تبلیغات
چشم انتظار

چشم انتظار
جزیره خضراء
نظر سنجی
لطفا نظربدید






 

عده اى از بزرگان مى گویند: شیطان سگ خدا است ، پروردگار عالم آن را خلق و تربیت كرد كه به موقع به دشمنان خدا حمله كند. مانند سگى كه صاحبش آن را تربیت مى كند كه به موقع به دشمن حمله كند. اموال و ثروت صاحبش را از گزند غارت گران حفظ نماید و دشمنان را از در خانه او براند و دور كند.


ادامه مطلب

برچسب ها: شیطان سگ تربیت شده خدا،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 07:31 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

به بیان دیگر، شیطان و وسوسه هاى او، بارى امتحان و جدا كردن افراد پاك از ناپاك است . براى مشخص نمودن ایمان ثابت و استوار از ایمان ناپایدار بندگان ، وسیله خوبى به شمار مى آید. این كه خداوند شیطان را خلق نمود عبث و بیهوده نبوده و نیست . پروردگار عالم آنها را از روى مصلحت و غرض آفرید، و به واسطه آنها خبیث از طیب شناخته و جدا مى شود. تمام افراد، از سعید و شقى ، پاك و ناپاك ، مؤمن و منافق و كافر، عادل و ظالم ، همه مى خواهند به سوى خدا بروند و در مقام امن الهى بیارامند همه در دستان شیطان امتحان و آزمایش مى شوند و خدا با محك خاص خود آنها را از هم جدا مى كند.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 07:29 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

سئوال دیگرى پیش مى آید و آن چنین است : بعد از این كه شیطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزید، از میان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حیات او پذیرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه این گونه به جنایت و خیانت خود ادامه دهد و مردم را بیشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟


ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

بسیارى مى پرسند: با این كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فریب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشیار، زرنگ ، كینه توز، پرفریب و مصمم . چرا او را آفرید؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسیدن به سعادت ، از طریق بندگى خود آفریده ، وجود شیطان كه یك موجود ویران گر و ضد تكامل است چه دلیلى مى تواند داشته باشد؟
در پاسخ


ادامه مطلب

طبقه بندی: کشکول،
[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 06:54 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


ازدواج شیطان 

راجع به ازدواج ابلیس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پیدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
مجمع البحرین در لغت شیطان مى نویسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابلیس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پیدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفرید.(52)
در نقل دیگرى آمده : ابلیس - كه اسم اولى او عزازیل است - از همان اوان جوانى ، در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسید. وقتى تصمیم به ازدواج گرفت ، با دختر (روحا) به اسم (لهبا) كه آن هم از طایفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ایشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زیادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش ‍ به طورى كه زمین از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستایش نمودند. در میان ایشان عبادت و بندگى خود ابلیس ‍ از همه آنان بیشتر بود. از همین جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ریزى را در میان طایفه جن و نسناس (طایفه اى به جاى انسان فعلى بودند) دید، هر دو طایفه را هلاك كرد، و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در میان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستایش كرد تا وقتى كه خداوند آدم علیه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپیچى كرد و رانده شد.(53)
پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتیاج به زن نداشت ، بعد از بیرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نیامد.




برچسب ها: ازدواج شیطان،
[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

براى شیطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از این قرارند:
1. ابلیس ؛ این كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (ابالیس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن ناامیدى ، ماءیوس شدن از رحمت خدا؛ تحیر و سرگردانى ، حزنى كه از شدت یاس پیدا مى شود؛ اندوه گین و سر در گریبان كردن ، آمده ابلیس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم را فریب داد و باعث بیرون شدن او و همسرش از بهشت گردید. و الان با تمام قدرت ، خود و لشگریانش در كمین انسان هاى بى ایمان و سست عنصر، بلكه در كمین همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص ، كه از آنان ماءیوس است .(29)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: صفات شیطان،
[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

dscn0151.jpg

dscn0220.jpg

dscn0234.jpg

dscn0259.jpg

 

 




[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]




[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


 

 


عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ قَالَ جَابِرٌ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع
امام صادق علیه السّلام فرماید: جابر بن عبد اللَّه به امام باقر علیه السّلام عرض كرد:
جُعِلْتُ فِدَاكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
جانم به فداى تو اى فرزند رسول خدا!.
حَدِّثْنِی بِحَدِیثٍ فِی فَضْلِ جَدَّتِكَ فَاطِمَةَ إِذَا أَنَا حَدَّثْتُ بِهِ الشِّیعَةَ فَرِحُوا بِذَلِكَ‏
از تو مى‏خواهم تا در باره فضل و برترى جدّه‏ات فاطمه علیها السّلام حدیثى برایم نقل كنى كه شیعیان از شنیدن آن خوشحال شوند


ادامه مطلب

[ جمعه 23 فروردین 1392 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

وصایای جناب شیخ
فرزند ایشان نقل می کند :

ایشان وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند :
« ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله ....
نیست جز تقوی در این ره توشه ای نان و حلوا را بنه در گوشــــه ای
بالتقوی بلغنا ما بلغنا، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند :
« انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا »
اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید .


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

8 - تبلیغ عملى
یكى از دوستان روحانى نگارنده (حجة الاسلام لطفى ) مى گوید: روزى بعد از نماز صبح خدمت آقا رسیدم و عرض كردم : موعظه اى بفرمایید. ایشان فرمودند:
((كُونُوا دُعاةَ النّاسِ إِلَى اللّهِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ.))(85)
- با غیر زبانتان [مردم را] به سوى خداوند دعوت كنید.


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

5 - نتیجه انسان كامل شدن
حجة الاسلام و المسلمین قدس مى گوید: ((روزى به آقا عرض ‍ كردم : یكى از طلاّب خواب دیدند در مكان مقدسى مشغول نماز است ، و وقتى به سجده مى رود همه سنگریزه ها با او تسبیح مى گویند.
فرمودند: اگر انسان ، كامل شود این را در بیدارى مى شنود و مشاهده مى كند.))
6 - اگر در خدمت امام زمان (عج ) باشیم ، حضرت در فكر ما هست
هم او مى گوید: ((روزى به آقا عرض كردم : وجود بنده در روستایى براى تبلیغ خیلى مؤ ثر است و مردم خیلى با من مهربان هستند و از حقیر حرف شنوى دارند، ولى فقیرند و مبلغى كه در ماه محرّم و ماه رمضان به مبلّغ مى پردازند خیلى كم است ، برخلاف جاهاى دیگر كه از لحاظ معنوى این گونه نیستند ولى جنبه مادى خوبى دارند.
آقا فرمودند: اگر به خدمت امام زمان مهدى علیه السّلام اشتغال داشته باشید، آیا امكان دارد حضرت در فكر شما نباشد؟))
7 - دقّت در نقل روایات
همچنین وى مى گوید: ((حدود چهل و پنج سال پیش ضمن صحبت از برنامه كارى ام در طول ماه مبارك رمضان براى آقا كه چند دقیقه طول كشید، عرض كردم : من روزهاى ماه رمضان مطلقا منبر نمى روم و تنها شبها منبر مى روم .
فرمودند: چرا روزها منبر نمى روید؟
عرض كردم : چون به صحّت بسیارى از مطالبى كه مى گویم یقین ندارم و مى ترسم دروغ باشد.
فرمودند: آیا شب یقین مى كنید كه راست است و مى گویید؟!
از این كلام آقا متوجه شدم كه این راه مقدسى نیست كه من پیش ‍ گرفته ام .))




[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:26 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

4 - توكّل و اطمینان به خدا
آیت الله مصباح مى گوید:
((آقاى بهجت مى فرمودند: روزى داخل اتاق نشسته بودم به گونه اى كه صداى دم درِ حیاط را مى شنیدم ، بچّه همسایه دم در بازى مى كرد فقیرى آمد و به او گفت : برو از خانه تان چیزى براى من بیاور. بچه رو به فقیر كرد و گفت : خوب ، برو از مامانت بگیر.
فقیر جواب داد: من مامان ندارم تو برو از مامانت بگیر و بیاور.
آقاى بهجت مى فرمودند: من از این گفتگوى بچّه با فقیر یك نكته دستم آمد، با خود گفتم این بچّه آن قدر به مامانش اطمینان دارد كه فكر مى كند هر چه بخواهد از او مى تواند بگیرد.
ایشان چنین نتیجه مى گرفتند كه اگر ما به همین اندازه كه این بچّه به مادرش اطمینان دارد به خداوند اطمینان داشتیم و تمام خواسته هاى خود را از او درخواست مى كردیم ، هیچ مشكلى نداشتیم و همه كارهایمان درست مى شد.))(84)




[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

3 - نیّت خالص و هماهنگى علم و عمل
از محضر ایشان سؤ ال شد: آقا، چه كنیم كه قصد و نیّتمان براى تعمّم (عمامه گذاشتن ) خالص باشد؟
در پاسخ فرمودند: ((ملاك شما شرع باشد، ببینید آیا این كار شرعى است یا خلاف شرع ؟ ما اگر بخواهیم این چنین وسواس داشته باشیم پس در این عبادتها و نمازهایمان هم باید تشكیك كنیم ، ما چه مى دانیم آیا در اینها نیّتمان خالص است یا نه ؟ حال چون نمى دانیم خالص است یا نه آیا مى توانیم آنها را ترك كنیم ؟))
و در ادامه فرمودند: ((نیّتتان این باشد كه علمتان با عملتان هماهنگ باشد و علم و عمل از همدیگر جلو و یا عقب نیفتند. اكثر بدبختى ما همین است كه علممان با عملمان هماهنگ نیست ، بعضى علمشان از عملشان عقب تر است و بعضى جلوتر، و به هر حال علم و عمل آنها با هم نمى خواند، بعضى هم مثل من هستند كه علمشان گاهى از عملشان جلو مى افتد و گاهى عقب ، پس شما نیّت كنید كه به علم خود عمل كنید و علم و عملتان یكى باشد.))(83)
آقاى خسرو شاهى نیز در این باره مى گوید: ((آیت الله بهجت خیلى تاءكید مى كردند كه علم باید همراه عمل باشد. روزى فرمودند: عالم بى عمل مثل چراغى مى ماند كه به دیگران نورافشانى مى كند اما خودش مى سوزد. یعنى عالم بى عمل را مثل كسى مى دانستند كه خود را آتش مى زند و مى سوزاند.))




[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 شرایط حضور قلب و لذّت از عبادت و نماز
آقاى غرویان باز مى نگارد:
از محضر ایشان سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس ‍ نكرده ایم ، به نظر شما چه باید بكنیم كه ما نیز اقلاًّ اندكى از آنچه را كه ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم ؟
معظّم له در حالى كه سر را تكان مى داد فرمود: آقا، عامّالبلوى است ! این دردى است كه همه گرفتاریم !
عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مساءله نسبى است ، بعضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها هیچى نداریم ، ماها چه باید بكنیم ؟


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:23 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

1 - علاج ریا و ارزش دانش
یكى از فضلاى حوزه علمیّه قم چنین مى نگارد:
از محضر ایشان سؤ ال شد: گاهى انسان تصمیم مى گیرد كار خیرى را براى خدا انجام دهد و اخلاص كامل را رعایت نماید، اما وسوسه هاى شیطانى دیگر همچون شهرت طلبى ، ریا كارى در نزد مردم ، خوشنام شدن ، و... در ذهن انسان خطور مى كند آیا این خطورات هم ریا محسوب مى شود و عمل را بى ارزش مى كند؟


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 22 فروردین 1392 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

آخرین نقشی که «عسل بدیعی» ایفا کرد، بازی نبود
کافی است بگوییم یک بازیگر نام‌آشنا درگذشت تا تلویحا علت آشنا بودنمان با نام وی را "بازی" کردن وی در قالب نقش های ریز و درشتی بدانیم که بیشتر در قاب تلویزیون و کمتر بر پرده سینما شاهد بوده‌ایم اما این بار با نقش آفرینی بازیگری مواجه هستیم که از میان ما در شرایطی پر کشید که نقش‌آفرینی آخرش "بازی" نبود!

نارسایی کلیه، قلبی که شباهت چندانی به ضرب المثل "مثل ساعت کار می‌کند" نداشته و تپشش منظم نیست، ناراحتی ریوی و خلاصه انواع و اقسام نقص در اندامهای مختلف بدن بارها و بارها دست مایه ساخت فیلم های مختلف بوده و به تبع آن برای بسیاری‌مان سوژه‌ای آشنا به شمار می‌آید اما شاید کمتر به این موضوع اندیشیده باشیم که می توانیم در این ژانر همگی نقش ایفا کنیم.

به گزارش «تابناک»، مرگ مغزی «عسل بدیعی»، بازیگر سینمای کشورمان طی روزهای گذشته از جمله اخباری بود که بازخورد فراوانی داشت. باز هم یک هنرمند در ایام نوروز جان باخته بود و تا همین جا خبری ناگوار اما داغ به وقوع پیوسته بود اما وقتی بازار مخرب شایعه رونق گرفت، خبر باز ایستادن قلب این بازیگر از تپش به صدر اخبار (دست کم در دنیای گفت‌وشنودهای روزمره بسیاری از ما) رسید و خدا می داند که چه سخنان ثواب و ناثوابی مطرح شد.

اما این تمام ماجرا نبود؛ در میان همهمه های شکل گرفته خبر رسید که خانم بدیعی که سابقه بازی در نقش بیمار محتاج به پیوند قلب را در کارنامه کاری داشت، مدت ها پیش اعضای بدنش را اهدا کرده و بر این اساس، پیکر وی برای انتقال به بیمارستان پیوند اعضا مهیا می شود؛ زیباترین خبری که می‌توانست با نقش آفرینی بازیگر تازه وداع گفته با حیات در ذهن ها رقم خورده و امتدادی برای حیات وی باشد.

بدین ترتیب، روز گذشته پیکر بی جان وی به بیمارستان مسیح دانشور تهران منتقل شد تا از صبح امروز کار خروج برخی اعضای بدن وی برای پیوند به بیماران آغاز شود. ساعاتی از ظهر امروز گذشته بود که گزارش رسید هفت ارگان اصلی مرحوم بدیعی از بدنش خارج شده و برای پیوند به هفت بیمار نیازمندِ پیوند عضو و به تبع آن، نجات جان و هدیه دادن آرامش به ایشان و نزدیکانشان، مهیا شود.

قبادی، عضو تیم فرآهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری در این باره به فارس گفت: تقریباً تمام ارگانهای حیاتی عسل بدیعی سالم است و قلب، دو ریه، دو کلیه، کبد و لوزالمعده وی به بیماران نیازمند پیوند خواهد شد و با توجه به اینکه زمان نگهداری این ارگانها محدود است همه این اعضا باید حتماً امشب پیوند شود.

وی افزود: قلب مرحوم خانم بدیعی توسط تیم جراحی قلب به یک بیمار نیازمند پیوند می‌شود، دو ریه وی در بیمارستان مسیح دانشوری پیوند می‌شود و اقدامات لازم برای این پیوندها آغاز شده است. کبد و لوزالمعده وی نیز برای پیوند به شیراز ارسال می‌شود و کلیه‌های او نیز به دو بیمارستان دیگر پایتخت برای پیوند فرستاده شده است. بقیه اعضای وی مانند قرنیه و تاندون‌ها نیز برای فراهم آوری به بانک نسوج ارسال می‌شود تا در آینده به بیماران نیازمند پیوند شود.

همین گزارش چند خطی کافی است تا دریابیم که وصیت این هنرمند تا چه اندازه سنجیده بوده و اصولا اعضای بدن یک عزیز جان باخته می تواند با ادامه حیات چند تن دیگر گره بخورد.

اینجاست که می توان در مدح مرحوم بدیعی گفت، از تلخی و شیرینی ممزوج در این ماجرا اشک ریخت، برای خانواده متوفی و بیماران و بستگان ایشان ابراز خرسندی کرد و حتی تلاش کرد تا با بازنشر دادن بزرگی ماجرا، در ترویج این اقدام نکو گام برداشت اما قطعا با ما موافق خواهید بود که این نقش آفرینی عسل بدیعی، نه تنها بازی نبود، بلکه متفاوت ترین نقشی بود که ایفا کرد؛ نقشی که برای به انجام رساندن آن، نیاز به دوربین، میکروفن و هیچ ابزار دیگری نیست و حتی لازم نیست که ایفا کننده آن بازیگر و هنرمند باشد.

برگرفته :تابناک

شادی روحش صلوات




[ پنجشنبه 15 فروردین 1392 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


روایات فراوانى داریم كه به موجودات ریز و زیان بخش (میكرب ها) هم شیطان گفته مى شود. از آن دسته است :
1. امیر المومنین علیه السلام فرمودند: از قسمت سوراخ شده و طرف دست گیره و قسمت شكسته كوزه و ظروف دیگر آب نخورید؛ زیرا شیطان روى دست گیره و قسمت سوراخ شده ظروف لانه مى كند.(22)
2. نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده كه ایشان فرمودند: از طرف دست گیره و قسمت شكسته كوزه آب نخورید كه شیطان هم از آن جا آب مى آشامد.(23)
3. از قول پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى خوانیم كه فرمودند: موهاى شارب (سبیل ) خود را بلند مگذارید؛ زیرا شیطان ، آن را جاى امن براى زندگى خویش قرار مى دهد، و در آن جا مخفى و پنهان مى گردد.(24)
بعضى ها (سبیل )هاى خود را كوتاه نمى كنند، به طورى كه وقت غذا خوردن و آشامیدن آب ، با غذا تماس پیدا مى كنند و آلوده مى گردند و در اثر نفى كشیدن هم ، موها مرطوب شده و جاى مناسبى براى رشد میكربها مى شوند؛ آن گاه هنگام غذا خوردن میكروب همراه غذا بلعیده شده و مرض هایى ایجاد مى كنند.
4. نیز فرمودند: دستمال آلوده به گوشت را در خانه نگذارید كه جایگاه شیطان است .(25) و همین میكرب ها بودند كه حضرت ایوب علیه السلام را احاطه كرده و او را به فزع آوردند به طورى كه با خدا مناجات كرد و گفت : خدایا! شیطان با بدن من تماس گرفته و مرا عذاب مى دهد.(26) مى توان گفت شیطان در روایات فوق و قول ایوب علیه السلام همان میكرب است .




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: میکروب،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

شیطان دو معنى دارد: یكى اصطلاحى ، و آن همان معنایى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شیطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ایستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم علیه السلام سجده نكرد.
دیگرى معنى لغوى آن است ، شیطان از (شطش ) و (شاطن ) گرفته شده و هر دو به معنى پلید، خبیث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت دیگر، به هر چیز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنین به معنى منحرف و منحرف كنند، یاغى و طاغى ، شریر و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . این معانى و صفات در انسان باشد یا در جن ، در چهار پایان باشد یا وحوش ، خزندگان و غیره همه این ها از معانى و مصادیق شیطان است .
و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در میان مردم معروف و مشهور است و آن ابلیس و لشگریان و اعوان و انصار و یاوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم علیه السلام ، باعث بیرون شدن خود و آدم علیه السلام از بهشت شد.




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]


شیطان اولین كسى كه .....

شیطان : نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قراراند:
- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
(2)


ادامه مطلب

برچسب ها: شیطان،
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

تعریف شیطان 

از قدیم الایام ، افسانه شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد.
مى گویند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرك شیطان اند، افراد منحرف را شیطان اغوا كرده ، هر كار بد فرجامى از وسوسه هاى شیطان است و در هر كار بدشگونى شیطان دست دارد.
مى گویند: شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با همه مردم كار دارد، در برابر همه قد علم مى كند، هر انسانى را به بهانه اى فریب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: شیطان،
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

مقدمه 
پس از آن كه كتاب (شاهدان صادق ) را نوشتم و نسخه خطى آن را به دوستان و آشنایان و فضلا دادم كه مطالعه كنند، آنان نظر دادند كه اگر كتابى نوشته شود كه جنبه داستانى آن بیش تر باشد، براى خوانندگان جذاب تر خواهد بود. بنده با تاءملى كه داشتم دریافتم كه این پیشنهاد درست است . مخصوصا زمانى كه هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته ایم . ویرانى و كشت و كشتار، بوى خون و باروت ، مجروح و معلول و شهید همه جا را فرا گرفته است . در زمانى كه افكار خسته ، بدن ها كوفته ، چشم ها در اثر اندوه جبهه و انتظار فرزندان و بستگان كم رونق شده ، گوش ها در اثر شنیدن صداى توپ و تانك و گلوله و خمپاره و انفجار بمب و موشك و راكت ، در وقت و بى وقت ، در سر شب و نیمه هاى آن ، در اول صبح و موقع سحر، در شب عید، در ماه مبارك رمضان ، در شهر و روستا، پر از صداهاى وحشت ناك شده .
زمانى كه خانه هاى محرومان ، مغازه ها و بازار، مؤ سسه و تجارت خانه ، بهدارى و بیمارستان ، دبستان و دانشگاه ، تلمبه خانه و راه آهن و ویران و به آتش كشیده شده .
در زمانى كه به فرموده امام امت ، خمینى كبیر و رهبر بزرگ انقلاب ، این سلاله نبوت : شیطان بزرگ آمریكا، شرق و غرب ، شیاطین بزرگ و كوچك ، هم پیمانان آنان ، سردم داران شرك و كفر، سران مرتجع منطقه ، منافقان كور دل و از خدا بى خبر، همه علیه اسلام و مسلمین كمر بسته و دشمنان دیروز، دوستان و متحدان امروز شده اند؛ در یك چنین روزگارى به كفر افتادم كتابى را بنویسم كه هم جنبه داستانى داشته و هم سازنده باشد. این بود كه (موضوع شیطان شناسى ) را برگزیدم . به عقیده من ایمان دو جزء دارد. یكى خداشناسى و دیگرى شیطان شناسى ، اگر بخواهیم به درستى خداشناس و یكتاپرست باشیم چاره اى نیست جز شناخت ضد خدا.
روایتى كه فرمود: (تعرف الاشیاء باضدادها) بدین معنا است كه هر چیزى را باید با ضد آن شناخت ؛ یعنى تا ضد نباشد چیزى به خوبى شناخته نمى شود؛ مانند شب كه ضد روز، ظلمت ضد روشنایى ، فقر و گرسنگى و بى چیزى ضد غنا و سیرى و ثروت ، مریضى ضد سلامت ، ناامنى و هرج و مرج ضد امنیت ، سرما ضد گرما، جهالت و نادانى ضد علم و دانایى ، بى عقلى ضد عقل است : كه اگر این اضداد نباشند ارزش روز، روشنایى ، ثروت ، سلامت ، علم و عقل درست به دست نمى آید.
از همین رو خداشناسى انسان ، كامل نمى شود مرگ این كه انسان ، شیطان شناس هم باشد. هر چه انسان شیطان شناسى اش بیشتر باشد، مكر و خدعه هاى شیطان ، قسم دروغ خوردن ، وسوسه ها، فتنه ها، حیله ها، وعده هاى دروغ دادن ، دل سوزى بى جا و هزاران هزار نیرنگ شیطان را مى شناسد و دیگر دنبال او نیم رود و گول وسوسه هاى زودگذر او را نمى خورد و مى داند كه دشمن هر كه باشد، دشمن است . دشمن ناامید از همه چیز، و رانده شده اى مانند شیطان هیچ وقت به راه نمى آید و آشتى نیم كند، وقتى شخص دنبال او نرفت خواه ناخواه دنبال خدا خواهد رفت . پس ‍ نیمى از خداشناسى ، شیطان شناسى است . كوتاه سخن این كه ، نوشتار پیش ‍ روى شما مربوط به شیطان و شیطان صفتان مى باشد. امید كه خوانندگان عزیز و محترم او را به خوبى بشناسند تا در نتیجه ، خدا را بهتر بشناسند.

نعمت الله صالحى حاجى آبادى




طبقه بندی: تحقیق وپژوهش،
برچسب ها: شیطان،
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 

هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.
در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.
شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتیبیشتری خواهد داشت. الا بذکر الله تطمئن القلوب (سوره رعد/آیه 28)


ادامه مطلب

[ جمعه 9 فروردین 1392 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

 


ای خالق بهار

 

 

 

 

 

 

 

بهار قلب من به شکفتن شکوفه ظهور از زمستان سرد انتظار است

 

ای بهار قلبها ...


ادرکنی . الساعه . العجل

 

 

 

 




[ یکشنبه 4 فروردین 1392 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]
 
 
 
 
 
 
آنگاه که غرورکسی راله میکنی
آنگاه که کاخ  آرزوهای کسی راویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی راخاموش میکنی
آنگاه که بنده ای رانادیده میگیری
آنگاه که حتی گوشت رامیبندی تاصدای خرد شدن غرورش رانشوی
آنگاه که خدار امیبینی وبنده ای رانادیده می انگاری
میخواهم بدانم .......دستانت رابسوی کدامین آسمان درازمیکنی
تا.......برای خوشبختی خوددعاکنی



[ شنبه 3 فروردین 1392 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

در روایات ما آمده است که وقتی بهار را دیدید به یاد معاد باشید.چون در قرآن کریم یکی از نمونه‌های معاد را جریان بهار ذکر می‌کند. در بهار خدای سبحان دو کار انجام می‌دهد یکی اینکه خوابیده‌ها را بیدار می‌کند و یکی اینکه مرده‌ها را زنده می‌کند.این درخت‌ها در زمستان خواب‌اند ولی بهار که شد بیدار می‌شوند،وقتی بیدار شدند این درخت مواد مرده را به عنوان غذا جذب می‌کند و به صورت خوشه و شاخه و برگ و میوه در می‌آورد، این مرده‌ها را زنده می‌کند.


کثرت اسماء حسنای خداوند


خداوند دارای اسمای حسنای فراوان است گرچه ذات احدی در همه موارد به عنوان یک حقیقتِ یکتا و یگانه و بسیط فعال است لکن اسمای الهی جزء مدبّرات عالم‌اند، اسمای خدا الفاظ نیستند، اسمای خدا مفاهیم نیستند، اسمای خدا آن حقایق خارجی‌اند که این مفاهیم از آن حقایق حکایت می‌کند و انسان‌های کامل یا فرشته‌ها مظهر آن اسامی هستند.


کاربرد اسماء الهی


هر اسمی کاربردی دارد در دنیا و در آخرت ما برای درمان بیماری یک بیمار خدا را به اسم «مُمیت» و «قهّار» و امثال ذلک نمی‌خوانیم خدا را به اسم محیی و شافی می‌خوانیم با اینکه محیی همان ممیت است شافی همان ممیت است. اما وقتی خواستیم از ذات اقدس الهی خواسته‌ای داشته باشیم مناسب با آن اسم که هر اسم, کلیدی است برای حقیقتی ﴿ وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ ﴾ ناظر به این می‌تواند باشد خدا را با آن اسم مخصوص می‌خوانیم و از خدا به برکت آن اسم, رفع نیازهایمان را طلب می‌کنیم که مفاتیح و کلیدهای غیب نزد ذات اقدس الهی است پس هر اسمی خصوصیتی دارد کاربردی دارد.


شرح دعای تحویل سال و تناسب این دعا با عید نوروز


جریان «مقلّب القلوب و الأبصار» در قرآن دو جا ذکر شده و هر دو جا مربوط به مسئله معاد و قیامت است یکی اینکه فرمود افرد کافری که دلهایشان را تطهیر نکردند آلوده است ما در قیامت دلهای اینها را زیر و رو می‌کنیم ﴿ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ کَمَا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ﴾.


در آیه نور سوره مبارکه نور که از رجال الهی سخن به میان می‌آید می‌فرماید رجال الهی کسانی‌اند که ﴿ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ ﴾ اینها کسانی‌اند که ﴿ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴾ اینها از روزی می‌ترسند که دل‌ها زیر و رو می‌شود چشم‌ها برگردانده می‌شود و زیر و رو می‌شود که این هم باز مربوط به مسئله قیامت است.


بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد


نتیجه بحث اینکه بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد و در قیامت این کارها جزء خطرناک‌ترین کارهایی است که دامنگیر تبهکاران می‌شود و آن تقلیب قلوب و تقلیب ابصار است در تحویل سال که بهار است به خدا عرض می‌کنیم ای خدایی که دل‌ها را زیر و رو می‌کنی ای خدایی که چشم‌ها را زیر و رو می‌کنی ای خدایی که شب و روز را مدیریت می‌کنی ای خدایی که سال را به سال دیگر, حال را به حال دیگر تبدیل می‌کنی حال ما را به بهترین وجه تبدیل کن تا ما گرفتار تقلیب قلوب نشویم گرفتار تقلیب ابصار نشویم بلکه از احسن الأحوال بهره بگیریم این عصاره دعاست بر اساس تناسبی که بین بهار هست (یک) و معاد است (دو) و حوادث تلخ معاد است (سه) اینها کاملاً یادآور جریان معاد است. پس اگر در روایات دارد وقتی بهار آمد به یاد معاد باشید یکی از راه‌های تذکره معاد همین است که ما از تقلیب قلوب نجات پیدا کنیم از تقلیب ابصار نجات پیدا کنیم.

 




[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

3 - نیّت خالص و هماهنگى علم و عمل
از محضر ایشان سؤ ال شد: آقا، چه كنیم كه قصد و نیّتمان براى تعمّم (عمامه گذاشتن ) خالص باشد؟
در پاسخ فرمودند: ((ملاك شما شرع باشد، ببینید آیا این كار شرعى است یا خلاف شرع ؟ ما اگر بخواهیم این چنین وسواس داشته باشیم پس در این عبادتها و نمازهایمان هم باید تشكیك كنیم ، ما چه مى دانیم آیا در اینها نیّتمان خالص است یا نه ؟ حال چون نمى دانیم خالص است یا نه آیا مى توانیم آنها را ترك كنیم ؟))
و در ادامه فرمودند: ((نیّتتان این باشد كه علمتان با عملتان هماهنگ باشد و علم و عمل از همدیگر جلو و یا عقب نیفتند. اكثر بدبختى ما همین است كه علممان با عملمان هماهنگ نیست ، بعضى علمشان از عملشان عقب تر است و بعضى جلوتر، و به هر حال علم و عمل آنها با هم نمى خواند، بعضى هم مثل من هستند كه علمشان گاهى از عملشان جلو مى افتد و گاهى عقب ، پس شما نیّت كنید كه به علم خود عمل كنید و علم و عملتان یكى باشد.))(83)
آقاى خسرو شاهى نیز در این باره مى گوید: ((آیت الله بهجت خیلى تاءكید مى كردند كه علم باید همراه عمل باشد. روزى فرمودند: عالم بى عمل مثل چراغى مى ماند كه به دیگران نورافشانى مى كند اما خودش مى سوزد. یعنى عالم بى عمل را مثل كسى مى دانستند كه خود را آتش مى زند و مى سوزاند.))




[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

2 - شرایط حضور قلب و لذّت از عبادت و نماز
آقاى غرویان باز مى نگارد:
از محضر ایشان سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس ‍ نكرده ایم ، به نظر شما چه باید بكنیم كه ما نیز اقلاًّ اندكى از آنچه را كه ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم ؟


ادامه مطلب

[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 11:23 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

1 - علاج ریا و ارزش دانش
یكى از فضلاى حوزه علمیّه قم چنین مى نگارد:
از محضر ایشان سؤ ال شد: گاهى انسان تصمیم مى گیرد كار خیرى را براى خدا انجام دهد و اخلاص كامل را رعایت نماید، اما وسوسه هاى شیطانى دیگر همچون شهرت طلبى ، ریا كارى در نزد مردم ، خوشنام شدن ، و... در ذهن انسان خطور مى كند آیا این خطورات هم ریا محسوب مى شود و عمل را بى ارزش مى كند؟
در پاسخ فرمودند: ریا در عبادات است و عبادتى كه ریا دارد حرام است و بعضى گفته اند: ریا در عبادات مبطل هم هست ، در غیر عبادات ریا اشكال ندارد.
ولى خود ریا مى تواند راه چاره و علاج ریا باشد. به این صورت كه با تاءمّلات صحیح ریا را بالا ببرد! مثلاً گاهى انسان مى خواهد پیش ‍ رئیس شهربانى احترامى پیدا كند و توجّه او را به خودش جلب كند، پیش پاسبانى مى رود و سعى مى كند نظر او را جلب كند وسپس او را بین خود و رئیس شهربانى واسطه قرار دهد. در اینجا انسان خوب است با خود بگوید: این پاسبان كه تنها واسطه است و اگر هم كاغذى بنویسد و وساطتى كند باز دست آخر خود رئیس شهربانى باید پاى ورقه را امضا كند. پس خوب است مستقیماً نظر خود رئیس شهربانى را جلب كنم كه مقام بالاترى است و اصلاً كار خوب و عمل نیك را مثلاً به خود رئیس شهربانى نشان دهم . یعنى براى مقام بالاتر ریا كنم !
همچنین اگر انسان عاقل باشد و توجه پیدا كند كه مقامى بالاتر از رئیس شهربانى (مثل وزیر، نخست وزیر و رئیس جمهور) وجود دارد، مى گوید: خوب است كار خیر و عمل نیك خود را به وزیر یا به نخست وزیر و بالاخره به مقام بالاتر نشان دهم ! یعنى همیشه انسان باید ریا را براى مرتبه اقوى انجام دهد. اگر چنین باشد، در واقع مى توان گفت ریا علاج ریا مى شود.
بنابراین ، اگر در عبادات نیز نسبت به اقوى و بالاترین موجود یعنى خداوندریا كنیم اشكال ندارد و علاج ریا مى شود.
در زمینه ریا در روایت آمده است : ((كسانى كه در هنگام نماز به این سو و آن سو نگاه مى كنند تا مردم آنها را تماشا كنند، به صورت حمار محشور مى شوند.)) واقعاً هم همینطور است ، آیا این حماریّت نیست كه آدم جلو وزیر و رئیس شهربانى به پاسبان نگاه كند؟ حماریّت است آقا. ولى خوشمان مى آید، با این حماریّت ساخته ایم ! از طرفى اگر به ما حمار بگویند ناراحت مى شویم و بدمان مى آید! ولى باید گفت : كار شبانه روزى تو همین است چرا بدت مى آید؟!
لكن امان از بى سوادى و بى علمى ، این بى سوادى آدم را به جاى مكّه به تركستان مى برد، از روز اوّل همین بى سوادى ابلیسِ دشمن ، آدم را بیچاره كرد. خود او هم گفت : اى خدا، همه بندگانت را گمراه مى كنم (اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ).(75) او نیز جاهل بود و با اینكه پیش از آن عابد بود، ولى علم نداشت و ناقص بود، در مورد سجده در برابر آدم علیه السّلام به خدا گفت : سجده نمى كنم ، چون (خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ)(76)
خوب این صغراى قضیّه بود. كبراى برهانش را ببین كه هر كس از آتش است بالاتر و هر كس از خاك است پایین تر است ؟! خوب باید پرسید: به چه دلیل و به چه برهانى چنین است ؟ این لباس ظاهرى كه ملاك نیست ، شما ببینید تناسب و زیبایى حیوانى مثل طاووس و دیگر حیوانات چه قدر است . روحانیت جنّ و ملك هم با روحانیت انسان مقایسه نمى شود، روح انسان هر چند لباسِ گِلى به تن دارد ولى بسیار مى تواند اوج بگیرد و بالاتر برود. اصلاً لباس كه ملاك نیست ، آیا اینكه یكى عباى نائینى داشته باشد و دیگرى عباى افغانى ، نشانه كمال و نقص است ؟ ما هم اگر بى سواد شدیم مثل ابلیس مى شویم و به ضلالت مى افتیم ، لازمه ضلالت هم این است كه تعدّى مى كند، یعنى انسان گمراه و ضالّ، مضلّ و گمراه كننده نیز مى گردد و مى خواهد دیگران را هم مانند خود كند، پس بترسید از بى سوادى .
این از بى سوادى است كه آن آقا مى گوید: قرآن فرموده ( وَ الاَْرْضَ وَضَعَها لِلاَْن امِ)(77) پس معنایش این است كه هیچ مِیزى (تفاوت و اختلاف ) نیست و همه در مالكیّت و در بهره ورى از زمین یكسانند، او نمى داند كه این ((لام )) لام عاقبت و انتفاع است ، و نمى داند باید روایاتى را نیز كه مفسّر آیه است ملاحظه كرد. این آدمهاى بى سواد، مردم مثل خود را هم گمراه مى كنند، اوّل با قرآن جلو مى آیند ولى هدف این است كه همین قرآن را از دست مردم بگیرند، كار به جایى مى رسد كه مى گوید: قرآن را بسوزانید.
البته ما به این امر مى خندیم ، ولى واقع همین است كه اگر در استدلال قوى نباشیم دشمنان بر ما غالب مى شوند، آنها پول خرج مى كنند همین بى سوادها را با پول مى خرند. و در نتیجه این بى سوادى ، دین درست مى كند. آن بهائى گفته است كه : اصلاً در قرآنِ شما نیز به ((سید على محمد باب )) اشاره شده است و همین (حم عسق )(78) یعنى ((قائم سید على محمد)) البته باید از چپ بخوانید!
آقا، پس ما براى تمام مطالب محتاج علم و استدلالیم و بیشتر از هر چیز به اینها محتاجیم ؛ زیرا مسئله ، مسئله دین است ، باید در مقابل این بى سوادى و جُهّال وارداتى بایستیم . اینها روى افرادشان كار مى كنند، لازم نیست رسوا هم بشوند زیرا این افراد بطور مخفیانه پول مى گیرند.
پس ما باید علم كلام را خوب یاد بگیریم و در برابر اینها پاسخگو باشیم ، و گرنه گرگها ما را مى خورند آنچنانكه به هضم رابع برسد!!(79)




[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

راز 313 و نقش آن در تحقق ظهور

-آیا امام زمان(عج) هنگامی که 313 یار داشته باشد ظهور می‌کند؟

 در روایتی جناب عبدالعظیم حسنی از امام جواد (ع) نقل می‌فرمایند: «313 نفر از اصحاب امام مهدی(عج) به تعداد اهل بدر، از طرف زمین به سوی حضرت می‌آیند و اطرافش جمع می‌شوند... وقتی این عده از اهل اخلاص جمع شوند، خداوند امرش را آشکار می‌کند».

برخی براساس این روایت معتقدند: اگر امام زمان(عج) فقط 313 یار مخلص داشته باشد، ظهور می‌کند، اما حقیقت آن است که تکمیل شدن این تعداد یار برای امام مهدی(عج) تنها شرط و علت تامه برای ظهور نیست، بلکه یکی از شرایط ظهور، وجود یاران است.

ظهور امام مهدی(عج) شرایط دیگری مانند آمادگی و استقبال جهانی نیز دارد بنابراین زمینه ظهور و حکومت جهانی فقط وجود یاران نیست.

 




[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ محمد رضا براتی جاهد ]

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت