماه رمضان با بهترین غذای زمان ( گوشت ) به مردم افطاری می داد ولکن خودشان با غذای ساده افطار می فرمودند، پس از افطار مهمانان را موعظه می فرمود، شبی حاضرین درباره بهترین شعراء بحث کردند، وقتی حضرتش مشغول خطابه شد در مقام تعریض به بحث شب، فرمود ملاک امر شما دین شما است، و راه نجات شما از بدبختی تقوی شما است، و زینت انسان ادب او است، و حلمش سبب حفظ عرض و آبروی او است، کنایه از این که شاعر بودن فی نفسه مقام انسان را بالا نمی برد مگر این که دارای دین و تقوی و ادب و حلم باشد.1




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: افطاری علی ع،
[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

سوسن,آفتابگردان , گل رز 

اگرمایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی كه باعث می شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا كنید به تست زیربا كمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی دركشورآمریكا است 

سوسن,آفتابگردان , گل رز 

1- فرض كنید شما مشخصه صورت كسی هستید,كدام قسمت ازصورت او هستید؟

الف:چین وچروك   ب:لكه   ج:خال زیبایی   د:كك ومك   ت:لبخند 

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟

الف:شباهنگ   ب:جغد   ج:عقاب   د:فلامینگو   ت:پنگوئن

3- كدام یك ازآلات موسیقی را دوست دارید؟

الف:پیانو   ب:ویلون   ج:سازدهنی   د:گیتار   ت:دف 

4- كدام یك ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟

الف:اخباروبرنامه های مستند    ب:فیلم های درام وزندگی نامه

ج:هیجانی وپلیسی                 د:عشقی وماجرایی

ت:كمدی وكارتون

5- كدام یك ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟

الف:هیچ كدام ,من ازشهربازی متنفرم

ب:قطاریا قایق      ج:نمایش واجرای كمدی

د:چرخ وفلك ووسایلی كه سریع می چرخند     ت:ترن های هوایی سریع السیر 

6- آیا شما به اشتباهات خوتان می خندید؟

الف:هرگز   ب:به ندرت   ج:برخی مواقع   د:معمولا    ت:همیشه 

7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملی نشان می دهید؟

الف:عصبانی می شوید    ب:ناراحت می شوید

ج:برایتان جالب است      د:تلافی می كنید

ت:چندین برابرتلافی می كنید 

8- اولین چیزی كه صبح موقع بیدارشدن به فكرتان خطورمی كند چیست؟

الف:كارویا تحصیل     ب:مشكلات زندگی

ج:صبحانه               د:روزی كه درپیش دارید

ت:كاری كه تا شب انجام خواهید داد

9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟

الف:وقت طلاست       ب:سحرخیزباش تا كامروا باشی

ج:آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند

د:زندگی كن وبه دیگران هم اجازه زندگی كردن بده

ت:بی خیال باش(هرچه بادا باد)

10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟

الف:اصلا                   ب:تعداد كمی ازحیوانات

ج:برخی ازحیوانات        د:بیشترحیوانات

ت:تمام حیوانات 

11- شما لبخند می زنید؟

الف:هرگز          ب:به ندرت

ج:گاهی اوقات     د:اغلب

ت:آنقدرزیاد كه برخی فكرمی كنند دیوانه هستم

12- نظردیگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟

الف:بی رحم        ب:سرد وبی احساس

ج:زیبا               د:دوست داشتنی

ت:خوشگذران 

13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟

الف:هرگز         ب:به ندرت

ج:گاهی            د:اغلب

ت:حداكثرتا جایی كه امكان دارد 

14- شما اعتقاد دارید كه برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان كنید؟

الف:اصلا        ب:احتمالا نه

ج:گاهی          د:بله

ت:البته ,تا جایی كه امكان دارد به خودتان می رسید  

15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می رود؟

الف:من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می كنم

ب:همیشه برنامه ریزی می كنم

ج:بستگی به روزهفته دارد

د:درصورت امكان اجازه می دهم كه خودش پیش آید

ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می كنم 

 نتیجه تست

حال امتیازات كنارگزینه هایی را كه انتخاب كرده اید جمع كنید

الف1 امتیار__گزینه ب 2امتیاز__گزینه ج 3 امتیاز__گزینه د 4 امتیاز__گزینه ت 5 

اگرامتیازشما بین 1تا 20باشد

بدین معنی است كه شما سوسن سفید هستید .مردم شما را به خاطرپشتكارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی كنند.اهداف مشخصی دارید وفكرتان بركارتان متمركزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی كنید .یكی ازمهمترین نگرانی های شما این است كه چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان كمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید كه هدفی تعیین كنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریك بین می نگرید .احساس می كنید كه وقت كمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.

مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنكند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .كارهایی انجام دهید كه ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شكوفا می شود .سعی كنید كه بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید 

اگرامتیازشما بین 21تا 54 باشد

بدین معنی است شما یك گل رزهستید .كمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوك لذت می برید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه می نگرید .آگاهید كه زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشكیل شده است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های كه دارید امتحان كنید .سخت كوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس می دهد مشكلترین مساله درزندگیتان یكنواخت بودن مسایل است .یكنواختی درهرمساله ای شما را آزارمی دهد وباعث كسل شدن روحیه شما می شود .

به شما پیشنهاد می گردد كه افق دیدتان را وسیع تركنید .مسایل جدیدی را تجربه وكشف كنید .آنگاه متعجب خواهید شد كه چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینكه فراموش نكنید كه درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان

اگرامتیازشما بین 55 تا 75 باشد

بدین معنی است كه شما یك گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یك ویژگی بارزدرشما وجود دارد كه باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما می شود .ممكن است شما كوچكترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید .دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یك شخص شوخ طبع می شناسند .ازگفتن جوك لذت می برید .گاهی شیطنت می كنید .مایلید كه با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی كه هیچ وقت نمی خندند راحت نیستید .دید مثبتی به زندگی دارید .درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید كه با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهركدام ازاین صفات می تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان كم است .برای شما مشكل است كه فقط برروی یك كارمتمركز شوید به شما پیشنهاد می گردد كه اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طوركه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت می خواهند كه همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید .وكاری راكه دوست دارید انتخاب كنید

جدیدترین تست روانشناسی در کشور آمریکا می باشد

منبع: forum.iranblog.com




طبقه بندی: تست هوش،
برچسب ها: تست روانشناسی گلها، تست روانشناسی،
[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

▪ گل پامچال: شما انسانی بسیار پرجنب و جوش هستید که از یک جا نشستن و سکون بیزارید. از شکل هندسی نامنظم گل های پامچال مشخص است که شما شخصیتی تغییرپذیر دارید. به گونه ای تضاد و ناهماهنگی در جمع را دوست ندارید و بیشتر علاقه مند هستید که با جمعی دوستانه و گرم و صمیمی رفت وآمد داشته باشید تا با افراد خانواده. در کل انسانی سرشار از شور و هیجان هستید.

 

▪ گل نرگس: به نظر می رسد شما فردی کم حرف هستید؛ به گونه ای که برخی شما را منزوی و گوشه گیر می شناسند. اما خوب می دانید که گوش کردن از حرف زدن بهتر است. شما همیشه به دنبال پیشرفت هستید و دوست دارید از میان مشکلات عبور کنید تا به خوبی آنها را حل و فصل کنید. از کمک کردن به دیگران در حل مشکلات شان و گرفتن تصمیم عاقلانه دریغ نمی کنید. برای خانواده بسیار ارزش و احترام قائلید.

 

▪ گل سنبل: شما شخصیتی لطیف و رمانتیک دارید. احساسات، شما را وادار می کند که دیگران را مقدم بر خود بدارید. از رنگ های ملیح و روشن لذت می برید و با همه نزدیکان صادقانه رفتار می کنید. از هنر و زیبایی های جهان لذت می برید. احساسات باعث می شود تا نظر دیگران تا حدودی بر شما تاثیرگذار باشد. برای موفقیت می جنگید و خلق وخوی آرام تان تاثیر مثبتی بر اطرافیان دارد.

 

▪ گل رز: دارای شور و شوق نهفته در اعماق وجودتان هستید. با اراده تصمیم می گیرید و در کامل بودن کارهایتان پافشاری می کنید. در هنگام کار، فردی جدی هستید و در محفل خانواده با محبت رفتار می کنید. آرزوهای بسیاری در سر دارید و تلاش می کنید تا سریعا به تحقق بپیوندند. بروز احساسات تا حدودی برایتان مشکل است اما به شدت علاقه مند به خانواده هستید و با آنان عاشقانه رفتار می کنید. از زندگی پر جنب وجوش همراه با رضایت مندی لذت می برید.

 

▪ گل ارکیده: انسانی بسیار فرهیخته و دوست دار علم و هنر هستید. از نظم و ترتیب بسیار لذت می برید و برای آینده با برنامه ریزی پیش می روید. سعی در فراهم آوردن زندگی آرام و ثابت و عاری از خطر کردن هستید. لازمه موفقیت در زندگی را صبر، تلاش و نظم می دانید و امیدوارید تا الگویی برای اطرافیان باشید. فردی هستید که در برابر مشکلات به خود تسلط پیدا کرده و سریعا به دنبال راه حل برای آن دست به کار می شوید.

 

▪ گل استکانی آبی: دارای روحیه ای آرام و خشنودی خاطر هستید. مایلید در آرامش و سکوت به کارهای روزانه بپردازید و تاحدودی گوشه گیر هستید. اعتقاد دارید که سکوت شرط لازم زیبایی است و چون دریا همه را غرق خود می کند. دارای محبت بسیار نسبت به اعضای خانواده تان هستید و جمع دوستانه شما را به وجد می آورد. فردی وفادار به همسر و خانواده هستید و با دیگران در هر مسائلی به راحتی کنار می آیید و مشکلات را حل و فصل می کنید.

 

▪ گل شب بو: فردی بسیار محتاط به نظر می آیید که بسیار علاقه مند به پاکیزگی ا ست. در تصمیم گیری ها دقت کافی را به کار می برید تا دچار اشتباه نشوید. معتقدید هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. عاشق لباس های زیبا همراه با رایحه های خوش هستید. تا حدی کنجکاو و به دنبال شگفت زده کردن اطرافیان هستید. از فعالیت های جدید و مبتکرانه لذت می برید و سعی دارید که با تهیه یک هدیه حتی یک شاخه گل همسرتان را خوشحال کنید.

 

▪ گل بنفشه: فردی مهربان و دلسوزید. عاشق یادگاری دوستان و آشنایان هستید. به خاطر شادی هایی که در زندگی دارید شکرگزارید و مایلید آن ها را با دیگران تقسیم کنید. محبت هدیه همیشگی شما به خانواده تان است. در کارهایتان پشتکار و در برابر مشکلات مقاوم هستید. کمی زودرنج هستید اما به سرعت ناراحتی ها را فراموش می کنید. دیگران را به خاطر از دست دادن موقعیت ها، تشویق به تلاش و امیدواری می کنید.

 

▪ گل شقایق: انسانی خستگی ناپذیر و شلوغ هستید. در کارهای روزانه فعالید و با شور و شوق فراوان هر کاری را انجام می دهید. تاحدودی از شاخه ای به شاخه دیگر می پرید و برخی کارها را نیمه کاره رها می کنید. اشتیاق فراوانی به کسب علم و ورزش دارید و طبیعت دوست صمیمی شما محسوب می شود. در بروز مشکلات زود از کوره در می روید ولی فردی شوخ طبع هستید که در نبودتان جای خالی شما به خوبی احساس می شود.




طبقه بندی: روانشناسی،
[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     146- اهمیت حق مردم.

پیغمبرصمی فرماید یک درهم از مال مردم بر صاحب او ردّ کردن از عبادت هزار سال، و از آزاد کردن هزار غلام، و از به جا آوردن هزار حج و عمره بهتر است.2

باز می فرماید یک دانق مال حرام را بر صاحب آن برگردانیدن در پیش خدا با هفتاد هزار حج مقبول برابری دارد.3

باز می فرماید یک غیبت ترک کردن در پیش خدا از ده هزار نماز مستحبی بهتر است.4




برچسب ها: ترک محرمات،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

     144-  امام صادقعابوحنیفه را مجاب می کند.

روزی ابوحنیفه در مقام تعجب از امام صادقu پرسید شما چرا در مقام قضاوت، مدّعی وقتی که بیش از یک شاهد ندارد با ضّم کردن قسم مدعی بر شاهدش، بر له او حکم می کنید؟ امام فرمود: به دلیل این که رسول خداe و امیرالمؤمنینu این چنین می کردند، سپس امامu فرمود شگفت تر از این حکم کردن شما فقط به یک شاهد در جایی که صد شاهد موجود است، عرضه داشت چنین چیزی نیست، فرمود چرا یک نفر را می فرستید برود از صد نفر شاهد عینی بپرسد و می آید گزارش می دهد با وجود این همه شاهد حرف یک نفر را که خودش ناظر جریان نبود قبول کردید، و دو نفر از آن ها را قاضی پیش خود نخواست.2



2- بحار، جلد 104 ، ص 278




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: ابوحنیفه،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 07:36 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

- شیعه با چه زحماتی احکام دینشان را دست می آورند.

مردی از شیعه در یک مجلس زنش را سه دفعه طلاق داد وقتی از کرده خویش نادم شد مشئله را از هر که پرسید گفتند زنت حرام نشده است، و به محللّ احتیاجی نیست لکن زنش گفت تا از خود امام صادقu نپرسیم فایده ندارد، و امام صادق uدر آن روز از طرف خلیفه وقت ( ابو العباس ) به حیره کوفه خوانده شده و ممنوع الملاقات بود شوهر به فکر بود که چطور خدمت امام وقت برسد، خوشبختانه خیار فروشی را دید که با بساط مختصری مشغول فروختن آن است، گفت همه خیارهایت چند؟ گفت یک درهم همه را خرید و از او خواست که لباسش را هم در اختیار او بگذارد پس از پوشیدن لباس خیار فروش با دادن ندی من یشتری خیاراً به طرف منزل امام صادق آل محمدe رهسپار شد، همین که نزدیک منزل امام رسید غلامی از خانه بیرون آمد و گفت آقای خیاری بیا، بالاخره خدمت امامu رسید و مسئله را پرسید و امام صادق آل محمدe به طرز فکرش آفرین گفت.1



1- بحارالانوار، جلد 104، ص 154




طبقه بندی: تهاویل الربیع (حضرت آیت الله مرندی)،
برچسب ها: احکام شیعه،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

تعداد کل صفحات : 17 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت